گفت و گو

گفت و گو (1171)

گفت و گو با اساتید موسیقی، آهنگسازان، نوازندگان، خوانندگان، نویسندگان کتاب، مترجمان موسیقی ایران

طبقه بندي هاي فرزند

چرا به‌جای خواننده، ساز که یک تکه چوب است را نشان نمی‌دهند/مرغ سحر یک موسیقی اعتراضی است

داوود آزاد می‌گوید: در آواز ایرانی سبک یک خواننده خاص تبدیل به استاندارد شده و همه می‌ترسند که نکند من شبیه استاد شجریان نباشم. این باعث شده تنوع آوازی از بین برود که موضوع خوبی نیست.

به گزارش خبرنگار ایلنا، داوود آزاد (آهنگساز، نوازنده و خواننده موسیقی ایرانی) در آستانه کنسرت خود در تبریز با بیان این مطلب اظهار داشت: استانداردی ایجاد شده که اگر تنها شبیه یک خواننده خاص باشید درست است؛ باید شبیه این باشید تا به عنوان یک خواننده بدرخشید.

آزاد با تاکید بر اینکه «خود بودن» امروز در آواز خوان‌های ما از بین رفته است، افزود: اگر شبیه این استاندارد نباشید فضایی برای فعالیت‌تان وجود ندارد. همین باعث شده همه شبیه یکدیگر باشند و خب هیچکس هم که نمی‌تواند استاد شجریان باشد، این باعث شده تنوع آوازی از بین برود که موضوع خوبی نیست.

وی با بیان اینکه آواز من اصلا شبیه استاد شجریان نیست، عنوان کرد: من تحت تاثیر موسیقی قدما هستم. به دلیل اینکه از ابتدای آموزش موسیقی، به طور غیرمستقیم شاگرد اقبال آذر، طاهرزاده و... بودم و شب و روز با این اساتید آواز زندگی کردم. حتی الان هم اصلا آثار جدید را گوش نمی‌کنم تا تاثیری از آثار جدید نگیرم.

داوود آزاد در بخش دیگری از سخنانش گفت: تحت تاثیر یک خواننده بودن اتفاقا خیلی خوب نیست برای اینکه تنوع آوازی را از بین می‌برد. این اتفاق الان در موسیقی ما افتاده است. شما آوازهای قدما را گوش می‌کنید، حتی ظلی که ادعای شاگردی اقبال آذر را دارد، وقتی می‌خواند با اینکه شباهتی با اقبال آذر دارد ولی خودش است.

این موزیسین بخش دیگری از این اتفاق را تحت تاثیر رسانه‌ها دانسته و گفت: رسانه‌ها هم در بزرگ کردن یک شخص و آواز خاص نقش عمده‌ای دارند در حالی که من دوست دارم آدمی اثر انگشت خود را داشته باشد. آوازخوان‌های قدیم ضمن اینکه خودشان همه با هم متفاوت بودند، هنرجوهای یک نفر هم همه با هم متفاوت بودند. مثلا یکی از هنرجویان آقای هوشنگ ظریف علیزاده است که مدل متفاوتی است.

وی ادامه داد: در پنج شش دهه اخیر سیستم آموزشی به گونه‌ای بوده که اساتید، هنر خود را به شاگرد انتقال داده در صورتی که استاد خوب استادی است که اجازه دهد آن شخص خود را پیدا کند و منحصربفرد باشد. من در تبریز شاگردان زیادی مثل هادی آذرپیرا، قادر رودکیان، ارژنگ صیفی‌زاده، محمود نامدار دارم که هیچ کدام نه شبیه من هستند و نه شبیه یکدیگر.

این آهنگساز، نوازنده و خواننده موسیقی ایرانی با بیان اینکه این تنها در اصفهان است که هنوز اصفهانی‌ها اسیر آن استاندارد نشده‌اند، گفت: در همین تبریز اساتیدی مثل استاد قیطانچی، استاد هریسچی داشتیم که استاد شجریان برای یادگیری آواز پیش آن‌ها می‌رفت. متاسفانه حتی یک نفر در تبریز آواز آن‌ها را پیگیری نکرده است.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به موسیقی تلفیقی، اظهار داشت: در ایران فکر می‌کنند اگر سه تار کنار گیتار قرار بگیرد یعنی تلفیق. البته من مخالف این نوع موسیقی نیستم اما در این تلفیق‌ها حفظ هویت بسیار مهم است یعنی وقتی موسیقی ما با موسیقی‌های دیگر تلفیق می‌شود باید هویت ایرانی و اصالت موسیقی‌اش حفظ شود که متأسفانه این‌گونه نیست.

این خواننده موسیقی ایرانی یادآور شد: بسیاری از نوآوری‌هاى حوزه موسیقى که نام تلفیقی روی آن قرار گرفته برای من قابل پذیرش نیست چون تلفیق زمانی رخ می‌دهد که دو نوع موسیقی مختلف با حفظ هویت خود در دل هم تنیده می‌شوند یعنی موسیقی‌های دیگر، موسیقی‌های مختلف را همراهی می‌کنند اتفاقی که در موسیقی‌های تلفیقی فعلی کمتر رخ می‌دهد.

آزاد همچنین با اشاره به موسیقی رپ و تاثیر خشونت بار آن در جامعه، گفت: رپ موسیقی اعتراضی است، موسیقی رپی که امروز در ایران است من شخصا این موسیقی را نمی‌پسندم. اعتقاد دارم موسیقی یا هر هنر دیگری باید جامعه را به آرامش و شادی دعوت کند. نه به غم و افسردگی. حتی شعرهایی که امروز در موسیقی سنتی ما مطرح می‌شود را هم من نمی‌پسندم. چراکه پر از غم است و برای ما اندوه می‌آورد و ذهن شنونده را به گذشته می‌برد و برای جامعه حالت رخوت می‌آورد.

وی تصریح کرد: هر نوع موسیقی می‌تواند در جامعه وجود داشته باشد و من مخالفتی ندارم. موسیقی رپ در غرب برای خود تاریخچه و فرهنگی دارد و با یک پشتوانه فرهنگی و سیاسی خاصی شکل گرفته و تبدیل به موسیقی رپ فعلی شده است ولی این با آن موسیقی‌ای که ما از آن به عنوان موسیقی درمانگر حرف می‌زنیم متفاوت است.

آزاد با بیان اینکه هنر یکی از قدرت‌های درمانگری است و معجزه هنر این است که شما را در لحظه نگه دارد، گفت: تمام کلاس‌های روان‌شناسی و عرفان‌شناسی در تمام دنیا تلاش می‌کنند که بشر امروزی بتواند این لحظه و حال را تجربه کند. کسی که بتواند این حال را تجربه کند هیچ مشکلی ندارد چراکه تمام بدبختی ما از گذشته و آینده است که ذهن ما مدام در آن سیر می‌کند. موسیقی یا هر هنر دیگری اینجا می‌تواند نقش عمده‌ای را بازی کند. مسلما موسیقی رپ اینجا نمی‌تواند نقشی بازی کند چون مدام جامعه را به اعتراض ترغیب می‌کند. در کشور ما معلوم نیست ریشه موسیقی پاپ و رپ از کجاست. وقتی مرغ سحر را می‌شنویم این موسیقی اعتراضی است ولی کاملا ریشه در سنت دارد. تمام آن اصالت‌ها را به کمک گرفته تا اعتراض خود را برساند.

آهنگساز، نوازنده و خواننده موسیقی ایرانی تاکید کرد: موسیقی درمانگری که ما از آن صحبت می‌کنیم، موسیقی‌ای جدی با اصالت هزاران ساله است. ریشه در اصالت و تفکر ما ایرانی‌ها و شرقی‌ها دارد. موسیقی که بزرگان تصوف از آن بهره‌مند هستند. برای درمان کردن و به عنوان یک برون‌ریزی از آن استفاده می‌شود. در آثار بزرگانی همچون ابوسعید ابوالخیر دیده می‌شود که همیشه از موسیقی به عنوان درمان در جلسات ذکر خود استفاده کرده است. منظور ما این موسیقی است که ریشه در اصالت عرفانی دارد.

داوود آزاد در پایان از برپایی کنسرت خیریه برای زندانیان زندان تبریز هم خبر داده و افزود: به عبارتی ساز در زندان با محبوسین همدلی می‌کند و می‌گوید من هم در حبس هستم و اجازه نمایش ندارم. در حالی که من که موزیسین هستم و به ساز معنا می‌دهم اگر محدودیتی هست باید برای من باشد و دیده نشوم نه برای ساز چون ساز فقط تکه‌ای چوب است.

ادامه مطلب...

حسن ناهید در سالگرد زلزله بم و درگذشت ایرج بسطامی:

صدایی در حد بسطامی نشنیدم/ هر خواننده‌ای باید سبک خودش را داشته باشد

حسن ناهید: لطافت کار بسطامی در ترانه «وطن من» واضح است و من صدایی در آن حد نشنیدم. بسطامی علاوه بر دارا بودن چپ کوک، صدای بم لطیف و زیبایی نیز داشت.

به گزارش خبرنگار ایلنا، روز گذشته فاطمه بسطامی (خواهر ایرج بسطامی) به همراه برخی از دست اندرکاران جشنواره موسیقی بسطامی به دیدار حسن ناهید (موسیقیدان و نوازنده پیشکسوت نی) به خانه وی رفتند.

حسن ناهید که از دوستان ایرج بسطامی بوده و کنسرت‌های مشترک بسیاری با او داشته‌، درباره این خواننده فقید گفت: ایرج بسیار جوان ساده و خوب و مظلومی بود و زلزله بم به او مهلت درخشش بیشتر نداد و مرحوم بسطامی را از جامعه هنری دریغ کرد. خواننده‌ای مانند مرحوم بسطامی با آن ویژگی‌های منحصر بفرد به سختی پیدا می‌شود.

این استاد نی‌نوازی در ادامه افزود: استاد بسطامی وسعت صدایی بسیار زیادی داشت و برخلاف خیلی‌ها که چپ کوک را جیغ می‌زنند، او محدوده‌های بالا را بسیار با احساس می‌خواند. بسطامی به راحتی که راست کوک می‌خوانند، چپ کوک می‌خواند. این لطافت کار بسطامی در ترانه «وطن من» واضح است و من صدایی در آن حد نشنیدم. بسطامی علاوه بر دارا بودن چپ کوک، صدای بم لطیف و زیبایی نیز داشت.

وی همچنین عنوان کرد: یادم می‌آید ایرج مرا به کرمان دعوت کرده بود و می‌دیدم همیشه با واکمن تمرین می‌کرد و موسیقی گوش می‌داد و می‌خواند. جالب اینکه من ندیدم ایرج بدون ضبط صوت باشد، و همیشه درحال خواندن و شنیدن بود.

حسن ناهید گفت: کارهای ایرج ماندنی است، چراکه هم روی انتخاب شعر فکر می‌کرد و با دقت بسیاری انتخاب‌هایش را انجام می‌داد و هم اینکه با موسیقی و شعر زندگی می‌کرد و هیچگاه به خاطر مسایل مادی کار نکرد. ایرج حتی موقع اجرا، پشت صحنه هم از موسیقی دل نمی‌کند و مدام با موسیقی عجین بود.

این نوازنده پیشکسوت نی‌ در ادامه افزود: خوشبختانه امروزه بسیاری بخش زیادی از جامعه به موسیقی علاقه‌مند هستند و آن را پیگیری می‌کنند. یادم می‌آید زمانی فقط استاد کسایی به نوازندگی نی آشنایی داشت اما از آن زمان که من سمت نی‌نوازی آمدم یعنی از سال ٣٩ به بعد رفته رفته نی فراگیر شد. این فراگیری در تمامی بخش‌های موسیقی به واسطه آموزش بوده و امروزه باید جشنواره‌ها به کشف استعدادها و پرورش و آموزش آن‌ها بپردازند. جشنواره موسیقی بسطامی هم رسالتش همین است و باید به هر خواننده‌ای بیاموزد که سبک خود را بخواند و به آن‌ها کمک کند؛ در نی و سایر ساز‌ها نیز باید اینگونه باشد. هر کس باید سبک خودش را داشته باشد.

ادامه مطلب...

گرایش خانواده‌های مذهبی به موسیقی/قحطی ملودی و ترانه داریم

رضا مهدوی نوشت: سال‌هاست در قحطی ملودی و ترانه به‌سر می‌بریم و به عبارتی یک قطعه‌ که در هر شرایطی با آن حال خوبی داشته باشیم، نداریم.

رضا مهدوی (موزیسین و منتقد موسیقی) در یادداشتی که درباره «فقدان ملودی‌ها و قطعات ماندگار در حوزه موسیقی ایرانی امروز» برای خبرگزاری ایلنا نوشته، آورده است: موسیقی ایرانی در جامعه کمرنگ شده است اما در مقایسه با حجم جمعیت امروزی، در میان خانواده‌ها کمرنگ نشده است. امروزه در هر خانه‌ای ساز وجود دارد و اغلب خانواده‌ها، حتی خانواده‌های مذهبی هم به سمت موسیقی رفته‌اند. با این فضا هم نباید نگران بود که سنت‌ها و آیین‌ها از بین می‌رود.

این دوران، دورانی در سیطره فضای مجازی است که در حقیقت به فضای واقعی مردم تبدیل شده است. اگر می‌خواهیم چیزی را نگه داریم، به کمک همین فضای مجازی می‌توان آن را خوب نشان داد. یادم می‌آید بعد از فیلم «سنتوری»، همه به سنتور علاقه‌مند شدند. این اتفاق نشان می‌دهد مردم به موسیقی علاقه دارند فقط راه معرفی آن مهم است.

وقتی والدین یک شاگرد ۵-۶ ساله‌ای دوست دارند، فرزندشان زود‌تر قطعه «زرد ملیجه» را یاد بگیرند، نشان از علاقه خانواده‌های ایرانی به موسیقی ایرانی دارد. البته این را هم باید در نظر داشته باشیم که سال‌هاست در قحطی ملودی و ترانه به‌سر می‌بریم. به عبارتی یک قطعه‌ای که در هر شرایطی با آن حال خوبی داشته باشیم، نداریم. در عین حال موسیقی نیز بیشتر فضایی برای به رخ کشیدن تکنیک‌ها و مدلاسیون و مرکب خوانی شده و حس و حال واقعی در موسیقی ایرانی از بین رفته است. به هر حال ما اهالی موسیقی باید برای مردم موسیقی‌های آرام و شادی بخش بسازیم. مردم ما به موسیقی خوب و با حال خوب نیاز دارند. ما ملودی‌آفرین و ترانه‌سرا هستیم و باید از شعر؛ موسیقی استخراج کنیم. شاید یکی از نکات مثبت جشنواره‌ای مانند «نوای خرم» را ایجاد انگیزه به خصوص برای رده‌های سنی پایین بتوان دانست که بچه‌ها در معرض ملودی‌های جذاب و زیبا قرار می‌گیرند تا کم‌کم برای ساخت چنین ملودی‌هایی ذهن‌شان پرورش پیدا کند.

متاسفانه ما همیشه زمانی لطمه خورده‌ایم که از خرد جمعی دور شده‌ایم و باید متولیان چنین جشنواره‌هایی سعی کنند جشنواره از خرد جمعی دور نشود و به ورطه خرد فردی گرفتار نشود و سرنوشتی مانند بسیاری از جریان‌های جامعه موسیقی را پیدا نکند.  

برای مثال می‌توان به همین تالار وحدت اشاره کرد که دیگر تبدیل به بنگاه شادی شده است؛ نشانه این نوع نگاه‌های اشتباه نیز این است که وقتی شما بعد از یک کنسرت از چنین سالنی بیرون می‌آیید و با شنیدن موسیقی یک «دوره گرد» حالتان بهتر می‌شود، یعنی اینکه موسیقی‌ اجرا شده در سالن مذکور با وجود داشتن تکنیک نوازنده و پرداخت هزینه گزاف برای دیدن آن، حس و حالی نداشته است.

 وقتی صدای ساز یک «دوره گرد» بی‌ادعا ما را به خاطرات گذشته می‌برد، یعنی موسیقی که در آن حس و حال جریان دارد، اثرگذار‌تر است تا موسیقی‌ای که در آن تکنیک وجود دارد و این‌‌ همان نکته‌ای است که می‌تواند مورد توجه برگزارکنندگان جشنواره‌ها و مسئولان و دست‌اندرکارانی قرار گیرد که توجه اصلی‌شان روی نسل جوان و نوجوان موسیقی کشورمان است.

ادامه مطلب...

رامیز قلی‌اف:

ایران وطن دوم من است/ چرا تار آذربایجان در یونسکو ثبت شد اما تار ایرانی نه؟

رامیز قلی‌اف می‌گوید: ساز تار برای ایران یا آذربایجان نیست. این ساز برای سرزمین شرق است.‌‌ سوال این است که چرا ساز تار آذربایجانی در یونسکو ثبت شده و ساز تار ایرانی ثبت نشده است؟

به گزارش خبرنگار ایلنا، نشست خبری کنسرت ارکستر سمفونیک فرهنگ و هنر با حضور رامیز قلی‌اف، سوسن تقی‌پور (رئیس دانشگاه علمی کاربردی فرهنگ هنر واحد ۴۶)، شهرام توکلی، علی اکبر قربانی و رشید وطن‌دوست صبح امروز دوشنبه ۲۷ آذر در تالار وحدت برگزار شد.

سوسن تقی‌پور در ابتدای این نشست خبری درباره این کنسرت گفت: ارکستر سمفونیک فرهنگ و هنر سال ۱۳۹۳ در مرکز علمی کاربردی فرهنگ و هنر واحد ۴۶ افتتاح شد. این ارکستر تلفیقی از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان رشته موسیقی است که اجراهایی در تالار وحدت داشته‌ایم. ما همچنین به دعوت کنسرواتوار چایکوفسکی در سالن راخ مارینوف در روسیه اجرا داشته‌ایم. سمفونی افلاکیان را تهیه و اجرا کردیم که اجرا‌هایمان در سالن موزه دفاع مقدس روی صحنه رفت. اجرای پیش رو را نیز در خدمت استاد رامیز قلی اف هستیم که روز ۳۰ آذر مصادف با شب یلدا و روز اول دی در دوسئانس اجرا‌هایمان روی صحنه می‌رود.

وی در ادامه افزود: به نظرم هر دانشگاهی که رشته موسیقی دارد باید ارکستر داشته باشد. وقتی رشته آهنگسازی داریم وقتی رشته‌های نوازندگی داریم باید جایی باشد که دانشجویان بتوانند روی صحنه بروند و هنرشان را ارائه دهند. علمی کاربردی ادعا دارد که هفتاد درصد از کارش عملی است. پس حضور ارکستر برای ما لازم بود. ارکستر سمفونیک فرهنگ و هنر در جاهای مختلفی روی صحنه رفته است و به مرحله کارآفرینی رسیده است. همچنین استادان بسیاری در کنار ارکستر هستند و همین حضور این استادان برای بقای ارکستر ما کمک کرده است. تلاش بسیاری کرده‌ایم تا اجراهایی برای ارکستر فراهم کنیم تا ارکستر به درآمدزایی برسد.

تقی‌پور همچنین عنوان کرد: هدف اصلی ما معرفی ارکستر و معرفی نوازندگان است. همت استادان و همت خودِ نوازندگان باعث پایداری ارکستر شده است. فکر می‌کردم که آذری زبانان ایران استبال بسیار بیشتری از برنامه داشته باشند. رامیز قلی‌اف از نوازندگان بزرگ هستند. برای برگزاری این کنسرت هم نه اسپانسر و نه حامی نداشته‌ایم.  

رامیز قلی اف نیز در بخش دیگری از این نشست خبری گفت: خوشحالم که در سالن زیبای تالار وحدت قرار است برنامه‌ای اجرا کنیم. در مملکت‌های مختلفی برنامه اجرا کرده‌ام اما این برنامه برای من اهمیت بسیار زیادی دارد. در اجرای پیش رو موسیقی کلاسیک، موسیقی آذربایجان و موسیقی مقامی در کنار هم قرار می‌گیرند که اتفاق‌های بسیاری خوبی خواهد بود. در این برنامه آثاری هست که برای نخستین بار اجرا می‌شوند. این اجرا برای من تازگی خاصی دارد. نخستین بار است که در تهران با هنرمندانی خاص روی صحنه می‌روم. آقای قربانی و توکلی رهبران ارکستر هستند و آقای رشیدوطن دوست هم خواننده برنامه است.

این موزیسین آذربایجانی در ادامه افزود: ۳۰ دی روز تولد من است که به هفتاد سالگی می‌رسم. این سن برای من هم زیاد و هم کم است. از این جهت که علاقمندان بسیاری برای تار پیدا کردم زیاد است و از این جهت که باز هم دوست دارم کار کنم اجرا داشته باشم؛ اندک است. تا کنون با ارکسترهای زیادی برنامه اجرا کرده‌ام و در این مدت کرهٔ زمین را دوبار دور زده‌ام. تاکنون با بیش از هفتاد ارکستر کار کرده‌ام و این نخستین بار است که با ارکستر سمفونیک فرهنگ و هنر کار می‌کنم. اعضای این ارکستر بسیار جوان هستند اما در عین جوانی رهبرانی دقیق دارند. رپرتواری که این برنامه دارد، رپرتواری دقیق و عالی است.

وی همچنین عنوان کرد: آرزو‌ها و حرف‌های زیادی برای گفتن دارم، این حرف‌ها را موقع اجرای کنسرت بهتر به شما انتقال می‌دهم. مردم ایران به موسیقی علاقه دارند. ایران وطن دوم من است و قلبا این کشور را دوست دارم. این عشق به ایران را با تارنوازی برایتان عرضه می‌کنم. این دیدار با شما زیباست و تاثیر بسیاری روی من خواهد گذاشت.

رشید وطن‌دوست نیز در بخش دیگری از این نشست گفت: من متولد تبریز هستم و تخصصم خوانندگی اُپراست. از سال ۱۳۴۸ سولیست اُپرای تهران بودم. پیش‌تر اجراهایی با ارکسترهای سمفونیک تهران، ارکستر ملی و دیگر ارکستر‌ها داشته‌ام. در اجرای پیش رو هم برخی از آثار مهمِ موسیقی آذربایجانی را می‌خوام. خیلی خوشحالم که این آثار را در کنار رامیز قلی اف اجرا می‌کنم. استاد قلی اف بسیار مهربان و افتاده و در عین حال بسیار چیره دست هستند.

شهرام توکلی نیز در ادامه گفت: بودن در این برنامه برای من افتخار بزرگی است. صدای تار استاد رامیز قلی‌اف را از بچگی شنیده‌ام و عاشق تارنوازی ایشان هستم.

سپس علی‌اکبر قربانی عنوان کرد: اصالت من آذری است و موسیقی آذری همیشه برای من جذابیت داشته است. صدای تار آقای قلی اف همیشه برای من رویایی و دست نیافتنی بود. از اینکه در این رویداد کنار هم قرار می‌گیریم بسیار خوشحالم. چند سال پیش هم آقای قلی اف به دعوت استاد فخرالدینی به ایران آمد و در کنار ارکستر ملی تار نواخت. این بار به دعوت دانشگاه علمی کاربردی فرهنگ و هنر واحد ۴۶ به ایران آمده تا باز هم در کنار ارکستری ایرانی تار بنوازد. الان ارکسترهایی داریم که بودجه‌های کلانی در اختیار دارند اما در عین حال مشکلات بسیاری دارند. ما در ارکستر سمفونیک فرهنگ و هنر مانند یک خانواده هستیم و عشق و علاقه بیاری بین اعضای ارکستر وجود دارد.

رامیز قلی اف نیز در بخش دیگری از نشست درباره موسیقی ایران گفت: پیش‌تر با ارکستر ملی ایران و با رهبری فرهاد فخرالدینی اجرایی داشته‌ام. در آن اجرا رپرتوار مفصلی را روی صحنه بردیم. در آن اجرا استاد فخرالدینی قطعه‌ای برای ارکستر و تار نوشته بودند که ما آن را اجرا کردیم و بعد‌ها همین قطعه را با ارکستر باکو هم اجرا کردیم. در شهرهای تاریخی ایران اجراهای بسیاری داشته‌ام. همیشه منتظر بودم که ارکستری مانند ارکستر فرهنگ و هنر من را دعوت کند و خوشبختانه این اتفاق افتاد. ممنونم که با دعوت خانم تقی‌پور به ایران آمدم و در کنار کنسرت‌مان مسترکلاسی برای تارنوازان داشتیم. آرزو داشتم که امکان برگزاری کنسرتی مشترک با فخرالدینی داشته باشم.

این موزیسین افزود: در بیست سال گذشته موسیقی در ایران گسترش زیادی داشته است. نوازندگان با اصول صحیح در حال پیشرفت هستند. رپرتوار اجرای پیش رو را به صورت تلفنی با من هماهنگ می‌کردند. قطعهٔ «اولین عشق» و «زیر نور ماه» را به شنوندگانمان معرفی می‌کنم. دوستی و برادری بین ایران و آذربایجان به اندازهٔ یک تاریخ طولانی است. ما فرهنگ و تاریخ مشترک داریم. رفت و آمد بین این دو کشور همیشه بوده است. هر زمان که ما را به ایران دعوت کرده‌اند، آمده‌ایم. هنرمندان ایرانی هم به آذربایجان دعوت می‌شوند. همین سال گذشته پیانیست جوانی از ایران به آذربایجان دعوت شد و با ارکستر فیلارمونیک آذربایجان اجرای مشترک داشتند.

وی همچنین عنوان کرد: ساز تار برای ایران یا آذربایجان نیست. این ساز برای سرزمین شرق است.‌‌ همانطور که می‌بینید هر کشوری ساز تار خاص خودش را دارد. نمی‌دانم این ساز از چه دوره‌ای وارد فرهنگ و هنر ما شده است. شاید از زمان نظامی گنجوی بوده است. سوال این است که چرا ساز آذربایجانی در یونسکو ثبت شده و ساز ایرانی ثبت نشده است؟ سال ۲۰۱۲ میلادی جلسه بین‌المللی در یونسکو برگزار شد و در آن جلسه تمام سازهای تار مورد بررسی قرار گرفت. در آن جلسه ایران می‌گفت ما فرهنگ قدیمی داریم. چینی‌ها و مصری‌ها هم تارهای قدیمی داشتند. هر کدام از این سازهای تار صدای خاص خودش را داشت. این ساز از نظر تکنیکی و صدایی بسیار گستردگی دارد.

وی افزود: در آن جلسه هر کشوری از سازِ تار خودش می‌گفت. اما آذربایجان از نوازندگی تار می‌گفت. ایتالیایی‌ها من را دعوت کردند و من برایشان اجرا کردم. نوازندهٔ تار آذری در نقش یک سولیست در کنار ارکستر قرار می‌گیرد. من یک اجرای مشترک با ارکستری ایتالیایی داشتم که در آن اجرا تار هدایتگرِ ارکستر بود. در تاریخ دنیا برای نخستین بار ارکستری با تارنوازی من اجرایی مشترک داشت و ضبط تلویزیونی هم شد. با بیش از هفتاد ارکستر سمفونیک در دنیا اجرا داشته‌ام که هر کدام را رهبران بزرگی رهبری می‌کردند. تمام این موارد را در آن جلسه یونسکو مطرح کردیم. آیا شما این کار‌ها را با ساز تار انجام داده‌اید؟

رامیز قلی‌اف گفت: از نظر پرده بندی و فاصله‌هایی که در موسیقی ایرانی هست، تفاوت‌هایی با تار آذری وجود دارد. اگر یک نوازنده تار ایرانی در کنار یک پیانیست قرار گیرد فقط می‌تواند موسیقی ایرانی اجرا کند. اگر بخواهید قطعه‌ای کلاسیک اجرا کنید با تار ایرانی امکانش نیست اما این امکان را ما در تار آذربایجانی ایجاد کرده‌ایم. تهران پایتخت ایران است اما من تبریز را پایتخت فرهنگی ایران می‌دانم. یک بار از سوی کیوان ساکت دعوت شدم و در تبریز اجرا داشتیم. بعد از آن برنامه منتظر بودم که بازهم به تبریز دعوت شوم اما این دعوت هرگز انجام نشد. اما این خبر را به شما بدهم که به زودی در تبریز اجرایی خواهم داشت. اگر بتوانند مجوزهای لازم برای برگزاری این کنسرت را بگیرند من حتما می‌پذیرم. این را هم بگویم که یک سی دی صوتی آورده‌ام که در آن دلایل ثبت تار از سوی آذربایجان ذکر شده است.

ادامه مطلب...

آخرین شعر چاووشی برای ناصرالدین شاه است

هوشنگ جاوید در برنامه پژوهشی آیین چاووشی گفت: آخرین شعر چاووشی که خیلی هم ارزشمند است برای ناصرالدین شاه است. شعر چاووشی بعدها در خدمت زیارت مشهد در آمد که این هنر نیز در دوره صفویه ایجاد شد.

به گزارش ایسنا، این پژوهشگر در این مراسم بیان کرد: ریشه چاووش در ایران قبل از اسلام در این بود که مردم بانگ کننده داشتیم که وقتی فردی وارد مجلسی می‌شد با بانگ بلند می‌گفتند که فلانی وارد شد. در شاهنامه هم ما به مردم بانگ کننده بر می‌خوریم این هنر پس از اسلام قانونی می‌شود و به شکل مذهبی دینی درمی‌آید.

او درباره دسته‌بندی موسیقی دینی اظهار کرد: چاووش اولین نغمه برگرفته از قرآن است. در سوره حج آیه ۲۰ تا ۲۲ نیز آمده است هر گاه کسی عازم حج می‌شود با بانگ بلند مردم را خبر کنید که دل‌ها به حرکت در بیاید و ذهن‌ها کشش پیدا کنند.

وی گفت: در طول زمان ایرانی‌ها این هنر را چنان به کار گرفتند که در آیین‌های شادی هم از آن استفاده می‌کردند. در ابتدا چاووشی برای رفتن به حج، بر اساس فرمان قرآن بود. بعد از واقعه‌ی عاشورا به پیروی از بشیر بن جزلم چاووشی خوانی عاشورا نیز رونق گرفت. پیر این چاووش خوانان بشیر بن جزلم شد و از آن به بعد ایرانی‌ها هم چاووشی خبر کردن برای حج و چاووشی عزا داشتند. در صبح عاشورا هم چاووشی خوانی ویژه‌ای انجام می‌شد که هنوز هم در مناطق جنوب و استان های مرکزی این چاووشی خوانی در صبح عاشورا اجرا می‌شود.

جاوید ادامه داد: در طول زمان بسته به نگاه مذهبی دینی این چاووشی‌ها در عروسی‌ها نیز اجرا می‌شد ولی شادی انگیز و در ستایش ائمه بود. به این ترتیب هنر مناقب خوانی به وجود آمد، با گذشت زمان ارزش شعر چاووشی پایین آمد. آخرین شعر چاووشی که خیلی هم ارزشمند است برای ناصرالدین شاه است. شعر چاووشی بعدها در خدمت زیارت مشهد درآمد که این هنر نیز در دوره صفویه ایجاد شد. لباس‌های چاووش خوانان  و پرچم‌های حج و کربلا و زیارت مشهد متفاوت بود. برای کربلا پرچم آبی برای مشهد پرچم سبز و برای کسانی که به خانه خدا می‌رفتند و آمدن محرم پرچم سیاه استفاده می‌کردند.

این پژوهشگر اضافه کرد: یکی از مراسم‌های چاووش گران، کتل خوانی بود. کتل خوانی شکل دیگری از چاووش خوانی است به این شکل که با قرار دادن کتل در جلوی صف و خواندن شعر عزا نشان می‌دادند کاروانی که برمی‌گردد در بین شان چند تن ازبین رفته و مردم باید مراعات حال ایشان را کنند. چاووش خوانان در بین مردم احترام خاصی داشتند و امین مردم بودند تا این حد که مردم اموال و خانواده خود را به اعتبار آنها در زمان رفتن به حج به ایشان می‌سپردند.

او به انواع چاووشی‌ها نیز اشاره کرد و گفت: چاووشی با دف در کردستان، چاووشی خوانی با کرنا در ایشنا و گیلان چاووشی خوانی به صورت هم خوانی و چاووشی خوانی برای کار بوده است.

در این برنامه چاووش خوانی دامغانی حاج حسین سلمانی انجام شد. همچنین مصطفی رحیم‌پور درباره تاریخچه کرنا نوازی و چاووش خوانی در گیلان توضیح مختصری داد و بعد از آن چاووش خوانی همراه با کرنا نوازی انجام شد. مظفر قربان‌نژاد از اساتید تعزیه خوانی نیز به طور مختصر درباره چاووشی خوانی صحبت کرد.

انجام چاووشی خوانی آذری توسط استاد کوثر علی شهبازی بعد از توضیح مختصری درباره تاریخچه چاووشی از دیگر بخش‌های این برنامه بود.

در انتهای برنامه نیز از پیشکسوتان آیین چاووشی تقدیر شد.

برنامه پژوهشی آیین چاووشی در ایران روز گذشته در فرهنگسرای رازی برگزار شد.

ادامه مطلب...

تمام تمرکز «آینه‌دار» روی ثبت موسیقی‌ها است

رئیس فستیوال موسیقی نواحی «آینه‌دار» گفت که تمام تمرکز «آینه‌دار» روی ثبت موسیقی‌ها است.

به گزارش ایسنا، نشست خبری چهارمین فستیوال موسیقی نواحی «آینه‌دار» برگزار شد.  

علی مغازه‌ای ـ دبیر این رویداد ـ درابتدای این نشست اظهار کرد: فستیوال موسیقی آینه‌دار تلاش دارد فعالیت‌هایی را در حوزه موسیقی و آیین اقوام مختلف ایران انجام دهد.

او ادامه داد: در سال‌های گذشته گروه‌های از خراسان و سیستان، مناطق جنوبی ایران و دامنه‌های زاگرس در این رویداد اجرا کردند؛ امسال نیز بنا داریم موسیقی منطقه شمال غرب ایران را با تمرکز روی مناطق آذربایجان، اردبیل، زنجان و قم و به شکل کلی آذری زبان‌ها و اقوام دیگر ساکن این مناطق مانند آسوری‌ها و ارمنی‌ها مد نظر قرار بدهیم.

مغازه‌ای با بیان اینکه مراحل پایانی انتخاب گروه‌ها انجام شده است، اضافه کرد: چهارمین دوره این رویداد ۲۹، ۳۰ آذر و ۱ و ۲ دی‌ماه در تالار رودکی تهران برگزار می‌شود.

در ادامه احسان رسول‌اف ـ رئیس فستیوال موسیقی نواحی آینه‌دار ـ نیز بیان کرد: این رویداد یک سالانه هنری دارای جنبه‌های فرهنگی ارزشمند است که روز به روز بر اهمیت آن افزوده می شود. این باعث افتخار ما است که می‌توانیم به این رویداد به عنوان یک کار افتخارآمیز حرفه‌ای نگاه کنیم.

او افزود: این پروژه از سال ۱۳۹۲ آغاز شد؛ ما در ابتدا قصد داشتیم این رویداد را به شکل دوسالانه برگزار کنیم. از سال ۱۳۹۴ فضا را به سمتی بردیم که بهترین پوشش را از فعالیت‌های هنرمندان موسیقی اقوام انجام بدهیم. ما می‌خواستیم به اجرایی منسجم از رویدادی برسیم که می‌تواند در دوره‌های آینده مساحت کشور را پوشش بدهد. ما همچنین می‌خواستیم خروجی ارزشمندی از اجراهای صحنه‌ای داشته باشیم؛ بر این اساس آرشیو این اجراها در این فستیوال به شکل بسته‌های صوتی به مخاطبان ارائه می شود.

رئیس فستیوال موسیقی نواحی آینه‌دار همچنین اظهار کرد: ما در این دوره بنا داریم که غیر از اجرای آثار، هر روز مرور تصویری از دوره های اول تا سوم فستیوال را برای مخاطبان نمایش دهیم.

در ادامه مغازه‌ای در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آثار این دوره بر چه اساسی انتخاب شدند؟ بیان کرد: معمولا در رویدادهای موسیقی نواحی انتخاب هنرمندان و گروه‌ها به افراد دیگری واگذار می‌شود اما درباره ما اینطور نیست. ما در چند مرحله سفر با هنرمندان موسیقی منطقه‌ای که مد نظرمان است آشنا می شویم و به دنبال روایت‌های موسیقایی می‌رویم که در حال از بین رفتن هستند. ما تلاش می‌کنیم آخرین‌ بازمانده‌های موسیقی قومی ایران شناسایی را شناسایی و از آن‌ها در اجرای این فستیوال استفاده کنیم.   من خوشحال هستم که در این زمینه آرشیو مناسبی تهیه کرده‌ایم.

دبیر این رویداد بیان کرد: ما در این دوره از اردبیل تا «قره پاپاق» وارد آذربایجان شرقی شدیم؛ پس از اینکه هنرمندان این منطقه را شناسایی کردیم به شهرها و روستاهای غربی کشور سفر کردیم. همچنین فضای کار به سمت روستاهای ارمنی‌نشین کشده شد که در کمال تاسف باید بگوییم موسیقی ارمنی و هنرمندان این عرصه در حال از بین رفتن هستند.

او اضافه کرد: ما با سختی توانستیم هنرمندی را با نام «اوهان داوودیان» که یکی از بازماندگان این موسیقی است، راضی کنیم تا با وجود اینکه دیگر توانایی اجرای موسیقی ندارد اما در کنار ما باشد. در حوزه موسیقی «آسوری» نیز که یکی از کهن‌ترین اقوام تاریخ هستند فقط یک نماینده با نام «یوسف اوحانس» مواجه شدیم که بیش از ۹۰ سال سن دارد و می‌توان گفت تنها بازمانده موسیقی این منطقه است که در جشنواره حاضر می‌شود.

مغازه‌ای در ادامه اظهار کرد: متاسفانه در قوم «قره پاپاق» نیز نوازنده‌های زیادی باقی نمانده‌اند و ما تنها توانستیم از اکبر یزدانی، هنرمندی ۹۱ ساله دعوت کنیم.

او با بیان اینکه موسیقی آذری‌زبان‌ها به سه حوزه «موسیقی موقاماتی»، «موسیقی عاشیقی» و «موسیقی توی» محدود است، گفت: ما تلاش کردیم به شکل جداگانه از هرکدام این حوزه‌ها افرادی را دعوت کنیم. متاسفانه موسیقی موقامی ما تحت تاثیر کم کاری در داخل کشور و پرکاری در کشور آذربایجان در حال از بین رفتن است و آنچه که ما به عنوان اصالت از آن در این زمینه یاد می کنیم بسیار کمرنگ  و شکل و شمایلی شبیه به موسیقی کشور آذربایجان پیدا کرده است. به هر حال در این حوزه نیز ما از استاد جوانشیر رازی دعوت کردیم که با تسلط خود در حوزه موسیقی موقامی، اصیل ترین برنامه ها را برای ما اجرا کند.

مغازه‌ای همچنین درباره حضور نداشتن محمدرضا درویشی و مریم قره‌سو بیان کرد: اطمینان داشته باشید محمدرضا درویشی همواره یار آینه‌دار است. ما همواره او را دوست داریم و از کمک هایش برای سیاست‌گذاری‌هایمان استفاده می‌کنیم. اما ایشان به جشنواره‌ها انتقادهایی دارند که من در قالب تعدیل‌شده‌تر، قبولشان دارم. اما او همواره از «آینه‌دار حمایت می‌کند و معتقد است این رویداد منطقی‌ترین فستیوال موسیقی قومی ایران است. او در کنار ما قرار دارد و هیچ‌گاه از بدنه این فستیوال خارج نمی‌شود.

او ادامه داد: این رویداد هیچ‌گاه رقابتی نخواهد شدو خانم قره‌سو سال گذشته در سمت دبیر علمی این فستیوال کارش را با قدرت انجام داد اما بعد از آزمون و خطاهایی به این نتیجه رسیدیم که نیازی نیست بستر علمی را در این فستیوال سوار کنیم بلکه این دانشگاه‌ها و مراکز علمی هستند که می‌توانند کارهای علمی و پژوهشی موسیقی نواحی هدایت کنند.

دبیر این رویداد بیان کرد: ما در این دوره نشست‌های تخصصی برگزار نمی‌کنیم و به جای آن از آثار دوره قبل در قالب فیلم استفاده کنیم.

رسول‌اف نیز در این زمینه اظهار کرد: اولویت ما مباحث علمی نیست. ما نگران آرشیوی از موسیقی قوم‌های ایران هستیم که دارد از دست می رود. ما می‌خواستیم با برگزاری این فستیوال رویدادهای تعطیل شده موسیقی نواحی را احیا کنیم و فضا را به سمتی ببردیم که میراث نامحسوس ما ثبت و ضبط شود.

وی ادامه داد: تمام تمرکز فستیوال آینه دار روی ثبت موسیقی هاست. موسیقی قدیمی ترین جلوه تمدن بشری ماست که ما تصمیم داشته و داریم که در قالب این رویداد سالانه که به صورت کاملا خصوصی برگزار شده و حتی عواید حداقلی آن صرف موسیقی نواحی می شود ادای دینی به آن داشته باشیم. این رویداد به نوعی یک زکات فرهنگی برای ما به حساب آید و امیدوارم در این راه توانسته باشیم به سهم خود در گسترش توجه مخاطب به موسیقی اقوام ایران کارهایی را انجام داده باشیم.

مغازه‌ای نیز اظهار کرد: ما تمام تلاشمان را انجام دادیم تا با برجسته‌ترین عاشیق‌های آذربایجان در ارتباط باشیم. بستر موسیقی عاشیقی در همین قهوه‌خانه‌های شهرها و روستاهایی است که نوازندگان این موسیقی، می‌نوازند. وقتی این‌ها در جریان است ما چرا باید از اتاق اداره‌مان این گروه‌ها را دعوت کنیم؟

او ادامه داد: ما متوجه شدیم این هنرمندان نیازمند حمایت‌های دولتی مانند مقرری ماهانه هستند. ما در این فستیوال اعتقاد نداریم بهترین کار را انجام می دهیم بلکه تفاوت ما در این است که نمی‌خواهیم اشتباهات دیگران را داشته باشیم.

او که پیش از ظهر امروز ( ۲۱ آذر) در تالار وحدت سخن می‌گفت،   اضافه کرد: متاسفانه سال‌های گذشته اتفاق‌هایی رخ داد که فضا را به سمت رقابتی کردن موسیقی اقوام ایران و دور کردن آن از مخاطبانی که با موسیقی نواحی آشنایی چندانی ندارند برد.

مغازه‌ای در پایان گفت: بر اساس برنامه‌هایمان قصد داریم سال آینده موسیقی و آیین‌های شمال کشور به ویژه حاشیه دریای خزر را پوشش دهیم که تنوع موسیقایی متنوعی دارد.

ادامه مطلب...

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131