گفت و گو

گفت و گو (1171)

گفت و گو با اساتید موسیقی، آهنگسازان، نوازندگان، خوانندگان، نویسندگان کتاب، مترجمان موسیقی ایران

طبقه بندي هاي فرزند

حسین زمان در گفت‌وگو با ایلنا:

مگر دولت برای شجریان چه کار کرد که برای من انجام بدهد/ حتی نمی‌گذارند تدریس کنم

حسین زمان می گوید که مدت 16 سال است از همه گونه فعالیت هنری و تدریس محروم شده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، حسین زمان (آهنگساز و خواننده) در آخرین روز از نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها؛ با حضور در غرفه ایلنا؛ درباره آخرین فعالیت‌های خود گفت: تا چهار سال پیش عضو هیات علمی پردیس دانشگاه شریف در کیش بودم و تدریس می‌کردم اما از همان زمان تا امروز از تدریس من در این دانشگاه نیز جلوگیری کردند پس می‌شود گفت که شانزده سال است اجازه فعالیت هنری ندارم.

وی ادامه داد: در دولت یازدهم و دولت دوازدهم به ریاست آقای حسن روحانی؛ حدود ده بار به وزارت ارشاد و اداره کل موسیقی مراجعه کردم تا فعالیت هنری خود را آغاز کنم. در چهار سال ابتدایی دولت روحانی پاسخ قانع کننده‌ای نگرفتم و در چهار سال دوم دوباره مراجعه کردم و با من گفتگوهایی شد که هیچ نتیجه‌ای نگرفتم.

زمان ادامه داد: به من اعلام شد که نتیجه جلسه را به شما اعلام می‌کنیم اما ماه‌هاست که هیچ نتیجه‌ای به من اعلام نشده است. همچنین از طریق خانم ملاوردی که دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور حقوق شهروندی است، تقاضای رسیدگی به کارم را کردم و ایشان نیز قول دادند مساله را پیگیری کنند اما همچنان نتیجه‌ای حاصل نشده است.

وی با اشاره به اینکه هیچ مجوزی برای فعالیت به عنوان هنرمند را ندارد، گفت: صدای من نباید در قالب یک اثر هنری منتشر شود البته برای این مساله هیچ حکمی از جانب مراجع قضایی صادر نشده و هیچ توضیحی نیز به من داده نمی‌شود که دلیل این مساله چیست. فقط گفته می‌شود از بالا دستور داده شده که شما اجازه فعالیت ندارید.

زمان با اشاره به اینکه چند اثر در چهار سال گذشته به صورت غیررسمی تولید کرده است، گفت: حدود پنج اثر را تولید کرده‌ام که به صورت غیررسمی در فضای مجازی منتشر شده یا خارج از کشور پخش شده اما در داخل کشور اجازه فعالیت رسمی و انتشار اثر یا آلبوم یا برگزاری کنسرت ندارم. به همین دلیل درآمدی هم ندارم و نمی‌توانم برای تولید اثر هزینه کنم و آنچه که تولید کرده‌ام نیز با کمک دوستان بوده است.

وی با اشاره به اینکه بعد از روی کار آمدن دولت حسن روحانی حتی برای بازگشت وی به عنوان استاد دانشگاه و تدریس نیز اقدامی صورت نگرفته، گفت: دولت روحانی قصد ندارد درباره افرادی همچون من و هنرمندانی که مشکلاتی مانند من دارند، اقدامی بکند یا ریسک کند. آنها ترجیح داده‌اند روش قبل را ادامه دهند. مگر درباره محمدرضا شجریان که استاد مسلم موسیقی است؛ چه اقدامی انجام دادند که مثلا درباره من بخواهند انجام بدهند.

زمان با اشاره به اینکه با تمام مشکلات هرگز وسوسه نشده تا از ایران برود، گفت: دوست دارم در کشور خودم باشم و در ایران فعالیت کنم. من قبل از انقلاب از ایران رفتم و درحالیکه موقعیت خوبی در خارج از کشور داشتم با آغاز جنگ تحمیلی به ایران برگشتم و در کنار سایر رزمندگان به دفاع از کشور پرداختم و همه موقعیت‌های مثبت مالی خود را کنار گذاشتم و رها کردم؛ لذا اگر علاقه‌ای به ماندن در خارج از کشور داشتم همان زمان می‌ماندم  در این‌صورت شاید وضعم از لحاظ مالی بهتر بود.

وی ادامه داد: با وقوع جنگ تحمیلی از آمریکا به ایران آمدم و حتی دوران تحصیلات لیسانس را به دلیل حضور در جبهه‌ها نتوانستم در زمان معین تمام کنم لذا این دوره 9 سال طول کشید. دوره فوق لیسانس نیز به جای دوسال پنج سال طول کشید.

زمان با اشاره به اینکه تمام درآمد وی از طریق تدریس و فعالیت هنری بوده و این دو مساله امروز کاملا متوقف شده است، ادامه داد: امروز از نظر معیشتی تحت فشار هستم و هیچکسی به این مساله رسیدگی نمی‌کند حتی تشکل‌های صنفی مانند خانه موسیقی نیز مشکلاتم را پیگیری نکردند. من معتقدم این گونه تشکل‌ها بیشتر نقش دکور را بازی می‌کنند.

وی ادامه داد: در 16 سال گذشته حتی یک نفر از خانه موسیقی با من تماس نگرفته و نپرسیده است که مشکل فعالیت نکردن من چیست؟ درحالیکه من نه تنها جزئی از خانواده موسیقی هستم بلکه جزو معدود پنج هنرمندی هستیم که بعد از انقلاب موسیقی پاپ را دوباره رونق دادیم.

زمان با اشاره به اینکه نمی‌داند دلیل ممنوع‌الکاری‌اش در زمینه موسیقی چیست و هیچ فردی نیز توضیح قانع‌کننده‌ای نمی‌دهد، گفت: من هیچ فعالیت خلاف قانون یا فعالیتی علیه کشور و نظام انجام ندادم و فقط هر جا نیاز بوده به عنوان یک هنرمند وظیفه خود دانستم از حقوق مردم دفاع کنم زیرا هنرمندان هرچه دارند به اعتبار مردم است و اگر مردم نبودند؛ آنها هم نمی‌توانستند موفق باشند. من خودم را مدیون مردم می‌دانم و هر جا که دیدم به مردم و هنر ظلم شده؛ اعتراض کردم و اصلا برایم مهم نبوده که چه کسی بر سر کار بوده است.

وی ادامه داد: اگر حتی امروز نیز به من مجوز بدهند باز هم برای من فرقی نمی‌کند و من همان آدم سال‌های گذشته هستم و همیشه از حق مردم دفاع خواهم کرد. زیرا به کارها و گفته‌هایم اعتقاد دارم. امروز حسین زمان با حسین زمان 16 سال پیش تفاوتی نمی‌کند.

وی ادامه داد: احساس من و  مردم همیشه دوطرفه بوده است. همینگونه که مردم دوست دارند صدای مرا بشنوند من هم به شدت علاقه دارم برای آنها برنامه اجرا کنم. هر روز حسرت برگزاری کنسرت برای آنها را با همه سلول‌های بدنم حس می‌کنم. اما اگر بخواهم یک هنرمند متعهد و پایبند به اصول باشم و فقط به جایگاه خودم و شهرت فکر نکنم چاره‌ای جز این ندارم که کار نکنم. این بهایی است که باید بپردازم.

ادامه مطلب...

مدیرعامل خانه موسیقی اعلام کرد؛

پس از چهار سال هنوز اهالی موسیقی پاپ مجمع عمومی تشکیل نداده‌اند/دولت لغو کنسرت‌ها را پیگیری می‌کند

چهار سال است کانون خوانندگان و هنرمندان موسیقی پاپ در خانه موسیقی راه‌اندازی شده و این دوستان عزیز خودشان باید جمع بشوند و مجمع عمومی تشکیل بدهند کانون را راه‌اندازی کنند اما متاسفانه تا امروز این کار را انجام نداده‌اند.

حمیدرضا نوربخش (مدیرعامل خانه موسیقی) با حضور در غرفه ایلنا در بیست و سومین نمایشگاه مطبوعات‌ و خبرگزاری‌ها؛ با اشاره به برنامه‌هایی که برای هنرمندان موسیقی نواحی دارد، گفت: هنرمندان موسیقی نواحی برای ما بسیار مهم هستند همچنین ما در جشنواره موسیقی فجر نیز بخش خاصی را به موسیقی نواحی اختصاص داده‌ایم و امسال نیز این بخش پررنگ‌تر خواهد شد.

وی با اشاره به اینکه مساله بیمه هنرمندان موسیقی نواحی پیگیری شده است، گفت: بیمه هنرمندان موسیقی نواحی به دو بخش تقسیم می شود؛ گروهی از آنها بیمه تامین اجتماعی هستند و گروهی نیز بیمه درمانی. هنرمندانی که از لحاظ قانونی و همچنین سقف سنی که تامین اجتماعی بیمه می‌کند مشکلی نداشته‌اند ما آنها را بیمه کرده‌ایم. زیرا تامین اجتماعی اگر فردی هنرمند مرد باشد و سنش 50 سال و یک روز باشد و یا هنرمند خانمی باشد و سنش 45 سال و یک روز باشد بیمه نمی‌کند.

نوربخش ادامه داد: اما در بخش بیمه درمان تلاش کردیم تا قریب به اتفاق هنرمندان موسیقی نواحی بیمه درمانی بشوند. همچنین در بحث معیشت و درآمد، هر جا متوجه شدیم که هنرمندی مشکلی دارد تلاش کردیم به سرعت از طریق صندوق هنرمندان مشکلات آنها حل شود.

مدیرعامل خانه موسیقی در مورد توجه به هنرمندان پاپ در خانه موسیقی گفت: مدت چهار سال است با تصویب هیات مدیره، کانون خوانندگان و هنرمندان موسیقی پاپ در خانه موسیقی راه‌اندازی شده است اما متاسفانه تا امروز این دوستان عزیز که خودشان باید جمع بشوند و مجمع عمومی تشکیل بدهند و کانون را راه‌اندازی کنند این کار را انجام نداده‌اند.

وی ادامه داد: اتفاقا امروز ما از هنرمندان موسیقی پاپ گله داریم که چرا این مساله را پیگیری نمی‌کنند البته تعدادی از آنها بعضا در گروه‌های پنج نفره و هفت نفره به خانه موسیقی آمده‌اند اما اینکه گروهی از اهالی موسیقی پاپ جمع شوند و کانون کاملا راه اندازی شود، صورت نگرفته است.

وی ادامه داد: من همینجا دوباره از هنرمندان پاپ دعوت می کنم که همت کنند و کانون خود را در خانه موسیقی راه‌اندازی کنند و ما نیز از آنها حمایت می‌کنیم.

وی درباره بررسی مشکلاتی که پیش از این برای موسیقی و به خصوص لغو کنسرت‌ها به وجود آمده بود، گفت: پیگیری‌های خوبی در این خصوص انجام شده؛ پیگیری‌های ما صرفا صنفی است و بیشتر باید خود دولت این مساله را پیگیری کند و البته می‌دانیم که پیگیری هم می‌کند.

وی ادامه داد: شخص وزیر ارشاد نیز پیگیر این مساله است و با توجه به نگاهی که ایشان دارد و معتقد است همه باید از مجوزهای وزارت ارشاد تمکین کنند تلاش دارند تا در گفتگو با سازمان‌ها و نهادهای دیگر مشکلاتی که پیش از این بودیم را از این پس شاهد نباشیم.

ادامه مطلب...

 گفت‌وگوی ایلنا با مهرداد کاظمی؛

سیداحمد خمینی می‌گفت امام روزی دوبار با آهنگ ای‌ساربان اشک می‌ریخت/آیت‌الله بهشتی موزیسین‌ها را غافلگیر کرد/رزمنده‌ها می‌گفتند اینها مطربند و نمازمان را باطل می‌کنند+عکس و صوت

با مهرداد کاظمی درباره "کنسرت‌های سال 1358 در خیابان‌ها و میادین تهران "، "فتوای امام (ره) درباره موسیقی و نقل قول سیداحمد خمینی"، "تولید آهنگ‌های زیرزمینی در سال‌های منتهی به انقلاب توسط بسیاری از گروه‌ها مانند چاووش، شجریان، فرهاد مهراد و مجاهدین خلق"، "کنسرت در حلبچه و اجرا در مساجد شهرهای نوسود و نودشه" گفتگو کرده‌ایم.

به گزارش خبرنگار ایلنا، مهرداد کاظمی ازجمله موزیسین‌هایی است که روایات مهم تاریخ شفاهی کشورمان را در سینه دارد که تاکنون به بخش عمده‌ای از آنها یا پرداخته نشده یا کمتر مورد توجه قرار گرفته است. او در موسیقی شاگرد اساتیدی چون ادیب خوانساری و محمدرضا شجریان بوده و در بحبوحه سال‌های منتهی به انقلاب و پس از آن و همچنین در سال‌های جنگ ایران و عراق برخلاف اکثریت موزیسین‌های داخلی که کمتر مجال فعالیت داشتند به‌طور مستمر فعالیت داشت و از نزدیک شاهد اتفاقات و وقایع تاریخی آن دوران بوده است.

با مهرداد کاظمی درباره موضوعاتی چون "کنسرت‌های متعدد در خیابان‌ها و میادین تهران در سال 1358"، "تولید آهنگ‌های زیرزمینی در سال‌های منتهی به انقلاب"، "کنسرت در حلبچه و اجرا در دو مسجد شهرهای نوسود و نودشه"، "فتوای امام درباره موسیقی و نقل سیداحمد خمینی" ، "مباحث آیت‌الله بهشتی با موزیسین‌ها در سینمای وزارت فرهنگ" و "اجرای موسیقی در جبهه‌ها" به گفتگو نشسته‌ایم.

مهرداد کاظمی 5 سال اخیر را برای مداوای بیماری سرطان خود در امریکا به سر برده است و به دلیل تجربه دو مرتبه رفتن به کما، هنوز پزشکان معالج‌اش اجازه پرواز به او نمی‌دهند تا به ایران بازگردد. در چنین شرایطی گفتگوی حاضر را با این موزیسین انجام داده‌ایم که در دو بخش منتشر خواهد شد.

بخش اول گفتگوی ایلنا با مهرداد کاظمی را در ادامه می‌خوانید:

اردوی رامسر سال 1357 با چوب و چماق تعطیل شد

در اردوی تابستانی 1357 در رامسر که برای دانش‌آموزان برگزار می‌شد دیگر موسیقی به هیچ عنوان قابل اجرا نبود و وقتی صدای موسیقی از بلندگوها پخش می‌شد مردم با چوب و چماق می‌ریختند و درگیری ایجاد می‌شد.

مهرداد کاظمی که پیش از انقلاب در بخش موسیقی وزارت فرهنگ و هنر فعالیت می‌کرد درباره نحوه‌ی تغییر شرایط موسیقی در سال 56 و 57 در گفتگو با ایلنا گفت: «من سال‌ها مسئول بخش موسیقی اردوی دانشجویان در بابلسر بودم. در واقع اردویی که در رامسر با عنوان "اردوی امور تربیتی" برای دانش‌آموزان وجود داشت به شکل مفصل‌تری برای دانشجویان در بابلسر برگزار می‌شد. هفته‌ای حدود هزار دانش‌آموز به اردوی رامسر آورده می‌شدند؛ این اردو درواقع به دانش‌آموزان دوره شش ساله دبیرستان در تمامی رشته‌ها اختصاص داشت. اما اردوی بابلسر که برای دانشجویان برگزار می‌شد توسط وزارت علوم، نخست وزیری و وزارت فرهنگ و هنر ترتیب داده شده بود و هفته‌ای هزار دانشجوی خانم و هزار دانشجوی آقا به این اردو می‌رفتند. در آنجا نیز مانند اردوی رامسر در طول روز کلاس‌های موسیقی و ورزشی و مسابقاتی در همین زمینه طی یک هفته برقرار بود. دانشجویان در طول این اردو هم تفریح می‌کردند و هم مشارکت‌ها و همکاری‌های علمی و هنری شکل می‌گرفت و هم آشنایی‌هایی به وجود می‌آمد که در بسیاری از موارد منتج به ازدواج می‌شد. ضمن اینکه باعث می‌شد تا دانشجویان با فرهنگ سایر استان‌های کشورمان آشنا بشوند و بفهمند در بقیه شهرها چه فرهنگ و چه هنر و چه موسیقی وجود دارد.

بخش‌هایی از این اردو که به کلاس‌های آموزشی و هنری اختصاص داشت به وزارت فرهنگ و هنر مربوط می‌شد. یکی دو سال اول ما از طرف وزارت فرهنگ و هنر به آنجا می‌رفتیم و هفته‌ای دو شب برنامه موسیقی اجرا می‌کردیم؛ بعدها در همین اردوها تدریس موسیقی هم انجام می‌دادم. البته یکی دو سال نیز مسئول موسیقی در آن اردوها شدم. ما هر شب برای دانشجوها از حدود ساعت 9 -10 تا ساعت 12 برنامه زنده موسیقی داشتیم. این برنامه‌ها نیز توسط گروه‌های دانشجویی و همچنین گروه‌هایی که از بیرون می‌آمدند، برگزار می‌شد. هفته‌ای دو شب هم از خواننده‌های محبوب و اسم و رسم دار کشورمان دعوت می‌شد که به آنجا می‌آمدند و برای دانشجویان به اجرا می‌پرداختند.

آخرین مرتبه‌ای که اردوی دانشجویان برگزار شد تابستان سال 1356 بود. در نوروز سال 1357 در همان محل برگزاری اردوی بابلسر برای خانواده‌های کارکنان وزارت فرهنگ و هنر برنامه گذاشتند؛ برنامه‌ای که شبیه به فعالیت‌های امروز اردوگاه صداوسیما در بندر انزلی و زیباکنار بود. در همین مقطع زمانی بود که برای اولین مرتبه مردم بابلسر به بهانه بلند بودن صدای موسیقی شروع به اعتراض کردند. این ماجرا گذشت تا اردوی تابستانی 1357 در رامسر که برای دانش‌آموزان برگزار می‌شد. در این اردو دیگر موسیقی به هیچ عنوان قابل اجرا نبود و وقتی صدای موسیقی از بلندگوها پخش می‌شد مردم با چوب و چماق می‌ریختند و درگیری ایجاد می‌شد. این بود که آرام آرام این اردو تعطیل شد.»

موسیقی زیرزمینی مخفیانه در استودیوهای بل، طنین و پاپ ضبط می‌شد

تظاهرات‌ خیابانی که شروع شد استودیوهای ضبط موسیقی تعطیل شد و همه شروع به انجام فعالیت‌های زیرزمینی کردند. یواشکی وارد استودیو می‌شدند و در استودیو را می‌بستند و مخفیانه کار می‌کردند.

این موزیسین همچنین با اشاره به شدت گرفتن درگیری‌های خیابانی در سال 1357، درباره نحوه‌ی شکل‌گیری موسیقی‌های زیرزمینی گفت: «حدود 17 شهریور بود که به دلیل بالا گرفتن درگیری‌ها کلا موسیقی تعطیل شد و شکل خصوصی گرفت. آن زمان من در وزارت فرهنگ و هنر بودم و به خوبی یادم می‌آید که فعالیت‌ها کوچکی وجود داشت که سرودهایی با یکی دو ساز ضبط می‌شد. تظاهرات‌ خیابانی که شروع شد استودیوهای ضبط موسیقی تعطیل شد و همه شروع به انجام فعالیت‌های زیرزمینی کردند. یعنی یواشکی وارد استودیو می‌شدند و در استودیو را می‌بستند و مخفیانه کار می‌کردند. کارهای روال عادی استودیوها تعطیل شده بود. گروه‌های چپی و همچنین گروه‌های اسلامی که گرایش‌های چپی داشتند یکسری از بچه‌های موسیقی را جذب کرده بودند که اینها سرودها و کاری مختلفی ضبط کرده بودند که بعدها با پیروزی انقلاب این کارها را به صورت نوار کاست بیرون دادند.

یکسری از بچه‌های مسلمان هم مثل زنده‌یاد حسین صبحدل و حمید شاهنگیان وجود داشتند که اینها در حسینیه ارشاد فعالیت می‌کردند و طرفدار انقلاب بودند. همین آقای محمد اصفهانی هم که آن زمان شاید حدود 12 سال سن داشت در گروه کر آقای صبحدل فعالیت می‌کرد. مرحوم صبحدل که با اذان‌اش شهرت دارد؛ موسیقی را به خوبی می‌شناخت و به ردیف‌های موسیقی دستگاهی آشنایی داشت و صدایش بسیار زیبا بود. ایشان با گروه‌های مذهبی در حسینیه ارشاد فعالیت می‌کرد؛ یعنی هم قاری قرآن تربیت می‌کرد هم خودش می‌خواند و هم گروه‌هایی به صورت گروه کر داشتند که کارهای عرفانی و سرودهای انقلابی اجرا می‌کردند. در طول انقلاب همه این کارها را در آنجا ضبط می‌کردند. یکی از همان کارها سرود "خمینی ای امام" بود که روز دوازدهم بهمن 1357 نیز همزمان با ورود امام برایشان آن را اجرا کردند؛ آقای اصفهانی در همان گروه کر هم حضور داشتند. این گروه زیاد با ساز کار نمی‌کردند و بیشتر آثارشان به صورت کر اجرا می‌شد. با اینکه چندان براساس اصول علمی موسیقی کار نمی‌کردند اما کارهای زیبایی ساختند و اجرا کردند. آقای محمدعلی راغب نیز به عنوان آهنگساز با این گروه کار می‌کرد.

یک گروه دیگر از بچه مسلمان‌های انقلابی نیز در زمینه موسیقی فعالیت کردند؛ برای مثال این گروه آثاری مانند "الله الله الله، الله اکبر" که آقای فریدون خشنود از آهنگسازان موفق موسیقی پاپ این آهنگ را ساخت و آقای رضا رویگری هم اجرایش کرد. یا آقای جهانبخش پازوکی که جزو آهنگسازان موفق موسیقی پاپ است یکسری از کارهای خوب آن دوره مانند "قسم به نام آزادی" را ساخت. این کارها در زمانی ساخته می‌شد که حکومت نظامی بود و سازمان امنیت همچنان فعال بود و بچه‌ها برای ضبط این کارها به استودیو بل، استودیو طنین، استودیو پاپ و بسیاری از استودیو‌های دیگر می‌رفتند و شبانه و مخفیانه این کارها را ضبط می‌کردند. خود من هم یکی دو کار در همین رابطه خواندم؛ یکی از این کارها برای شهدا بود که "شهید" نام داشت و یکی از دوستانم به اسم مرحوم ملکی آن را ساخته بود و ما آن را در استودیو بل ضبط کردیم.

اعضای کانون چاووش هم شامل آقایان محمدرضا لطفی، هوشنگ ابتهاج، محمدرضا شجریان، شهرام ناظری و بسیاری دیگر از موزیسین‌های همسو با آنها نیز بعد از شهریور 1357 به صورت زیرزمینی فعالیت‌هایی را انجام می‌دادند. فرهاد مهراد نیز در همان دوران همان قطعه "والا پیام دار محمد" را به طور زیرزمینی اجرا کرده بود که با پیروزی انقلاب پخش شد.

در وزارت فرهنگ و هنر چندین استودیو داشتیم و ما موسیقی بدون کلام دو سه کار انقلابی را نیز در همین استودیوها ضبط کردیم و بیرون آوردیم و خوانندگی‌اش در بیرون انجام شد. کارهایی در این زمینه‌ها انجام شد اما کارهای بسیار زیادی نیز توسط گروه‌های چپی مانند گروه فدائیان خلق و گروه مجاهدین خلق و غیره اجرا و ضبط شد که با پیروزی انقلاب کارهایشان را بیرون دادند. خب به واسطه امکانات مالی بسیار زیادی که مجاهدین خلق داشتند و استویویی که به طور تمام وقت در عباس‌آباد تهران برای آنها کار می‌کرد بیشترین کارها را آنها به‌طور مخفیانه ضبط می‌کردند.»

با شهرام ناظری در سال 1358 کنسرت‌هایی را در تهران برگزار می‌کردیم

بعد از انقلاب به همراه شهرام ناظری و همچنین ارکسترهای وزارت فرهنگ و هنر اجراهایی را در سطح شهر تهران برگزار می‌کردیم.

کاظمی ضمن تشریح وضعیت موسیقی در اوایل پیروزی انقلاب 57 گفت: «بعد از انقلاب رادیو وضعیت بهم ریخته‌ای پیدا کرده بود و استودیوها کلا تعطیل بود. طی آن چند روزی که مردم به خیابان‌ها ریختند و درگیری‌ها شدیدتر شد و کار به درگیری‌های مسلحانه در خیابان‌ها کشید برخی استودیوها آتش گرفتند؛ رادیو در میدان ارگ بود و در طول درگیرها، تانک‌ها توی میدان مستقر شده بودند و مردم هم با کوکتل مولوتف آنها را آتش می‌زدند.

رادیو عملا بعد از انقلاب تا راه‌اندازی شود و فعالیت کند بیشتر از یک سال طول کشید. یعنی سال 1358 کارهای ضبطی در رادیو و تلویزیون در حوزه موسیقی عملا تعطیل بود. بعد آرام آرام در سال 1359 رادیو فعال شد. اما در وزارت فرهنگ و هنر اینگونه نبود چون کارهای اجرای صحنه‌ای برگزار می‌شد.

 یعنی وقتی انقلاب شد به چند صورت فعالیت‌های اجرایی ما در زمینه موسیقی شکل گرفت؛ یکی اجرا به همراه ارکسترسمفونیک در میادین اصلی شهر بود و آثار و سرودهای مختلف را اجرا می‌کردیم. در نقاطی از شهر که امکانش بود با ارکستر کامل حاضر می‌شدیم و می‌نواختیم و هر جا که امکان حضور ارکستر کامل را نداشت با گروه فلوت اجرا می‌کردیم. دوم اجراهایی بود که با ارکستر سنتی و با شهرام ناظری برگزار می‌کردیم. این اجراها بیشتر در مکان‌هایی مانند موزه آبگینه، موزه‌ هنرهای معاصر و موزه نیاوران اجرا می‌شد. ما ارکسترهای زیادی در وزارت فرهنگ و هنر داشتیم که ارکستر سنتی شماره یک و ارکستر سنتی شماره دو جزو اینها بودند. ما بعد از انقلاب سر کار رفتیم و هفته‌ای دو روز با همین ارکسترهای سنتی شماره یک و دو تمرین می‌کردیم؛ ولی مدل کارها آرام آرام تغییر کرد و به سمت اجرای آثار انقلابی آمد. البته همین بچه‌ها قبل‌تر هم کارهایی را به صورت زیرزمینی ضبط کرده بودند.  

بعد از انقلاب آقای شهرام ناظری با ارکستر سنتی شماره دو همکاری می‌کرد که افرادی چون جلیل عندلیبی (به عنوان آهنگساز و نوازنده سنتور)، محمد موسوی (نوازنده نی)، جمشید عندلیبی (نوازنده نی)، منصور سینکی (نوازنده تار) و چند نفر دیگر بودند همکاری می‌کردند. آقای شاپور رحیمی که از دوران کلاس‌های آقای ادیب خوانساری با ما دوست بود نیز به عنوان خواننده در کنار آقای ناظری همکاری می‌کرد. در ارکستر سنتی شماره یک وزارت فرهنگ و هنر نیز من به عنوان خواننده همکاری می‌کردم و آقای کریم صالح عظیمی نیز که از هنرمندان ارزشمندمان هستند همکاری می‌کردند. آقای حاتم عسگری هم که تازه سمتی در زمینه موسیقی دانشگاه‌ها گرفته بود و در کلاس‌های آقای ادیب خوانساری نیز با ما حضور داشتند با این ارکستر همکاری می‌کردند. حتی به خاطر دارم که آقای رضوی سروستانی نیز با گروه آقای عندلیبی همکاری کرد.

وقتی انقلاب شد یکسری از هنرمندان از کشور خارج شدند؛ یعنی سال 1358 تعداد کمی رفتند اما در سال‌های 59 – 60 تعداد بیشتری رفتند. از میان کسانی که مانده بودند بسیاری از آنها با نوازندگی چند ساز آشنایی داشتند؛ مثلا فردی که نوازنده گیتار ارکستر عماد رام بود بعد از انقلاب تار باس می‌نواخت. یا مثلا فردی که قبلا ویولن می‌زد قیچک دست گرفته بود. این اتفاق خوبی بود و بسیار هم خوب جواب داد و ارکستری در وزارت فرهنگ و هنر تشکیل شده بود که این افراد در آن فعالیت می‌کردند که سرپرست این گروه، زنده‌یاد علی درخشان بود که برای این ارکستر سنتی شماره دو زحمت بسیار زیادی کشید. متاسفانه هرگز ندیدم یادی از این هنرمند شود. کارهای بسیار زیادی را ساخت و تنظیم کرد. سال اول فعالیت این ارکسترها به این صورت بود که من خواننده اصلی ارکستر سنتی شماره یک وزارت فرهنگ و هنر بودم و آقای صالح عظیمی و حاتم عسگری هم در کنسرت‌های‌مان هر کدام یک آهنگ اجرا می‌کردند. شیوه اجراها هم به این صورت بود که ما یک اجرای یک ساعته را با ارکستر سنتی شماره یک برگزار می‌کردیم و بعد از یک آنتراک نیم ساعته سپس آقای شهرام ناظری و ارکستر سنتی شماره دو روی صحنه می‌آمدند و یک ساعت هم آنها اجرا می‌کردند.»

اجرای ارکستر سمفونیک در میادین اصلی شهر تهران در سال 58

سال 58 با ارکستر سمفونیک وزارت فرهنگ و هنر در میدان امام حسین (ع) که آن زمان همچنان میدان فوزیه بود، میدان فردوسی، میدان آزادی، میدان انقلاب و جاهای دیگر کنسرت‌هایی را برگزار می‌کردیم.

این خواننده که پس از انقلاب نیز همچنان همکاری خود را با وزارت فرهنگ ادامه داد، درباره اجراهای ارکستر سمفونیک در میاین اصلی شهر تهران گفت: «ما در وزارت فرهنگ و هنر چند گروه کر داشتیم که از آن جمله می‌توان به کر اپرا، کر سازمان فولکلور و کر اداره آموزش اشاره کرد. بعد از انقلاب این گروه‌های کر ادغام شدند که جمعا حدود 200 نفر خواننده بودند. من علاوه بر دیگر فعالیت‌هایم به عنوان سولیست گروه کر نیز فعالیت داشتم.

ما بعد از انقلاب با همراهی ارکستر سمفونیک وزارت فرهنگ و هنر در میادین مختلف تهران اجراهایی را برگزار می‌کردیم. البته این را هم بگویم که این اجرا در میادین شهر تهران چندان تجربه موفقی نبود؛ و این موضوع به دلیل نوع ارکستر بود و نه به خاطر نوع اجرا. اولا اینکه اجراها در صبح و در زمانی که مردم می‌خواستند به سر کار بروند تدارک دیده شده بود تا از شنیدن این موسیقی‌ها حس بهتری پیدا کنند در صورتی که از نظر علمی انتخاب این آثار انقلابی اصلا برای اجرا در صبح اشتباه است. در میدان امام حسین (ع) که آن زمان همچنان میدان فوزیه بود، میدان فردوسی، میدان آزادی، میدان انقلاب و جاهای دیگر این اجراها را برگزار می‌کردیم. ببینید اجرای حدود 200 نفر در فضای باز و در یک میدان شلوغ امکانات صوتی خاصی می‌خواهد اما اجراهای ما به همراه ارکستر سمفونیک بدون هیچ‌کدام از این تمهیدات برگزار می‌شد. حدود 150 نوازنده ارکستر در کنار مثلا حدود 200 نفر خواننده گروه کر چیزی نبود که بتوان بدون تمهیدات فنی درست اجرای موفقی داشته باشد.

پس از این ماجراها ما پیشنهاد دادیم که آهنگ‌هایی مانند "قسم به اسم آزادی" ساخته جهانبخش پازوکی، یا سرود "هوا دلپذیر شد گل از خاک بردمید" و قطعاتی با این فرم، توسط گروه کوچکتری از سازها اجرا شود. برای اجراهای خیابانی ارکستر را آرام آرام کوچک کردیم و گروه سازهای بادی به همراه سازهای کوبه‌ای را تشکیل دادیم. پایه‌گذار چنین اتفاقی نیز به ابتکار آقایی به اسم مکری انجام شد و نتیجه خوبی هم داد. این اجراها کمتر از یک سال ادامه داشت چون با سرد شدن هوا دیگر امکان اجرا در فضای باز وجود نداشت و آرام آرام این اجراها با ارکستر بادی و کوبه‌ای تعطیل شد؛ اما اجرای ارکسترهای سنتی فعالیتشان ادامه پیدا کرد.»

فخرالدینی اولین نفری بود که بعد از انقلاب مسئولیت ارکسترها را برعهده گرفت

سال 1358 نیز هنوز بحث حلال و حرام بودن موسیقی مطرح نبود یعنی آنقدر مسائل مختلف در مملکت وجود داشت که هنوز کسی در مورد حلال و حرام بودن موسیقی زیاد فکر نکرده بود یا اینکه اصلا فرصتش پیش نیامده بود که به آن پرداخته شود.

وی همچنین ضمن اشاره به دیدگاه‌های مختلف درباره موسیقی پس از انقلاب عنوان کرد: «آقای شجریان و آقای لطفی به همراه موزیسین‌های دیگر در گروه چاووش فعالیت می‌کردند و کارهایی را ضبط می‌کردند و بعد پخش می‌شد. البته تا آنجا که به خاطر دارم آقای شجریان در آن چند سال اول بعد از انقلاب اجرای صحنه‌ای نداشت. یعنی امثال این اساتید در آن دوران چندان تمایلی به این گونه از موسیقی که شاید بتوان اسمش را موسیقی انقلابی گذاشت نداشتند. برای همین در سال‌های بعد از انقلاب به ویژه در سال‌های جنگ، بغیر از ما که اجراهای زیادی در جاهای مختلف به خصوص تالار وحدت داشتیم کنسرت دیگری یادم نمی‌آید. در این سال‌ها موسیقی‌های خاصی اجرا می‌شد و اجازه نمی‌دادند مثلا ریتم‌هایی مانند "شش هشتم" اجرا شود. یعنی ریتم‌های خاص و اشعار خاصی ساخته و تایید می‌شد و موسیقی‌های خاصی نیز ساخته می‌شد که همه اهالی موسیقی موافق آن نبودند.

در آن زمان حتی اسم مرکز موسیقی وزارت فرهنگ را هم به دفتر سرود و آهنگ‌های انقلابی تغییر دادند. شورایی در این زمینه تشکیل شده بود و یادم می‌آید اولین نفری که برای برعهده گرفتن سرپرستی دفتر سرود به وزارت فرهنگ آمد آقای فرهاد فخرالدینی بود که حدود 5 – 6 ماه این مسئولیت را برعهده داشت. بعد آقایی به اسم نفیسی آمد و این مسئولیت را عهده‌دار شد و بعد از ایشان هم معاون‌شان یعنی آقای نوروزی‌طلب مسئولیت موسیقی وزارت فرهنگ را در دست گرفتند.

آقای سیدمحمد میرزمانی و کامبیز روشن‌روان نیز همان سال 1358 به بخش موسیقی وزارت فرهنگ و هنر آمدند و گروه‌های کر راه‌اندازی شد. یادم می‌آید در آن سال به مناسبت تولد امام زمان (عج) قطعه زیبایی روی شعر "مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید" توسط آقای میرزمانی ساخته شد و من آن را خواندم؛ از این گونه همکاری‌ها بسیار زیاد اتفاق افتاد. در سال 1358 نیز هنوز بحث حلال و حرام بودن موسیقی مطرح نبود یعنی آنقدر مسائل مختلف در مملکت وجود داشت که هنوز کسی در مورد حلال و حرام بودن موسیقی زیاد فکر نکرده بود یا اینکه اصلا فرصتش پیش نیامده بود که به آن پرداخته شود. تقریبا از اوایل سال 1359 با راه افتادن استودیوهای موسیقی رادیو، ضبط کارهای جدید نیز آغاز شد و شواری موسیقی نیز راه افتاد. در شورای موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آقای سیدمحمد میرزمانی، زنده‌یاد محمد بیگلری، آقای غلامعلی وآقای  محمدعلی راغب شورای موسیقی را تشکیل دادند.»

امام (ره) دو مرتبه درباره موسیقی فتوا دادند

 آهنگ "ای مجاهد شهید مطهر" راه موسیقی بعد از انقلاب را باز کرد

امام روزی دوبار با آهنگ "ای ساربان" اشک می‌ریخت و گریه می‌کرد

حاج‌سید احمد خمینی خودش به بنده گفت که وقتی امام (ره) این کار را گوش کردند بسیار لذت بردند و گفتند باید در این فرم موسیقی‌های خوبی ساخته بشود.

مهرداد کاظمی همچنین درباره دو قطعه‌ای که باعث واکنش امام (ره) درباره موسیقی شد نیز گفت: «چیزی که باعث راهگشایی موسیقی بعد از انقلاب شد به آهنگی مربوط می‌شود که توسط آقای محمدعلی راغب پس از ترور آیت‌الله مطهری ساخته شد. آقای راغب پس از تروری که گروه فرقان انجام داد کاری را با استفاده از شعر حمید سبزواری با عنوان "ای مجاهد شهید مطهر" ساخت که محمد گلریز آن را خواند. با این اجرا به یکباره دیدها به موسیقی تغییر کرد و راه موسیقی باز شد. ترور آیت‌الله مطهری سال 58 (11 اردیبهشت 1358) اتفاق افتاد.

حاج‌سید احمد خمینی خودش به بنده گفت که وقتی امام (ره) این کار را گوش کردند بسیار لذت بردند و گفتند باید در این فرم موسیقی‌های خوبی ساخته بشود. این زمانی بود که من حاج سیداحمد خمینی را با شهید بهشتی و چند نفر دیگر در وزارت فرهنگ و هنر دیدم. در برخی برنامه‌هایی که داشتند من برای قرائت قرآن می‌رفتم و ایشان از صدای من خوشش می‌آمد. دفتر کار شهید بهشتی هم در وزارت فرهنگ و هنر مستقر بود و سمینارها و حتی جلسات حزب جمهوری اسلامی هم آنجا برگزار می‌شد. ایشان هم از علاقمندان موسیقی بود. در چنین جلساتی معمولا من را که می‌دانستند خوب قرآن قرائت می‌کنم؛ دعوت می‌کردند تا قرآن یا چند بیت شعر حافظ و یا آوازی اجرا کنم و جلسه رسمیت پیدا کند. خب معمولا دیالوگ‌هایی پیش می‌آمد و از آنجا که دوست داشتم نظر آقایان را درباره موسیقی بدانم با آقایان وارد صحبت می‌شدم و نظرشان را می‌پرسیدم.

در همین گفتگوها در دو جا دیدم که امام (ره) حمایت بسیار زیادی از موسیقی کردند. یکی در زمان انتشار دو آهنگ "مطهری" و "الله اکبر، خمینی رهبر" بود و دیگری به بعدها مربوط می‌شود که من آهنگ "ای ساربان" را خواندم. وقتی آهنگ "ای ساربان" را خواندم خود سیداحمد خمینی عین این جمله به من گفت که "بابا روزی دو بار با این آهنگ شما اشک می‌ریزد و گریه می‌کند." امام بعد از این قطعه بود که فتوا دادند و گفتند موسیقی در این فرم حلال است. این اتفاق در زمان پخش سریالی که اسمش را درست به خاطر ندارم "غروب پاییز" یا "غروب صحرا" بود چنین اتفاقی افتاد. در این دو مورد زنده‌یاد امام(ره) تکلیف شعر و موسیقی و فیلم را مشخص کردند. این سریالی هم که به آن اشاره می‌کنم درباره جنگ و خانواده‌هایی بود که درگیر این جنگ بودند.

آهنگ ای ساربان را می‌توانید در اینجا بشنوید

http://static0.ilna.ir/media/4RdtabooZY4N/YXVkaW8tbWVkaXVtLm1wMw,,/22222222222222222222222222222222222222222.mp3

فکر می‌کنم زمستان سال 1367 بود که این دو اثر پخش می‌شد. آقای حسن ریاحی قطعه "ای ساربان" را به یاد شهدای هفتم تیر با استفاده از شعر زیبای سعدی در سال 1366 ساخت و من آن را خواندم. وقتی سال 1366 پخش شد اثر چندان عمیقی نگذاشت. تا اینکه ما در جشن بعثت حضرت رسول (ص) این کار را به همراه ارکستر بزرگ در تالار وحدت اجرا و به صورت زنده ضبط کردیم. زمانی که کار "ای ساربان" ساخته شد آیت‌الله خامنه‌ای؛ رئیس جمهور بودند. دوستان آمدند یک کلیپ برای شهدای هفتم تیر ساختند و فیلم حضور آقای خامنه‌ای بر سر مزار شهدای هفتم تیر را در این کلیپ گنجاندند و وقتی این کار پخش شد تاثیر بسیار عجیبی بر همه گذاشت و حتی واکنش امام (ره) را هم به دنبال داشت. همین قطعه به شکلی راهگشا شد که باعث شد تا مدل موسیقی تغییر کند و حتی برگزاری کنسرت‌های موسیقی نیز شروع شود.

مباحثه آیت‌الله بهشتی با موزیسین‌ها در سینمای وزارت فرهنگ همه را غافلگیر کرد

نکته دیگری که در همان سال اواخر سال 1358 یا اوایل سال 1359 باعث تعجب خود من و بسیاری از موزیسین‌ها شد به ماجرای مباحثه آیت‌الله بهشتی با موزیسین‌ها مربوط می‌شود. خوب به خاطر دارم بسیاری از موزیسین‌های ارکستر سمفونی جلسه مباحثه‌ای را با مرحوم شهید بهشتی در سالن سینمای وزارت فرهنگ و هنر برگزار کردند. مرحوم بهشتی با اشراف مثال زدنی در زمینه تاریخ موسیقی و همچنین ردیف موسیقی دستگاهی و علم موسیقی همه ما را غافلگیر کردند و اصطلاحا از عهده همه برآمدند. خدا شهید بهشتی را رحمت کند، تا زمانی که زنده بود با تمام وجود از موسیقی و هنرمندان به‌طور جدی حمایت کرد و برای همین هم واقعا نگاه ویژه‌ای از آن روز به بعد نسبت به ایشان پیدا کردم.

شورای موسیقی را نیز همین بچه‌های موسیقی اداره می‌کردند؛ یکی از همین افراد که واقعا زحمت زیادی کشید و همه او را دوست داشتند همین آقای سیدمحمد میرزمانی بود که سال‌ها نیز مدیریت دفتر موسیقی را برعهده داشت و همیشه بچه‌های موسیقی را همه‌جوره حمایت کرده است. یا همین زنده‌یاد محمد بیگلری که واقعا کار همه را راه می‌انداخت و کارهای بسیار خوبی در این زمینه ساخته شد.

پس از انتشار قطعه "ای شهید مجاهد مطهر"، آقای راغب قطعه "الله اکبر خمینی رهبر" را ساخت. این قطعه را نیز محمد گلریز خواند که پخش شدن این دو قطعه در فاصله زمانی کوتاه، کل موسیقی مملکت را جا انداخت. در آن زمان این دیدگاه بسیار بد نسبت به موسیقی و هنرمندان وجود داشت که زندگی‌شان شبیه آدم‌های پامنقلی است؛ اما به یکباره نگاه جامعه تغییر کرد. وقتی آقای بهشتی را ترور کردند من هم یک قطعه با شعر آقای حید سبزواری خواندم که بی‌تاثیر نبود.

از یک زمانی به بعد آقای حاج سیدجوادی کلا مسئول موسیقی در وزارت فرهنگ و هنر شد که معاون آقای خاتمی در وزارت فرهنگ بود و تا پایان جنگ نیز در این سمت باقی ماند. آقای نفیسی نیز زیر دست آقای حاج سیدجوادی فعالیت می‌کرد.»

از کردستان تا فاو اجراهای بسیاری را برگزار کردیم

خاطرم هست که آقای خامنه‌ای؛ مقام معظم رهبری هم بسیار به برنامه صبح جمعه علاقمند بودند

در دو بخش کارمان را در زمینه موسیقی جنگ شروع کردیم که بخشی از آن به اجرای صحنه‌ای در جبهه‌ها اختصاص داشت و بخش دیگر آن به آثار ضبطی و استودیویی رادیو و تلویزیون مربوط می‌شد. از کردستان تا فاو اجراهای بسیاری را برگزار کردیم.

این موزیسین که یکی از اصلی‌ترین خوانندگان موسیقی جنگ در ایران نیز شناخته می‌شود درباره اولین جرقه‌های حضور گروه‌های موسیقی در جبهه‌ها و همچنین آغاز برنامه‌های مذهبی رادیو عنوان کرد: «در زمان جنگ پیش از اینکه به همراه ارکستر سمفونیک راهی جبهه بشوم یک بار از طریق بسیج محله‌مان راهی جبهه شدم. همان اول جنگ بود که سمت دهلران و اندیمشک و نزدیکی‌های آبادان و اهواز رفتم و وقتی در آن شرایط قرار گرفتم اتفاقات جنگ چنان بر روحم تاثیر عمیقی گذاشت که وقتی از آنجا برگشتم به مدیرکل‌ موسیقی وزارت فرهنگ و هنر که فکر کنم همین آقای نفیسی بود پیشنهاد دادم در زمینه موسیقی جنگ فعالیت کنیم. ما در دو بخش کارمان را در زمینه موسیقی جنگ شروع کردیم که بخشی از آن به اجرای صحنه‌ای در جبهه‌ها اختصاص داشت و بخش دیگر آن به آثار ضبطی و استودیویی رادیو و تلویزیون مربوط می‌شد. از کردستان تا فاو اجراهای بسیاری را برگزار کردیم. اوایل جنگ وقتی از جبهه برگشتم به وزارت فرهنگ و هنر پیشنهاد دادم به جبهه‌ها گروه‌ موسیقی بفرستیم.

زمانی که بعد از انقلاب و پس از مدت‌ها رادیو و بخش موسیقی آن راه افتاد مرحوم صبحدل مسئول امور مذهبی هنری رادیو شد و آقای سعید توکل و شیشه‌گران که برنامه‌های مذهبی می‌ساختند و بعدها به سمت برنامه‌های هنری رفتند در این بخش فعالیت می کردند. من هم با آقای صبحدل همکاری می‌کردم و مثلا کارهای کرالی که قبل از اذان و بعد از اذان پخش می‌شد را انجام می‌دادم. مثلا قبل از اذان هر بخشی از روز آواز بدون ساز قرار بود پخش شود من آنها را می‌ساختم و ضبط می‌کردم. همه این قطعات بدون ساز بود چون آن زمان هنوز اجازه نمی‌دادند همراه با چنین کارهایی ساز نواخته شود. در برنامه‌های مذهبی که آقای سعید توکل و شیشه‌گران نیز می‌ساختند ساز هیچ نقشی نداشت. بعدها آرام آرام برای اجرای قطعات مربوط به جشن‌های مذهبی من این اجازه را گرفتم که از ساز هم استفاده کنیم. آقای صبحدل هم با اینکه به موسیقی بسیار علاقه داشت اما بنا به دلایلی در برنامه‌های مذهبی که می‌ساخت اصلا از ساز استفاده نمی‌کرد. ولی کار ما با آقای توکل ادامه داشت تا اینکه ایشان برنامه صبح جمعه را گرفت و برنامه‌های خیلی موفقی را با آقای نوذری ساختند و خاطرم هست که آقای خامنه‌ای؛ مقام معظم رهبری بسیار به این برنامه علاقمند بودند. تمام کارهای آهنگسازی و موسیقی برنامه صبح جمعه رادیو با من بود. از آن طرف هم مرکز موسیقی رادیو همکاری می‌کردم. اولین کاری که من برای پخش از رادیو اجرا کردم آقای احمدعلی راغب آن را ساخت و آقای فریدون شهبازیان نیز آن را برای ارکستر بزرگ تنظیم کرد که برای شهید بهشتی بود.

از اجرا در مساجد نوسود و نودشه تا حلبچه

بعضی رزمنده‌ها وقتی با ما در صف نماز می‌ایستادند؛ می‌گفتند: اینها مطرب هستند و نماز ما باطل می‌شود

پزشکان در آمریکا به من گفتند شیمیایی شده‌ای

ترومپت ارکستر سمفونیک شیمیایی شد و فوت کرد

در ماه پانزده روز در جبهه بودیم و سی اجرا برگزار می‌کردیم

ما اجراهایی هم در نوسود و نودشه در سمت مرز کردستان با عراق داشتیم که در مسجد اجرا شد. حدود 20 روز بعد از ماجرای شیمیایی حلبچه در آنجا اجرایی را برگزار کردیم که صحنه‌های بسیار تکان دهنده ای را دیدیم که برای همیشه در روح و جان ما اثر گذاشت.

ما اجراهایی هم در نوسود و نودشه در سمت مرز کردستان با عراق داشتیم که در مسجد اجرا شد. خب آنجا سالن خاصی که نداشتند که ما بتوانیم در آنجا به اجرا بپردازیم این بود که ارکستر در داخل مسجد برای مردم جنگ‌زده به اجرا پرداخت. نوعی از شیمیایی را در این منطقه استفاده کرده بودند که چشم‌های همه می‌سوخت و ما در این اجرا ما اشک می‌ریختیم و می‌خواندیم. مردم واقعا حال خوبی نداشتند و با اجرای ما زار می‌زدند. ما حدود 20 روز بعد از ماجرای شیمیایی حلبچه نیز در آنجا اجرایی را برگزار کردیم که صحنه‌های بسیار تکان دهنده‌ای را دیدیم که برای همیشه در روح و جان ما اثر گذاشت.

در جاهای دیگر هم به همین شکل بود؛ یعنی ما هر وقت در جبهه‌ها بودیم در مساجد یا جاهایی که به عنوان نمازخانه هم مورد استفاده قرار می‌گرفت به اجرا می‌پرداختیم. مثلا در زیرزمینی که سنگر بود و همانجا نماز جماعت برگزار می‌شد بعد از نماز ما به اجرا می‌پرداختیم؛ چون بیرون که نمی‌شد اجرا کرد چون هر آن امکان فرود خمپاره و یا حمله هوایی بود.

ما در سفر اولی که به همراه ارکستر سمفونیک تعداد بسیار زیادی از اعضای ارکستر به منطقه رفتیم خب افراد مختلفی در بین اعضا وجود داشت که شاید هنوز بلد نبودند نماز بخوانند؛ من نمی‌خواهم موضوع را بیشتر از این باز کنم؛ به هر حال ما مجبور بودیم به همراه بچه‌های رزمنده در صف نماز جماعت قرار بگیریم و نماز بخواینم و چون شاید بعضی‌ها بلد نبودند نماز بخوانند بعضی مواقع ناهماهنگی در صف نماز پیش می‌آمد؛ همین باعث می‌شد تا برخی رزمندگان راضی نباشند ما همراه آنها در صف نماز قرار بگیریم. من با گوش خودم شنیدم که گفتند "اینها مطرب هستند و نماز ما باطل می‌شود." ما در اولین اجرای‌مان با چنین مسئله‌ای مواجه شدیم و این اولین دیدگاه نسبت به این بچه‌ها که با عشق آمده بودند واقعا من را آزار داد و البته بسیاری از بچه‌ها هم از ادامه کار دلسرد شدند. اما ما وظیفه خودمان می‌دانستیم که بایستیم و خدمت کنیم و خوشبختانه همین کار ما باعث تغییر دیدگاه‌ها نسبت به کار ما شد. بعد از این تغییر دیدگاه، به قدری از مرکز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد برای حضور و اجرای ما در جبهه‌ها درخواست صورت می‌گرفت که مجبور می‌شدیم هر ماه گروه برای اجرا در جبهه‌ها بفرستیم.

ما در طول ماه حدود پانزده روز را به جبهه می‌رفتیم که طی این مدت حدود سی اجرا برگزار می‌کردیم. این در حالی بود که در اجرای اولمان با ارکستر سمفونیک طی 10 روز تنها 3 یا 4 اجرا برگزار کرده بودیم. این برای خود ما بسیار خوشایند بود که می‌توانستیم خدمتی انجام بدهیم و البته خوشحال هم بودیم که دیدگاه‌ها رزمنده‌ها به کار ما تغییر پیدا کرد. نکته جالب اینکه بعد از این همه سال دوستی‌هایی با همین عزیزان داریم که همچنان پابرجاست.

در سفرهایمان نیز واقعا نه ترسی وجود داشت و نه از وضعیت اسکان گروه اعتراضی می‌شد چون همه پذیرفته‌ بودند که قرار است در چه شرایطی خدمت کنند. در این سفرها معمولا آقای محمد گلریز، آقای رشید وطن‌دوست به عنوان خواننده در کنار ما بودند. بخش مهمی از زندگی من به خاطرات آن دوره بازمی‌گردد که با هیچ چیز حاضر نیستم آن را معاوضه کنم. همه می‌دانیم که جنگ خانمان‌سوز است و امیدوارم چنین اتفاقی برای هیچ کس پیش نیاید اما همین اتفاق نشانه‌ای از رشاد و پایمردی مردم ایرانی‌ها را در دفاع از مرز و بوم‌شان را به تمام دنیا به نمایش گذاشت. با این وجود وقتی امروز در چنین شرایطی می‌بینم برخی اتفاقات مالی ناراحت‌کننده توسط عده‌ای در کشورم روی می‌دهد قلبا ناراحت می‌شوم.

من نمی‌دانستم شیمیایی شده‌ام تا اینکه برای درمان بیماری سرطانم به امریکا آمدم و در اینجا تشخیص دادند که ریه‌هایم شیمیایی شده است؛ در طول روز هم از کپسول اکسیژن و هم از اسپری‌های مخصوص استفاده می‌کنم و باید به طور مرتب داروهایی را که به بیماری سرطانم محسوب می‌شود می‌خورم. آقای میردادیان که نوازنده ترومپت ارکستر سمفونیک بود که ایشان هم شیمیایی شده بود و فوت کرد. امکان دارد اعضای دیگری از ارکستر هم شیمیایی شده باشند که من خبر نداشته باشم.»

ادامه مطلب...

«از دوست نداشتن بنان پشیمان شدم»

«این فیلم را در سال ۱۳۹۲ ساختم و در آن زمان اصلا «بنان» را دوست نداشتم. من در رادیو کار می‌کردم و مجبور شدم برنامه‌ای ده دقیقه‌ای را درباره او بسازم. به همین دلیل سراغ ساختن این فیلم رفتم و در نهایت از دوست نداشتن بنان پشیمان شدم.»

این جملات بخشی از اظهارات زهره محقق فارغ‌التحصیل سینما از دانشگاه هنر است که فیلم مستند «برسد به دست آقای بنان» را کارگردانی کرده است؛ طبق گفته او، این فیلم قرار است از آذرماه در گروه سینمایی هنر و تجربه اکران شود.

زهره محقق در گفت‌وگویی با ایسنا درباره این مستند اظهار کرد: متوجه شدم بعد از گذشت ۳۲ سال از درگذشت این خواننده هیچ فیلمی درباره او ساخته نشده است؛ خواستم این فیلم را درباره او بسازم که با همکاری همسر او به سرانجام رسید.

او ادامه داد: این مستند ۸۷ دقیقه‌ای و گفت‌وگو محور است. در این فیلم با «پری خانم» (پری دخت‌آور) همسر او، هومن صدر پسرخوانده بنان، کاوه دیلمی، سالار عقیلی، حریر شریعت‌زاده، مزدا انصاری، ایرج خواجه‌امیری و گروه موسیقی «دنگ‌شو» گفت‌وگو انجام دادم. از بخش‌هایی از صحبت‌های استاد (محمدرضا) شجریان نیز که در جشن ۱۰۰ سالگی بنان مطرح شده بود نیز استفاده کردم.

این کارگردان درباره علاقه‌مندیش به بنان گفت: در طول زمان تولید فیلم آنچه که باعث شده به «بنان» علاقه‌مند شوم این بود که می‌توان او را خلاق‌ترین خواننده ایران دانست، او بود که مرز مشترکی میان موسیقی جدید و قدیم ایجاد کرد. قطعه مشهور «الهه ناز» او نیز در آن زمان مورد انتقاد قرار گرفته بود. من نشنیده او را دوست نداشتم؛ اما در حال حاضر حتی نسل جوان ۲۰ ساله ما نیز اگر بنان را بشنوند آن را دوست خواهند داشت.

او در پاسخ به این پرسش که باز هم قصد دارد به سراغ ساختن مستندهایی از اهالی موسیقی ایران برود؟ بیان کرد: در فکر ساخت مستندهای دیگری درباره اهالی موسیقی ایران هستم؛ دوست داشتم درباره استاد نادر گلچین (خواننده) اثری را می‌ساختم اما با درگذشت او این فرصت گرفته شد. در مستندسازی ایران مشکلاتی در زمینه نمایش فیلم و بودجه وجود دارد که باعث می‌شود کمتر به سراغ این کار بروند.

محقق با اشاره به تک اکران این فیلم در خانه هنرمندان ایران، گفت: این فیلم یک اکران در خانه هنرمندان ایران داشت؛ من فکر می‌کردم صندلی‌های سالن پر نشود اما هنگام نمایش فیلم با افرادی روبرو شدم که ایستاده آن را تماشا می‌کردند. مردم ما نوستالژی را دوست دارند و از هوش موسیقایی خوبی برخوردار هستند؛ وقتی چنین اتفاق‌هایی بیفتد به سمت آن می‌روند.

او در پاسخ به این پرسش که با وجود ساخت و اکران موفق فیلم‌هایی مانند «بزم رزم» فکر می‌کند راه برای پرداختن به موسیقی در سینمای مستند ایران باز شده است، اظهار کرد: فکر می‌کنم گروه سینمایی هنر و تجربه این راه را باز کرده است زیرا فیلمساز به مخاطبش وابسته است و اگر مخاطب نداشته باشد ممکن است انگیزه‌اش را برای ساخت فیلم از دست بدهد. مردم آنقدر موسیقی غیر خوب شنیدند که با شنیدن یک اثر خوب به سمت آن می‌روند.

این کارگردان در بخش دیگری از این گفت‌وگو بیان کرد: این فیلم در واقع پروژه نهایی پایان‌نامه من بود؛ انجام تحقیق و مصاحبه‌ها حدود دو ماه طول کشید؛ من باید سریع آن را به دفاع می‌رساندم. من تغییر زیادی در تدوین این فیلم بعد از پایان‌نامه دانشگاه انجام ندادم زیرا واکنشی که بعد از اکران در خانه هنرمندان دریافت کردم این بود که فیلم جامع و کامل است.

محقق درباره انتخاب نام این مستند نیز گفت: «برسد به دست آقای بنان» نامه‌ای از طرف منِ ۲۲-۲۳ ساله است که هیچ علاقه‌ای به او نداشتم و حالا کم کم به او علاقه‌مند می‌شود. این نامه که از طرف یک نسل جدید به نسل قدیم نوشته می‌شود در طول فیلم خوانده و متن آن نوشته می‌شود.

کارگردان فیلم «برسد به دست آقای بنان» گفت: این فیلم با توجه به بازخوردی که من دیدم، نه آنچنان سطح پایین است که فرهیختگان آشنا با موسیقی را دلزده کند و نه آنچنان سطح ‌بالاست که آدم‌های عادی را که با بنان خاطره دارند خسته کند؛ من فکر می‌کنم هر دو طرف از دیدن فیلم راضی خواهند شد.

ادامه مطلب...

بهرام جمالی:

نیازمند بازتعریف ارتباط حاکمیت با موسیقی هستیم

مدیرعامل انجمن موسیقی تاکید کرد: کشور ما از نظر ارتباط حاکمیت با موسیقی نیازمند بازتعریف است.

به گزارش ایلنا، مراسم معرفی اولین نمایشگاه تخصصی هنر – صنعت موسیقی ایران بعداز ظهر دیروز شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ در سالن سعدی مرکز همایش های برج میلاد تهران برگزار شد.

ارتباط حاکمیت و موسیقی باید بازتعریف شود

بهرام جمالی مدیرعامل انجمن موسیقی ایران نخستین سخنران این مراسم بود و گفت: امیدوارم این اتفاق منجر به ثمرات خوبی برای تمام اقشار فعال در عرصه موسیقی شود. زیرساخت‌های شکل‌گیری جریان موسیقی در هر کشوری مبتنی بر زیرساخت‌های فرهنگی باید شکل بگیرد. کشور ما از نظر ارتباط حاکمیت با موسیقی نیازمند بازتعریف است. واردکنندگان تجهیزات موسیقی اگر بازار خوبی نداشته باشند به طور حتم ضربه می بینند.

او ادامه داد: ما می‌دانیم که جامعه کشور را نگه می‌دارد نه حاکمیت. ما باید به بلوغ مدیریتی و کارشناسی در بخش خصوصی برسیم و این امکان پذیر نیست مگر این که ارگان‌های دولتی و خصوصی با هم ارتباط داشته باشند.

جمالی گفت: از همه دوستان هم خواهش داریم که برنامه را به سمتی ببرند که شرایط را برای تصمیم‌گیری‌های دولتی در عرصه موسیقی پیش ببرند. آمار و ارقام نشان می‌دهد که موسیقی در جامعه با کمترین حضور دولت جریانش را پیش می‌برد. این یعنی بخش خصوصی در عرصه موسیقی حضور فعالی دارد.

مدیرعامل انجمن موسیقی تاکید کرد: در حال حاضر زیر ۷۰۰ هزار نفر مصرف کننده رسمی موسیقی داریم. باید به سمتی برویم که توده ی مردم را به سمت بازار موسیقی سوق دهیم. امسال بخش خصوصی همت کرده و جلو آمده و اگر به نقطه مشترکی برسیم به طور حتم نتایج خوبی خواهیم گرفت.

او در پایان گفت: انجمن موسیقی ایران با ۳۴ دفتر استانی‌اش از این نمایشگاه و از این جریان حمایت می‌کند.

نمی‌دانیم در این نمایشگاه چه رخ می‌دهد

در ادامه نادر آقایی مشاور بازاریابی نمایشگاه هنر – صنعت موسیقی درباره برخی از اصول و قواعد نمایشگاه های موسیقی توضیح هایی را ارائه داد.

همچنین حمیدرضا دیبازر مدیر دانشکده موسیقی دانشگاه هنر و دبیر علمی این نمایشگاه در سخنانی گفت: امیدوارم همه چیز دست به دست هم بدهد تا نمایشگاهی معتبر برپا شود. البته خیلی هم درست نمی‌دانیم قرار است چه اتفاقی بیافتد؛ چرا که با چنین رویدادهایی خیلی آشنا نیستیم.

او ادامه داد: این نمایشگاه به لحاظ آموزشی می‌تواند شاهد رخدادهای جدیدی باشد. در حوزه آموزش باید گفت که بنا به دلایلی و در حوزه‌های بصری بحث موسیقی نمی‌شود. ما در این نمایشگاه نشست‌هایی برای علاقه‌مندان در عرصه تخصصی برگزار می‌کنیم و مخاطبمان کسانی هستند که در این زمینه ها بی‌اطلاع هستند.

مدیر دانشکده موسیقی دانشگاه هنر گفت: امیدوارم همه بتوانیم از این فرصت تاریخی برای کشور استفاده کنیم و هر کدام با داشته‌هایی که داریم وارد عمل شویم. دغدغه ما داشتن یک فرآیند آموزشی و به سرانجام رساندن آن است. خوشبختانه هنرستان‌ها و دانشکده‌های حوزه موسیقی فعال هستند اما متاسفانه خیلی‌ها از فعالیت این هنرستان‌ها اطلاع ندارند.

او تاکید کرد: ما کمک می‌کنیم تا اطلاعات خوب و ارزشمندی در دسته‌بندی‌های مناسبی به دست مخاطبان برسد. در ایران به طور شگفت‌انگیزی مردم مایل به یادگیری موسیقی هستند. خوشبختانه هر سال فرزندان بسیاری در این کشور از دانشکده‌های موسیقی فارغ التحصیل می‌شوند.

در بخش دیگری از این برنامه از پوستر نخستین نمایشگاه هنر – صنعت موسیقی رونمایی شد.

۱۲۰ هزار ترک در کل تاریخ موسیقی ایران تولید شده است / ۱۶ میلیون ترک در یک سال برای امریکا

فرید حامدی دبیر هنری نمایشگاه هنر – صنعت موسیقی در سخنانی گفت: خوشحالم که پوستر رونمایی شد.

حامدی گفت: جریان موسیقی در همه جای دنیا جدی است. این به معنی جدی بودن موزیسین نیست. در ایران فکر می کنند که هر کسی نوازنده خوبی باشد حتما به فرهنگ و زوایای مختلفش هم مسلط است. در طول کل تاریخ موسیقی ایران ۱۲۰ هزار ترک در بازار موسیقی ثبت شده و در جریان هستند.

او ادامه داد: در سال ۲۰۱۶ در قاره امریکا ۱۶ میلیون ترک تولید شده است. در ایران برخی ها گمان می کردند که اگر تولید کننده ی موسیقی هستند پس تهیه کننده هم می توانند باشند.

دبیر هنری نمایشگاه هنر گفت: میزان اندک فروش آثار موسیقی نشان از ضعفی بزرگ در عرصه ارائه و پخش موسیقی دارد. کسانی که در بخش خصوصی در این کار متخصص هستند، به خوبی می توانند از پسِ این کار بربیایند.

او تاکید کرد: نمایشگاه هنر – صنعت موسیقی می تواند به روز شدن موسیقی در کشور کمک کند. اگر کسی نوازنده خوبی است یا تاریخ موسیقی را می داند لزوما مدیر فرهنگی خوبی نیست.

غرفه های نمایشگاه از امروز به  متقاضیان عرضه می شود.

نشست خبری اولین نمایشگاه تخصصی هنر – صنعت موسیقی ایران عصر امروز شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ در سالن سعدی مرکز همایش های برج میلاد تهران برگزار شد.

کامبیز منصوری مجری طرح و حمیدرضا دیبازر دبیر علمی نمایشگاه هنر – صنعت موسیقی حاضران در این نشست بودند. همچنین برخی

از اهالی رسانه و تعدادی از تهیه کنندگان و ناشران عرصه موسیقی در سالن سعدی حضور داشتند.

کامبیز منصوری مجری طرح نمایشگاه هنر – صنعت موسیقی ایران در سخنانی گفت: زمانی که مشغول اخذ مجوزهای لازم برای برگزاری نمایشگاه بودیم، دفتر موسیقی وزارت ارشاد با شعار حمایت از موسیقی ایرانی با ما همکاری کردند.

او ادامه داد: انبارهای ما مملو از آلبوم های فروخته نشده است. کاری که ما می کنیم فروشگاه فصلی نیست. در نمایشگاه های مهم دنیا فروش ممنوع است. حوزه موسیقی ما پراکندگی دارد، ما هم این نمایشگاه را شکل دادیم تا جایی برای گردهمایی باشد. این نمایشگاه حلقه گمشده ی موسیقی ماست.

منصوری گفت: ما سعی کردیم این نمایشگاه را به گوش جهانیان برسانیم تا بتوانیم نمایشگاهی با استانداردهای بین المللی برگزار کنیم. در سال های گذشته در ایران سه نمایشگاه برگزار شده بود. طی شش ماه رصد کرده ایم که در نمایشگاه های پیشین نقاط ضعف و قوت را بررسی کنیم.

او درباره الگوبرداری از نمایشگاه های بین المللی تاکید کرد: سعی کردیم الگوبرداری درستی از نمایشگاه های استاندارد داشته باشیم. ما غرفه فروشی نداریم. در کنار این نمایشگاه ورکشاپ های مهمی داریم. وقتی الگوی ما بین المللی است، سعی کردیم مهمانان بین المللی هم داشته باشیم.

او ادامه داد: هم از وزارت ارشاد برای مهمانان خارجی درخواست کرده ایم. هفتم آذر زمان آغاز جشنواره است. تمام سعی ستاد اجرایی و شورای سیاستگذاری جشنواره در تلاشند که مهمانان خارجی را در جشنواره داشته باشیم.

منصوری گفت: گرفتن مجوزهای برگزاری نمایشگاه کار ساده ای نیست. فیلترهای بسیاری وجود دارد تا شرکتی را به رسمیت بشناسند تا نمایشگاهی به این مهمی را برگزار کند. اگر ما می خواهیم سالی یک بار نمایشگاهی داشته باشیم تا دستاوردهایمان را به نمایش بگذاریم جایش همین جاست.

او ادامه داد: تمام حامیان ما به میزان استقبال شرکت های مختلف نگاه می کنند تا حمایتشان را در سال های آینده ادامه دهند یا خیر. شرایط حضور مقامات دولتی و ارگان ها فراهم شده است. ورود عموم برای بازدید از نمایشگاه رایگان و آزاد است.

منصوری درباره حمایت از موسیقی نواحی در این نمایشگاه گفت: حمایت از موسیقی نواحی را در سال اول در دستور کار داریم. این چتر حمایتی را می خواستیم با وزارت ارشاد ایجاد کنیم. در نهایت هم از طریق انجمن موسیقی این کار انجام می شود. سالنی در حدود ۱۷۰۰ متر مربع را به هنر موسیقی اختصاص داده ایم و در سالن دیگر هم سازندگان ادوات حضور دارند.

او ادامه داد: بخشی از سالن هنریمان را به انجمن موسیقی اختصاص داده ایم که با سازندگان ساز در سراسر ایران در ارتباطند و از حضور آنان در نمایشگاه حمایت می کنند.

منصوری گفت: تمرکز ما بر روی موسیقی اقوام است. این نمایشگاه از ساعت ۱۱:۰۰ تا ۱۹:۰۰ برگزار می شود. اجرای موسیقی های نواحی در حاشیه نمایشگاه از کارهایی است که ما انجام می دهیم و این مهم به همت انجمن موسیقی شکل گرفته است. هر نیم ساعت یک اجرای زنده داریم.

حمیدرضا دیبازر دبیر علمی نمایشگاه هنر – صنعت موسیقی در این نشست گفت: کارگاه هایی که در این نمایشگاه برگزار می‌شود درش به روی خیلی‌ها باز است. ما دوست داریم که در حوزه کارگاهی برای افراد مختلف و در سطوح مختلف پیکج‌های مختلفی را ارائه کنیم. در بخش کارگاهی به موسیقی ایرانی می‌پردازیم.

نمایشگاه هنر - صنعت موسیقی از هفتم آذر در مرکز همایش‌های برج میلاد برگزار می‌شود.

ادامه مطلب...

در گفت‌وگو با ایلنا مطرح شد؛

هرگز نفهمیدیم مشکل حامد هاکان چه بود که پس از ۶ سال مجوز نگرفت!/ آلبوم حامد منتشر نخواهد شد

حامد هاکان که سال ۱۳۹۱ مجوز شورای موسیقی و شعر دفتر موسیقی را برای انتشار آلبوم "فرشته زمینی" دریافت کرده بود و انتظار می‌رفت او نیز مانند بسیاری از همصنفانش پس از طی پروسه‌ای، تاییدیه حراست وزارت ارشاد را دریافت کند، پس از ۶ سال هرگز موفق به دریافت این آخرین مجوز نشد.

سیدعلی نیکونیا (مدیر تولید موسسه آوای هنر) که قرار بود پس از گرفتن مجوزهای لازم، آلبوم "فرشته زمینی" حامد هاکان را منتشر کند؛ در گفتگو با خبرنگار ایلنا گفت: زمانی که با حامد هاکان قرارداد تولید آلبوم‌اش را منعقد کردیم؛ اطلاع نداشتیم ایشان در زمینه فعالیت‌های هنری ممنوعیت دارند؛ خودش هم این موضوع را نمی‌دانست. حتی بعد از عقد قرارداد و شروع به تولید آلبوم هم هیچ کدام از ما نمی‌دانستیم ممنوعیتی در زمینه فعالیت حامد وجود دارد.

مدیر تولید موسسه آوای هنر در ادامه افزود: ما اشعار این اثر را به شورای شعر دفتر موسیقی ارائه کردیم و تاییدیه‌اش صادر شد و بعد از آن کارها را ساختیم و در سال 1391 نیز در دوره‌ای که سیدمحمد میرزمانی، مدیرکل دفتر موسیقی بود، کارها را تحویل واحد موسیقی دادیم. واحد موسیقی دفتر موسیقی نیز تاییدیه‌اش را به ما اعلام کرد. تطبیق کار هم انجام شد و بعد از آن مرحله کتابخانه ملی بود. زمانی که می‌خواستیم نامه کتابخانه ملی را بگیریم از واحد موسیقی دفتر موسیقی به ما اعلام کردند که حامد حاکان ممنوع‌الفعالیت است و شما باید برای پیگیری موضوع به حراست ارشاد مراجعه کنید.

وی همچنین عنوان کرد: در دفتر موسیقی هر وقت بخواهند نامه کتابخانه ملی را بگیرند؛ موظف هستند از حراست ارشاد استعلام بگیرند و اگر فرد برای فعالیت با ممنوعیتی روبرو باشد به او اعلام می‌شود و کار می‌ماند تا مشکل اعلام شده حل شود؛ در غیر این صورت نامه کتابخانه ملی صادر می‌شود و کار منتشر خواهد شد. در مورد آلبوم حامد هاکان نیز پس از اینکه دفتر موسیقی اعلام کرد مشکلی وجود دارد، من به حراست ارشاد مراجعه کردم و آنجا یکسری مدارک را مشخص کردند تا حامد تهیه کند و برایشان ببریم. من هم به حامد هاکان مسئله را گفتم و مدارک را تهیه کردیم و جلسه بعد به همراه هم به آنجا رفتیم. همچنین ایشان نامه‌ای نوشت و موسسه آوای هنر نیز نامه دیگری تهیه کرد مبنی بر اینکه گرچه حامد فعالیتی در سال‌های گذشته داشته اما از هم‌اکنون می‌خواهد در چارچوب قانون و براساس مجوزهای لازم فعالیت کند. درنهایت نامه هاکان را تحویل دادیم و نامه موسسه را نیز به مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دادیم. بعد از این ماجرا گفتند ما روال تشکیل پرونده را انجام خواهیم داد و بعد به شما خبر می‌دهیم.

نیکونیا گفت: بعد از آن، ما موضوع را پیگیری کردیم که به ما گفتند خودمان به شما خبر می‌دهیم. ظاهرا روال بررسی موضوعات مربوط به ممنوعیت‌ از فعالیت‌ها به این صورت است که شما نمی‌توانید هر روز دنبال ماجرا باشید و به آنجا بروید چون تا روال‌ عادی آن طی نشود، جوابی حاصل نمی‌شود. از قرار معلوم بررسی‌ها در جاهای دیگری صورت می‌گیرد و اینگونه نیست که همه تصمیم‌گیری‌ها در خود حراست ارشاد انجام شود پس نمی‌توان انتظار داشت به سرعت این روال طی شود. روال پیگیری‌های ما ادامه داشت و ما سه یا چهار نامه به مدیرکل دفتر موسیقی و حراست وزارت ارشاد نوشتیم و آنها نیز کماکان به ما گفتند بعدا نتیجه را به ما اعلام خواهند کرد.

مدیر تولید موسسه آوای هنر همچنین عنوان کرد: این در حالی بود که سه مرتبه به صورت حضوری به همراه حامد هاکان برای پیگیری مسئله مراجعه کردیم که در دو مرتبه اول و دوم از حامد مدارکی برای تکمیل شدن پرونده خواستند و حامد این کارها را انجام داد. سومین مرتبه‌ای که به صورت حضوری مراجعه کردیم نیز گفتند ما بعدا خودمان به شما اعلام می‌کنیم. از اینجا به بعد پیگیری‌ها با مکاتبه و نامه‌نگاری بود چون مراجعات حضوری به نتیجه نمی‌رسید.

وی در ادامه افزود: از یک مقطعی به بعد دیگر خود حامد از این روال کلافه شد و فکر می‌کرد ما کار خاصی نمی‌کنیم در صورتی که در بحث رفع ممنوعیت فعالیت‌ها روال به این صورت است که شما باید تشکیل پرونده بدهید و منتظر بررسی‌های نهادهای مختلف باشید و ماجرا را پیگیری کنید اما پیگیری در این مسائل به این معنی نیست که شما هر روز به یک اداره خاصی یا دفتر موسیقی مراجعه کنید. ما پیگیر ماجرا بودیم و به ما گفته بودند باید صبر کنید. مسئولان طوری صحبت می‌کردند که ما می‌گفتیم صد در صد مجوز نهایی انتشار آلبوم حامد هاکان صادر می‌شود.

سیدعلی نیکونیا در پاسخ به این سئوال که مشکل اصلی حامد هاکان و دلیل اصلی که مجوز فعالیت او از سوی حراست وزارت ارشاد صادر نمی‌شد؛ چه بود، گفت: تا جایی که ما پیگیر بودیم نه ما و نه حتی خود حامد نتوانستیم بفهمیم چه دلیل یا مشکلی خاصی وجود دارد؛ حتی من یک بار به طور خصوصی مراجعه کردم و پرسیدم واقعا مسئله چیست تا اگر واقعا امیدی نیست ما دیگر این ماجرا را پیگیری نکنیم چون ما سرمایه‌گذاری کرده‌ایم. نه ما و نه خود حامد نمی‌دانستیم که مشکلی برای انتشار آلبوم به وجود می‌آید. ولی به ما می‌گفتند به هر حال هر کسی هر ممنوعیتی داشته باشد زمان می‌برد تا حل شود، از زمانی که خود هنرمند مراجعه می‌کند ما برای رفع ممنوعیت اقدام می‌کنیم و هیچ وقت دنبال این نیستیم که هنرمند را در حالت ممنوعیت نگاه داریم.

مدیر تولید موسسه آوای هنر گفت: به هر حال با صحبت‌هایی که شده بود ما بسیار به صدور مجوز فعالیت حامد هاکان امیدوار بودیم تا اینکه حامد از طولانی شدن پروسه کلافه شد و می‌گفت مثلا فلان خواننده مجاز شد ولی من مجاز نشدم چرا؟ ما هم گفتیم این سوال را خود ما هم پرسیده‌ایم و صراحتا گفته‌اند که هر کسی به‌طور جداگانه بررسی می‌شود و دلیل نمی‌شود چون فلانی مجاز شده شما هم مجاز شوید. ما همچنین به حامد گفتیم با این حال اگر شما بخواهی می‌توانی خودت هم پیگیری کنی. این ماجرا گذشت تا اینکه حامد مصر شد که خودش کار را پیگیری کند و یک روز به همراه فردی به عنوان نماینده‌‌اش به موسسه آوای هنر مراجعه کرد و از ما نامه‌ای در این زمینه گرفت و از ما هم خواست که از این سمت خودمان همچنان پیگیر باشیم. بودند افرادی که به حامد می‌گفتند ما حاضریم کار تو را انجام بدهیم؛ از این رو ما گفتیم اگر فکر می‌کنی خودت به طور شخصی دنبال این‌کار باشی زودتر مشکلت حل می‌شود ما حاضریم قرارداد را لغو کنیم. از سال 1395 که حامد خودش خواست پیگیر ماجرا شود، ما دیگر به موضوع ورود نکردیم.

وی در ادامه افزود: اواخر سال 1395 بود که حامد به ما گفت با او تماس گرفته‌اند و برای حل مشکل مجوزش دعوت به مصاحبه شده است و او هم به آنجا رفته و مصاحبه حضوری را انجام داده؛ اما گفت نمی‌داند که این مصاحبه ازسوی چه نهاد یا سازمانی انجام شده است. می‌گفت حتی تماس‌هایی با او گرفته شده و گفته‌اند نگران نباش چون روند پرونده‌ات به سمت حل شدن است. اینکه برخی گفته‌اند ما دیگر ارتباطی نداشتیم و پیگیر کارش نبودیم درست نیست و آخرین ارتباط من با حامد به دو روز قبل از فوت ایشان مربوط می‌شود.

نیکونیا در پاسخ به این سئوال که بعد از فوت حامد هاکان آیا تماسی با دفتر موسیقی وزارت ارشاد برای انتشار آلبوم او داشته‌اید یا نه؟ گفت: ما پس از فوت حامد هاکان به جز شوک و ناراحتی به چیز دیگری فکر نکرده‌ایم و هیچ تماسی با دفتر موسیقی در این زمینه نداشته‌ایم و اصلا نمی‌خواهیم این آلبوم منتشر شود؛ این بنده خدا فوت کرد و ما چه چیزی را بخواهیم منتشر کنیم. اگر حامد هاکان همان سال 1391 مجوز می‌گرفت واقعا نمی‌دانم تا امروز چه تعداد کار منتشر کرده بود فقط این را می‌دانم که حامد پیش از فوتش قطعات بسیاری را تولید و آماده کرده بود تا پس از انتشار آلبوم "فرشته زمینی" منتشر کند. این نکته را هم بگویم آلبومی که قرار بود از حامد هاکان منتشر شود "فرشته زمینی" نام دارد و شامل ده قطعه می‌شود و در حال حاضر نزد موسسه آوای هنر قرار دارد.

ادامه مطلب...

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131