گفت و گو

گفت و گو (1125)

گفت و گو با اساتید موسیقی، آهنگسازان، نوازندگان، خوانندگان، نویسندگان کتاب، مترجمان موسیقی ایران

طبقه بندي هاي فرزند

چرا وقتی هیچ تازگی از موسیقی در جشنواره نیست آن را دنبال کنم؟

یک پژوهشگر موسیقی با بیان اینکه سال ۱۳۹۲ آخرین باری بوده که اجراهای جشنواره موسیقی فجر را دنبال کرده است، گفت: چرا وقتی هیچ تازگی از موسیقی در این جشنواره نیست، باید آن را دنبال کنم یا اجراها را ببینم؟ جشنواره موسیقی هم باید مثل جشنواره فیلم فجر هر سال نسبت به سال گذشته الگوپرداز باشد.

هوشنگ جاوید در گفت‌وگو با ایسنا، درباره عملکرد در جشنواره موسیقی فجر بیان کرد: در یک دوره از جشنواره فیلم فجر یک فیلم سینمایی مطرح می‌شود و دوره بعدی جشنواره موجی از فیلم‌ها جریان پیدا می‌کند و شاهد فرآیند و الگوی نویی می‌شویم اما در جشنواره موسیقی فجر چنین چیزی وجود ندارد. این که فردی در فروش آلبومش ضرر کرده است و به او بگوییم ۱۰۰ میلیون بگیر برو کارَت را روی صحنه اجرا کن، آیا حمایت، یارانه دادن یا کمک محسوب می‌شود؟ چه تعریفی می‌توان از این موضوع داشت؟

او ادامه داد: این موضوع در ساده‌ترین شکلی در بین هنرمندان به ویژه بخش جوان بدبینی به وجود می‌آورد و ممکن است آنها فکر ‌کنند در این زمینه باند بازی وجود دارد. یعنی خود دستگاه دولتی دهان نقد تند و اتهام را باز می‌کند که این کار درستی نیست و باید درباره چنین مسائلی به شکل جدی فکر شود.

این مدرس دانشگاه درباره حضور تقریبا هرساله برخی از گروه‌های بخش موسیقی اقوام در جشنواره موسیقی فجر، اظهار کرد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حال حاضر به طور مستقیم وارد برگزاری جشنواره نمی‌شود و کار را به بخش‌های دیگری مثل خانه موسیقی سپرده است. من نمی‌دانم خانه موسیقی چه کسی را مسوول انتخاب بخش موسیقی اقوام و نواحی کرده است اما به نظر می‌رسد تلاشی برای اینکه این جشنواره فاخر برگزار شود، وجود ندارد.

جاوید ادامه داد: به نظر می‌رسد بیشتر به سمت برگزاری جشنواره آماری و نمایشی می‌روند. من در سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۱ با برگزاری جشنواره موسیقی آئینی که برای برگزاری آن به هزار بلا دچار شد، این طور برداشت کردم که وزارت ارشاد به اهمیت پژوهش و هدفمندی جشنواره‌ها توجه ندارد و قصدش فقط برگزاری جشنواره است.

یکبار به یک نوازنده محلی ۶۰ کاست دنا جایزه دادند

او با بیان اینکه متاسفانه این روند تا کنون ادامه پیدا کرده است به همین دلیل بسیاری از کارهای پژوهشی مغفول مانده است، افزود: باید یک دبیرخانه فعال از یک جشنواره تا جشنواره بعدی فعالیت کند و کار پژوهشی انجام شود نه اینکه تعطیل باشد و با نزدیک شدن به زمان جشنواره بودجه‌ای برای آن تعیین شود و بر اساس همان بودجه، گروه‌هایی آن را به هر صورت برگزار کنند و در نهایت هم آماری از آن ارائه شود. هدف از چنین جشنواره‌ای اعتلای موسیقی و ارائه موسیقی‌های نویی که مربوط به فرهنگ انقلابی باشد، نیست.

جاوید بیان کرد: از چند گروه برجسته شهرستانی که مبلغ کمتری بگیرد و هنر خوبی هم داشته باشد، برای حضور در جشنواره موسیقی فجر دعوت می‌کنند. بخشی هم با عنوان رقابتی ایجاد می‌کنند که هیجان نیز داشته باشد. چند گروه شرکت می‌کنند، داوری انجام می‌شود، جایزه‌ای می‌دهند و می‌روند. اوایل که حتی برای جایزه آن هم فکر نشده بود. به تاریخ جوایزی که در طول جشنواره موسیقی فجر داده شده، نگاه کنید. یکبار به یک نوازنده محلی ۶۰ کاست دنا جایزه دادند. دوربین عکاسی، تلویزیون هم از جایزه‌های دیگری بود که در دوره‌های اول جشنواره موسیقی فجر پرداخت می‌شد.

سال‌هاست که هدف گمشده است

او اضافه کرد: حتی در سال‌های گذشته در چند دوره‌ای که با نشریه «آهنگ» که در طول جشنواره چاپ می‌شد، همکاری داشتم، متوجه شدم که اطلاعات این جشنواره آماری است و اعتلا بخشی در آن جایی ندارد، سالهاست که هدف گمشده است. این جشنواره هر سال به شکلی برگزار می‌شود که بیشتر سبک آماردهی دارد. در واقع برای آنکه دهه فجر به عنوان شادی انقلابی شناخته شود، جشنواره موسیقی فجر برگزار می‌شود. اگر هدفمندی در این جشنواره صورت می‌گرفت این طور نمی‌شد.

این مدرس دانشگاه با بیان اینکه این جشنواره از سال‌های ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۴ اسیر دعوت از گروه‌های بزرگ شد، گفت: برگزار کنندگان جشنواره سراغ گروه‌هایی که موسیقی خوبی به بازار عرضه کرده بودند، می‌رفتند، مبلغی به آنها پرداخت می‌کردند تا بتوانند آثار خود را در جشنواره فجر اجرا کنند. این افراد از راه عرضه سی دی و کاست و برگزاری کنسرت درآمد داشتند و شرکت در جشنواره فجر هم درآمد مضاعفی برای آنها به همراه داشت. سپس برگزار کنندگان جشنواره اعلام می‌کردند که ما رضایت را جلب کردیم در حالی که تنها برای جلب رضایت هنرمند تلاش شده بود و کسی به جلب رضایت مردم جامعه توجهی نداشت.

بحث اقتصادی مشکل دوم جشنواره موسیقی فجر

جاوید با بیان اینکه بحث اقتصادی جشنواره موسیقی فجر مشکل دوم آن است، اظهار کرد: اگر روی جشنواره و استراتژی بهره‌گیری از آن درست عمل می‌شد، نیاز به این نبود که برخی از گروه‌ها مرتب تکرار شوند. اگر در استان‌های مختلف مثل بوشهر، خراسان، گیلان گَشتی بزنند می‌توانند گروه‌های موسیقی خوبی در بخش اقوام پیدا کنند که رقیب گروه‌های دیگر باشند.

او اضافه کرد: مشکل ما این است که در جشنواره موسیقی فجر استراتژی برای تبلیغ  و هدفمندی آن به شکلی که باید و شاید وجود ندارد. در حال حاضر جشنواره موسیقی فجر چه هیجانی دارد؟ اگر هدف اعتلای موسیقی ایرانی است که این کار با فروش بلیت انجام نمی‌شود. جشنواره موسیقی فجر باید پایگاه جدی برای جذب توریست خارجی ایجاد کند اما تا کنون فکری در این باره نشده است. از طرفی باید برای بیننده داخلی هم فضای استقبال ایجاد کنند که باز هم برای آن فکری نشده است.

به گفته این پژوهشگر موسیقی صرف اینکه به سفارتخانه‌ها نامه بنویسیم که چنین جشنواره‌ای در حال برگزاری است و شما هم از آن دیدن کنید کار عجیب و غریبی نیست.

جاوید افزود: باید این جشنواره از نظر تبلیغ، طراحی و اجرایی قدرت پیدا کند تا بتواند گروه‌های خوب داخلی و جوان را جذب و برای حضور آنها در جشنواره‌های بین المللی صحنه‌ای ایجاد کند اما این خصلت در این جشنواره نیست و صرفا یک جشنواره اجرایی و آماری است. باید در جشنواره موسیقی فجر فضای استقبال مردم نیز فراهم شود.

فاتحه موسیقی کشور را یک شبه خواندند

او به پرسشی درباره اینکه پیشنهاد شما برای فراهم شدن چنین شرایطی چیست؟ پاسخ داد: پیشنهاد دارم اما ترجیح می‌دهم سکوت کنم زیرا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بیش از آنچه فکر کنید به پژوهشگران جفای سنگینی کرده است. یکبار آقایی بحث اقتصاد هنر را بدون هیچ تعریف و برنامه ریزی مطرح کرد و فاتحه موسیقی کشور را یک شبه خواندند و حالا باید پاسخگو باشند.

این مدرس دانشگاه گفت: نه تنها من بلکه دوستانم و پژوهشگران دیگر هم در این زمینه طرح دارند اما چرا باید طرح خودمان را مطرح کنیم؟ ما نیازی نداریم که خودمان را  مطرح کنیم. من دیگر خسته شده‌ام و ترجیح می‌دهم در فضای دانشگاه تدریس کنم، با هر سختی و بدبختی که شده است، کتابم را چاپ کنم و نان از فضل خداوند و همت بازوی خودم بخورم.

جاوید با بیان اینکه باید جشنواره موسیقی فجر درباره اینکه چه کاری انجام می‌دهد، فکر کند، افزود: چرا باید انتخاب گروه‌ها در جشنواره به جایی برسد که یک عده تکرار و عده دیگری محروم شوند. چه کسانی صحنه را برای معرفی گروه‌ها آماده می‌کند؟  آیا معرفی گروه‌ها به صورت علمی – پژوهشی صورت می‌گیرد یا با روابط دوستانه انجام می‌شود؟ من  واقعا دلم می‌سوزد. هزینه کلانی هر ساله صرف می‌شود اما هیچ تاثیر در موسیقی جامعه ندارد و متاسفانه حرکت‌های دیگر هم به همین شکل است. برای مثال در بخش جنبی به یک اثر چند جایزه می‌دهند. کجای این موضوع داوری است؟ واقعیت این است که از جاهایی، سفارش‌هایی می‌شود.

با هزینه‌هایی کمتر از جشنواره می‌توان در کشور هیجان ایجاد کرد

او اعلام کرد: من برای موسیقی کشورم تاسف می‌خورم که چرا به این سمت و سو کشیده شده است. با هزینه‌هایی کمتر از جشنواره موسیقی فجر می‌توان شور و هیجان را در کشور ایجاد کرد و به جای آنکه این جشنواره را صرفا در پایتخت اجرا کنند، می‌توانند دستکم در هفت شهر بزرگ کشور برگزار کنند. سیستان و بلوچستان و بسیاری از استان‌های دیگر در زمان جشنواره از موسیقی فجر بی نصیب هستند. زمانی هم  که جشنواره‌هایی در استان‌ها دیگر برگزار می‌شود، گروه‌هایی را به استان‌ها می‌فرستند که گاهی اوقات اسفناک است.

این پژوهشگر موسیقی ادامه داد: چندین بار در جشنواره موسیقی فجر که در استان‌ها برگزار شد، ‌گروه‌های شرکت کننده، البته به جز چند گروه بومی که قابل احترام هستند، دیدم که واقعا جای تاسف دارد. گروه‌هایی روی صحنه حضور پیدا کردند که مدعی بودند اما یک کوک درست گروهی نداشتند و زمانی هم دلیل آن را پرسیدم، توضیح دادند که باد سردی از بالای صحنه نفوذ می‌کرد، به همین دلیل ساز ما از کوک خارج شد، در حالی که می‌توانستند وسط کار سازشان را کوک کنند و کارشان را درست پیش ببرند. شاید مردم متوجه نا کوک بودن ساز آنها نشوند اما یک نوازنده تا چه اندازه در ارائه درست نغمه تعهد دارد؟

باید بودجه جشنواره را به هفت استان بزرگ ایران تقسیم کرد

جاوید اظهار کرد: نکته مهم  این است که باید بودجه جشنواره فجر را به هفت استان بزرگ ایران تقسیم کرد و سال آینده هم این هفت مقصد را تغییر داد تا فرهنگ سازی در حوزه موسیقی به شکل صحیحی انجام شود. اینکه از چند گروه خارجی در هتل‌های آن چنانی با پول بیت المال پذیرایی شود و در نهایت هم هیچ دستاورد و اثر گذاری برای موسیقی کشور نداشته باشد، به چه دردی می‌خورد؟

این مدرس دانشگاه بیان کرد: پنج سال پیش یک سال نوازنده‌ای که در بلوارهای فرانسه می‌نواخت را به جشنواره فجر دعوت کرده بودند که با دستگاه‌های مختلف صدای عود دربیارود و عربی بزند، آیا این کار، هنر است یا بازی با موسیقی! همان استادانی که ردیف جلو نشسته بودند و این نوازنده خیابانی را تشویق و تایید می‌کردند، شاگردانشان را که در دانشگاه این اداها را دربیاورند، شماتت می‌کنند. وقتی جماعت مخاطب پشت همین استادان که اکثر دانشجویان موسیقی هم هستند چنین چیزی را می‌بینند، تشویق می‌شوند که همان بازی‌ها را در موسیقی ایرانی انجام دهند و این آسیب از صحنه جشنواره موسیقی فجر شروع می‌شود. 

ادامه مطلب...

بازیابی موسیقی ۳۸۵ شغلِ منسوخ شده ایرانی+صوت و فیلم

موسیقی ۳۸۵ شغل ایرانی که با ورود تکنولوژی کاملا منسوخ شده‌اند طی پروژه‌ای توسط مسعود نکویی گردآوری، اجرا و ضبط می‌شود.

به گزارش خبرنگار ایلنا، بخش مهمی از فرهنگ موسیقایی کشورمان به «کارآوا»‌ها یا‌‌ همان موسیقی کار مربوط می‌شود که با ورود به دوران صنعتی و مدرنیسم، ضمن از میان رفتن مشاغل سنتی، موسیقی‌های مربوط به آن‌ها نیز از بین رفته است؛ در چنین شرایطی مسعود نکویی طی پروژه‌ای طاقت‌فرسا، برای گردآوری و ضبط موسیقی ۳۸۵ شغل ایرانی تلاش می‌کند.

مسعود نکویی در گفتگو با خبرنگار ایلنا، درباره این پروژه که به گردآوری و ضبط موسیقی ۳۸۵ شغل منسوخ شده ایرانی  اختصاص دارد، گفت: پروژه من شامل موسیقی ۳۸۵ شغل ایرانی می‌شود که متاسفانه منسوخ شده‌اند. تا به امروز توانسته‌ام موسیقی ۲۴ شغل مانند «گلیم سیرجان»، «قلع‌گری»، «رخت‌شویی»، «کلاه‌مالی»، «نمدمالی» و بسیاری شغل‌های دیگر را گردآوری کنم و کارهای آن‌ها را به انجام برسانم؛ این موسیقی‌ها با شیوه «اکتاپلا (ترکیب حرکت و آواز)» قرار است اجرا شوند.

این موزیسین در ادامه افزود: ما سبکی به نام «موزیک‌یوم» به معنای موسیقی موزه‌ای داریم و پروژه من در این حوزه قابلیت اجرا دارد. مخاطبان چنین اجراهایی نیز بیشتر از ۳۰ نفر نمی‌توانند باشند. مخاطب وقتی به کنسرتی با فرم «موزیک‌یوم» وارد می‌شود در جای ثابتی نخواهد نشست و طی یک پروسه با موسیقی و جریانی که در شغل مورد نظر در حال روی دادن است، همراه می‌شود. برای مثال اگر به حمام‌های ایرانی پرداخته می‌شود مخاطب در مراسم مختلفی که در حمام ایرانی روی می‌دهد همراه می‌شود و موسیقی حمام به صورت آکاپلا، اکتاپلا و برخی اوقات نیز به صورت سازی اجرا می‌شود. مثلا مخاطب با ماجرای سکه‌ای که به عنوان «سکه‌آروز‌ها» در حوض انداخته می‌شود یا در مراسم حنابندانی که در حمام ایرانی برگزار می‌شود، شرکت می‌کند و موسیقی با شیوه‌ای داستانی روایت ماجرا را روایت می‌کند.

وی ضمن اشاره به نمونه‌های مختلف کارآوا‌ها در ایران عنوان کرد: ما داستانی به نام «گیسه گل» داریم که ماجرای یک چوپان به نام مرادو بوده؛ او عاشق گیسه‌گل بوده و با اجرای نی بسیاری از کارهای مربوط به این شغل را انجام می‌داده؛ مثلا وقتی احساس می‌کرده قرار است به گله حمله شود با نی، نوعی از موسیقی را اجرا می‌کرده و مانند زبان «مورس» به «گیسه‌گل» خبر می‌داده است. مراسم حنابندان مرادو نیز با موسیقی و شغل‌ها و کارهای مربوط به آن نیز در این مجموعه قرار می‌گیرد که موسیقی آن را باید به طور کامل شنید.

مسعود نکویی همچنین در مورد اجراهایی که از کارآوار‌ها داشته گفت: ما تاکنون چهار اجرا از این نوع موسیقی کار همراه با حرکت داشته‌ایم که بسیار مورد توجه قرار گرفته است. موسیقی کار این شغل‌ها به شیوه آکاپلا و همراه با حرکت طراحی شده است. تاکنون پژوهش ۱۰۰ شغل از میان این ۳۸۵ شغل منسوخ شده ایرانی انجام شده و موسیقی ۲۴ شغل نیز آماده اجراست. ضبط ۸ قطعه از آن‌ها مانند «دار قالی یشکی»، «گلیم سیرجان یا شیریکی پیچ»، «مفشو دوزی»، «پته»، «رخت‌شویی»، «کلاه‌مالی»، «خشت‌مالا» و «کفش‌گری یا کفش‌دوزی» نیز تاکنون انجام شده است. البته تمام این پروژه تاکنون با هزینه‌های شخصی انجام شده است.

این آهنگساز افزود: ما تا قرن بیستم مشکلی برای ادامه حیات چنین کارآواهایی نداشتیم و بخشی از این مشاغل که با فرهنگ و هنر و آداب و رسوم و هویت ما آمیخته بودند، اجرا می‌شدند. یعنی وقتی مثلا در کرمان عروسی برگزار می‌شد مردم «رقص قالی» انجام می‌دادند و قالی که ارزشمند‌ترین وسیله خانه محسوب می‌شد را روی سر می‌چرخاندند و معنایش این بود که ارزشمند‌ترین وسیله‌ای که داریم زیر پای میهمان است. کودکان هم برای بازی‌هایشان، از حرکات و موسیقی شغل‌هایی مانند پنبه‌زنی و مس‌گری و نانوایی و غیره استفاده می‌کردند و حاکات و آوازهای این شغل‌ها را به صورت بازی انجام می‌دادند. در واقع کارآوا‌ها و ذکر‌های آن‌ها به آداب و رسوم و هویت و مذهب و اعتقادات و بسیاری چیزهای دیگر گره خورده بود.

وی همچنین عنوان کرد: در فرهنگ ما، موسیقی را به عنوان لعاب در مشاغل مختلف استفاده می‌کرده‌اند و این به اصطلاح «کارآوا»‌ها را مردم موسیقی نمی‌دانستند. مردم در حین انجام کار این کارآوا‌ها را انجام می‌دادند. مثلا در کلاه‌مالی همزمان با کوبیدن آرنج‌ها بر روی نمد با موسیقی خاصی یک گروه می‌خوانند «پشم، کرک، حلاجی، آب صابون، کلاه‌مالی»؛ یک گروه دیگر نیز «حیدر، حیدر، حیدر...» را می‌خواندند؛ فرد دیگری نیز «نمد بمال، نمد بمال...» را با آواز می‌خواند. در پروژه‌هایی که به موسیقی این شغل‌ها پرداخته‌ایم؛ در واقع شش کار مختلف در کارگاه در حال انجام است و شش موسیقی کار در چنین مکانی اجرا می‌شود. یا مثلا وقتی کلاف‌های نخ را جمع می‌کردند، می‌خواندند «رفیقو بگیر، چیو بگیرم، این کلافه رو، چیکارش کنم، بده به رفیق». امروزه این شغل‌ها از میان رفته و چنین کارهایی توسط دستگاه‌ها و ماشین‌ها انجام می‌شود. برای اینکه چنین بخش مهمی از فرهنگ‌مان به طور کامل از بین نرود کارآوا‌ها و حرکاتشان و وجه تسمیه شغل‌های مورد نظر را جمع‌آوری و اجرا می‌کنیم. یعنی سه عنصر کلام، آوای موسیقی و حرکت را در هر شغل گردآوری کرده و علاوه بر پیشینه آن در یک مجموعه به مخاطب ارائه می‌کنیم. به هر حال آخرین کسانی که این مشاغل را انجام می‌دادند فوت کرده‌اند و اگر امروز این موسیقی‌ها را گردآوری و ضبط نکنیم شاید دیگر امکان گردآوری‌اش را نداشته باشیم.

مسعود نکویی همچنین ضمن اشاره به یکی از مشاغل منسوخ شده ایرانی و موسیقی آن گفت: آخرین گود خشت‌مالی در کنار بازار کرمان بود که قدمت آن به بیش از ۲ هزار سال می‌رسید و کار خشت‌مالی در طول تمام قرن‌ها باعث شده بود تا گود بسیار عمیقی در آن به وجود بیاید. خب این مکان به فردی واگذار شده که از امارات آمده و قرار است در آن برج سازی کند. چهار گروه در این شغل وجود داشتند که موسیقی و کارآواهای مخصوص به خود را اجرا می‌کردند. گروه اول کودکان بودند که گل را با دست‌های کوچکشان توی قالب‌ها می‌کوبیدند تا شکل قالب را بگیرد و «گل چلاسکو چک چک» می‌خوانند. در واقع از «نام‌آوا‌ها» و آواهای خاص مانند صدای کویبده شدن گل بر زمین که «چک چک» صدا می‌دهد نیز استفاده می‌شد. گروه دیگر نیز «گل قالب آخوره خشت...» را می‌خوانند. و به همین ترتیب هر کسی کاری انجام می‌داد و کارآواهای مخصوص خود را اجرا می‌کردند؛ ما این را به گو‌نه‌ای اجرا خواهیم کرد که بیشتر شبیه به یک اپرت است. ما تمام این‌ها را بازسازی می‌کنیم و بعد از ورود هر نقش نیز موسیقی، کنترپوان، هارمونی و سایر نکات در اجرای آن لحاظ می‌شود تا مخاطب با آن به طور کامل آشنا شود.

وی افزود: اجرای چنین پروژه‌ای نیاز به سرمایه‌گذاری فرهنگی جدی دارد چون واقعا در مورد برخی از مشاغل، ما با چنین بودجه شخصی و کمی فقط یک سمپل را با همراهی ۱۵ – ۱۶ نفر داریم ارائه می‌کنیم. مسئولانی که اجرهای ما را در این زمینه دیده‌اند بسیار تحت تاثیر قرار گرفته‌اند و تمجید‌ها و تعریف‌های بسیاری از این کار ما انجام می‌دهند اما در بحث سرمایه‌گذاری و حمایت متاسفانه تا کنون هیچ اتفاقی نیافتاده است. این پروژه به مولفه‌هایی گره خورده که جزو هویت ما محسوب می‌شوند و ابعاد پنهان بسیاری از فرهنگمان را روشن می‌کنند. برای مثال بسیار دیده شده که می‌گویند ایرانی‌ها افسرده هستند و اصلا شاد نیستند؛ اما برخلاف این مدعا، در زمینه موسیقی کار، فضای شاد و پر تحرکی وجود دارد که لایحه‌های دیگری از زندگی ما ایرانی‌ها را نشان می‌دهد.

قطعه «یشکی دوشکی»را از اینجا می‌توانید ببینید و بشنوید: 

http://static0.ilna.ir/mediav2/9tt0mp7xijQ6/dmlkZW8tbWVkaXVtLm00dg,,/yeshki.mp4

قطعه «دار قالی» را از اینجا می‌توانید بشنوید:

http://static0.ilna.ir/mediav2/A1TPRUAlc0i9/YXVkaW8tbWVkaXVtLm1wMw,,/dare+ghali+pre+master.mp3

ادامه مطلب...

جامعه موسیقی نیازمند یک انقلاب در این هنر است

حمید متبسم گفت: امروز جامعه موسیقی نیازمند یک انقلاب در این هنر است تا بار دیگر موسیقی ایرانی اعتلا یابد.

به گزارش ایلنا، سومین دوره آیین گرامی داشت سالروز تولد زنده‌یاد محمد رضا لطفی با حضور اهالی موسیقی شامگاه جمعه ۱۵ دی ماه در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.

سیدعباس سجادی (مدیرعامل بنیاد آفرینش‎های هنری نیاوران) در ابتدای این مراسم با ذکر این مطب که در ارتباط با بزرگمردی چون لطفی سخن گفتن کار ساده‎ای نیست اظهار داشت: رمز لطفی شدن احترام به اساتید بزرگ است. خدمتی که لطفی به هنر موسیقی این سرزمین کرده کمتر از خدمت استاد صبا نبوده است.

وی افزود: تواضع و خشوع لطفی مثال زدنی است. رمز موفقیت او نیز همین تواضع، احترام به بزرگتر و ادب بوده است. امیدوارم این ویژگی هرچه بیشتر در جامعه موسیقی پررنگ‌تر شود. ادب گمشده هنر امروز ایران است.

حمید متبسم (موسیقی‌دان، آهنگساز و از شاگردان محمد رضا لطفی) نیز در ادامه مراسم و پس از تک نوازی تار مازیار شاهی که با الهام از آثار محمد رضا لطفی همراه بود به روی صحنه آمد و در سخنانی گفت: من در سال‎های آغازین دهه ۶۰ افتخار شاگردی استاد لطفی را داشتم. او عاشق تدریس بود. درکی که از اهمیت ردیف پیدا کردم تحت تاثیر درس‌های این ردیف‌دان بزرگ روی من بوده است. لطفی هیچ‌گاه از هنرجویانش شهریه دریافت نکرد و فقط خرسند بود که آن‌ها درس‎‌ها را خوب و پرشور به او ارائه دهند.

متبسم ادامه داد: لطفی انقلابی در سال‌های آغازین ۱۳۵۰ انجام می‌‎دهد. بسیاری از هنرمندان که اصل موسیقی ایرانی را می‌‎شناختند طی سال‎های۱۳۲۰ تا ۱۳۵۰ خانه نشین شده بودند چرا که مردم آن قدر از موسیقی ایرانی دور شده بودند که وقتی محمدرضا لطفی با گروه شیدا پیش درآمد رکن الدین و رنگ درویش و تصنیف عارف را که مربوط به سده گذشته بود ارائه می‌کرد جوانان آن روز‌ها فکر می‌کردند که در موسیقی انقلاب شده است چرا که با این موسیقی آشنایی نداشتند و این آثار را مدرن می‌‎پنداشتند.

این آهنگساز گفت: امروز جامعه موسیقی نیازمند یک انقلاب در این هنر است تا بار دیگر موسیقی ایرانی اعتلا یابد. آثاری که محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان، و پیش‌تر فرامرز پایور برایش جان گذاشتند و آن‌ها را خلق کردند باید دوباره در سطح جامعه مطرح شود و با حمایت شما رشد و نمو کند.

هادی منتظری (آهنگساز و نوازنده کمانچه و ویولن از اعضای گروه شیدا و همچنین از شاگردان محمدرضا لطفی) دیگر سخنران این مراسم بود. منتظری گفت: محمدرضا لطفی‌‌ همان طور که حمید متبسم اظهار داشتند عاشق تدریس بودند و در تمام مراحل تدریس پول نگرفتند. این هنرمند همچنین جدیتی خاص در تربیت و آموزش شاگردان داشت، که این ویژگی، یک ویژگی منحصر به فرد بود.

وی با ذکر خاطرات مختلفی از دورانی که شاگرد او بود ابراز داشت: به یاد دارم زمانی در دانشکده موسیقی وقتی شاگرد لطفی شدم او بسیار سخت گیر بود و سه ترم دستگاه شور را نواختم تا او بالاخره به من نمره قبولی داد و در ادامه زمانی که دیگر انگشتانم پینه بسته بود او مرا به همکاری با گروه شیدا دعوت کرد. روزی بعد از چند جلسه تمرین کمانچه‌ای برایم آورد و به من هدیه داد گفت به پاس زحماتی که در این مدت کشیدی این کمانچه را به تو می‌دهم.

 جمال سماواتی به عنوان آخرین سخنران نیز در سخنانی با ذکر این نکته که هر دوره‎ای این شانس را دارد که با کسانی معاصر باشد که در قد و قواره تاریخند لطفی یکی از این چهره‎هاست اظهار داشت: لطفی امانتدار گنجینه‎ای کهن بود که از پیشینیان به او رسیده بود و او همچون امانتداری امین، به شایستگی این امانت را به نسل بعدی سپرد.

وی افزود: قرار بود بنایی که او نهاده بود امروز به جایگاهی شایسته برسد اما متاسفانه امروزه موسیقی دستگاهی ما اصلا از جایگاه خوبی برخوردار نیست و زبان موسیقی کهن ایرانی در حال فراموشی است.

پس از سخنان جمال سماواتی نوازنده و پژوهشگر موسیقی، بهاره فیاضی و گوهر ناز مسایلی از شاگردان محمد رضا لطفی به اجرای قطعاتی به صورت بداهه پرداختند.

پایان بخش این مراسم بداهه نوازی هادی منتظری بود که به درخواست حاضرین در سالن انجام شد و مورد استقبال نیز قرار گرفت.

سومین دوره آیین گرامی داشت سالروز تولد استاد محمد رضا لطفی همچون دو دوره قبل توسط بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران و با مشارکت مکتب خانه میرزا عبدالله برگزار شد.

ادامه مطلب...

در مراسم معرفی برترین‌های جشنواره موسیقی بسطامی انجام شد؛

انتقاد سراج از بی‌اهمیت جلوه دادن موسیقی ایرانی توسط صداوسیما

برترین‌های بخش آواز و آلبوم سومین دوره جشنواره موسیقی بسطامی معرفی شدند.

به گزارش ایلنا، اختتامیه سومین دوره جشنواره موسیقی بسطامی شب گذشته با حضور اهالی هنر برگزار شد و از برگزیدگان این جشنواره در دو بخش آواز و آلبوم تجلیل به عمل آمد.

شب گذشته تالار وحدت میزبان مراسم اختتامیه سومین جشنواره بسطامی که طی آن در بخش آلبوم برتر مقام اول تا سوم به ترتیب به آلبوم‌های «از سراسر گذشته» به خوانندگی محسن حسینی و آهنگسازی احسان عبایی، «هجران» به خوانندگی پارسا حسن‌دخت و آهنگسازی فاطمه فریدی‌زاده و آلبوم «هرچه بود گذشت» به خوانندگی مجتبی عسگری و آهنگسازی فرید نجم الدین تعلق گرفت.

در بخش آواز نیز در رده سنی جوانان (کمتر از سی سال) مقام نخست مشترکا به محمدرضا بشیرزاده متولی و صادق مرادی اختصاص یافت و محسن سیاوشی و محمد کوزه‌گر نفرات دوم و سوم شدند.

در رده سنی آزاد نیز حسین رستمی شاپورآبادی و حمیدرضا محمودمنفرد مشترکا مقام اول را کسب کردند. یاسر پهلوان و مهران شریفی نیز توسط هیات داوران به عنوان نفرات دوم و سوم انتخاب شدند.

در بخش بانوان سومین جشنواره موسیقی بسطانی نیز از آساره شکارچی و سمن صرامی تجلیل شد.

در این مراسم حسام الدین سراج طی سخنانی گفت: ظرافت آواز ایرانی دست آورد هزاران سال تلاش است که اکنون به میراث ملی تبدیل شده است. این امانتی است که از نسل‌های گذشته به ما رسیده است. باید از آن نگهداری کنیم و به نسل‌های آینده منتقل کنیم.

سراج با انتقاد از صداسیما افزود: بی‌اهمیت جلوه دادن موسیقی ایرانی توسط این رسانه بزرگ دل اهالی فرهنگ و ادب را به درد آورده است. در روزگار ما این جشنواره کار اشاعه موسیقی ایرانی را ادامه می‌دهد و قبلا جشنواره‌هایی را دیدیم مثل جشنواره باربد و آن رقابت‌های سالم باعث شده تاکنون موسیقیدانانی را داشته باشیم که به آن‌ها افتخار کنیم.

وی همچنین عنوان کرد: این جشنواره در بخش‌های مختلف خواننده‌ها و آلبوم‌های بر‌تر را در رده‌های سنی مختلف معرفی کرده است. گاهی برخی هنرجویان به نتایج اعتراض دارند، باید گفت که جشنواره در سه بخش به صورت کدبندی شده، داوری می‌شود. اساتید و داوران در حوزه‌های مختلف و با پارامترهای متنوع مراحل داوری را انجام می‌دهند. امیدواریم برگزیدگان چراغ موسیقی ایران را در سال‌های آتی روشن نگه دارند.

ادامه مطلب...

چرا به‌جای خواننده، ساز که یک تکه چوب است را نشان نمی‌دهند/مرغ سحر یک موسیقی اعتراضی است

داوود آزاد می‌گوید: در آواز ایرانی سبک یک خواننده خاص تبدیل به استاندارد شده و همه می‌ترسند که نکند من شبیه استاد شجریان نباشم. این باعث شده تنوع آوازی از بین برود که موضوع خوبی نیست.

به گزارش خبرنگار ایلنا، داوود آزاد (آهنگساز، نوازنده و خواننده موسیقی ایرانی) در آستانه کنسرت خود در تبریز با بیان این مطلب اظهار داشت: استانداردی ایجاد شده که اگر تنها شبیه یک خواننده خاص باشید درست است؛ باید شبیه این باشید تا به عنوان یک خواننده بدرخشید.

آزاد با تاکید بر اینکه «خود بودن» امروز در آواز خوان‌های ما از بین رفته است، افزود: اگر شبیه این استاندارد نباشید فضایی برای فعالیت‌تان وجود ندارد. همین باعث شده همه شبیه یکدیگر باشند و خب هیچکس هم که نمی‌تواند استاد شجریان باشد، این باعث شده تنوع آوازی از بین برود که موضوع خوبی نیست.

وی با بیان اینکه آواز من اصلا شبیه استاد شجریان نیست، عنوان کرد: من تحت تاثیر موسیقی قدما هستم. به دلیل اینکه از ابتدای آموزش موسیقی، به طور غیرمستقیم شاگرد اقبال آذر، طاهرزاده و... بودم و شب و روز با این اساتید آواز زندگی کردم. حتی الان هم اصلا آثار جدید را گوش نمی‌کنم تا تاثیری از آثار جدید نگیرم.

داوود آزاد در بخش دیگری از سخنانش گفت: تحت تاثیر یک خواننده بودن اتفاقا خیلی خوب نیست برای اینکه تنوع آوازی را از بین می‌برد. این اتفاق الان در موسیقی ما افتاده است. شما آوازهای قدما را گوش می‌کنید، حتی ظلی که ادعای شاگردی اقبال آذر را دارد، وقتی می‌خواند با اینکه شباهتی با اقبال آذر دارد ولی خودش است.

این موزیسین بخش دیگری از این اتفاق را تحت تاثیر رسانه‌ها دانسته و گفت: رسانه‌ها هم در بزرگ کردن یک شخص و آواز خاص نقش عمده‌ای دارند در حالی که من دوست دارم آدمی اثر انگشت خود را داشته باشد. آوازخوان‌های قدیم ضمن اینکه خودشان همه با هم متفاوت بودند، هنرجوهای یک نفر هم همه با هم متفاوت بودند. مثلا یکی از هنرجویان آقای هوشنگ ظریف علیزاده است که مدل متفاوتی است.

وی ادامه داد: در پنج شش دهه اخیر سیستم آموزشی به گونه‌ای بوده که اساتید، هنر خود را به شاگرد انتقال داده در صورتی که استاد خوب استادی است که اجازه دهد آن شخص خود را پیدا کند و منحصربفرد باشد. من در تبریز شاگردان زیادی مثل هادی آذرپیرا، قادر رودکیان، ارژنگ صیفی‌زاده، محمود نامدار دارم که هیچ کدام نه شبیه من هستند و نه شبیه یکدیگر.

این آهنگساز، نوازنده و خواننده موسیقی ایرانی با بیان اینکه این تنها در اصفهان است که هنوز اصفهانی‌ها اسیر آن استاندارد نشده‌اند، گفت: در همین تبریز اساتیدی مثل استاد قیطانچی، استاد هریسچی داشتیم که استاد شجریان برای یادگیری آواز پیش آن‌ها می‌رفت. متاسفانه حتی یک نفر در تبریز آواز آن‌ها را پیگیری نکرده است.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به موسیقی تلفیقی، اظهار داشت: در ایران فکر می‌کنند اگر سه تار کنار گیتار قرار بگیرد یعنی تلفیق. البته من مخالف این نوع موسیقی نیستم اما در این تلفیق‌ها حفظ هویت بسیار مهم است یعنی وقتی موسیقی ما با موسیقی‌های دیگر تلفیق می‌شود باید هویت ایرانی و اصالت موسیقی‌اش حفظ شود که متأسفانه این‌گونه نیست.

این خواننده موسیقی ایرانی یادآور شد: بسیاری از نوآوری‌هاى حوزه موسیقى که نام تلفیقی روی آن قرار گرفته برای من قابل پذیرش نیست چون تلفیق زمانی رخ می‌دهد که دو نوع موسیقی مختلف با حفظ هویت خود در دل هم تنیده می‌شوند یعنی موسیقی‌های دیگر، موسیقی‌های مختلف را همراهی می‌کنند اتفاقی که در موسیقی‌های تلفیقی فعلی کمتر رخ می‌دهد.

آزاد همچنین با اشاره به موسیقی رپ و تاثیر خشونت بار آن در جامعه، گفت: رپ موسیقی اعتراضی است، موسیقی رپی که امروز در ایران است من شخصا این موسیقی را نمی‌پسندم. اعتقاد دارم موسیقی یا هر هنر دیگری باید جامعه را به آرامش و شادی دعوت کند. نه به غم و افسردگی. حتی شعرهایی که امروز در موسیقی سنتی ما مطرح می‌شود را هم من نمی‌پسندم. چراکه پر از غم است و برای ما اندوه می‌آورد و ذهن شنونده را به گذشته می‌برد و برای جامعه حالت رخوت می‌آورد.

وی تصریح کرد: هر نوع موسیقی می‌تواند در جامعه وجود داشته باشد و من مخالفتی ندارم. موسیقی رپ در غرب برای خود تاریخچه و فرهنگی دارد و با یک پشتوانه فرهنگی و سیاسی خاصی شکل گرفته و تبدیل به موسیقی رپ فعلی شده است ولی این با آن موسیقی‌ای که ما از آن به عنوان موسیقی درمانگر حرف می‌زنیم متفاوت است.

آزاد با بیان اینکه هنر یکی از قدرت‌های درمانگری است و معجزه هنر این است که شما را در لحظه نگه دارد، گفت: تمام کلاس‌های روان‌شناسی و عرفان‌شناسی در تمام دنیا تلاش می‌کنند که بشر امروزی بتواند این لحظه و حال را تجربه کند. کسی که بتواند این حال را تجربه کند هیچ مشکلی ندارد چراکه تمام بدبختی ما از گذشته و آینده است که ذهن ما مدام در آن سیر می‌کند. موسیقی یا هر هنر دیگری اینجا می‌تواند نقش عمده‌ای را بازی کند. مسلما موسیقی رپ اینجا نمی‌تواند نقشی بازی کند چون مدام جامعه را به اعتراض ترغیب می‌کند. در کشور ما معلوم نیست ریشه موسیقی پاپ و رپ از کجاست. وقتی مرغ سحر را می‌شنویم این موسیقی اعتراضی است ولی کاملا ریشه در سنت دارد. تمام آن اصالت‌ها را به کمک گرفته تا اعتراض خود را برساند.

آهنگساز، نوازنده و خواننده موسیقی ایرانی تاکید کرد: موسیقی درمانگری که ما از آن صحبت می‌کنیم، موسیقی‌ای جدی با اصالت هزاران ساله است. ریشه در اصالت و تفکر ما ایرانی‌ها و شرقی‌ها دارد. موسیقی که بزرگان تصوف از آن بهره‌مند هستند. برای درمان کردن و به عنوان یک برون‌ریزی از آن استفاده می‌شود. در آثار بزرگانی همچون ابوسعید ابوالخیر دیده می‌شود که همیشه از موسیقی به عنوان درمان در جلسات ذکر خود استفاده کرده است. منظور ما این موسیقی است که ریشه در اصالت عرفانی دارد.

داوود آزاد در پایان از برپایی کنسرت خیریه برای زندانیان زندان تبریز هم خبر داده و افزود: به عبارتی ساز در زندان با محبوسین همدلی می‌کند و می‌گوید من هم در حبس هستم و اجازه نمایش ندارم. در حالی که من که موزیسین هستم و به ساز معنا می‌دهم اگر محدودیتی هست باید برای من باشد و دیده نشوم نه برای ساز چون ساز فقط تکه‌ای چوب است.

ادامه مطلب...

حسن ناهید در سالگرد زلزله بم و درگذشت ایرج بسطامی:

صدایی در حد بسطامی نشنیدم/ هر خواننده‌ای باید سبک خودش را داشته باشد

حسن ناهید: لطافت کار بسطامی در ترانه «وطن من» واضح است و من صدایی در آن حد نشنیدم. بسطامی علاوه بر دارا بودن چپ کوک، صدای بم لطیف و زیبایی نیز داشت.

به گزارش خبرنگار ایلنا، روز گذشته فاطمه بسطامی (خواهر ایرج بسطامی) به همراه برخی از دست اندرکاران جشنواره موسیقی بسطامی به دیدار حسن ناهید (موسیقیدان و نوازنده پیشکسوت نی) به خانه وی رفتند.

حسن ناهید که از دوستان ایرج بسطامی بوده و کنسرت‌های مشترک بسیاری با او داشته‌، درباره این خواننده فقید گفت: ایرج بسیار جوان ساده و خوب و مظلومی بود و زلزله بم به او مهلت درخشش بیشتر نداد و مرحوم بسطامی را از جامعه هنری دریغ کرد. خواننده‌ای مانند مرحوم بسطامی با آن ویژگی‌های منحصر بفرد به سختی پیدا می‌شود.

این استاد نی‌نوازی در ادامه افزود: استاد بسطامی وسعت صدایی بسیار زیادی داشت و برخلاف خیلی‌ها که چپ کوک را جیغ می‌زنند، او محدوده‌های بالا را بسیار با احساس می‌خواند. بسطامی به راحتی که راست کوک می‌خوانند، چپ کوک می‌خواند. این لطافت کار بسطامی در ترانه «وطن من» واضح است و من صدایی در آن حد نشنیدم. بسطامی علاوه بر دارا بودن چپ کوک، صدای بم لطیف و زیبایی نیز داشت.

وی همچنین عنوان کرد: یادم می‌آید ایرج مرا به کرمان دعوت کرده بود و می‌دیدم همیشه با واکمن تمرین می‌کرد و موسیقی گوش می‌داد و می‌خواند. جالب اینکه من ندیدم ایرج بدون ضبط صوت باشد، و همیشه درحال خواندن و شنیدن بود.

حسن ناهید گفت: کارهای ایرج ماندنی است، چراکه هم روی انتخاب شعر فکر می‌کرد و با دقت بسیاری انتخاب‌هایش را انجام می‌داد و هم اینکه با موسیقی و شعر زندگی می‌کرد و هیچگاه به خاطر مسایل مادی کار نکرد. ایرج حتی موقع اجرا، پشت صحنه هم از موسیقی دل نمی‌کند و مدام با موسیقی عجین بود.

این نوازنده پیشکسوت نی‌ در ادامه افزود: خوشبختانه امروزه بسیاری بخش زیادی از جامعه به موسیقی علاقه‌مند هستند و آن را پیگیری می‌کنند. یادم می‌آید زمانی فقط استاد کسایی به نوازندگی نی آشنایی داشت اما از آن زمان که من سمت نی‌نوازی آمدم یعنی از سال ٣٩ به بعد رفته رفته نی فراگیر شد. این فراگیری در تمامی بخش‌های موسیقی به واسطه آموزش بوده و امروزه باید جشنواره‌ها به کشف استعدادها و پرورش و آموزش آن‌ها بپردازند. جشنواره موسیقی بسطامی هم رسالتش همین است و باید به هر خواننده‌ای بیاموزد که سبک خود را بخواند و به آن‌ها کمک کند؛ در نی و سایر ساز‌ها نیز باید اینگونه باشد. هر کس باید سبک خودش را داشته باشد.

ادامه مطلب...

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    ساز مورد علاقه خود را انتخاب کنید

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131