گفت و گو

گفت و گو (1125)

گفت و گو با اساتید موسیقی، آهنگسازان، نوازندگان، خوانندگان، نویسندگان کتاب، مترجمان موسیقی ایران

طبقه بندي هاي فرزند

پروین مشکاتیان:

امیدواریم قول مسوولان درباره موزه مشکاتیان عملی شود

شهریورماه سال ۱۳۸۸ را هنردوستان از یاد نمی‌برند؛ صدای قدم‌های پاییز که می‌آید، شهریورِ نیشابور خود را بیش از پیش همدم خزان می‌بیند، روز پروازِ پرویزِ ایران از خاطر مضراب‌های هیچ سنتوری پاک نخواهد شد.

به گزارش ایسنا، این روزها بوی خزانِ پرویز مشکاتیان در زادگاهش پیچیده، اگرچه مراسم رسمی درخوری در شهرش برای او برپا نشد، ولی از ۲۹ تا ۳۱ شهریورماه مردم برای ادای احترام به او، مزارش را در کنار آرامگاه عطار گلباران کردند.

خبرنگار ایسنا نیز همراه برخی اعضای خانواده مشکاتیان بر سر مزارش حضور یافت و با خواهر این آهنگساز، موسیقی‌دان و نوازنده چیره‌دست گفت‌وگو کرد.

پروین مشکاتیان درباره کودکی‌های خود و برادرش، گفت: من با پرویز اختلاف سنی خیلی کمی داشتم. بازی‌های ما تقریبا مشترک بود. به یاد دارم که پرویز به فیلم‌های سینمایی علاقه خیلی زیادی داشت و هر وقت به سینما می‌رفت، من باید می‌نشستم و او فیلم را از ابتدا تا پایان، ایستاده برایم تعریف می‌کرد. فیلم‌های آن زمان حتما موسیقی داشت او با وسایل خانه، ادای موزیسین‌ها را درمی‌آورد مثلا روی متکا، سنتور می‌زد و با دو تا چوب ویولون می‌نواخت و همزمان آهنگ‌ها را زمزمه می‌کرد.

وی ادامه داد: پس از آن، پدرم با کمک نجار محله، سنتور کوچکی برای او ساخت که وسیله بازی پرویز شد. در آن زمان، بچه‌ها یا عروسک داشتند یا تفنگِ اسباب‌بازی، ولی وسیله بازی ما، سازهایی بود که در خانه داشتیم.

مشکاتیان اظهار کرد: در سن شش سالگی، آموختن موسیقی را با سنتوری که از مشهد برایش خریده بودند، شروع کرد. با همین سنتور کوچکِ پرویز و دایره زنگی من، مرتب برای بچه‌های محله اجرا می‌گذاشتیم. این بازی و سرگرمی ما بود و در این فضا بزرگ شدیم. پدرم از شاهنامه، عطار و مشاهیر ادبیات برای ما می‌گفت و ما را با آن‌ها آشنا می‌کرد.

او همچنین گفت: یک روز، پدرم من و پرویز را به «شهر کهنه» برد و در آرامگاه عطار نحوه کشته شدن عطار را برای ما تعریف کرد. آشنایی پرویز با عطار و اشعار و زندگی این عارف بزرگ، او را بسیار به ادبیات علاقه‌مند کرد. از همان زمان از پدرم ادبیات نیز می‌آموخت و شعر حفظ می‌کرد و با خودش دکلمه می‌کرد.

مشکاتیان درباره عجین بودن خانواده‌اش با ساز، توضیح داد: من و پرویز، سازها را در کودکی با گِل می‌ساختیم و تزیینی استفاده می‌کردیم. ما در خانواده، هر کدام یک ساز می‌نواختیم، حتی مادرم با پدرم همراهی می‌کرد، ولی هیچ‌کدام مثل پرویز حرفه‌ای نشدیم. پرویز اولین کنسرت خود را در سن هشت سالگی با آقایان درجزی و جوادیان در مدرسه امیر معزی داشت که خیلی هم موفق ظاهر شد.

او همچنین درباره خانه پدری پرویز مشکاتیان و برنامه‌هایی که برای این خانه ارائه شده، از جمله تبدیل شدن آن به موزه، گفت: درباره خانه پدری، قول‌های زیادی داده شده، ولی هنوز عملی نشده است. هرکدام از شهردارها قولی داده و بعد تغییر کرده‌اند. البته امسال اولین سالی بود که شهرداری و اعضای شورای شهر بر سر مزار پرویز آمدند و قول‌هایی دادند که امیدواریم عملی شود تا مردم نیشابوری و خانواده مشکاتیان راضی شوند.

به گزارش ایسنا، اعضای شورای پنجم نیشابور و سرپرست شهرداری این شهر درباره ساماندهی فضای آرامگاه این هنرمند فقید و بسترسازی خانه پدری این موسیقی‌دان برجسته، برای راه‌اندازی موزه مشکاتیان قول همکاری داده‌اند.

پرویز مشکاتیان - آهنگساز، موسیقیدان و نوازنده چیره‌دست سنتور - ۳۰ شهریورماه ۱۳۸۸ در تهران درگذشت.

ادامه مطلب...

پروانه سلحشوری در گفت‌وگو با ایلنا:

نشان دادن ساز در تلویزیون فقط جسارت می‌خواهد/موضوع ممنوع‌التصویری معتمدآریا را پیگیری می‌کنیم

پروانه سلحشوری معتقد است؛ بسیاری از مسائل و مشکلات موجود در فضای فرهنگی کشورمان ناشی از قوانین نانوشته‌ای است که در کتاب قانون وجود ندارند و باید برداشته شوند. ازجمله این قوانینِ نانوشته؛ نشان ندادن ساز در تلویزیون است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، پروانه سلحشوری که عضو کمیسیون فرهنگی دوره دهم مجلس شورای اسلامی است یکی از معدود نمایندگان متمایل به جناح اصلاح طلب مجلس محسوب می‌شود که در اتفاقات حوزه فعالیتش با صراحت عمل می‌کند. با این نماینده مردم تهران، ری، اسلام‌شهر و شمیرانات پیرامون مسائل مختلفی چون "اعمال نظرهای سلیقه‌ای و جزیره‌ای در زمینه موسیقی"، "نشان ندادن ساز در تلویزیون"، "دلیل مقاومت مسئولان موزه هنرهای معاصر از انتشار لیست آثار این موزه"، "ممنوع‌التصویری فاطمه معتمد آریا" و برخی موضوعات دیگر در خبرگزاری ایلنا به گفتگو پرداخته‌ایم که این مصاحبه را در ادامه می‌خوانید:

یکی از عجیب‌ترین حوزه‌های فرهنگی در کشورمان، حوزه موسیقی است که کاملا به صورت جزیره‌ای اداره می‌شود؛ به این معنا که تلویزیون ممیزی‌های مستقل خودش را دارد؛ حوزه هنری نیز براساس معیارهایی کاملا مستقل در زمینه موسیقی عمل می‌کند و وزارت ارشاد نیز قوانین خاص خودش را دارد. یعنی در کشورمان برای یک موضوع واحد، برخوردهای سلیقه‌ای صورت می‌گیرد. به نظر می‌رسد نوعی قانون سکوت در زمینه موسیقی وجود دارد که باعث تمام این اتفاقات سلیقه‌ای می‌شود. نظرتان در این زمینه چیست و اینکه آیا کمیسیون فرهنگی مجلس قصد ورود جدی به این مسئله را برای حل اعمال سلیقه‌های جزیره‌ای را ندارد؟

به نظرم؛ قانون سکوت ندارد و متولی تمام اینها وزارت ارشاد مشخص شده است؛ اما بی‌قانونی حاکم است. یعنی به قول شما می‌بینیم هر کسی در این زمینه به صورت جزیره‌ای و سلیقه‌ای عمل می‌کند. همین چند وقت پیش در بحث پخش فوتسال یا والیبال بود که در میان برنامه، دیدم یک آهنگ رپ پخش کردند. تا آنجا که من می‌دانم هنوز موسیقی "رپ" مجوز نمی‌گیرد؛ درست است؟

طی این سه چهار سال، از موسیقی "رپ" و مجوز دادن به آن با عنوان "گفت‌آواز" سخن گفته شده ولی هنوز مجوزی از سوی وزارت ارشاد در این زمینه صادر نشده است.

وزارت ارشاد که متولی موسیقی است هنوز مجوزی در این زمینه صادر نکرده اما در تلویزیون موسیقی "رپ" پخش می‌شود. یعنی تلویزیون خودش مجوز پخش موسیقی "رپ" را می‌دهد اما اجازه پخش مثلا "ربنای شجریان" را نمی‌دهد. البته من خودم به شخصه مشکلی با موسیقی "رپ" ندارم و به نظرم باید سبک‌های مختلف موسیقی را داشته باشیم. موسیقی "رپ" بعضا حاوی پیام‌های معترضانه است. جدا از آن کارهای "رپی" که احیانا از محتوای خالی و یا حتی جلف هستند، بسیاری از آثار این ژانر موسیقی اعتراض را به خوبی نشان می‌دهند.

موسیقی "رپ" یا هر نوع دیگری از موسیقی که شما بحث‌اش را می‌کنید متولی‌ اصلی‌اش وزارت ارشاد است؛ بقیه جاها به صورت غیرقانونی در این زمینه عمل می‌‌کنند و می‌بایست خودشان را با وزارت ارشاد هماهنگ کنند. البته همانطور که می‌دانید سازمان صدا و سیما از نظر اداره شدن سازمان مستقلی محسوب می‌شود. نکته‌ای که من از روزی که آمدم مجلس مطرح کردم همین بوده که مباحث فرهنگی می‌بایست همسان‌‌سازی شود و ما نباید شاهد این چندصدایی در زمینه فرهنگی باشیم. این مسئله می‌بایست در تمام زمینه‌های فرهنگی مانند  موسیقی، سینما، تئاتر و سایر حوزه‌ها حل شود. بعضا شما می‌بینید که قیلمی اکران می‌شود اما حوزه هنری که این همه سینما در اختیار دارد با سلیقه خودش اجازه پخش آن را نمی‌دهد.

به نظرم این چندصدایی فرهنگی باید خاتمه پیدا کند این مسئله بسیار مهمی است چون دارد بسیار آسیب می‌زند. یعنی فقط یک متولی مشخص در این زمینه تصمیم بگیرد. به غیر از کمیسیون فرهنگی ما در مجلس کمیته هنر، رسانه را نیز داریم که افراد دیگری در آن حضور دارند و می‌بایست آنها نیز در این زمینه فعالیت کنند. ما برای مصوب کردن اساسنامه صدا و سیما تلاش‌هایی کردیم ولی متاسفانه موفق به این کار نشدیم.

این انتظار از مجلس شورای اسلامی وجود دارد که در تمامی مواردی که قانون وجود دارد و این قانون زیر پا گذاشته می‌شود سکوت نکند؛ اما در زمینه موسیقی موارد بسیاری پیش آمده و می‌آید که به راحتی قانون زیر پا گذاشته می‌شود اما به آن صورت مجلس وارد عمل نمی‌شود تا مانع ادامه پیدا کردن این اتفاقات شود. این موضوع صرفا محدود به موضوع موسیقی نیست و در بسیاری دیگر از زمینه‌های فرهنگی نیز ما شاهد اتفاقاتی از این دست هستیم.

ما واقعا در این زمینه‌ها سکوت نکرده‌ایم. من خودم در بحث لغو کنسرت‌ها بسیار اظهار نظر کردم و بسیار مصاحبه کردم. در زمینه فیلم‌ها نیز به همین صورت عمل کرده‌ام. با اینکه من به صورت تخصصی در این زمینه کار نمی‌کنم اما هر گاه مسئله‌ای پیش آمده به سرعت واکنش نشان داده‌‌ایم و ورود پیدا کرده‌ایم. مثلا در بحش جشنواره فیلم فجر یا در بحث تئاتر نیز وارد عمل شدیم. البته من از آنجا که در کمیته کمیته ورزش، زنان ، خانواده هستم بیشتر فعالیتم در این حوزه است.

برای مثال در بحث موزه‌هنرهای معاصر که مسائل و سر و صداهای بسیاری را به وجود آورده بود با اینکه به کمیته هنر و رسانه مربوط می‌شد اما من هم ورود پیدا کردم و پیگیر این موضوع شدم. همچنین در حوزه میراث و گردشگر و ورزش و زنان فعالیت می‌کنم که البته جمع کردن این سه حوزه با یکدیگر کار چندان راحتی نیست. با این وجود هر جا بحث حمایت و اظهارنظر بوده فکر می‌کنم ما بد عمل نکرده‌ایم.

نزدیک به چهل سال از انقلاب گذشته است اما هنوز موسیقی را از تلویزیون پخش می‌کنیم که تصویر ساز را نشان نمی‌دهیم. یکی از دوستان هنرمند تعریف می‌کرد در شبکه جام جم پشت یک گلدان داشت ساز می‌زد که یک خانمی پشت خط تلفن شبکه آمد و گفت تو را به خدا این گلدان را از جلوی ساز بردارید، پسر کوچک من گمان می‌کند این صدای موسیقی از گلدان تولید می‌شود به خاطر همین یک چوب برداشته و روی گلدان‌های خانه می‌کوبد و آنها را می‌شکند و هر چه برایش توضیح می‌دهم قبول نمی‌کند. واقعا پس از 40 سال هنوز نمی‌توانیم این مسئله را حل کنیم که چطور شنیدن صدای موسیقی حلال است اما دیدن خود ساز مشکل‌ دارد؟

البته من خودم به خاطر دارم یک بار در تلویزیون دیده‌ام که تصویر ساز را هم نشان داده‌اند...

به صورت موردی در بعضی از مواقع خاص این اتفاق می‌افتد منتهی همین رویکرد نیز بیشتر به سوءاستفاده از اهالی موسیقی در چنین مقاطعی تعبیر می‌شود و باعث ناراحتی اهالی هنر شده است.

ببینید باید به یک موضوع توجه کرد؛ تلویزیون ساز را نشان نمی‌شود اما مگر مردم به کنسرت نمی‌روند و ساز را نمی‌بینند؟ ما بعضی اوقات صورت مسئله را حذف می‌کنیم بعد فکر می‌کنیم مسئله حل شده است. در مورد ساز هم همین حالت است؛ می‌گوییم ساز دیده نشود تمام شد رفت اما همین ساز در کنسرت‌ها دیده می‌شود و یا در آموزشگاه‌های بسیار آموزش داده می‌شود. بسیاری از جوان‌های ما علاقمند هستند و در این زمینه فعالیت می‌کنند. در جایی که مجوز برگزاری کلاس موسیقی و برگزاری کنسرت داده می‌شود و به طور مقطعی ساز نیز در تلویزیون نمایش داده می‌شود دیگر اینکه وقتی کلا ساز را نشان نمی‌دهیم اعتبار خود را آن رسانه را دارید زیر سئوال می‌برید. کما اینکه شما شاهد هستید که تلویزیون روز به روز دارد مخاطبان بیشتری را از دست می‌دهد و این هم دقیقا به دلیل رفتارهای غیرمتعارفی است که انجام می‌دهد. یعنی اگر صدا و سیما همگام با مردم بود وضعیت بهتری از نظر فرهنگی داشتیم. اگر روحانیت ما با موسیقی مشکلی داشت قطعا با صدای آن می‌بود نه اینکه با صدایش مشکلی وجود نداشته باشد اما با تصویر خود ساز مشکل وجود داشته باشد. صدایی که از خود ساز بیرون می‌آید که مهمتر از خود ساز است. اگر قرار بود علمای ما با موسیقی مشکل داشته باشند با کل‌اش مشکل داشتند و درباره‌اش فتوای می‌دادند.

بعضی مواقع به نظرم می‌رسد در این چهل سال ما یکسری قوانین نانوشته داریم که بعدا آنقدر برای ما دردسر درست کرده‌اند که امروز مانده‌ایم با آنها چه کار کنیم. در زمینه تصویر ساز و موسیقی امروز تمام تابوهایش از بین رفته و حساسیتی وجود ندارد و حتی خودمان این قانون نانوشته نشان ندادن ساز در تلویزیون را بعضی وقت‌ها زیر پا می‌گذاریم ولی چون این قانون نانوشته را داریم مانده‌ایم با آن چکار کنیم. به نظرم فقط یک جسارت و شجاعتی می‌خواهد که شروع به نشان دادن ساز شود و هیچ کس هم مخالفت نخواهد کرد. من بارها "توییتر" را مثال زده‌ام. بعضی مقامات جمهوری اسلامی ایران و نمایندگان مجلس و خبرنگاران "توییتر" دارند. در مورد فیسبوک و بسیاری دیگر از موارد مشابه نیز همین‌گونه است. بارها پیشنهاد داده‌ام که بیاید مانند گوگل که برخی واژگان خاص را فیلتر کرده‌اید برای توییتر و فیسبوک و یوتیوب هم برخی واژه‌ها را که فکر می‌کنید آسیب زننده برای کل جامعه است، فیلتر کنید و اجازه بدهد از سایر مصارف مفید آن استفاده شود.

پس می‌بینید که چنین رویکردهایی فقط به موسیقی محدود نمی‌شود و قوانین نانوشته در موراد مختلفی وجود دارد. البته در زمینه قوانین نوشته شده‌ای وجود دارد که باید اجرا شود و نمی‌شود. من نماینده مردم هستم و وظیفه دارم اینها را بگویم که می‌گویم؛ و هم اینکه این افراد کم کم به این نتیجه خواهند رسید که این قوانین نانوشته که در کتاب قانون وجود ندارد کم کم باید برداشته شود.

نمی‌دانیم تا چه حد مطالبی که برخی رسانه‌ها در انتقاد به صحبت‌های شما منتشر می‌کنند در منش و ادامه روند کاری شما تاثیر می‌گذارد؛ اما یک نکته مهم را می‌خواهیم بدانیم؛ در دوره قبل فشار مجلس بر وزارت ارشاد بیشتر بود و آزادانه حرفشان را می‌زدند. ولی متاسفانه در این دوره، هم آن فشار مثبت و هم آن اعتراضاتی که شما به آنها اشاره می‌کنید وجود ندارد و انگار فقط آقای علی مطهری است که صحبت می‌کند و انتقادش را بیان می‌کند. آیا پس از چند مرتبه انتقاد به یک موضوع خاص از جایی به شما فشار وارد می‌کنند که دیگر از این حرف‌ها نزنید؟

ببینید بالاتر از مسئله "حصر" که چیز دیگری نبوده؛ وقتی که حتی درباره مسئله "حصر" هم حرف زده‌ام هیچ مسئله‌ای پیش نیامده است. حتی در مورد مسئله "حجاب" هم که صحبت کردم هیچ مسئله‌ای پیش نیامد که مثلا از یک نهاد خاص یا جایی پیام بدهند یا بگویند حق ندارید در این مورد حرف بزنید. این را صادقانه بگویم این که می‌گویند در برخی موارد که صحبت می‌کنیم تهدید می‌شویم حداقل در مورد من که هرگز چنین اتفاقی نیفتاده است. خود من به شخصه در مورد بسیاری از مسائل هنری و فرهنگی وارد شده‌ام مثلا برای فیلم‌های اکسیدان و لانتوری و کنسرت‌ها بسیار اظهارنظر کرده‌ایم. نکته عجیب اینجاست که صدای ما را آنها می‌شنوند دوستان ما صدای‌مان را نمی‌شنوند. درست است که رسانه‌های راستی بسیار قوی‌تر هستند اما ما حق داریم حداقل حمایت‌های رسانه‌ای را از دوستانمان انتظار داشته باشیم.

این نکات و اظهارنظرهایی که می‌گویید بسیار مهم است اما چرا وزارت ارشاد بسیاری از این موارد را اجرا نمی‌کند؟

مگر وزارت ارشاد دست فرد اصلاح‌طلب افتاده است؟ مگر نه اینکه وزارت ارشاد باید دست فرد اصلاح‌طلبی باشد تا اصلاح طلبی صورت بگیرد؟ آقای صالحی امیری مگر چه‌ کار کرد؟ خود صالحی امیری که به او قول پنج سال را داده بودند به راحتی جا به جا شد. بعد اینکه صالحی امیری مگر چه کاری انجام داد که نشد دوباره بیاید، دقیقا درست مانند زنان که نتوانستند بیایند؛ اینها در هاله‌ای از ابهام برای خود نیز قرار دارد. شما چطور انتظار دارید وزارت ارشادی که افراد داخل‌اش همان افرادی هستند که رویکردشان همانند همان دوره‌ است؛ بیایند و کار خاصی انجام بدهند؟

من در دوره خاتمی تمام فیلم‌ها را در سینما می‌دیدم اما در دوره احمدی‌نژاد احساس کردم سینما دچار لودگی و بی‌هدفی شده بود که مسیر مناسبی را طی نمی‌کرد و از این رو با سینما قهر کرده بودم. اما امروز شما ببینید چه فیلم‌هایی تولید می‌شود؛ هرچند که با فیلم‌های اجتماعی بسیار تلخ هم چندان موافق نیستم چون معتقدم خود جامعه به اندازه کافی دچار افسرگی هست ما هم اگر به آن تلخی اضافه کنیم دیگر چه می‌ماند؟ ولی وقتی برای مثال فیلم "ابد و یک روز" را نگاه کردم دیدم این فیلم چقدر زیبا است و در عین اینکه تلخی‌های خاصی داشت اما پیام‌هایش را نیز به خوبی انتقال می‌داد. کارگردان جوانی این فیلم را ساخته که نشان دهنده باز شدن عرصه برای فعالیت جوان‌هاست.

در این دوره اگرچه شاید انتظارات ما بر آورده نشود اما نباید منکر بسیاری از فعالیت‌هایی که دارد صورت می‌گیرد نیز شد. وقتی وزیر به همراه معاونت سینمایی‌اش به مجلس آمده بود من پرسیدم شما چقدر سینمای انتقادی دارید؟ آیا سینماگر و تهیه‌کننده و کارگردان ما می‌تواند و اجازه به او داده می‌شود تا مثلا درباره فساد مالی من نماینده فیلم بسازد و برای مردم روشنگری کند؟ خب یک سیستم بسته‌ای درست شده است که اجازه این کار را نمی‌دهد؛ این در حالی است که ما نیاز بسیاری به سینمای انتقادی داریم. ما نیاز به فیلم‌های خوب کودک نوجوان داریم؛ فیلم‌های با کیفیت کمدی از نیازهای جامعه است.

در دوره‌های قبل، صدا و سیما صحبت‌های نماینده‌هایی که نسبت به عملکرد وزارت ارشاد انتقاد می‌کردند را بسیار پوشش می‌دادند اما در این دوره صدا و سیما اظهارات شما و سایر نمایندگان را پخش نمی‌کند. بخصوص در مورد همین اتفاق چند روز قبل که خانم معتمدآریا دوباره ممنوع‌التصویر شده است و او را از یک سریال حذف کرده‌اند و بازیگر دیگری را جایگزین کرده‌اند.

بله همین الان هم ما شاهد این هستیم که هنوز از نمایندگان دوره قبل در برنامه‌های تلویزیون استفاده می‌کنند. این اتفاقی است که می‌افتد.

مسئولان تلویزیون مدام می‌گویند ما مشکل بودجه داریم. من آشکارا در کمیسیون فرهنگی به آقای عسگری گفتم یعنی شما به اندازه یک کانال شبکه‌های جم هم بودجه ندارید؟ ولی تعدادمان در کمیسیون فرهنگی کم است؛ ما وقتی برای کیسیون فرهنگی ثبت‌نام کردیم فکر می‌کنید چند نفر از لیست امید به عنوان گزینه اول‌شان در این کمیسیون ثبت‌نام کردند؟ آقای مازنی تنها شخصی بود که به عنوان گزینه اولشان در کمیسیون فرهنگی ثبت‌نام کرده بودند. من گزینه اولم آموزش بود و بعد کمیسیون فرهنگی.

اتفاق عجیب و غریبی نیز در زمینه هنرهای تجمسی طی سال‌های اخیر در حال روی دادن است که انتظار می‌رفت مجلس شورای اسلامی ورود جدی به آن داشته باشد. و آن هم مسئله موزه‌ هنرهای معاصر است...

ما به این موضوع ورود کردیم...

بله از مجلس هم به موزه هنرهای معاصر رفتید ولی با وجود تمام فشارهایی که از سوی مجلس و بسیاری از نهادهای دیگر اتفاق افتاد لیست امولال و آثار بسیار گرانبهای این موزه منتشر نشد.

ولی لیست اموال و آثار موزه هنرهای معاصر را به ما نشان دادند.

 شما بهتر از هر کسی می‌دانید تا زمانی که این لیست منتشر نشود و در جایی خارج از موزه به ثبت نرسد هر آن امکان تغییر چنین لیستی وجود دارد. این اتفاق بسیار سئوال بر انگیزی است که چرا تا این حد مقاومت برای انتشار لیست آثار موزه هنرهای معاصر وجورد دارد؟ واقعا این همه مقاومت دلیلش چیست؟

ما قطعا این موضوع را پیگیری خواهیم کرد. من و سایر همکارانم به وزیر در این باره نامه زدیم و پیگیریی هم کردیم. در آن زمان آقای صالحی امیری مرا بسیار حمایت کرد. الان که آقای عباس صالحی آمده ما باید مجددا این کار را پیگیری کنیم تا این لیست منتشر شود.

من خبر ممنوع ‌التصویری خانم فاطمه معتمد آریارا هم شنیده‌ام و اگر این خبر صحت داشته باشد به عنوان نماینده مردم این مسئله را پیگیری خواهم کرد.

ادامه مطلب...

سودابه سالم بیان کرد:

من به مدرسه‌ی مادران و دایگان ایرانی معتقدم

سالم گفت: من به مدرسه‌ی مادرمحوری معتقدم؛ مدرسه‌ی مادران و دایگان ایرانی. این مدرسه در ناخودآگاه‌ ژن فرهنگی ما وجود دارد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، سوابه سالم (فارغ‌التحصیل هنرستان ملی و دانشگاه هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشته موسیقی)  پنجشنبه ۳۰ شهریور در سومین دوره از تداکس دانشگاه علوم پزشکی تهران حاضر شد.

او سخنرانی‌اش را با این موضوع شروع کرد که چرا آموزش موسیقی ضرورت دارد و رابطه‌ی موسیقی با هویت چیست. او گفت: در سه دهه‌ی اخیر، تحقیقات نشان داده‌اند که برای رشد همه‌جانبه‌ی بچه‌ها، از نظر کلامی، عاطفی، روانی و ... موسیقی تأثیر زیادی دارد. ما در در کلاس‌هایمان، شاهد این بودیم که بچه‌هایی که خامی حرکت، لکنت زبان، و عدم تمرکز داشتند؛ و حتی کودکان مبتلا به اوتیسم و سندرمِ دان چقدر موسیقی، به آن‌ها کمک می‌کرد.

وی به تعریف از فرهنگ پرداخت و ادامه داد: به محدوده دستاوردهای مادی و معنوی‌ای که در یک محدوده‌ی جغرافیایی حاصل می‌شوند، فرهنگ گفته می‌شود که متأسفانه امروزه به دلیل گسترش ارتباطات مجازی و جهانی شدن در حال محو شدن است.

او به دوران طفولیت‌اش اشاره کرد و گفت: کودکی من همان‌طور که سهراب می‌گوید؛ در کوه‌هایی چه بلند، دشت‌هایی چه فراخ گذشت. به طوری که هر پنج حواسم، در معرض طبیعت بود. صدای برگ‌ها و صدای باد را می‌شنیدم. فصل‌ها را می‌دیدم. از درخت‌ها بالا می‌رفتم. من دیدم که چطور یک گیاه رشد می‌کند، دل زمین را می‌شکافد، گندم می‌شود، چیده می‌شود، آسیاب می‌شود، آرد می‌شود و سرآخر، نان پخته می‌شود. آنجا قصه و بازی بود. اما بعد کانال عوض شد، و به تهران آمدم تا درس بخوانم. آنجا دیگر جایی برای شیطنت و بازی و خلاقیت نبود.

این هنرمند ادامه داد: زمان گذشت و موزیسن، و بعد معلم موسیقی شدم. به بچه‌ها موسیقی یاد می‌دادم. در طی دوران معلمی‌ام، توجه‌ام به فرهنگ شفاهی کودکان ایرانی جلب شد، و متوجه شدم که آن، چه گنجینه‌ی محشری است. همه‌اش بازی و شوخی و شیطنت و ... است. متل‌های ما، دو کارکرد دارد. متل‌ها نه ادبیات‌اند و نه موسیقی، ولی به مرور تبدیل به ادبیات و موسیقی می‌شوند.

سالم، فرهنگ قدیم ایران که پایه‌اش مادران و دایگان ایرانی بودند را مهم شمرد و گفت: من به مدرسه‌ی مادرمحوری معتقدم؛ مدرسه‌ی مادران و دایگان ایرانی. این مدرسه در ناخودآگاه ژن فرهنگی ما وجود دارد. در آنجا، دنیای شاد، شوخ، ساده و جذابی جریان دارد. کلام‌ها موزون است. دنیایی که در آن، ترس و اضطراب و خجالت نیست. اما خیلی جالب است که مادرانی که این مدارس را ساختند، خودشان زندگی‌های سختی داشتند.

او در پایان گفت: فکر می‌کنم مسئولیت بزرگ و مهمی بر دوش همه‌ی ماست که این فرهنگ را هر چه بهتر بشناسیم، و آن را دوباره احیا کنیم. آن کشورهای قدرتمند جهان، با هزینه‌های بسیار، کاری می‌کنند که سلیقه‌های خود ما و بچه‌های ما را تحت تأثیر خودشان قرار دهند.

ادامه مطلب...

کیخسرو پورناظری:

مجبورمان کرده بودند جوازِ حمل‌ِ ساز بگیریم/به خاطر تفاوت سلیقه همکاری‌ام با شهرام ناظری ادامه نیافت

کیخسرو پورناظری که بین سال‌های 1358 تا 1375 سه آلبوم را به خوانندگی شهرام ناظری منتشر کرده؛ دلیل تکرار نشدن همکاری‌های موفق پیشین را تفاوت سلیقه خود با ناظری عنوان کرد.

کیخسرو پورناظری (آهنگساز و نوازنده تنبور و تار) در گفتگو با خبرنگار ایلنا، درباره تفاوت دوران جوانی خود با امروز در زمینه موسیقی گفت: در دوره جوانی ما اصلا جشنواره‌هایی که امروز شاهد آنها هستیم؛ وجود نداشت. آن زمان برای نوجوان‌ها و جوان‌ها تنها یک اردوی رامسر بود که سالی یکبار تشکیل می‌شد و از شهرستان‌های مختلف نوازندگان به این اردو می‌آمدند؛ همچنین در بخش‌های مقاله و نمایش جوان‌ها و نوجوان‌ها شرکت می‌کردند و البته اردوی رامسر به صورت بسیار محدود برگزار می‌شد.

این آهنگساز در ادامه افزود: هر چه از آن زمان رو به جلو آمده‌ایم امکانات و حمایت‌ها بیشتر شده است و امروز شاهد این هستیم که جشنواره‌های موسیقی بسیاری در کشورمان برگزار می‌شود. در دوران جوانی و نوجوانی ما اصلا جشنواره‌ای برای موسیقی نواحی وجود نداشت و فقط موسیقی سنتی بود. اما الان انواع موسیقی‌ها در جشنواره‌های مختلف گنجانده شده و داوری می‌شود. در واقع شرایط امروز ما در زمینه موسیقی بسیار با چند دهه قبل متفاوت شده است.

وی همچنین عنوان کرد: بعد از انقلاب در سال 1359 بود که ما به یاری دوستان‌مان گروه "شمس" را به وجود آوردیم و ساز تنبور را به گروه و آنسامبل سنتی اضافه کردیم. ما وقتی آثار این گروه را منتشر کردیم کارمان بسیار مورد توجه و اقبال جامعه هنردوستان و مردم قرار گرفت. بعد از یکی دو سال چنین فعالیت‌هایی به یکی از بخش‌های مهم موسیقی ایران در تمام کشور تبدیل شد.

کیخسرو پورناظری همچنین درباره شرایط موسیقی در سال‌های ابتدایی بعد از انقلاب گفت: بعد از انقلاب تا مدت‌ها تمام فعالیت‌های موسیقی راکد شد و هیچ فعالیت انجام نمی‌شد. محدودیت‌های بسیار زیادی برای نوازندگی به وجود آمد و حتی برای حمل ساز محدودیت‌ها بسیار زیادتر هم شد به طوری که در یک دوره‌ای، برای حمل ساز نیز می‌بایست "جواز حمل‌ ساز" دریافت می‌کردیم و این نشان می‌دهد که تا چه حد شرایط برای ادامه فعالیت اهالی موسیقی سخت شده بود.

این نوازنده تنبور و تار در ادامه افزود: ما چنین دورانی را پشت سر گذاشتیم و نسل ما پایمردی کرد و برای ادامه راهش پافشاری کرد و مایوس نشد و راهش را ادامه داد و نتیجه فعالیت در آن سال‌ها با تمام آن محدودیت‌ها این شد که موسیقی شکوفایی عجیب و غریبی پیدا کرد. حتی من که معلم موسیقی هستم امروز گمان می‌کنم حدود نود درصد از خانواده‌ها حداقل یکی از فرزندانشان را برای یادگیری یک ساز تشویق و حمایت کرده‌اند و او را به کلاس‌های موسیقی فرستاده‌اند یا می‌فرستند.

وی همچنین عنوان کرد: اینکه تا این حد اقبال به سمت موسیقی پیدا شده یکی از دلایلش این است که وقتی موسیقی را محدود کردند مردم علاقه بیشتری به آن نشان دادند و فرزندانشان را برای یادگیری این ساز به آموزشگاه‌ها و کلاس‌ها فرستادند تا این هنر ارزنده را یاد بگیرند و اشاعه بدهند. دلیل دیگرش هم این است که جوان‌ها فضایی برای تفریح و سرگرمی نداشتند و این فضاها بسیار محدود بود؛ و همین موضوع باعث شد به موسیقی روی آوردند.

پورناظری گفت: نسل جوان ما در این دوران برای یاد گیری و فعالیت در زمینه موسیقی سختی چندانی متحمل نمی‌شود. فقط نکته مهم این است کسانی که کار کرده‌اند و استعداد خوبی در زمینه موسیقی دارند و زحمت کشیده‌اند باید وارد بازار کار هنر بشوند و در تولیدات نقش داشته باشند. از این منظر باید نسل جوان ما مورد حمایت قرار بگیرد. این بخش از فعالیت جوانان تقریبا محدود است و زمینه و جای فعالیت ندارند. مسئولان باید در این زمینه تدابیری بیندیشند؛ وقتی جوانی فارغ‌التحصیل می‌شود و لیسانس یا فوق لیسانس می‌گیرد و یا نوازنده‌ای در یک ساز به حد حرفه‌ای می‌رسد باید مناسباتی به وجود بیاید تا زمینه فعالیت هنری برای این جوان‌ها فراهم شود. صرف اینکه سالی یکبار جشنواره موسیقی جوان برای این عزیزان برگزار می‌شود و رقابتی صورت می‌گیرد کافی نیست.

کیخسرو پورناظری که در سال‌های پس از انقلاب آلبوم‌های "صدای سخن عشق (1358)" ، "مهتاب‌رو(1371)" و "حیرانی(1375)" را با خوانندگی شهرام ناظری منتشر کرده درباره تکرار نشدن این تجربیات موفق گفت: دلیل اینکه ما از یک دوره‌ای دیگر همکاری نکردیم و امروز هم همکاری نمی‌کنیم این است که سلیقه‌های ما بسیار متفاوت شده است. دلیل همکاری نکردن‌مان همین است و هیچ دلیل دیگری وجود ندارد.

این آهنگساز همچنین درباره کیفیت کار شرکت‌کنندگان بخش تنبور یازدهمین جشنواره موسیقی جوان که خودش به عنوان داور در این بخش حضور داشت نیز گفت: امسال بچه‌های نوازنده تنبور با انگیزه بیشتر و بالاتری در جشنواره موسیقی جوان شرکت کردند. به خصوص نوجوان‌هایی که در رده سنی الف بودند بسیار مسلط و با مهارت ساز می‌زدند. ما دو مرتبه از این جوان‌ها و نوجوان‌ها آزمون گرفتیم که در مرتبه اول به قدری امتیازات بهم نزدیک بود که ما یک مرتبه دیگر سوالات بسیار سخت‌تری از آنها پرسیدیم و آنها نیز به خوبی پاسخ دادند و کار انتخاب نفرات برتر را برای راه پیدا کردن به مرحله نهایی سخت کردند. سطح نوازندگی هر سه گروه سنی بسیار خوب بود. به خصوص در گروه سنی ب خانوم‌های نوازنده‌ای در بین‌ شرکت‌کنندگان بودند که آینده نوازندگی این ساز محسوب می‌شوند. من خوشحالم که این جشنواره سال به سال پربارتر و بهتر می‌شود و انگیزه بسیار بالایی را برای کار کردن جوان‌ها ایجاد کرده است.

ادامه مطلب...

حسین علیزاده:

موسیقی ملت ایران هر جای دنیا پخش شود اسلحه‌هایشان را زمین می گذارند/اگر رادیو و تلویزیون، محترمانه با موسیقی برخورد می‌کردند وضعیت فرهنگی بهتری داشتیم

علیزاده در اختتامه جشنواره موسیقی جوان گفت:‌ این موسیقی ملت ایران است که هر جای دنیا پخش شود اسلحه‌هایشان را زمین می‌گذارند. اگر یک دوربین کوچک اینجا بود و چنین برنامه‌هایی را ضبط می‌کرد و به خارجی‌ها نشان می‌داد ما هیچ وقت نگران تهاجم فرهنگی نمی‌بودیم.

به گزارش خبرنگار ایلنا، حسین علیزاده شب گذشته در جریان مراسم اختتامیه یازدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان گفت: ماموریت سختی به من واگذار شد و آقای اسعدی (دبیر جشنواره ملی موسیقی جوان) گفتند که به نمایندگی از هنرمندان گرامی حاضر در این جشنواره سخن بگویم؛ امیدوارم این دوستان این نمایندگی را به من بدهند. دوست دارم از احساسم درباره این جشنواره بگویم، احساسی که شاید بسیاری از مردم ایران امروز آن را داشته باشند. در یک ساعتی که از مراسم اختتامیه می‌گذرد و اینجا حضور داریم شمه‌ای از ایران واقعی را دیدیم. کشور ایران به خاطر گستردگی که دارد دارای تنوع قومیتی و فرهنگی بسیار زیادی است.

این موسیقیدان در ادامه افزود: اگر یک دوربین کوچک توسط دولت یا تصمیم‌گیرندگان این مملکت امروز در اینجا حضور داشت و این برنامه را ضبط می‌کرد و به خارجی‌ها نشان می‌دادند ما هیچ وقت نگران تهاجم فرهنگی نمی‌بودیم. اگر رادیو و تلویزیون ما درباره موسیقی صحبت می‌کرد و به موسیقیدان‌ها احترام می‌گذاشت و چهره خوبی از موسیقی نشان می‌داد؛ وضعیت ما بسیار بهتر از این بود. امروز کسانی به رادیو و تلویزیون می‌روند که شاید عنوان موسیقیدان برای آنها زیاد باشد؛ یعنی این افراد و بعضی خواننده‌ها به جایی می‌روند که حاضر نیستند ساز را نشان دهند.

 وی همچنین عنوان کرد: این موسیقی ملت ایران است که هر جای دنیا پخش شود اسلحه‌هایشان را زمین می‌گذارند. این فرشتگانی که امروز در اینجا حضور دارند نماینده‌ای از لشکر موسیقی نواحی هستند که باید حتما به خانواده‌ها و معلمان آنها تبریک بگوییم.

حسین علیزاده همچنین در بخش دیگر سخنان خود گفت: بهتر است نگاهی نیز به خود جشنواره موسیقی جوان داشته باشیم. باور کنید هر جایی که احساس کنم حس دولتی وجود دارد آنجا نمی‌توانم باشم چون معتقدم هنرمند باید آزاده و آزاداندیش باشد. باید به تمام کسانی که باعث و بانی این جشنواره هستند تبریک بگوییم. سالیان سال طول کشید تا این جشنواره عنوان ملی را به دست آورد و این بسیار مهم است.

این آهنگساز گفت: فکر نمی‌کنم هیچ روزی در وزارت ارشاد به طراوت این روزها باشد که جشنواره موسیقی جوان برگزار می‌شود چون در این روزها فرشتگانی می‌آیند و می‌گویند که ما پاسدار فرهنگ این مرز و بوم هستیم.

علیزاده ادامه داد: ما نباید از دولت بترسیم و دولت وحشتناک نیست. در واقع دولت وظیفه ای در مقابل ما دارد؛ آنها خدمتگذار ما هستند. این نفت نیز متعلق به ملت است و شاید اگر آن را نمی‌داشتیم بهتر بود. این هنر بسیار غنی‌تر از نفت است.

حسین علیزاده همچنین گفت: در هیچ جای ایران در این چهل- پنجاه سال گذشته این تعداد هنرمند در کنار یکدیگر ننشسته‌اند تا برای یک کار بسیار مهم تصمیم بگیرند. اینجا این اتفاق افتاد چون دخالت دولت کمتر است و کار به کاردان سپرده شده است. ما کارمان را خوب بلد هستیم. می‌بایست امکانات در اختیار کسانی که بلد هستند قرار گیرد.

وی عنوان کرد: به گمان من جشنواره موسیقی جوان موفق‌ترین و معنوی‌ترین و آینده‌نگرترین جشنواره‌ای است که در ایران برگزار می‌شود. بدون هیچگونه اغراقی چنین جشنواره‌ای در جهان بی‌نظیر است و این را ما با مطالعه می‌گوییم.

وی افزود: من امروز اینجا هستم تا به تمام دوستانم و کسانی که این جشنواره را برگزار کردند تبریک و خسته نباشید بگویم. باور کنید بارها همه ما در این جشنواره و بر اثر اتفاتی که روی صحنه می‌افتاد به گریه افتاده‌ایم. من معتقدم باید به خانواده‌ها و معلمان این عزیزان تبریک بگوییم.

ادامه مطلب...

مدیرعامل خانه موسیقی در گفت‌وگو با ایسنا مطرح کرد

از مذاکره با شورای شهر تا جشنواره فجر و مطالبه هنرمندان از دولت

مدیرعامل خانه موسیقی ایران گفت: آن‌هایی که می‌گویند اقدامات خانه موسیقی به نتیجه نرسیده است، باید مصداق بیاورند؛ نباید کلی‌گویی کرد، بلکه باید مستند صحبت کرد.

حمیدرضا نوربخش - مدیرعامل خانه موسیقی - در گفت‌وگو با ایسنا و در پاسخ به این پرسش که آیا این نهاد صنفی به اهداف خود رسیده است و اعتبار لازم را دارد؟ اظهار کرد: خانه موسیقی به همه اهدافی که داشته، دست پیدا نکرده، اما بسیار موفق بوده و نمادی است که مورد اعتماد و وثوق قاطبه اهل هنر است. خانه موسیقی امروز نماد تأثیرگذاری در معادلات موسیقی است و کسی نمی‌تواند در سیاست‌گذاری‌ها و انتخاب مدیران، خانه موسیقی را نادیده بگیرد.

او درباره پشتیبانی اهالی موسیقی از این نهاد، گفت: بیشتر آن‌ها همراه خانه موسیقی هستند. البته هر نهادی، منتقدهایی دارد که آن‌ها اقلیت را تشکیل می‌دهند و قابل احترام‌اند. من مخالف نقد نیستم، بلکه به نظرم، نقدهای دلسوزانه خوب و پیش‌برنده است.

شهرداری باید یارانه بدهد

مدیرعامل خانه موسیقی درباره پیگیری وضعیت استودیوهای ضبط موسیقی که با مصوبه شورای شهر تهران، دیگر حق فعالیت در ملک‌های مسکونی را ندارند، اظهار کرد: ما منتظر بودیم اعضای جدید شورای شهر مستقر شوند تا با آن‌ها وارد مذاکره شویم. در حال حاضر هم منتظر هستیم، کمیسیون‌های شورا فعال شود. من نامه این موضوع را در دستور کار کمیسیون می‌گذارم و این مشکل را حتما حل می‌کنم.

او در پاسخ به این پرسش که خانه موسیقی قرار است در چه موارد دیگری با شورای شهر تهران وارد مذاکره شود؟ توضیح داد: شهرداری مجموعه وظایفی دارد که این وظایف ممکن است در همه بخش‌ها، محقق نشده باشد. در زمینه حمایت از فعالیت‌های فرهنگی، شهرداری وظیفه‌ای مهم و موثر دارد. ما این بخش‌ها را با کمیسیون فرهنگی - هنری پی خواهیم گرفت.

نوربخش اظهار کرد: صحبتی که چندی پیش در کمیته هنری شورای شهر انجام شد، اما محقق نشد، موضوع ارکستر شهر تهران و تهیه ساختمانی برای آن بود. از طرفی فضاهایی در اختیار شهرداری تهران است که می‌تواند به راحتی و سهولت به هنرمندان قرار داده شود، این کار، کمک بزرگی به هنرمندان خواهد کرد، مثلا برج میلاد خیلی سهل‌تر و ارزان‌تر می‌تواند در اختیار هنرمندان قرار گیرد.

او با تاکید بر این‌که شهرداری باید به هنرمندان یارانه بدهد، افزود: مواردی که ذکر شد موضوعاتی است که حتما درباره آن‌ها وارد مذاکره می‌شویم.

نمی‌توان از ابتدا جزییات را در سند موسیقی وارد کرد

مدیرعامل خانه موسیقی همچنین درباره تدوین سند موسیقی، اظهار کرد: می‌گویند قانون بد، بهتر از بی‌قانونی است. شورای عالی انقلاب فرهنگی یک نهاد عالی است، وقتی سندی درباره موسیقی در آن وجود نداشته باشد که بتوان به آن استناد کرد، سیاست‌های این حوزه با رفت‌وآمد دولت‌ها عوض می‌شود؛ اما وقتی نهادی فراتر از دولت، سندی را تصویب کند، مخالفان دولت نمی‌توانند هر اسبی که دارند، بتازانند.

او ادامه داد: این سند هرچند ناقص باشد، اما کلیاتی را در نظر می‌گیرد، این‌گونه ما در جای محکم‌تری می‌ایستیم و می‌توانیم راحت‌تر و محکم‌تر صحبت کنیم. عده‌ای می‌گویند چرا این سند ناقص است و همه جزییات در آن آورده نشده است؟ در حالی که نمی‌توان در گام اول، همه جزییات را وارد سند کرد. شاید اگر از اول خیلی به جزییات وارد شویم، در شورای عالی انقلاب فرهنگی هم خیلی گوش شنوا برای آن‌ها وجود نداشته باشد. در گام‌های بعد می‌توان تبصره‌هایی به آن اضافه کرد.

نوربخش درباره عیادت و رسیدگی کردن به هنرمندانی مانند نادر گلچین که وضعیت سلامتی‌شان خوب نیست و گلایه‌هایی که در این زمینه می‌شود، گفت: من تا کنون دوباره به دیدن نادر گلچین رفته‌ام؛ اما ما آنقدر تمکن مالی نداریم که صفر تا صد هزینه‌های هنرمندان بیماران را بدهیم. بیمه تکمیلی برای آن‌ها وجود دارد و ما واسطه هستیم تا هنرمندان از این امکانات استفاده کنند. من نمی‌توانم صبح تا شب بنشینم همه‌جا را رصد کنم، ببینم چه کسی سرماخورده، البته اگر بتوانم حتما این کار را می‌کنم.

توضیح‌هایی درباره فجر گذشته و فجر پیش‌ رو

به گزارش ایسنا، نوربخش که سال گذشته در اختتامیه جشنواره موسیقی فجر برای سومین‌بار حکم مدیریت دوره بعد این جشنواره را گرفت، درباره سی‌وسومین دوره این رویداد توضیح داد: با توجه به این‌که ما حکم‌مان را سال گذشته گرفتیم و کارهای‌مان را جلو بردیم، امیدوارم خیلی زودتر از همیشه جدول را بیرون بدهیم. ما خیلی از کارها را تا امروز انجام داده‌ایم و همه‌چیز بهنگام است.

او با بیان این‌که جزییات این رویداد هنوز مشخص نشده است، گفت: تاریخ برگزاری آن مشخص شده و مانند سال گذشته به‌خاطر تقارن با ایام فاطمیه، جشنواره موسیقی پیش از جشنواره تئاتر و سینما برگزار می‌شود، یعنی در ۱۰ روز آخر دی‌ماه.

مدیر سی‌وسومین جشنواره موسیقی فجر درباره منتقدان جشنواره سال گذشته و تدوین اساسنامه‌ای برای این جشنواره، گفت: من از چیزی خبر ندارم و این مسائل را باید از آقای طالبی - مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد - بپرسید.

نوربخش در پاسخ به این پرسش که مدیرکل دفتر موسیقی اعلام کرده اساسنامه تدوین شده، آیا چیزی به شما ابلاغ شده است؟ اظهار کرد: من در جریان نیستم و ظاهرا باید وزیر ارشاد آن را تایید کند و بعد از طریق وزیر ابلاغ شود.

او درباره این‌که چقدر به این اعتراض‌ها واکنش نشان داده و با منتقدان صحبت کرده است، بیان کرد: من کاره‌ای نیستم که صحبت کنم. من صاحب جشنواره نیستم و امسال مدیر می‌شوم و سال دیگر شخص دیگری می‌آید. صاحب جشنواره موسیقی فجر، وزارت ارشاد است که باید صحبت کند. من سیاست‌گذار جشنواره نیستم، بلکه مجری هستم. چیزی در مقابل من می‌گذارند و می‌گویند طبق آن، کارتان را انجام دهید. کسانی که باید با منتقدان صحبت می‌کردند، دفتر موسیقی و معاونت هنری وزارت ارشاد بودند که نشستند و صحبت کردند.

مدیر سی‌وسومین جشنواره موسیقی فجر در پاسخ به این پرسش ایسنا که چه تمهیدی اندیشیده‌اید که برخی اتفاق‌ها مانند این‌که سال گذشته، گذرنامه یکی از نوازندگان اعتبار نداشت، امسال رخ ندهد و حاشیه‌ها و مشکلات تکرار نشود؟ گفت: این مسائل اهمیتی ندارد که پرسیده شود. این‌که نوازنده پاسپورتش را عوض نکرده، به جشنواره موسیقی فجر چه ربطی دارد؟!

او درباره این‌که آیا مسائلی مانند لغو کنسرت‌های خارجی به اعتبار جشنواره فجر ضربه می‌زند؟ اظهار کرد: بخشی از این مشکلات به ما مربوط می‌شود و بخشی نیز به ما مربوط نیست. ما کار خود را انجام داده‌ایم، مثلا پروتکل وزارت خارجه ایران با کشور انگلیس این است که هیچ‌کدام سخت نمی‌گیرند.

نوربخش در ادامه گفت: سال گذشته را کنار بگذاریم؛ من برای جشنواره سال پیش فقط ۴۰ روز قبل از آغاز جشنواره حکم گرفتم و فقط ۴۰ روز برای برنامه‌ریزی وقت داشتم.

مدیر جشنواره موسیقی فجر همچنین درباره انتشار جدول اجراهای جشنواره امسال، تاکید کرد: خیلی زودتر از همیشه، جدول اجراهای جشنواره موسیقی فجر منتشر خواهد شد. رایزنی‌ها انجام شده و حدود ۷۰-۸۰ درصد اجراها قطعی شده است.

شعارهای رئیس‌جمهور باید محقق شود

نوربخش درباره مطالبات اهالی موسیقی از دولت جدید نیز توضیح داد: ما درباره منافع هنر و هنرمندان با هیچ‌کس تعارف نداریم. آقای روحانی، رئیس‌جمهور است و در چارچوب وظایفش عمل می‌کند. او یکسری شعار داشت که باید محقق شود. یکی از این شعارها، واگذاری امور به صنف و اهلش است که اگر نشود، می‌پرسیم که آقای رئیس‌جمهور شعارهای‌تان چه شد؟ اکنون هم قرار شده با وزیر ارشاد جلسه داشته باشیم و رودررو با او صحبت کنیم و مطالبات‌مان را بگوییم.

ادامه مطلب...

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    ساز مورد علاقه خود را انتخاب کنید

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131