گفت و گو

گفت و گو (1012)

گفت و گو با اساتید موسیقی، آهنگسازان، نوازندگان، خوانندگان، نویسندگان کتاب، مترجمان موسیقی ایران

خالق نوای جهله: از پس هزینه‌های درمانم بر نمی‌آیم

او را با ساز خاصش، تفاوت نگاهش در خلق آثار هنری‌اش، نوع نگاهش به هنر و عرق خاصش به هرمزگان شناختیم اما این روزها کمتر کسی از این هنرمند خوش‌ذوق یاد می‌کند و حالش را لااقل از فضای مجازی می‌پرسد...

به گزارش ایسنا،"موسی کمالی" نامی آشنا در وادی هنر هرمزگان به‌ویژه موسیقی است؛ کسی که با نواختن دست‌هایش بر "جهله"، ظرفی سفالی که در گذشته برای نگهداری و خنک ماندن آب از آن استفاده می‌شد، امروز این ظرف سفالی را به یکی از ادوات موسیقی تبدیل کرده است و در این راه نباید زحمات این هنرمند برجسته را که امروز بیش از هر زمان دیگری به کمک اهالی فرهنگ و هنر به‌ویژه متولیان فرهنگ و ارشاد هرمزگان نیاز دارد، نادیده بگیریم.

اکثرمان اولین بار نامش را پس از اجرای گروه موسیقی جهله در کشور سوئد و پیچیدن آوازه این گروه موسیقی هرمزگانی در کشور شنیدیم، کمالی که زاده 8 بهمن سال 1347 در بندرعباس است، این روزها در بستر بیماری خانه‌نشین شده و دیگر آن فعالیت سابق را ندارد؛ به همین دلیل برای جویا شدن آخرین وضعیت بیماری‌اش راهی منزل مادری‌اش شدیم؛ خانه قدیمی در محله خواجه عطا بندرعباس، منزلی ساده اما زیبا که گلدان‌های باغچه‌اش به جهله‌های نقاشی شده آذین‌بندی شده بود.

ای‌کاش موسی وارد دنیای هنر نشده بود

در ابتدای ورود به منزل چهره زنی سالخورده اما مهربان نگاهمان را به‌سوی خود جلب می‌کند، این فرد کسی نیست جز مادر این هنرمند فراموش شده هرمزگانی، مادری مهربان اما دل‌شکسته با لباسی محلی که با آگاه شدن از شغل‌مان، لب به انتقاد گشوده و گفت: سال‌ها برای هنر استان تلاش و در برنامه‌های متوالی شرکت کرد اما هیچ ثمری برایش نداشت و اکنون که نیازمند حمایت مسئولین است، حتی کسی برای پرسیدن حالش هم تماسی با او نمی‌گیرد، ای‌کاش موسی وارد دنیای هنر نشده بود.

این‌ها دغدغه‌های مادری بود که در گفت‌وگو با ایسنا از آرزوی ازدواج پسرش گفت و با نگاهی پر از اندوه از بی‌مهری همشهریانی گلایه کرد که خیلی زود هنرمندانشان را فراموش می‌کنند؛ انگار نه انگار تا دیروز شادی را بر چهره‌های پر درد زندگی ماشینی‌ مردم ترسیم می‌کردند.

کمی آن‌طرف‌تر موسی کمالی، که بدون عصا توان حرکت نداشت، نشسته و از دیدن خبرنگاران ایسنا به وجد آمده بود، به گونه‌ای که انگار مدت‌ها در انتظار ورود متولیان فرهنگ و هنر استان است؛ نزدیکش رفتیم و پای درد و دل‌های این هنرمند نشستیم.

موسیقی را از کودکی آغاز کردم

سرپرست گروه موسیقی جهله در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: موسیقی را از 12 سالگی آغاز کردم،؛ در امور تربیتی آموزش‌وپرورش با مرحوم روضه‌خوان و آقای توحدی مدتی به‌صورت تئوری آموزش موسیقی دیدم.

موسی کمالی چاهویی با بیان اینکه بعد از تکمیل آموزش‌های تئوری نوبت به انتخاب ساز شد و بنده به علت علاقه‌ای که به سازهای کوبه‌ای داشتم درامز را انتخاب کردم، افزود: در سال‌های 63-64 در یک گروه سرود جاز می‌زدم و در آن گروه با ناصر عبداللهی، امیر رحمانیان، مرتضی حاتمی همکاری می‌کردیم.

وی با اشاره به اینکه در اردوها و جشنواره‌های دانش‌آموزی مختلفی شرکت کرده و گروه‌های موسیقی هرمزگان در مقاطع راهنمایی و دبیرستان همیشه مقام‌های اول و دوم را در دست خود داشتند، اضافه کرد: آن‌قدر در جشنواره‌های کشوری مقام می‌آوردیم که یک‌بار در رامسر دانش آموزان دیگر علیه‌مان تجمع کردند و شعار دادند.

وی دلیل این موفقیت‌ها را لباس‌ها و حرکات و رقص‌های محلی که به موسیقی غنی هرمزگان رنگ و لعاب بیشتری می‌بخشید، دانست و عنوان کرد: گروه موسیقی امور تربیتی آموزش‌وپرورش بعد از گروه موسیقی نیروی دریایی همیشه بهترین و قوی‌ترین گروه در عرصه موسیقی بود.

اولین جرقه‌های نوازندگی با جهله در روستای حکمی میناب

این هنرمند هرمزگانی با بیان اینکه در سال 72 به عضویت انجمن سینمای جوان درآمده و فعالیت‌های عکاسی و فیلم سای خود را از آن زمان آغاز کردم، تصریح کرد: دو فیلم به نام‌های بچه‌های شرجی و دختران شرجی ا کار کردم که خاص محله خواجه عطای بندرعباس بود و بعد از آن فیلم 8 میلی‌متری سِوِند را که در خصوص نحوه ساخت و استفاده سِوِند بود ساختم.

سرپرست گروه موسیقی جهله ادامه داد: سر فیلم‌برداری فیلم سِوِند که در روستای حکمی از توابع میناب فیلم‌برداری می‌شد برای نوشیدن آب به سراغ جهله رفتم؛ بعد از نوشیدن آب ضربه‌ای به آن زدم ، برای اولین بار حس خاصی به من دست داد و اولین جرقه‌های نوازندگی با جهله را در من زد؛ البته در قدیم در عروسی‌ها افرادی به‌صورت غیرحرفه‌ای و برای سرگرمی از سینی و جهله استفاده می‌کردند.

برای خرید جهله به پنج‌شنبه‌بازار میناب رفتم

کمالی با اشاره به اینکه پنج‌شنبه همان هفته به پنج‌شنبه‌بازار میناب رفتم و از انواع مختلف جهله (گدوک، معمولی و جمالی) خریدم، ابراز کرد: برخی فکر می‌کنند نام جهله از جهل به معنای نادانی گرفته شده اما جهله تغییر یافته چهله به معنای چاه کوچک است؛ جهله کاربردهای زیادی داشته که از مهم‌ترین کاربردهای آن می‌توان به نگهداری آب و شیره خرما در هوای گرم هرمزگان اشاره کرد.

وی با بیان اینکه گروه موسیقی جهله از سال 74 با 17 نفر آغاز به کار کرد، افزود: عمده فعالیتمان آوازهای عرفانی و زار به همراه رقص زار بود؛ تک‌خوان‌های گروه در ابتدا غلام زارعی، علی عرب و احمد روان بودند.

این نوازنده برجسته هرمزگانی با اشاره به اینکه برای اولین بار در خانه فرهنگ با قنبر راستگو آشنا شدم و پس‌ازآن همکاری‌مان در گروه جهله آغاز شد، خاطرنشان کرد: عیسی بلوچستانی، شیخ علی علوی، موسایی، هادی آرمین و برادران عرب نیز از افرادی بودند که به گروه موسیقی جهله پیوستند.

با نمایش آینه توی سقف به آلمان رفتیم

سرپرست گروه موسیقی جهله با اشاره به اینکه این گروه در جشنواره‌های زیادی شرکت کرده و کم‌کم هم خود جهله و هم جهله نوازی در سطح کشور معرفی شد، بیان کرد: در سال 76 یا 77 برای نوازندگی و اجرای رقص زار در نمایش آینه توی سقف به کارگردانی کوروش زارعی با گروهی 12 نفره برای تمرین به قم رفتم؛ این نمایش در تهران به نمایش درآمد و استقبال زیادی از آن شد.

کمالی با بیان اینکه موضوع این نمایش در خصوص انگلیسی‌هایی بود که در جنوب با مردم درگیر بودند و موسیقی آن در فرم زار اجرا شد، اضافه کرد: موسیقی این نمایش کاندید و کارگردانی آن در جشنواره اول شد؛ در اجرای دوم این نمایش در تالار مولوی "روبرتو چولی"، کارگردان آلمانی نیز حضور داشت و پس از دیدن این نمایش از ما دعوت کرد تا برای اجرا به آلمان برویم؛ در آلمان علاوه بر اجرای نمایش سه اجرای موسیقی داشتیم که تماشاگران ایرانی و آلمانی را بسیار تحت تأثیر قرار داد و البته هم‌زمان شدن این اجراها با میلاد حضرت فاطمه (س) نقش زیادی در تأثیرگذاری آن گذاشت.

جشنواره موسیقی جهانی شیستا در سوئد، مقصد بعدی‌مان

وی با اشاره به اینکه پس‌ازآن گروه جهله دعوت‌های بسیاری برای اجراهای ارگانی و مراسم‌های صدا سیما می‌شد، اظهار کرد: در سال 80 موسسه پی‌په‌سرا را تأسیس کردیم و به آموزش سازهای کوبه‌ای پرداختیم، لازم به ذکر است در آن زمان برای اولین بار بانوان هرمزگانی توانستند برای نواختن سازهای کوبه‌ای آموزش ببینند؛ استقبال زیادی از این موسسه شد و توریست‌های بسیاری را به خود جذب کرد.  

سرپرست گروه موسیقی جهله با بیان اینکه در سال 82 به جشنواره موسیقی جهانی شیستا در سوئد رفتیم و استقبال خوبی از جهله نوازی این گروه شد، تصریح کرد: بعد از آن نیز یک‌بار دیگر به سوئد رفتیم و از کشورهای دیگری مثل فرانسه و کانادا نیز از ما دعوت شد که به دلیل مشکلاتی نتوانستیم برویم.

بی توجهی به گروه پر افتخار جهله برایم بسیار تلخ و دردناک است

کمالی با اشاره به اینکه در زمینه‌های موسیقی، فیلم‌سازی، عکاسی، سفال‌گری، نقاشی و ترانه‌سرایی فعالیت کرده و در همه این زمینه‌ها رد و اثری از جهله دیده می‌شود، عنوان کرد: اولین گروهی که در هرمزگان کار تلفیقی کرده گروه جهله بوده و گیتار و گیتار بیس را با جفتی و سازهای محلی را با جهله در هم آمیخته است؛ بسیاری از رسانه‌های داخلی و خارجی از کارهای گروه جهله استقبال کرده و گزارش گرفتند.

وی با بیان اینکه با توجه به افتخاراتی که گروه جهله داشته هنوز توجهی به آن نشده و این برایم بسیار تلخ و دردناک است، ابراز کرد: گروهی در میناب از بنده دعوت کردند تا با فراهم کردن شرایط زندگی‌ام به آنجا رفته و در گروهی به نوازندگی مشغول شوم که دیگر از آن‌ها خبری نشد؛ از تهران نیز پیشنهادهایی داشتم که به دلیل عجین بودن فرهنگ هرمزگان با موسیقی‌اش نتوانستم و نخواستم که برای زندگی به تهران بروم.

به دنبال ثبت معنوی جهله به‌عنوان یکی از سازهای موسیقی هستم

کمالی با اذعان به اینکه به دنبال ثبت معنوی جهله به‌عنوان یکی از سازهای موسیقی هستم، خاطرنشان کرد: در حال حاضر در مسیر تکمیل پرونده هستیم و امیدوارم با جمع‌آوری مدارک خواسته شده این آرزوی دیرینه‌ام عملی شود.

این هنرمند هرمزگانی با اشاره به اینکه موسیقی در این استان بسیار غریب است و شاید اگر در شهر دیگری بودیم از جایگاه بهتر و ویژه‌تری برخوردار می‌شدیم، خاطرنشان کرد: هنر در هرمزگان دوقطبی است؛ عده‌ای خاص به امکانات دسترسی دارند و برای عده‌ای دیگر مانند نوازندگان سازهای سنتی امکاناتی فراهم نشده و حتی جشنواره‌های سنتی و محلی نیز برای ارتقا کاشان برگزار نمی‌کنند.

هرمزگان خطه‌ای موسیقی ساز و موسیقی خیز است

سرپرست گروه موسیقی جهله با بیان اینکه هرمزگان خطه‌ای موسیقی ساز و موسیقی خیز است، اظهار کرد: به علت نزدیکی این استان با دریا همیشه نوای دریا در گوش مردم بوده و حتی گویش‌های این خطه نیز ریتمیک است؛ بافت فرهنگی هرمزگان با موسیقی عجین شده و مردمش با آن زندگی می‌کنند، هر گوشه از این استان از غرب تا شرق، مرکز و جزایر آن موسیقی خاص خود را دارند.

از لباس‌های آب‌آورده مردگان تا برگزاری نمایشگاه نقاشی

کمالی با اشاره به نمایشگاه نقاشی که در گالری نگر آرت تهران در خرداد و تیر 95 برگزار کردم، افزود: این نمایشگاه با کمک فرشاد فداییان که برای ساخت فیلمی در خصوص جهله به هرمزگان آمده بود برگزار شد، پس از تک‌نوازی جهله توسط بنده نمایشگاه شروع به کار می‌کرد و همه نقاشی‌ها فرم جهله داشت.

وی در تشریح برخی تابلوهایش که از پاچه‌های شلوار سنتی بندری در طرح‌های مختلف ساخته شده است، اضافه کرد: در قدیم وقتی کسی فوت می‌کرد لباس‌هایش را در ساحل چال می‌کردند و آب دریا به مرور آن‌ها را می‌برد، روزی در هرمز بودم که در ساحل توجهم به لباس‌های تلنبار شده و آب آورده جلب شد، سال‌ها در فکر این لباس‌ها بودم که روزی تصمیم گرفتم با قیچی پاچه‌های شلوارهای بندری را جدا کرده و با خاک‌های رنگی هرمز و نوارهای رنگی روی تابلو به نمایش در آوردم؛ در بندرعباس نیز نمایشگاهی از این تابلوها در موزه مردم‌شناسی خلیج‌فارس برگزار و با استقبال خوب مردم مواجه شد.

در همه کارهایم رد و اثری از جهله دیده می‌شود

این هنرمند برجسته هرمزگانی با بیان اینکه سفالگری را نیز دنبال کرده و بیشتر کارهایم در رابطه با جهله است تصریح کرد: اگر در بندرعباس کوره‌ای داشتم راحت‌تر و بیشتر می‌توانستم کار کنم اما مجبورم گل را از میناب آورده، کار کنم و دوباره به میناب ببرم و متأسفانه کوره میناب دستی بودجه و از هر 50 کار شاید 20 کار سالم از آب در بیاید.

آشنایی با ناصریا

سرپرست گروه موسیقی جهله با اشاره به اینکه با زنده‌یاد ناصر عبداللهی از سال 93 در امور تربیتی آموزش‌وپرورش آشنا شدم و او در آن سال ساز قره‌نی را انتخاب کرد، عنوان کرد: بعدها شنیدم که در مراسم‌های خصوصی نوازندگی می‌کند و بعد از آن نیز به تهران رفت و پیشرفت کرد، در مجموعه گنوغ خود یکی از کارهای بنده با عنوان "دلوم تنگن" را خواند و بعد از آن با هم و ا همراهی احمد روان کار "نقش جمال"اش را در استودیو اجرا کردیم که هنوز منتشر نشده است.

از پس هزینه‌های درمانم بر نمی‌آیم

کمالی در خصوص وضعیت نامساعد جسمانی‌اش ابراز کرد: 4 ماه است که از ناحیه لگن و زانو دچار مشکل شده که این موضوع برای چندمین بار اتفاق افتاده است و به دلیل بی‌توجهی به وضعیت کنونی دچار شدم و توانایی کار کردن ندارم.

وی ادامه داد: برای درمان این مشکل به پزشک مراجعه کردم که متوجه شدم برای بهبود آسیب‌دیدگی جسمی‌ام باید عمل کنم که هزینه آن طبق گفته‌های پزشکم بالغ‌بر 20 میلیون تومان بوده که از پس این هزینه به‌هیچ‌وجه بر نمی‌آیم.

تمام زندگی‌ام را در مسیر توسعه و فرهنگ و هنر هرمزگان قرار داده‌ام

این هنرمند هرمزگانی با بیان اینکه در مردادماه باید انجام شود، خاطرنشان کرد: با توجه به بضاعت کنونی مالی‌ام نمی‌دانم چگونه این هزینه را تأمین کنم و تنها انتظارم از مسئولین فرهنگ و هنر استان حمایت از بنده در این شرایط سخت است زیرا تمام زندگی‌ام را در مسیر توسعه و فرهنگ و هنر هرمزگان قرار داده‌ام و اکنون این حمایت شاید مزد کوچکی از رنج‌هایی که در این راه کشیده‌ام، باشد.

تنها بیمه حضرت ابوالفضل (ع) هستم

سرپرست گروه موسیقی جهله در پاسخ به سؤال ایسنا مبنی بر اینکه تحت پوشش بیمه‌ای قرار دارد یا خیر، بیان کرد: از سوی هیچ ارگان و نهادی تحت پوشش بیمه قرار ندارم و به‌نوعی خود را بیمه حضرت ابوالفضل (ع) کرده‌ام.

کمالی که در کارنامه هنری‌اش همکاری با بزرگان موسیقی پاپ کشور همچون زنده‌یاد عبداللهی و رضا صادقی دیده می‌شود، در خصوص اینکه پس از آسیب‌دیدگی جسمی آیا خواننده گروه مشکی پوشان جویای احوالش شده یا خیر، پاسخ داد: آخرین بار در سال 94 در کنسرت رضا صادقی در تالار شهید آوینی بندرعباس در اجرای سه قطعه محلی به همراه گروه جهله به اجرای مشترک پرداختیم که مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت و ازآن‌پس تاکنون دیگر تماسی نداشته‌ایم.

برای رضا صادقی آرزوی سلامتی دارم

وی با بیان اینکه در این مدت علیرغم اینکه نمی‌دانم وی از این اتفاق مطلع است یا خیر ، افزود: گرچه تمامی اهالی هنر به‌ویژه موسیقی از این موضوع باخبر هستند اما جز استاد قنبر راستگو و تعدادی از دوستان هنرمندم هیچ‌کس ازجمله آقای صادقی تماسی با بنده نداشته و برای این هنرمند ارزشمند هرمزگانی آرزوی سلامتی دارم.

در انتظار تحقق وعده‌های رئیس انجمن موسیقی هرمزگان

این هنرمند هرمزگانی همچنین در خصوص پیگیری‌های دستگاه فرهنگ و هنر استان از وضعیت جسمانی‌اش نیز اظهار کرد: از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هیچ پیگیری نشده است و تنها رئیس انجمن موسیقی هرمزگان طی تماسی وعده پیگیری برای برطرف شدن دغدغه هزینه‌های درمانم را داد که تاکنون عملی نشده است.

سرپرست گروه موسیقی جهله با اشاره به اینکه تعدادی از هنرمندان هرمزگانی ازجمله آقایان نوری نسب و میری در تلاش برای برگزاری کنسرتی در حمایت از بنده هستند، اضافه کرد: قرار بود این کنسرت برگزار و هزینه جمع‌آوری شده آن صرف درمانم شود که این موضوع هم تا این لحظه مسکوت مانده است.

کمالی در پایان با بیان اینکه با عشق و علاقه وارد وادی هنر شده است، تصریح کرد: تا آخرین لحظه از زندگی‌ام به فعالیت هنری خود ادامه می‌دهم و هیچ‌گاه از این موضوع پشیمان نبوده و نیستم.

گفت‌وگو از: لیدا رضایی، خبرنگار ایسنا، منطقه خلیج‌فارس

ادامه مطلب...

در گفتگو با مهر مطرح شد

توضیحات مدیرعامل بنیاد رودکی درباره استعفایش/ مامور بودم

مدیرعامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی در پاسخ به حاشیه های استعفای خود از این سمت توضیحاتی را ارائه داد.

علی اکبر صفی پور مدیرعامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی در گفتگو با خبرنگار مهر بیان کرد: مدتی است استعفای خود را به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه دادم و منتظر پاسخ هستم تا اعلام نهایی شود.

وی درباره دلایل استعفای خود از این سمت عنوان کرد: با توجه به اینکه بنده به طور قانونی و رسمی کارمند سازمان اسناد و کتابخانه ملی هستم و  قانونا بیش از سه سال نمی توانم در نهاد دیگری ماموریت داشته باشم از این جهت استعفای خود را تقدیم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی کردم.

علی اکبرصفی پور به عنوان معاون کتابخانه ملی، معاون پژوهش، برنامه‌ریزی و فناوری سازمان اسناد و کتابخانه ملی، مدیریت مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس و مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آذربایجان شرقی فعالیت داشته است.

ادامه مطلب...

بابک زرین به مهر گفت:

تولید چند اثر به خوانندگی عقیلی و اصفهانی/منتظر اتفاقی جالب باشید

آهنگساز مجموعه های «معمای شاه» و «عاشقانه» ضمن همکاری با سالار عقیلی و محمد اصفهانی درصدد کار مشترک با چند خواننده جدید در حوزه «پاپ ایرانی» و برگزاری کنسرت است.

بابک زرین آهنگساز و تنظیم کننده در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به تازه ترین فعالیت های خود در عرصه موسیقی بیان کرد: با پایان گرفتن تصویربرداری سریال «عاشقانه» منوچهر هادی همچنان مشغول کار روی موسیقی این مجموعه هستیم که اعتقاد دارم نسبت به کارهای قبلی من از حال و هوای بسیار متفاوتی برخوردار است. با توجه به تلاشی که برای متفاوت بودن انجام دادیم حجم کار نیز بسیار زیاد بود و وقت زیادی از تیم آهنگسازی گرفت. خوشبختانه روند کار هم به شکلی بود که مخاطبان هم از تیتراژها با صدای فریدون آسرایی و فرزاد فرزین و هم از موسیقی متن راضی بودند و این برای من بسیار خوشحال کننده است.

وی درباره فعالیت های دیگر خود در عرصه موسیقی فیلم و سریال گفت: پیشنهادهایی برای ساخت موسیقی چند مجموعه تلویزیونی دارم که بعد از قطعی شدن حتما درباره آنها اطلاع رسانی می کنم. این در حالی است که دوست دارم همواره کارهایی که برای ساخت موسیقی قبول می کنم تفاوت هایی با کارهای قبلی ام داشته باشم از این رو در تلاشم با وسواس بیشتری نسبت به انتخاب کارها اقدام کنم.  

آهنگساز مجموعه «معمای شاه» از استمرار همکاری خود با سالار عقیلی و تولید چند قطعه موسیقایی به خوانندگی محمد اصفهانی خبر داد و گفت: در حال برنامه ریزی و تولید مجموعه آثاری به خوانندگی سالار عقیلی هستم که این آثار هم در قالب تک آهنگ و هم در قالب آلبوم در دسترس علاقه مندان قرار می گیرد. البته چند کار هم با هنرمندی محمد اصفهانی داریم که طی ماه های آینده به تناوب برنامه ریزی هایی که انجام گرفته به مخاطبان ارائه می شود. ضمن اینکه تا چند وقت دیگر با چند خواننده که حوزه کاری شان در سبک موسیقی پاپ ایرانی است کارهایی انجام می دهیم که از جمله این هنرمندان می توانم به علیرضا علیزاده اشاره کنم که به زودی با ارائه چند قطعه به مخاطبان معرفی می شود.

زرین در بخش دیگری از صحبت های خود عنوان کرد: مدت زیادی است مشغول برنامه ریزی برای اجرای صحنه ای منتخب آثارم هستم که با توجه به نقشه ای که برای این اجرا طراحی کردم این پروسه روند طولانی را طی می کند اما به طور حتم مخاطبان شاهد یک اجرای صحنه ای متفاوت خواهند بود. البته جزئیات کار مشخص شده و به زودی در قالب یک گزارش مشروح برای علاقه مندان اطلاع رسانی می شود.

این هنرمند در پایان توضیح داد: یکی از کنسرت های متفاوت ما به خوانندگی سالار عقیلی خواهد بود و برنامه به گونه ای است که تماشاگران شاهد یک کنسرت متفاوت خواهند بود. البته همان طور که می دانید در برگزاری کنسرت ها همواره مشکلات زیادی وجود دارد که امیدوارم با گذر از این مشکلات شاهد یک اجرای صحنه ای موفق باشیم.

ادامه مطلب...

حسین پرنیا در گفت‌وگو با ایلنا:

محترمانه وادارمان می‌کنند کنسرت‌ها را لغو کنیم/تا دیروز برخی نهادها نمی‌گذاشتند کنسرت بدهیم امروز ارشاد و انجمن‌های موسیقی نمی‌گذارند

داشتن وحدت رویه در صدور مجوزهای برگزاری کنسرت در ادارات زیرمجموعه وزارت ارشاد به‌خصوص در شهرهایی غیر از تهران، باعث شده تا بیش از پیش اهالی موسیقی با مشکلات جدی روبرو شوند؛ آخرین نمونه این مشکلات، مسائلی است که برای حسین پرنیا در همدان به وجود آمده‌است.

حسین پرنیا (آهنگساز و سرپرست گروه همایون) در گفتگو با خبرنگار ایلنا، ضمن انتقاد شدید از عملکرد انجمن موسیقی همدان در زمینه صدور مجوز کنسرتش گفت: به دنبال بدرفتاری‌هایی که مسئولان انجمن موسیقی همدان با ما داشتند؛ کنسرتم را لغو کردم و تا زمانی‌که چنین افرادی در راس امور این انجمن هستند در همدان کنسرتی برگزار نخواهم کرد.

آهنگساز قطعه "گلپونه‌ها" در ادامه افزود: رفتارهای به شدت عجیبی در همدان و بسیاری از شهرهای دیگر در بحث صدور مجوز کنسرت‌ها دارد اتفاق می‌افتد که شدیدا به آنها اعتراض دارم و از دولت تدبیر و امید که بنده هم مانند سایر هنرمندان از آن در انتخابات حمایت کردم؛ می‌خواهم این مشکلات را حل کند.

وی همچنین عنوان کرد: برای گرفتن مجوز کنسرت در همدان می‌بایست انجمن موسیقی این شهر تاییدیه بدهد؛ افرادی که در راس این انجمن هستند فیلم کل اجرا را از ما خواسته‌اند؛ این در حالی است که معمولا فایل صوتی اجرا برای گرفتن مجوز فرستاده می‌شود ولی این افراد فیلم را خواسته‌اند. با این وجود ما فیلمی از اجرای قطعات که در تمرین‌ها ضبط شده بود را برایشان ارسال کردیم؛ اما بار دیگر گفتند باید فیلم باکیفیت برای ما بفرستید؛ ما که نمی‌توانیم 20 – 30 میلیون هزینه کنیم تا برای شما فیلم حرفه‌ای بسازیم. متاسفانه نظیر این اتفاق پیش از این نیز برای اساتیدی چون کیهان کلهر و حسین علیزاده نیز اتفاق افتاده و از آنها هم فیلم خواسته‌اند که بسیار نادرست است.

حسین پرنیا گفت: همه این اتفاقات درحالی رخ می‌دهد که برای برگزاری کنسرت باید از حراست وزارت ارشاد نامه دریافت کنیم، مجوز سالن داشته باشیم، فایل صوتی بفرستیم و عکس‌ها و مشخصات‌مان را نیز ارسال کنیم؛ همه اینها یک طرف، حالا داستان تهیه فیلم کامل و باکیفیت از کنسرت هم به آن اضافه شده است.

این موزیسین همچنین افزود: قصد داشتم در کنسرتی که قرار بود بعد از ماه رمضان در همدان برگزار شود قطعات آلبوم‌هایم که پیش از این با مجوز وزارت ارشاد منتشر شده را اجرا کنم. حالا بعد از سی سال فعالیت در عرصه موسیقی باید برای گرفتن مجوز یک کنسرت؛ از خودم فیلم بسازم.

پرنیا که سابقه همکاری با خوانندگانی چون شهرام ناظری، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، علی رستمیان و علی جهاندار را در کارنامه خود دارد، عنوان کرد: من حتی 3- 4 روز نیز این مسئله را از انجمن موسیقی ایران پیگیر شدم و با خود آقای بهرام جمالی (رئیس انجمن موسیقی ایران) هم صحبت کردم تا در این زمینه اقدامی صورت بدهند.

وی همچنین گفت: تا دیروز وزارت ارشاد مجوز برگزاری کنسرت صادر می‌کرد و برخی نهادها جلوی برگزاری کنسرت‌ها را می‌گرفتند اما امروز برخی مسئولان ارشاد استان‌ها و انجمن‌های موسیقی به گونه‌ای رفتار می‌کنند که موزیسین از برگزاری کنسرت پشیمان شود. در واقع کاری می‌کنند که خودمان محترمانه کنسرت‌هایمان را لغو کنیم.

این آهنگساز در ادامه افزود: ما می‌توانیم فایل صوتی اثر را برایشان بفرستیم اما تهیه فیلم انتظار عجیبی است و این افراد اجازه ندارند با قیافه ما کاری داشته باشند و قیافه‌مان را ممیزی کنند. به قدری پروسه دریافت مجوز کنسرت طولانی و طاقت‌فرساست که مجوزها تنها چند روز پیش از برگزاری کنسرت صادر می‌شود و به دلیل اینکه برگزارکنندگان زمانی برای تبلیغات ندارند؛ عملا کنسرت با شکست روبرو می‌شود.

حسین پرنیا گفت: متاسفانه برای صادر نکردن مجوز گاهی بهانه‌هایی می‌آورند که هیچ وجاهت قانونی در آنها نمی‌توان پیدا کرد. سال قبل هم در شاهین‌شهر به من اجازه برگزاری کنسرت ندادند. نظیر این اتفاق مدام تکرار می‌شود. مثلا می‌گویند 10 روز تا ایام فاطمیه مانده نمی‌توانید کنسرت برگزار کنید، یا چون 20 روز به ایام محرم مانده نمی‌توانید کنسرت برگزار کنید. یا مجوز کنسرتی را که دو تا سه ماه قبل برایش اقدام شده؛ معطل می‌کنند و 2-3 روز تا یک هفته قبل از کنسرت مجوز را می‌دهند.

وی افزود: ما از دولت انتظار داریم که در تمام ساختارهای فرهنگی هنری اصلاحاتی که لازم است را صورت بدهد. به ویژه در زمینه موسیقی و کنسرت‌ها باید روشن بشود که آیا یک فرد بعد از 30 سال فعالیت در این حوزه و داشتن کارنامه مشخص همچنان نیازمند دریافت مجوز برای هر اجرایش هست یا خیر؟! آیا کیهان کلهر، حسین علیزاده و بسیاری دیگر از هنرمندان باید نیازمند مجوز باشند؟! چندی قبل نیز در شیراز به حسین بهروزی‌نیا که قصد اجرای موسیقی بی‌کلام داشت به همین دلایل اجازه برگزاری کنسرت ندادند.

این موزیسین گفت: متاسفانه وحدت رویه در بحث موسیقی در کل کشور وجود ندارد. در یک شهر اگر بخواهیم با همکاری انجمن موسیقی برنامه‌ای اجرا کنیم به ما می‌گویند انجمن موسیقی اجازه برگزاری کنسرت ندارد، در شهر دیگر به ما می‌گویند انجمن موسیقی باید مجوز بدهد.

حسین پرنیا همچنین عنوان کرد: پیشنهاد می‌کنم ممیزی‌ها از روی موسیقی‌ها برداشته شود و تنها کلام را ممیزی کنند. خود موسیقی و ساز و گروه را که نمی‌شود ممیزی کرد. چرا باید هر بار برای هر کنسرتی، ما تمام مشخصات و مراحل حراست و سایر موارد را بگذرانیم. هم ما و هم گروه‌ها در ارشاد و در اداره‌های مرتبط پرونده داریم و با یک کد ملی تمام سابقه ما را می‌توانند دربیاورند. این ممیزی‌های ناتمام تنها خاصیتش دلزده کردن هنرمندان است. من از وزارت ارشاد و آقای مرادخانی (معاون امور هنری وزیر ارشاد) تقاضا دارم هم در مسئله این ممیزی‌ها کاری اساسی انجام بدهند و هم کسانی که کارنامه‌شان مشخص است؛ از بحث ممیزی حذف شوند.

ادامه مطلب...

معاون سیما:

شجریان در فتنه 88 حضور داشت/اگر ابراز احترام به انقلاب، مردم و حاکمیت از طرف شجریان باشد مشکلی برای پخش ربنا نیست

معاون سیما درباره پخش ربنای شجریان گفت: منعی درباره پخش ربنا وجود داشته که خود شجریان گذاشته است؛ اگر ابراز احترام به انقلاب، مردم و حاکمیت از طرف شجریان وجود داشته باشد برای پخش ربنا مشکلی وجود ندارد.

به گزارش ایلنا، مرتضی میرباقری درباره پخش ربنا در ماه رمضان گفت: برنامه‌های مذهبی در ایام ماه مبارک رمضان در اوقات سحرگاهی، افطار شامل ادعیه، تلاوت، قرآن و سخنرانی همیشه طراحی شده و پیش می‌رود همچنین انواع ربنا ویژه این ماه تولید شده که پخش می‌شود.

میرباقری با بیان اینکه «در رابطه با ربنای شجریان باید گفت او خودش منعی را گذاشته است» گفت: ایشان در جریان فتنه ۸۸ حضور داشت و اشتباهات فاحشی در آن زمان انجام داد. معمولا توصیه می‌شود هنرمندان در مسائلی که کشور را به خطر می‌اندازد و می‌تواند خیانت را در کشور ایجاد کند حضور پیدا نکنند و بازی نخورند. هنرمند فرد سیاسی نیست و باید در حوزه اصلی خود قرار بگیرد بنابراین وقتی این حاشیه‌ها ایجاد می‌شود باعث می‌شود به کار اصلی که یک هنرمند باید انجام دهد لطمه بخورد.

معاون سیما اظهار کرد: ما در کشوری زندگی می‌کنیم که یک سابقه فرهنگی بزرگ دارد و یک انقلاب عظیم در آن صورت گرفته است. در همین زمان که ما در حال صحبت هستیم از امنیت فوق‌العاده‌ای برخورداریم پس هنرمندان و مردم ما باید قدردان این امنیت باشند.

میرباقری گفت: این امنیت توسط حاکمیت و مردم ایجاد شده است و نمی‌توان حاکمیت را زیر سوال برد و به گونه‌ای صحبت کرد که به حاکمیت لطمه بخورد. امکان دارد ناشی‌گری‌هایی از طرف برخی افراد مطرح شود اما حاکمیت می‌تواند این ناشی‌گری‌ها را ببخشد و اگر این مسیر درست انجام شود ما هم مشکلی نداریم.

وی در پایان بیان کرد: همانطور که گفتم منعی درباره پخش ربنا وجود داشته که خود شجریان گذاشته و اگر ابراز احترام به انقلاب، امنیت، مردم و حاکمیت از طرف ایشان وجود داشته باشد مشکلی برای پخش ربنا وجود ندارد.

ادامه مطلب...

فرصت‌هایی که صداوسیما برای حل این مشکل از دست داد

حذف ربنای شجریان به روایت یکی از مدیران سابق صداوسیما

یک کارشناس و منتقد فرهنگی و رسانه که از مدیران سابق رسانه ملی است، با برشمردن سه فرصتی که صداوسیما در این سال‌ها برای حل مشکل پخش ربنای محمدرضا شجریان از دست داده است، حل این مشکل را با پا پیش گذاشتن یک مدیر خبره و دلسوز فرهنگی میسر دانسته که می‌تواند تهدید به وجود آمده از ناحیه اظهار نظرهای غیرکارشناسی افراد در چند روز اخیر را به فرصت تبدیل کند.

علیرضا دباغ - مدیرکل سابق نظارت و ارزیابی رسانه‌های نوین - در یادداشتی که اختصاصی در اختیار سرویس رسانه ایسنا قرار داده، درباره‌ی پخش نشدن دعای ربنای محمدرضا شجریان از تلویزیون نوشته است:

«مسأله ما، پخش یا عدم پخش ربنای شجریان نیست، مسأله استعداد شگرف مسؤولان برای به وجود آوردن مشکل از هر موضوعی است که اصلا مسأله نیست تا چه رسد به مشکل. ربنا یک قطعه مذهبی است که متن آن با استفاده از برخی آیات الهی تهیه شده است که با کلمه ربنا آغاز می‌شود.

ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب. (آل عمران آیه ۸)

... ربنا آمنا فاغفرلنا و ارحمنا و انت خیرالراحمین.(سوره مؤمنون آیه ۱۰۹)

... رینا آتنا من لدنک رحمه و هیئ لنا من امرنا رشدا ( سوره کهف آیه ۱۰)

ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین(سوره بقره آیه ۲۵۰)

خواننده این مناجات - محمدرضا شجریان - این قطعه مناجات را در یکی از استودیوهای رادیویی در حال تمرین خوانده است که شخص خوش ذوقی آن را ضبط کرده و همان اجرا را در صداوسیما پخش می‌کند که با استقبال مردم موحد ایران مواجه می‌شود. این قطعه آوازی در دستگاه سه‌گاه خوانده شده و از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۸۸ در ماه مبارک رمضان از شبکه‌های مختلف رادیویی و تلویزیونی پخش می‌شده است. در طول ۳۰ سال پخش این مناجات در ماه مبارک رمضان، هر ایرانی روزه‌دار و یا غیر روزه‌دار در زمان افطار منتظر شنیدن این قطعه آوازی بوده و شنیدن آن یک نوستالژی مذهبی در ایران به وجود آورده است با این وجود امسال برای هشتمین سال متوالی ربنا از صداوسیما پخش نمی‌شود.»

در ادامه یادداشت آخرین مدیرکل مطالعات راهبردی صداوسیما آمده است:

«ماجرا خیلی ساده آغاز شد؛ در سال ۱۳۸۸ و پس از وقایع سیاسی بعد از انتخابات ریاست جمهوری، خواننده این اثر که از کاندیدایی به جز رئیس جمهور وقت حمایت کرده بود، در نامه‌ای از صداوسیما می‌خواهد دیگر از هیچکدام از آثار موسیقایی وی در برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی استفاده نکنند. او در این نامه ربنا را از شمول درخواستش جدا می‌کند و آن را اثری به احترام ماه مبارک رمضان و ادای دین به مردم نیک سرشت ایران می‌نامد.

مدیران وقت صداوسیما هم در جلسه‌ای به اتفاق تصمیم می‌گیرند صدای شجریان را به طور کامل از رسانه ملی حذف کنند و در این حذف هیچ تفاوتی بین ربنا و مناجات با دیگر آثار او قائل نشوند؛ پس از آن تاکنون ربنای شجریان از رسانه ملی شنیده نشده است.

این کل ماجراست؛ ماجرایی که می‌توانست در حد یک موضوع مطرح شود اما مسأله نشود ولی اگر مسأله شد حل شود اما نه تنها در حد موضوع باقی نماند، بلکه به مسأله‌ای تبدیل شد که حل نشد و اکنون بنا به گفته جواد لاریجانی به یک مشکل سیاسی و یک خلاف شرعی تبدیل شده است و اتفاقا این مسأله‌ای است که باید مورد بررسی قرار گیرد.»

دباغ با طرح این پرسش که مدیریت فرهنگی چگونه می‌تواند از تبدیل یک موضوع ساده به یک مسأله پیچیده و بعد از آن به یک مشکل سیاسی جلوگیری کند؟ در این زمینه ذکر نکات زیر را لازم دانسته است:

«۱- مدیران فرهنگی باید با روحیات هنرمندان و اهالی فرهنگ و ادب آشنا باشند. طبع لطیف و روح ظریف هنرمند بیشتر از سایر افراد متأثر از رخدادهای محیطی می‌شود و در تصمیم‌گیری آنها احساسات بیشتری نسبت به دیگران به خرج می‌رود. از این رو انتظار منطقی این بود که مدیران ارشد رسانه ملی در سال ۸۸ و تلاطم فتنه‌انگیز آن روز، با درک موقعیت روحی و ظرافت طبع هنرمندی همچون استاد شجریان به درخواست ایشان با دیدی فرهنگی نگاه می‌کردند و با موافقت با درخواست وی در آن مقطع، پخش ربنا را از دایره تحریم خودساخته‌ی آثار دیگر ایشان جدا می‌کردند. به گمان من مهندس ضرغامی آن روز شدیدا انقلابی عمل کرد نه مدبرانه و فرهنگی، و اکنون هنوز تبعات آن تصمیم گریبانگیر صداوسیماست.

۲- استاد شجریان در سال ۱۳۷۴ هم در نامه‌ای به علی لاریجانی رئیس وقت سازمان صداوسیما تقاضای مشابهی نوشته و دعاوی حقوقی نسبت به مالکیت مادی و معنوی آثارش با صداوسیما مطرح کرده بود؛ بنابراین نامه سال ۸۸ وی چیز بی سابقه‌ای نبود اما با توجه به شرایط محیطی آن زمان با وجود آنکه لحن این نامه تندتر بود، به وضوح ربنا از دایره این درخواست مستثنی شده بود. یعنی هنرمند حساس با همه ی دلگیری از اوضاع سیاسی اجتماعی عصر خود،  حساب ربنا و مناجات رمضان را از همه مسائل سیاسی جدا کرده بود . دراینجا مدیریت فرهنگی ایجاب می کرد رسانه ملی هم رفتاری عقلائی از خود نشان دهد و حساب تلاوت هنرمندانه و بی نظیر این  آیات الهی را از مسائل سیاسی جدا کند؛ ولی ظاهرا مدیران تصمیم ساز آن زمان نیز تابع احساس عمل کردند، حتی احساسی تر از هنرمند حساس ومعترض و جواب های را باهوی دادند.


۳- حذف ربنا از برنامه‌های رسانه ملی از همان ابتدا فقط گروه‌های تند روی سیاسی را ارضا کرد و مردم کوچه و بازار هنوز منتظر شنیدن ربنا در هنگام افطار بودند. موج خرید کاست یا cd ربنا در آن سال و دانلود آن از سایت‌هایی نظیر آپارات در سالهای اخیر نشان می دهد که این اقدام صداوسیما نتوانست مانع توجه مردم به این مناجات شود. کافی است آمار بازدیدهای کلیپ ربنا در همین سه روز اول ماه رمضان ۹۶ در کانال‌های تلگرامی یا گروه‌های واتس آپی را نگاه کنیم تا بدانیم این اقدام رسانه ملی نه تنها به انزوای هنرمند نیانجامید بلکه باعث شکاف میان نسل پویای امروز با صداوسیما شده است.

۴- ربنا از لحاظ محتوایی هیچ ارتباطی با هیچ جریان سیاسی نداشته و ندارد و حتی خواننده آن، حساب این اثر را با سایر آثار خود در نامه مشهورش که منبعث از شرایط سیاسی و اجتماعی آن زمان نوشته است جدا کرده است. با وجود این اگر اقدام مدیران صداوسیما در سال ۱۳۸۸ را مبتنی بر اقتضای زمان دانسته و آن را موجه هم فرض کنیم، با فاصله گرفتن از زمان فتنه ۸۸، رسانه ملی می‌توانست لااقل در سه مقطع زمانی خاص به حل مدبرانه موضوع اقدام کند و نگذارد این مسأله آنقدر کش بیاید که به یک معضل سیاسی و مذهبی تبدیل شود.»

این کارشناس و منتقد فرهنگی و رسانه در یادداشت خود این سه مقطع را چنین برشمرده است:

«اول، رمضان سال ۱۳۹۴ که محمد سرافراز اولین رمضان صداوسیما را رهبری می کرد. مدیریت فرهنگی ایجاب می کرد وی با پخش ربنا نشان دهد این موضوع در صداوسیما حل شده و بی سروصدا اسباب رضایت مخاطبان را فراهم می آورد.

دوم  رمضان سال ۱۳۹۵ که علی‌عسگری جانشین سرافراز شد و همان فرصت ۹۴ دوباره تکرار شد و زمان برای تغییر رویکرد صداوسیما در زمینه پخش ربنا به دست آمد اما رسانه ملی ترجیح داد این بار هم همان تصمیم سال ۸۸ اجرا شود.

سوم همین رمضان ۱۳۹۶، صداو سیما می‌توانست در پاسخ به درخواست وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برای پخش ربنا، خیلی ساده در شامگاه اولین روز این ماه مبارک ربنا را پخش کند اما این کار را نکرد و  هرسه بار بر تصمیم سال ۸۸  خویش باقی ماند و ثابت کرد تغییر مدیریت در صداوسیما نمی تواند تغییری در نگرش سیاسی حاکم بر فرهنگ ایجاد کند.»

علیرضا دباغ در ادامه این یادداشت نوشته است:

«نکته اینجاست که عدم اهتمام مدیران فرهنگی کلان کشور به حل این موضوع ساده باعث شد یک چهره نه چندان مطرح سیاسی به عنوان یکی از اعضای شورای نظارت بر صداوسیما با نامه خود همه زمینه‌های حل مسأله را پاک کند و با یک اظهار نظر غیرکارشناسی موضوع را از یک مسأله ساده به یک مشکل سیاسی و یک چالش دینی بکشاند. وی در نامه خود چنین نوشته است: "... از آنجا که موضوع دفاع از ایشان [شجریان] یک مناقشه سیاسی شده است، لذا در تلاوت مذکور توجه به آیت تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد و این امر خلاف موازین شرعی تلاوت است؛ لذا خواهشمند است که سایر قطعات آوازی آن هنرمند را مطرح فرمائید که اتفاقا دارای ساختار موسیقیایی مهمتری هم هستند. حتما می‌دانید که تحت‌الشعاع قرار گرفتن توجه به آیات باهرات نسبت به مقارنات آنقدر مهم بوده که برخی از فقهای بزرگ تلاوت ملحون را مورد شبهه قرار داده‌اند."»

مدیرکل سابق نظارت و ارزیابی رسانه‌های نوین صداوسیما در پایان یادداشت خود چنین ابراز عقیده کرده است:

«اکنون صداوسیما اگر بخواهد، بازمی‌تواند مسأله را حل کند؛ هرچند این مقام با فرار به جلو راه را بر تصمیم‌گیری منطقی تنگ‌تر کرده است. درست است که صداوسیما فرصت‌های حل این مسأله را یکی پس از دیگری از دست داده است، اما باز یک مدیر خبره و دلسوز فرهنگی می‌تواند و باید پا پیش بگذارد و تهدید به وجود آمده از ناحیه فرد یادشده را هم به فرصت تبدیل کند؛ چرا که اگر این موضوع هم به موقع بررسی نشود و به استدلات وی پاسخ داده نشود، راه برای حذف بسیاری از تلاوت‌ها و اذان‌های مشهور به استناد به مقارنات مختلف از صداوسیما باز می‌شود؛ مثلا کل تلاوت‌های اساتید مصری یا ابتهال‌هایی نظیر حب‌الحسین به دلیل ملحون بودن و مقارناتی که شبهه نزدیکی بعضی از شیوخ الازهر را به وهابیت و داعش مطرح می‌سازد، از دایره تلاوت‌های قابل پخش حذف می شود چرا که بنا به همان نظر غیرتخصصی ،بسیاری از آنها خلاف موازین شرعی محسوب می‌شود. این شبهه‌افکنی‌ها و مقارنه یابی‌ها اگر ادامه یابد استمرار همان بی تدبیری است که مساله ربنا را به یک مشکل سیاسی و معضل فقهی تبدیل کرده است.»

ادامه مطلب...

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131