گفت و گو

گفت و گو (1171)

گفت و گو با اساتید موسیقی، آهنگسازان، نوازندگان، خوانندگان، نویسندگان کتاب، مترجمان موسیقی ایران

طبقه بندي هاي فرزند

بهزاد عبدی:

عاشورا و تعزیه باعث شد موسیقی دستگاهی ما حفظ شود

بهزاد عبدی می‌گوید: در ایتالیا بعد از اجرای اپرای عاشورا به من گفتند اگر شما این جریان موسیقایی و نمایشی را دارید پس چرا ایتالیا فکر می‌کند اپرا برای آنها است؟!

به گزارش ایلنا، بهزاد عبدی که در برنامه  چلچراغ حاضر شده بود؛ با اشاره به همکاری خود با داود میرباقری در سریال مختارنامه گفت: امیر توسلی، آهنگساز اصلی سریال «مختارنامه» هستند اما گاهی کارگردان‌ها برای خلق یک لحظات خاصی از آهنگساز دیگر دعوت می‌کنند و آقای میرباقری از من دعوت کرد که بخش‌های بزرگی مانند جنگ را که نیاز به وجود ارکسترال بود را کار کنم. به همین خاطر من از قسمت ۲۹ سریال ورود پیدا کردم و تا قسمت ۳۷ و بعضی قسمت‌های قسمت‌های آخر کار کردم.

وی افزود: من با وجود این که در ایران زندگی نمی‌کنم اما قسمت‌های قبلی سریال را به شکل اینترنتی دیدم و با تم‌هایی که دوست عزیزم آقای توسلی کار کردند آشنا شدم و آن‌ها را واریاسیون کردم. طبیعتاً سریال «مختارنامه» دارای اتفاقات زیادی در قسمت‌های مختلف بود و موسیقی‌های جدیدی را نیاز داشت.

وی با اشاره به  آثار پیشین خود گفت: من از موسیقی کلاسیک وارد موسیقی فیلم شدم و قبل از سال ۸۸ اپرای عاشورا، اپرای مولوی و ۳ پوئم سمفونی داشتم و بعد به موسیقی فیلم وارد شدم و اعتقاد دارم موسیقی فیلم باید به شکل استاندارد ضبط شود و مثلاً اگر قرار است لحظه‌ای باشد که نیاز به یک موسیقی ارکسترال باشد باید ارکستر بنشیند و بزند. این که تک تک نوازنده‌ها را بیاوریم و ضبط کنیم و بعد در میکس و بالانس تبدیل به ارکستر سمفونیک کنیم، به نظرم جالب نیست.

بهزاد عبدی با تاکید به ترکیب و رنگ صوتی قابل نمایان در ارکستر به یکی از بزرگ‌ترین آهنگسازان جهان اشاره کرد و گفت: به شدت موریس ژار را دوست دارم و «مختارنامه» هم با توجه به اینکه می‌طلبید، تحت تاثیرش ساخته شد. مساله دیگر در ساخت موسیقی بحث نوانس است که به اصطلاح به ضعیفی و یا قدرت صدا می‌گویند. از این نظر وقتی یک ارکستری در کنار هم از  ضعیف بودن شروع می‌کند و به قوی بودن می‌رسد خیلی مهم‌تر از این است که هر نوازنده‌ای در تنهایی این ضعف و قدرت را ایجاد کند. به همین دلیل من سعی کردم همه موسیقی فیلم‌هایم را به صورت استاندارد ضبط کنم. من در اوکراین زندگی می‌کنم و اگر پول بیشتری داشته باشم مثل آهنگسازان بزرگ با ارکسترهای بزرگی کارم را ضبط می‌کنم چون آثارم مانند بچه‌هایم هستند و دوست دارم در بهترین شرایط متولد شوند.

میهمان برنامه تلویزیونی «چهل چراغ» به ذکر خاطره‌ای از دوران کاری خود پرداخت و گفت: ارکستر اوکراین در تهران اجرا داشت. آن‌ها نوازندگانی بودند که اپرای عاشورای من را زده بودند و به خاطر من هم به ایران آمده بودند. اتفاقاً استاد غریب پور هم در حال تمرین عاشورا بودند. من به ایشان پرسیدم که شرایطی وجود دارد که این نوازندگان ارکستر به اجرا بپردازند؟ آن زمان هنوز خواننده‌ای هم وجود نداشت و من به نوازندگان ارکستر اوکراین توضیح دادم که اپرای عاشورا راجع به انسان بزرگی است و به آن‌ها گفتم که چرا این کار را نوشتم و چقدر برایم مقدس است. به هر حال آن‌ها تا درصدی حس من را گرفتند و اجرا کردند. الان از نوازندگان ارکستر اوکراین بپرسید که خاطرات سفرتان به ایران چه بود، می گویند اپرای عاشورا. بدون اغراق بگویم که زمان اجرا اشک در صورتشان جاری شد. اصلاً آن اجرا باعث شد که تصورشان نسبت به ایران و هنر ایران عوض شد.

بهزاد عبدی ادامه داد: مردم ایران به دلیل علاقه‌ای که به امام حسین دارند وقتی اسم ایشان هم بیاید گریه می‌کنند اما وقتی بتوانیم در کسی که چنین حالی را ندارد تأثیر بگذاریم، برنده هستیم. موسیقی با مذهب آمیخته است و همان طور که ایجاد موسیقی از کلیسا آمده است، موسیقی عاشورا هم این گونه است.

بهزاد عبدی ضمن اشاره به این که سال ها در آرزوی نوشتن اپرای عاشورا بوده است، ادامه داد: ایران به خاطر داشتن تعزیه خیلی پتانسیل این را داشت که کاری اپرایی در این زمینه نوشته شود و بهروز  غریب پور وقتی برای یک کار عروسکی به اوکراین آمده بود، با هم آشنا شدیم و آن جا این اتفاق رقم خورد. یک خاطره ای از دوست مهندسم بگویم که جالب است. ایشان در اوکراین موسیقی می خواند و تعریف می کرد که تعزیه خوانی داشتند که کارگری می کرد و روزی که در حال کار کردن بود، شروع به خواندن انواع نقش های تعزیه خوانی کرد. او می‌گفت خواندن آن مرد را ضبط کرد و بعد پیش استادش در اوکراین برد. آن پروفسور وقتی تعزیه را شنید گفت اگر شما این جریان موسیقایی و نمایشی دارید پس چرا ایتالیا فکر می کند اپرا برای آنها  است؟!

وی ادامه داد: عاشورا و تعزیه باعث شد که موسیقی دستگاهی ما حفظ شود و ما مدیون تعزیه هستیم. من سعی کردم موسیقی حال را با قال‌مان یکی کنم تا یک اتفاق جهانی ایجاد شود و وقتی یک غربی آن را می‌شنود، بتواند درکش کند. ما اپرای عاشورا را در ایتالیا اجرا کردیم و تاثیر گذاشت. خوشبختانه موسیقی بدون کلام هم جایش را در میان مخاطبان باز کرده است و این اتفاق خوبی است.

میهمان هنرمند برنامه «چهل چراغ» درباره اصالت مداحی‌ها در کشورمان گفت: موسیقی در مداحی جایگاه خودش را دارد و مداحی که با شنیدنش منقلب می‌شویم، آنهایی هستند که آثارشان صرفا برای آن هدف خاص نوشته و ساخته شدند. نه اینکه از یک آهنگی گرته برداریم و رویش شعری درباره امام حسین بگذاریم و به مداحی تبدیلش کنیم!

بهزاد عبدی به ذکر نمونه‌هایی درست از مداحی پرداخت و گفت: صدای آقای آهنگران همیشه در گوش‌مان است که با نوای کاروان را می‌خواند و نمی توان چیز دیگری جایش گذاشت. این مال خودش است و برای این کار ساخته شده است. «ممد نبودی» هم این گونه است و چون اصل است سالها ماندگار مانده است. پس آنهایی که دغدغه کار عاشورایی دارند باید از شاعران عاشورایی استفاده کنند و برای شعرهای آن ها آهنگ بسازند. به خدا وقتی آدم بعضی مقامات عاشورایی را که می‌شنود، منقلب می شود و این دست خودش نیست.

بهزاد عبدی به انتقاد از به کارگیری اشعار و آهنگ‌هایی نامناسب در مداحی‌ها پرداخت و گفت: چرا موسیقی مداحی ما این شکلی شده است؟! شاید این حرف من به مذاق خیلی‌ها خوش نیاید اما من اعتقاد دارم راجع به یک بزرگ باید بزرگ صحبت کرد و راجع به یک بزرگ باید بزرگ ساخت و بزرگ فکر کرد.

ادامه مطلب...

شهرام ناظری:

فرهنگ افغانستان، دست‌نخورده‌تر و صمیمی‌تر از فرهنگ ماست

شهرام ناظری در بازدید از نمایشگاه سراسری هنرهای تجسمی افغانستان با عنوان «نیمروز» گفت: درصورت مهیا بودن شرایط حتما با هنرمندان افغانستانی همکاری خواهم کرد.

به گزارش ایلنا، شهرام ناظری عصر روز دوشنبه 22 آبان از آثار به نمایش درآمده در نمایشگاه «نیمروز» دیدن کرد.

وی در پایان این بازدید در گفتگویی با ذکر این نکته که آثاری که دیدم  بسیاردلپذیر است گفت: فرهنگ و آیین کشورهایی همچون افغانستان و تاجیکستان همچون ایران است با این تفاوت که آنها صمیمی‌تر و دست‌نخورده‎تر هستند.

وی افزود: با مشاهده این آثار پاکی حس انسانی را دریافت می‎کنم. چراکه سادگی، بی‌آلایشی و آرامش روح هنرمندان جامعه افغانستان در تمامی این آثار مستتر است. آرامشی که از جامعه مدرن  رخت بر بسته است.

وی با ذکر این مطلب که در صورت مهیا بودن شرایط با هنرمندان افغانستانی همکاری داشته باشد، گفت: تا به حال زمینه‎ای برای همکاری مشترک وجود نداشته است، اما به دلیل آرامش و نجابت و عرفانی که در وجود هنرمندان افغانستان است بسیار مایلم تا با هنرمندان افغانستانی کار کنم.

نخستین نمایشگاه سراسری هنرهای تجسمی افغانستان با عنوان «نیمروز» از ١٢ تا ٢٦ آبان در گالری شماره ١ فرهنگسرای نیاوران برپاست. علاقه‌مندان می‎توانند در روز‎های عادی از ساعت ١٠ الی ٢٠ و در روز‎های تعطیل از ساعت ١٤ الی ٢٠ به گالری شماره ١ در فرهنگسرای نیاوران مراجعه کنند.

ادامه مطلب...

شهرام ناظری در مراسم رونمایی آلبوم"عاشق کیست" مطرح کرد:

ما به سنگ نینداختن ارگان‌های دولتی راضی هستیم/وضع موسیقی تا ۲۰۰ سال دیگر هم درست نمی‌شود/ ۳۷ سال است که حقم را از صداوسیما نگرفته‌ام

آلبوم "عاشق کیست" جدیدترین آلبوم شهرام ناظری محسوب می‌شود که امروز رونمایی و منتشر شد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، مراسم رونمایی از آلبوم «عاشق کیست» امروز دوشنبه ۲۲ آبان با حضور شهرام ناظری، امیر پورخلجی (آهنگساز)، اردوان جعفریان (مدیر نشر هنر شهر) و سیدعباس سجادی (مدیرعامل بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران) در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.

سیدعباس سجادی در ابتدای این مراسم گفت: ابوسعید ابوالخیر عارفی بزرگ و تاثیرگذار است و در تراز والایی قرار دارد. بسیاری از بزرگان، ابوسعید را معلم خودشان می‌دانند. از دیدار ابن سینا و ابوسعید روایت‌های بسیاری شده و پس از این دیدار بوده که ابن سینا درباره ابوسعید می‌گوید "آنچه ما می‌دانیم او می‌بیند." ابوسیعد قالب رباعی را برگزیده و این قالب برای بیان مسائل حکمی است. انتخابی درست در زمانی درست برای پرداختن به ابوسعید شکل گرفته است و انتخاب عنوان «عاشق کیست» برای این آلبوم بسیار پُرمغز است. نام این آلبوم پرسشی را مطرح می‌کند که هنوز هم، آدمی برایش پاسخی دقیق نیافته است. به استاد ناظری تبریک می گویم که با این اثر به مجموعه موسیقی ایران باز هم اثری ارزشمند افزودند.

خبر زلزله در منطقه کرد نشین دلگیرم کرد

شهرام ناظری در ادامه این نشست گفت: خبر زلزله در منطقه کردنشین دلگیرم کرد و برای مردمان این منطقه و برای خانواده خودم یا به قول ما کردها «بوآن خوم» بسیار ناراحت شدم. چقدر عجیب است که قومی مانند قوم نجیب، اصیل و سلحشورِ کرد که فرهنگ ایرانی خود را تاکنون حفظ کرده‌اند، در طول تاریخ بلایای بسیاری به خود دیده‌اند. همه قوم های ایرانی خوبند اما قوم کرد همیشه پیشمرگ و جانفدا بوده است. در طول تاریخ مرز ایران در منطقه کردنشین هرگز از دست نرفته است. چرا که این قوم همیشه خودشان پاسدار مرزها بوده‌اند. این قوم انواع مرگ‌ها را تجربه کرده است. بمباران شیمیایی را به چشم دیده است و اکنون هم بلایای آسمانی بر آنها نازل می‌شود.

وی در ادامه افزود: دیشب در این اندیشه بودم که مراسم امروز را لغو کنیم اما دوستان گفتند که شاید همین رونمایی از این آلبوم خبری امیدبخش برای مردم باشد. چند لحظه سکوت می‌کنیم به یاد کردها و خانواده خود من.

ناظری در ادامه با خواندن شعری عنوان کرد: جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست / در عشق تو بی جسم همی باید زیست /از من اثر نماند این عشق ز چیست / چون من همه معشوق شدم عاشق کیست. اگر ابوسعید همین یک رباعی را گفته بود برای ماندگاریش کافی بود. من از دوره نوجوانی نسبت به مشاهیر ایران زمین عشقی در درون داشتم و این عشق نسبت به برخی از آنان خیلی خاص بود و با یادشان در عالم دیگری سیر می‌کردم. بوسیعد، بایزید، ابوالحسن خرقانی و منصور حلاج از پایه‌های اساسی فرهنگ ایران بوده‌اند و دیگران بر روی این پایه‌ها رشد کرده‌اند. بوسعید در دوره‌ی تفتیش عقاید زندگی می‌کرده و در این دوران بود که آمد و درس‌های بزرگی از خود به جای گذاشت. در محیطی به شدت بسته، می‌آید و تفکرات ایرانی را زنده می‌کند. حضور این بزرگان معجزه بوده است.

وقتی با اخوان و شفیعی آشنا شدم فهمیدم ابوسعید کیست

شهرام ناظری همچنین گفت: من یکی از عشق‌هایم ابوسعید بوده است. بعدها که با مهدی اخوان ثالث و محمدرضا شفیعی کدکنی آشنا شدم تازه فهمیدم که این بزرگ مرد(ابوسعید ابوالخیر) در تاریخ ایران چه کرده است. همیشه در ذهنم بود که بتوانم اثری به یاد بوسعید خلق کنم. همان طور که آثاری درباره مولانا و فردوسی خلق کردم. زمانی که با آقای پورخلجی آشنا شدم و دیدم که ایشان جوانی با فرهنگ هستند. خیلی برای من مهم است که با موسیقیدانی کار کنم که ادبیات را بشناسد. ادبیات حاصل چکیده و شرح ادب و فضیلت یک جامعه است.

این خواننده در ادامه افزود: ادبیات مادر همه هنرهاست. کسی که ادبیات می‌داند، در کار موسیقی بسیار می‌تواند کارا باشد. حتی اگر کارگردانی با ادبیات آشنا باشد، نتیجه‌اش می‌شود بهرام بیضایی. من خیلی زیاد به استودیو رفتم و زحمات بسیاری برای ضبط این اثر(عاشق کیست) کشیدیم و خودم این مرارت‌ها را به جان خریدم. با همفکری و همراهی این جوان موسیقیدان(امیر پورخلجی)، توانستیم این اثر را به سرانجام برسانیم. نتیجه این کار ما هم در نهایت و به قول معروف «ران ملخی نزد سلیمان بردن» است.

 این آلبوم را زیر نظر مردی مانند شفیعی کدکنی به سر انجام رساندیم

وی همچنین عنوان کرد: ابوسعید دارای مقام بزرگی بوده و باید چه می‌شود برایش کرد. باید همه مملکت و همه ارکسترها جمع می‌شدند تا بتوانیم کاری کوچک برای بوسعید بکنیم. چون در مملکت ما این کارها نمی‌شود، ما خودمان وارد عمل شدیم و این کار را زیر نظر بزرگ مردی مانند شفیعی کدکنی به سرانجام رساندیم. بوسعید مانند استاد مولاناست. کراماتی دارد که در بیان در نمی آید. امیدوارم شرایط کشور طوری شود که مراکز فرهنگی مشاهیر ما را بیشتر معرفی کنند. در زمانی که بی فرهنگی در کشور ما موج می‌زند، سیاست نادرست رسانه‌ها و صداوسیما باعث شده که هیچ چیز سرجای خودش نباشد. این اثر(عاشق کیست) می‌تواند با معرفی درست به فرهنگ سازی کمک کند. البته ما به همین سنگ نیانداختنن ارگان‌های دولتی در سر راهمان هم راضی هستیم.

ابوسعید از نوآوران رباعی بوده است

در بخش دیگری از این نشست خبری امیر پورخلجی به عنوان آهنگساز آلبوم "عاشق کیست" گفت: آرزوی صبر می‌کنیم برای بازماندگان و سلامتی برای آسیب دیدگان و مغفرت برای درگذشتگانِ زلزله غرب کشور. امروز جای استاد شفیعی کدکنی در کنار ما بسیار خالی است. بوسعید می فرماید "حکایت نویس نباش، چنان باش که از تو حکایت کنند". همان طور که می‌بینیم این اتفاق برای ابوسعید افتاده و بعد از وفاتش درباره‌اش سخن‌ها گفته‌اند. نظرهای متفاوتی هست درباره ابوسعید که این رباعیات از آنِ خودِ ابوسعید هست یا این که از آنِ کس دیگری است. از طرفی می‌گویند که خانواده‌اش رباعیات ابوسعید را به او نسبت نمی‌داده‌اند، چرا که معتقد بوده‌اند که شعر گفتن در شان بوسعید نیست.

این آهنگساز در ادامه افزود: ابوسعید از نوآوران رباعی بوده است. خیلی‌ها هم از زبان ابوسعید می‌گویند که او گفته ما شعر نگفته‌ایم، هر آنچه بر زبان ما می‌رود از عزیزان است. ابوسعید گلچین کننده تجربه‌های دیگران بوده است. هنرش در انتخاب و عرضه است.

نهادهای دولتی که به جای پرداختن به سمفونی‌های یک شبه، به سرمایه های ارزشمند بپردازند

اردوان جعفریان نیز در بخش دیگری از این نشست گفت: برای من افتخار بود که در کنار استاد ناظری و پورخلجی این کار را پیش ببریم. به عنوان تهیه کننده اثر می گویم که این اثر هیچ نفع مالی برای استاد ناظری نداشت و سه سال وقت خود را صرف ضبط و اجرای این اثر کرده اند. انرژی و دقت ایشان در این اثر بسیار فراتر از یک اثر عادی است. انتظار داریم از نهادهای دولتی که به جای پرداختن به سمفونی‌های یک شبه، به سرمایه های ارزشمند بپردازند. متاسفانه جامعه ما بیشتر به هنر و ادبیات سطحی می پردازد.

شهرام ناظری نیز گفت: من به عنوان یک علاقه‌مند به ادبیات از سنین نوجوانی همیشه در آوازهایم رباعیات ابوسعید را خوانده‌ام. در آثاری مانند لولیان هم بخش از آثار بوسعید را اجرا کرده‌ام. یک مجموعه‌ای از کارهایی که بوسعید کرده من را به سمت خودش کشانده است. ابوسعید تنها در رباعی‌هایش خلاصه نمی‌شود. تنها بخشی از کار بوسعید، رباعی است.

این خواننده افزود: کسانی که الان آواز می‌خوانند، بعد از انقلاب بزرگ شده‌اند. بعد از انقلاب هم ما محیطی فرهنگی نداشته‌ایم. به همین دلیل خیلی از خوانندگان صدایشان شبیه به هم شده است. آنها حاصل این جامعه هستند. خوانندگان بعد از انقلاب محیط مناسبی برای پرورش فکری و فرهنگی نداشته‌اند. آواز خواندن فقط صدای خوب نیست، تفکر و اندیشه در ماندگاری آواز نقش دارد. آهنگ‌های امروز سه ماه تاریخ مصرف دارند. خیلی از آهنگ‌های امروز بیشتر از سه ماه تاریخ مصرف ندارند. اما آثار ماندگار از ۴۰ سال پیش تا کنون همواره شنیده می‌شوند. البته خیلی هم تقصیر خوانندگان امروز نیست.

این اوضاع موسیقی تا ۲۰۰ سال دیگر هم درست نمی‌شود

شهرام ناظری همچنین عنوان کرد: اگر خوانندگان سراغ کارهای ریشه‌ای نمی‌روند، گناهی ندارند. ماها آخرین بازماندگان پیش از انقلاب هستیم که اصولی داشت و تربیتش درست بود. متاسفانه بعد از انقلاب بسیاری از ستون‌های موسیقی مُردند. مراکز موسیقی که اهمیت داشتند همه از بین رفتند. وقتی کاری ریشه‌ای دنبال نشود، نتیجه‌اش همین اوضاع امروز می‌شود. خوانندگان نسل‌های پیش از ما حتی یک نمونه تقلید نداشتند. اما بعد از انقلاب همه تقلید می کنند. این اوضاع حالاحالاها ادامه دارد و شاید ۲۰۰ سال بعد این اوضاع کمی بهتر شود و تازه به نقطه صفر نزدیک شویم.

پورخلجی نیز همچنین گفت: من به ایران و ایرانی بودنم افتخار می‌کنم. اما مجبور شدیم که این آلبوم را در خارج از ایران و با ارکستر پراگ کار کنیم. اکنون ارکستر سمفونیک تهران شرایط خوبی ندارد. سال ۱۳۹۴ و آمدن آقای رهبری به ایران و حضورش در کنار ارکستر کار بزرگی بود و نواندگان بسیار خوبی را به ارکستر آورد. آن زمان آقای رهبری خیلی حرفه‌ای با ارکستر کار می‌کرد و در هفته چندین تمرین داشتند و اجراهای بسیاری در ماه روی صحنه می‌بردند. تنها باری که این اتفاق در ارکستر سمفونیک تهران افتاده ، در زمان حضور فون کارایان در ایران بود. تمرین های حرفه ای و اجراهای مداوم و حضور نوازندگان شایسته در ارکستر سمفونیک تهران تنها یک اتفاق بود که با حضور علی رهبری رقم خورد. ممکن است دیگر این اتفاق نیافتد.

 کنسرتی که قرار بود در مشهد برگزار شود به قوچان رفت و لغو شد

شهرام ناظری نیز در ادامه افزود: از خبرنگاران تشکر می‌کنم که در این حدود ۴۰ سال همیشه در کنار اهل ادب و اهل قلم بودند. بر بساطی که بساطی نیست... تک آهنگ‌هایی هست که خیلی زود آدم را پولدار و خیلی هم مشهور می‌کند. گویی ما دیوانه‌ایم که این کارهای جدی(اشاره به آلبوم «عاشق کیست») را انجام می‌دهیم. کنسرتی که در قوچان لغو شد در واقع کنسرت مشهد بود که قرار شد در قوچان برگزار شود. از ابتدای انقلاب این اتفاق ها برای ما بسیار رخ داده است. انگار من دیوانه بودم و عقلم نمی‌رسید که به امریکا بروم یا اینکه به فرانسه بروم که آنجا شهروند افتخاریم. آنجا برایم بهترین امکانات فراهم بود. به هر حال من دلم خواسته که در ایران بمانم. پس مسئله قوچان چیز تازه‌ای نیست.

وی در ادامه افزود: زمانی که در قوچان آماده برگزاری کنسرت بودیم هی به ما می‌گفتند که یک ساعت دیگر و یک ساعت دیگر. آنقدر مسئله را کِش دادند که ساعت ۱۲ شب شد. یک بار نگفتند که کنسرت لغو است. من نگران مردمی بودم که ساعت‌ها آنجا مانده بودند. آخرش هم که خواستم با مردم حرف بزنم زدند روی چشمم و عینکم شکست و شیشه‌اش در چشمم فرو رفت. در نهایت هم به بیمارستان منتقل شدم. جاهایی کنسرت داده‌ام که مخزن گاز آورده بودند. انگار قرار بود آنجا جنگی رخ دهد. به آنها گفتم برایتان متاسفم که این گازها و این سلاح‌ها را برای شهرام ناظری آورده‌اید که دوست شماست. این نارحتی‌ها و این مسائل همواره بوده و ما هم به آنها عادت کرده‌ایم. اتفاق عجیبی هم نبود. ما هم خیلی بزرگش نکردیم. وقتی شیشه عینکم در چشمم شکست، خیلی بزرگش نکردیم.

وقتی می‌خواهی فقط آهنگ‌های جینگول جینگول بشنوی، یعنی تربیت فرهنگی نداری

شهرام ناظری همچنین عنوان کرد: جامعه‌ای که هیچ هدایت و برنامه ریزی فرهنگی درباره افراد ندارد ول می‌شود و هرز می‌رود. آسیب‌های زیادی بر پیکرده فرهنگ ما خورده است. آواز و موسیقی بخشی از این ماجراست. جامعه حالتی بیمارگونه پیدا کرده است. به نظر می‌رسد که الان اقدام های ریشه‌ای و اساسی و اصولی و برنامه ریزی شده لازم است. وقتی که هیچ چیزی ریشه‌ای هدایت نشده است این اتفاق‌ها و صدمه‌ها به وجود نمی‌آید. هم برای موزیسین‌ها و هم برای مردم باید برنامه داشت. مردم هم در این شرایط کار فاخر و فرهنگی دوست ندارند. شنیدن یک کار ارزشمند نیاز به تربیت فرهنگی دارد. وقتی می‌خواهی فقط آهنگ‌های جینگول جینگول بشنوی، یعنی تربیت فرهنگی نداری. هم از مردم و هم از موزیسین‌ها باید تربیت شوند. هر جامعه‌ای به جز ایران بود که سال‌ها از نظر فرهنگی رها شوند، الان به انحطاط فرهنگی رسیده بود. اما بازهم این مردم ایران هستند که خودشان و فرهنگشان را حفظ کرده‌اند.

گوش مسئولان صداوسیما بدهکار نیست

شهرام ناظری در بخش دیگری از سخنانش عنوان کرد: چندین بار به پخش آثارم در صداوسیما اعتراض کرده‌ام. اما آنها که برایشان مهم نیست هنرمند چه می‌گوید. تاسف آمیز است که هیچ اقدامی نکردند. با اینکه بارها اعتراض کردم اما آنها همچنان به کار خودشان عمل می‌کنند. نه قراردادی تاکنون با من بسته‌اند و هیچ حق و حقوق مادی به من پرداخت نکرده‌اند. همین مدیران صداوسیما اگر ۳۷ ماه حقوق نگیرند دنیا را خراب می‌کنند. اما من ۳۷ سال است که حقم را از صداوسیما نگرفته‌ام. همه فکر کردند که بعد از قوچان دیگر کنسرت نمی‌دهم اما بازهم می‌روم و کنسرت برگزار می‌کنم.

ادامه مطلب...

فرزند یک خواننده موسیقی مقامی:

گواهی‌ هنری پدرم کاغذ باطله‌ای است که دِقم می‌دهد

یک سال از فوت ابراهیم شریف‌زاده هنرمندی که ذخیره‌ای از مقام‌های قدیمی منطقه تربت جام محسوب می‌شد، می‌گذرد. هنرمندی که گواهی درجه هنری او را بعد از مرگ به دخترش دادند.

صدای ماندگار ابراهیم شریف‌زاده خواننده موسیقی اقوام خراسان همچنان برای بسیاری خاطره‌سازی می‌کند اما یک سالی می‌شود که جایش خالی است. هنرمند پیشکسوتی که پرونده و سوابق هنری او اواخر سال ۱۳۹۴ برای گرفتن مدرک درجه هنری به معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارسال شد و محمدرضا درویشی- پژوهشگر موسیقی اقوام - که آن زمان در شورای ارزشیابی هنرمندان بود پرونده استاد شریف‌زاده را مطرح و از آن دفاع کرد اما به دلیل اتفاقاتی با دادن درجه هنری به او موافقت نشد.

علی مغازه‌ای – پژوهشگر و مستند ساز موسیقی اقوام - پیش از این به ایسنا گفته بود: استاد شریف‌زاده اصلا نیازی به درجه هنری نداشت و در واقع، با این کار به اعتبار  «درجه هنری» افزوده می‌شد.

زهرا شریف‌زاده – دختر این هنرمند حالا بعد از یک سال از درگذشت پدرش به ایسنا می‌گوید: بعد از فوت پدرم خانه هنرمندان در تهران مراسمی برای او گرفت که از من هم برای شرکت در آن دعوت شد، همان موقع که من در تهران بودم تماس گرفتند که گواهی‌نامه درجه هنری پدرم آماده است و من هم آن را تحویل گرفتم.

او ادامه می‌دهد: وقتی که گواهی را گرفتم به مسئول مربوط گفتم این برگه بعد از فوت پدرم به چه دردی می‌خورد؟! این برگه برایم حکم کاغذ باطله‌ای است که بیشتر دِق‌ام می‌دهد. شما که تا حالا این برگه را ندادید و اگر کلا نمی‌دادی بهتر بود. حالا که پدرم نیست از آن استفاده کند، به چه دردی می‌خورد؟ در نهایت هم پاسخ‌هایی دادند که من متوجه نشدم.

دختر این هنرمند بیان می‌کند: پدرم حتی بیمه هم نبود. فقط به او ماهانه ۱۲۰ هزار تومان پرداخت می‌کردند که این مبلغ سه ماه قبل از فوتش به ۱۵۰ هزار تومان افزایش پیدا کرد. هزینه‌های درمان پدرم را خودمان پرداخت کردیم و از جایی به ما کمک نشد.

زهرا شریف‌زاده مدیر یکی از مدرسه‌های راهنمایی دخترانه باخرز بوده اما چند ماهی می‌شود تصادف کرده‌ و خانه نشین شده و می‌گوید: ستون فقرات و نخاع‌ام دچار مشکل شده است و پزشکان می‌گویند به یک سال استراحت نیاز دارم.

او درباره اینکه برنامه‌اش برای نخستین سالگرد درگذشت پدرش چیست؟ توضیح می‌دهد: تا کنون حدود ۷۰ میلیون تومان برای درمان هزینه‌ کرده‌ام. دستم تنگ است به همین دلیل از چند ماه قبل مسئول اداره ارشاد باخرز را که خودش شاگرد پدرم بوده است در جریان تاریخ سالگرد درگذشت پدر گذاشتم. دیگر نمی‌دانم برنامه‌ای برای مراسم سالگرد دارند یا نه.

دختر این هنرمند امیدوار است با توجه به مشکلاتی که برایش به وجود آمده است، مسئولان مربوطه نخستین سالگرد درگذشت پدرش را خاموش نگه ندارند.

شریف‌زاده همچنین می‌گوید:سال‌های آخر عمر پدرم وامی ۱۵ میلیون تومانی گرفتم تا او در کنار خودم باشد به همین دلیل خانه‌ای برای او در کنار خانه خودم ساختم.به جای آنکه این وام را به نام پدرم بگیرم،به نام خودم گرفتم و ماهانه ۴۵۰ هزار تومان قسط آن را می‌پردازم و در این مدتی که در بستر افتاده‌ام اقساط آن عقب افتاده و توانایی پرداخت ندارم.

ابراهیم شریف‌زاده سال‌های آخر عمرش را در تنهایی با بیماری دست و پنجه نرم ‌کرد. او دچار آلزایمر هم شده بود و به جز دخترش مونسی نداشت. در نهایت ۲۲ آبان ماه سال ۱۳۹۵ از دنیا رفت. او متولد شهر باخرز از توابع استان خراسان رضوی بود و موسیقی مقامی را از نوجوانی آغاز کرد. همکاری او با غلامحسین سمندری، از دوتارنوازان مشهور باخرزی ۶۰ سال طول کشید. از همکاری این زوج هنری آلبوم موسیقی «خون‌ پاش و نغمه‌ریز» به جا مانده است.

بسیاری با نوای او و دوتار نوازی غلامحسین سمندری درقطعه‌های «سرو خرامان»، «بهاره دخترعمو»، «نوایی» خاطره دارند.  خبرگزاری ایسنا شما را به شنیدن قطعاتی از اجرای استاد ابراهیم شریف‌زاده و غلامحسین سمندری دعوت می‌کند.

ادامه مطلب...

آرشیو ملی موسیقی ایران در انتظار بودجه

مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد می‌گوید امیدوار است تا پایان امسال بودجه پروژه آرشیو ملی موسیقی ایران، ابلاغ شود.

به گزارش ایسنا، سال گذشته بود که مدیرکل دفتر موسیقی  وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از آغاز پروژه جمع‌آوری آرشیو ملی موسیقی ایران خبر داد.

فرزاد طالبی این پروژه را اتفاق مهمی دانسته در این‌باره اظهار کرده بود: «در این پروژه سعی می‌شود آرشیوهای داخل کشور چه به‌طور خصوصی و چه دولتی همراه آرشیوهای خارج از کشور جمع‌آوری شود و امیدوارم این کار به‌زودی شروع شود. پس از تکمیل این پروژه، امکان بهره‌برداری برای مخاطبان و علاقه‌مندان موسیقی ایرانی به روش‌های مختلف ایجاد می‌شود.»

حالا پس از گذشت یک سال از وعده آغاز اجرای این پروژه، فرزاد طالبی ـ مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد ـ در این زمینه به ایسنا می‌گوید: امیدوار هستیم تا پایان امسال بودجه این پروژه ابلاغ شود.

او ادامه می‌دهد: یکسری کارهای ابتدایی بود که خود ما باید انجام می‌دادیم و این کار را شروع کرده‌ایم. در حوزه موسیقی ارزشی و حوزه‌های دیگر آثار را جمع‌آوری کردیم که در حال حاضر برای سازماندهی و آرشیو شدن آماده است.

طالبی تاکید می‌کند: ما می‌توانیم  فاز اول آن را به سرعت آغاز کنیم؛این آرشیو باید به گونه‌ای باشد که مردم تحت وب به آن دسترسی داشته باشند، فضای آن دیجیتال باشد و از طرفی یک فضای فیزیکی برای مراجعه به این آرشیو وجود داشته باشد.

مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد اضافه می‌کند: ما باید در ابتدا آثاری را که متعلق به دفتر موسیقی و بنیاد رودکی است جمع‌آوری کنیم و در نهایت تمام آثار موسیقی ایران را.

طالبی درباره اینکه آیا این آرشیو به شکل رایگان در اختیار عموم قرار خواهد گرفت یا نه؟ بیان می‌کند: این موضوع پس از اجرای پروژه قطعا اعلام خواهد شد.

او در بخش دیگری از صحبت‌های خود و در پاسخ به گلایه‌هایی مبنی بر کندی روند صدور مجوزهای این دفتر، اظهار می‌کند:روال کار برای صدور مجوز تک‌آهنگ‌ها دو هفته است مگر اینکه در شعر و موسیقی آن اصلاحی لازم باشد.زمانی که من به دفتر موسیقی آمدم آلبوم‌های موسیقی‌ای وجود داشت که ماه‌ها و حتی سال‌ها در انتظار صدور مجوز بود اما در حال حاضر مجوز آلبوم  کمتر از یک ماه طول می‌کشد. در حوزه اجراهای صحنه‌ای نیز زمان محدودی وجود دارد که این امر در پروسه صدور مجوز البته همراه با دقت لحاظ می‌شود.

طالبی همچنین درباره نحوه فعالیت دفتر موسیقی برای رعایت و حفظ «قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان» در زمینه شعر و آهنگ می‌گوید: ما از نظر حقوقی تعهدات لازم را از موسسه و صاحب اثر اخذ می‌کنیم و امیدوارم همه طرف‌های دیگر نیز به این مهم توجه کافی داشته باشند.

مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد که پیش از این در گفت‌وگویی اعلام کرده بود پیش‌نویس اساسنامه جشنواره موسیقی فجر تدوین شده است، درباره اینکه چرا این اساسنامه هنوز تصویب و ابلاغ نشده، می‌گوید: پیشنویس اساسنامه جشنواره موسیقی فجر طی جلسات مفصلی که با اهالی موسیقی داشتیم، مدتی است که تدوین و برای تأیید نهایی و ابلاغ برای مراجع بالاتر ارسال شده است.

ادامه مطلب...

داریوش پیرنیاکان:

کمانچه هنوز ثبت نهایی نشده/در حال تکمیل پرونده‌ عود، سنتور و تار ایرانی هستیم/ثبت کمانچه قائم به شخص نیست

برخلاف آنچه طی چند روز اخیر پیرامون ثبت ساز کمانچه به عنوان میراث ناملموس بشری در یونسکو منتشر شده هنوز چنین اتفاقی نیافتاده و قرار است پرونده این ساز حدود یک ماه دیگر در کنفرانس عمومی یونسکو مورد بررسی نهایی قرار گیرد.

به گزارش ایلنا، داریوش پیرنیاکان (سرپرست تیم تهیه‌کننده و تدوین پرونده ثبت کمانچه در یونسکو) درباره انتشار خبر نادرست ثبت سازکمانچه در یونسکو گفت: متاسفانه در فضای مجازی بطوری منعکس شده است که انگار شخصی این ساز را به ثبت یونسکو رسانده است. در حالی که شخص نقشی در ثبت ساز ندارد و این مسائل قائم به یک شخص خاص نیست بلکه به نام فرهنگ و کشور ثبت می‌شود. همانطور که ردیف موسیقی ایرانی به سرپرستی آقای هومان اسعدی ثبت شد ولی به نام ایشان نبود بلکه به نام کشور ایران و فرهنگ ایرانی است.

این آهنگساز و نوازنده تار درباره سایر جزئیات پرونده ثبت کمانچه در یونسکو طی سخنانی که بر روی خروجی سایت خانه موسیقی قرار گرفت عنوان کرد: چیزی که در روزهای اخیر اعلام شد مرحله مهم و اولیه ثبت یونسکو است که کارشناسان یونسکو پرونده را بدون هیچ ایرادی پذیرفته‌اند و یک ماه دیگر در کنفرانس عمومی یونسکو که امسال در کره جنوبی برگزار می‌شود این موضوع مطرح می‌شود و به احتمال قوی ثبت نهایی می‌شود.

داریوش پیرنیاکان گفت: باید از دکتر نظری (مدیر کل دفتر ثبت آثار و احیا میراث معنوی سازمان میراث فرهنگی) تشکر ویژه‌ای داشته باشم که با تلاش خالصانه‌شان این کار را انجام می‌دهند و وجود ایشان غنیمت در یک جای فرهنگی است. همچنین آقای طالبیان معاون میراث فرهنگی هم کمک‌های بسیاری به ما کردند که جای قدردانی دارد.

وی در ادامه افزود: زمانی که تار را جمهوری آذربایجان _حدود ۶ یا ۷ سال پیش-برای ثبت در یونسکو فرستاده بود هیچ اعتراضی از سوی ایران نشده بود و آنها تار را به ثبت  رسانده بودند. در یونسکو معمول است که پرونده‌هایی که برای ثبت می‌رود آنها را به نمایندگی‌های کشورها ارائه می‌دهند و اگر نمایندگی‌ها اعتراضی داشته باشند این اعتراض ثبت می‌شود. متاسفانه در آن زمان نماینده ایران در یونسکو اعتراضی نکرده بود و آنها هم به راحتی تار را به ثبت رساندند که البته در مصاحبه‌هایی به این مساله اعتراض کردیم.

پیرنیاکان همچنین عنوان کرد: چون کمانچه در جمهوری آذربایجان وجود دارد و آنجا هم دویست سال پیش جزو ایران بوده، تصمیم گرفتیم پرونده کمانچه را زود تر ثبت کنیم تا از اتفاق مشابه پیشگیری کنیم. از حدود یک سال و نیم پیش شروع به جمع آوری پرونده کمانچه در برای ثبت در یونسکو کردیم.

وی افزود:‌ زمانی که کمانچه را انتخاب کردیم، آقای دکتر نظری (مدیر کل دفتر ثبت آثار و احیا میراث معنوی سازمان میراث فرهنگی) اعلام کردند که وقتی میراث ناملموس مشترکی وجود دارد دیگر نیاز نیست از سهمیه یک کشور استفاده شود و ما می‌توانستیم با جمهوری آذربایجان مشترک شویم و این را به ثبت برسانیم. در آنجا این موضوع مطرح می‌شد که در حروف لاتین آذربایجان با حرف« A» و ایران با حرف «I » آغاز می‌شود و اگر بعدا در مورد کمانچه سرچ می‌کردند نام آذربایجان اول می‌آمد. من شرط کردم زمانی ما  آذربایجان را با ایران در ثبت کمانچه مشترک می کنیم که الفبایی ثبت نشود و آنها هم پذیرفتند و به محوریت ایران و شراکت کشور آذربایجان این پرونده ثبت شد.

عضو شورای عالی خانه موسیقی درباره مراحل ثبت میراث معنوی ناملموس در یونسکو گفت: در این پرونده دوستان زیادی دخیل بودند. آقای دکتر پرمون از دوستان سازمان میراث فرهنگی برای تیم ما کلاس گذاشتند و آموزش دادند که چگونه پرونده‌ها را جمع آوری کنند که مورد قبول یونسکو قرار بگیرد. متاسفانه نا آگاهی از این پروسه ها باعث می شود تا برخی گمان کنند که فردی پروند ای تهیه می کندو در یونسکو به راحتی ثبت می‌شود. کار مراحل زیادی دارد. جمع آوری پرونده بر اساس آیتم‌هایی است که یونسکو می‌خواهد که مثلا از چند کلمه بیشتر یا کمتر نباشد، به هیچ وجه مسائل سیاسی در آن وجود نداشته باشد. این آیتم‌ها را به تیم ما آموزش داده شد و خود آقای پرمون هم ترجمه این کار را برعهده گرفتند که بر طبق آیتم‌های یونسکو باشد.

وی افزود: ما باید یک ساعت فیلم از چهارمنطقه که کمانچه در آنجا ساز اصلی است تهیه می‌کردیم. نواحی استان‌های آذربایجان، لرستان، ترکمن و شهر‌های ایران که کمانچه ساز شهری در آنجا است. فیلمبردار باید از همه این مناطق و مراحل ساخت و نوازندگی کمانچه فیلمبرداری می‌کرد. از کلاس‌ها و نوازندگان نیز فیلمبرداری شد و سپس باید روی آن نریشتن گذاشته می‌شد و سپس از تلخیص می‌شد که از یکساعت فیلم تنها ده دقیقه فیلم نیاز بود چون در کنفرانس عمومی یونسکو وقت تماشای فیلم بالای ده دقیقه را ندارند. بعد از اینکه قرار شد آذربایجان با ما شریک شود باید نیمی از این فیلم را به آنها اختصاص می‌دادیم. فیلمی که ما تهیه کردیم نسبت به فیلم آذربایجان بسیار دقیق تر بود. ما از یونسکو اجازه گرفتیم و فیلم ۱۲ دقیقه‌ای تهیه شد که حدود ۶ و نیم دقیقه مربوط به ایران و بقیه مختص کشور آذربایجان است.

سرپرست تیم تهیه‌کننده و تدوین پرونده ثبت کمانچه در یونسکو گفت: ما حدود چهل جلسه با تیم گذاشتیم و وقتی پرونده تکمیل شد ما آن را به میراث ناملموس سپردیم تا به یونسکو برود. در آنجا لابی های مهمی باید بشود تا کارشناسان در مورد آن نظر بدهند.

پیرنیاکان در مورد تیم همکار خودش در این پروژه گفت: تیمی که ما با آن کار می‌کردیم تشکیل شده بود از من، آقای دکتر پرمون، آقایان بابک خضرایی(پژوهشگر موسیقی)، مهدی فلاح صفا(نوازنده تار و مدرس موسیقی)و خانم آذر پوربهرام(پژوهشگر ) بودند که البته در ابتدای کار زحماتی هم به آقای بهروز وجدانی (پژوهشگر موسیقی) دادیم. بخاطر اینکه این تیم به این خوبی کار کرده بود آن را نگاه داشتم و بعد بلافاصله به سراغ ساز عود رفتیم و الان پرونده ساز عود هم جمع شده و فقط فیلمبرداری آن مانده که منتظر تهیه بودجه برای آن هستیم. به این دلیل ساز عود را انتخاب کردیم که بتوانیم با کشور های دیگر شریک شویم. ساز های مختص ایران را گذاشتیم تا آخر ثبت کنیم. قرار است بعد از عود سنتور را ثبت کنیم.

پیرنیاکان در باره ثبت ملی سازهای ایرانی گفت: هر کدام از این سازها که برای ثبت به یونسکو ارائه می دهیم باید اول ثبت ملی شود و الان کمانچه ثبت ملی هم شده است.

این مدرس موسیقی ایرانی در خصوص ثبت تار در یونسکو هم گفت: ما دوباره به سراغ ساز تار می‌رویم و برای ثبت آن اقدام خواهیم کرد و اگر نشد با آذربایجان بطور مشترک این کار را انجام دهیم تار ایرانی را به ثبت خواهیم رساند.

 داریوش پیرنیاکان اردیبهشت ماه امسال در گفتگویی با خبرگزاری ایلنا طی مطلبی با عنوان «تار ایرانی را در یونسکو ثبت می‌‌کنیم/ نام آذربایجان باید بعداز ایران مطرح شود/ آماده‌سازی پرونده‌ برای کمانچه و عود» درباره موضوع ثبت ساز کمانچه در یونسکو توضیحاتی را ارائه کرده بود.

ادامه مطلب...

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131