گفت و گو

گفت و گو (1125)

گفت و گو با اساتید موسیقی، آهنگسازان، نوازندگان، خوانندگان، نویسندگان کتاب، مترجمان موسیقی ایران

طبقه بندي هاي فرزند

مصائب عجیب گروه موسیقی محبوب دهه شصتی‌ها، آریان

علی پهلوان؛ او بی شک بخشی هیجان انگیز از خاطرات عاشقانه بچه های اواخر دهه ۵۰ و اوایل دهه ۶۰ است. او و همه دوستانش در گروه اریان از پیام صالحی که حالا دیگر خیلی آن رابطه گرم گذشته را به نظر می‌رسد ندارند تا محسن رجب پور و شرکت ترانه شرقی که هنوز هم علی پهلوان نشان می‌دهد به آنها ارادت دارد، با گل آفتابگردون و باقی کارهای شان حصار موسیقی را شکستند.

به گزارش ایسنا، تماشاگران امروز در ادامه نوشت: علی که حالا در استرالیا به رشته تحصیلی‌اش یعنی مهندسی پروژه مشغول است، سال‌ها بعد از انحلال آریان قطعه‌ای به نام تنهای تنها منتشر کرده تا دوباره از راه دور هم نامش سر زبان‌ها بیفتد.

به این بهانه با او همکلام شدیم. برای‌مان از روزهای تلخ و شیرین آریان گفته. از گروهی که به «گروه سرود» معروف بود و مدام برایشش مانع می‌تراشیدند. از شعری گفته که کار شوهر عمه‌اش است و برایش دوباره با موسیقی آشتی کرده...

*ترانه «تنهای تنها» خیلی با کارهای قبلی‌ات متفاوت است. غم غربت و این حس تنهایی و فضای ذهنی این روزهایت شده این «تنهای تنها»؟

نه. این آهنگ فضای ذهنی این روزهای من نیست و آن را همان اوایل آریان ساختم. شعرش از داراب پهلوان است که شوهرعمه من و شاعر است. قدیم این شعر را به من داده بود و من این آهنگ را رویش ساخته بودم ولی چون خیلی متفاوت از سبک آریان بود هیچوقت آن را حتی به آریان پیشنهاد هم نکردم. این ماند و من همیشه در جمع خودمانی خانواده می‌خواندم. تا این که همین جا در استرالیا این را در بین دوستانم با گیتار زدم و خواندم، پیشنهاد دادند که این آهنگ را همینطوری ساده بیرون بدهم. گفتم خیلی متفاوت است گفتند ایرادی ندارد یک کار متفاوت می‌کنی دیگر. ضمنا اشتباه هم نکردم داراب پهلوان شوهرعمه من است ولی چون یک نسبت دور با ما دارد فامیلش مثل فامیل ما است.

*در این سال‌ها  در نبود آریان چه کردید و فکر می‌کنید که نبود آریان چه ضربه‌ای به موسیقی پاپ ایران زد؟ در آن سال‌ها ترانه‌هایی که شما می‌خواندید برای بچه‌های دهه شصت و اواخر دهه پنجاه بخش مهمی از خاطرات‌شان بود و هنوز هم از آنها استقبال می‌کنند.

ما منتظر مجوز آلبوم پنجم بودیم. من به استرالیا آمدم و منتظر بودم آلبوم مجوز بگیرد و من برای کنسرت‌های آلبوم پنجم برگردم. آن آلبوم آنقدر مجوز نگرفت که من اینجا سر کار رفتم. بعد هم دولت عوض شد و دولت جدید آمد و وزیر عوض شد تا اینکه مجوز آلبوم پنجم بعد از دو سال آمد که دیگر عملا تاریخش گذشته بود. مخصوصا اینکه آن زمان ما اصرار بر موزیک الکترونیک داشتیم و موزیک الکترونیک بعد از دو سال خیلی تاریخش می‌گذرد. در حقیقت اتفاق بدی برای آریان افتاد. قبل از آن هم آریان خیلی به مشکل خورده بود ما اجازه هیچ کاری نداشتیم. سالی سه شب تهران و بعضی اوقات کیش کنسرت داشتیم که کیش را هم بعد از چند وقت از دست دادیم. آهنگ هم که نمی‌توانستیم بیرون بدهیم، کلا آریان متوقف شده بود و حالا اتفاقات حاشیه‌ای دیگر هم افتاد که در مصاحبه‌های دیگر گفتم و به کل، آریان متوقف شد. در این مدت دوستان کار می‌کردند. پیام که زمانی که آریان هم بود کار می‌کرد و آلبوم می‌داد. من در این مدت که نبودم یک تک آهنگ به اسم خاطره‌های سوت و کور بیرون دادم که نینف امیرخاص عزیز برایم تنظیم کرده بود. شهریور سه سال پیش منتشر شد و خیلی هم بی سر و صدا بیرون آمد. بعد از آن دیگر هیچ کاری نکردم و به دنبال شغل اصلی ام بودم که مهندسی است. در ایران هم کنترل پروژه و برنامه ریزی انجام می‌دادم اینجا هم همان کار را ادامه دادم. درآمدم هم از همین طریق بود تا اینکه این آهنگ را ضبط کردم.

*در یک مصاحبه گفته بودید امکان ندارد آریان بار دیگر دور هم جمع شوند. شما نزدیک به یک دهه با هم کار کردید دلیل این دور هم بودن چه بود و اگر دوست دارید می‌توانید بگویید چقدر در بهم خوردن آن گروه خودت مقصر بودی، چقدر پیام صالحی، چقدر محسن رجب پور و ... و اینکه چه شد که فکر کردید دیگر نمی‌توانید دور هم باشید؟

یک سری عوامل دست به دست هم داد که آریان به هم بخورد. عوامل زیادی بود. بخش بزرگی از آن به خاطر متوقف شدن فعالیت‌های ما بود. عملا هیچ کاری نمی‌توانستیم انجام دهیم. فعالیت های محسن رجب پور کاملا متوقف شده بود. از آن طرف پیام برای خودش فعالیت می‌کرد. این کار نکردن‌ها باعث شده بود همه دنبال این باشند که دلیلش را پیدا کنند و برای همین هم هر کس تز و تئوری‌ای می‌داد. همه مان در این شرایط گیر کرده بودیم و اختلاف نظرها زیاد شده بود و به جایی کشید که دیگر به یک مرحله‌ای رسید که کار که نمی‌کردیم، اختلاف نظر هم که بود، اتفاقات ناخوشایند دیگری هم پیش آمد مثل رسانه‌ای شدن یک سری اختلافات توسط بعضی از دوستان اینها خیلی باعث ناراحتی و دلخوری‌های شدید شد و تصمیم گرفتیم بیش از این ضربه به آریان نخورد و داستان همینجا متوقف شد.

*الان با وجودی که از ایران دور هستید ولی هنوز در توئیتر ارتباط خود با فضای ایران را خوب حفظ کردید و محبوبیت بالایی هم دارید. تصمیم نداری گاهی بیایی کنسرت بدهی یا مثلا کار جدید مجوزدار داشته باشی؟

همین آهنگ را هم مجوزدار منتشر کردم. اگر تک آهنگ قبلی را هم بدون مجوز بیرون دادم برای این بود که آن زمان اصلا مجوز تک آهنگ نداشتیم. الان که داریم، من هم طبق قانون رفتار کردم و مجوز تک آهنگ گرفتم. من همیشه  یکی از مشکلاتم این است که روی صحنه نمی‌توانم بروم. حتی درباره‌اش فکر کردم و برایش برنامه ریزی‌هایی هم کردم اما تا بحث به رفتن روی صحنه می‌رسد، می‌گویند حالا نه، مردم شما را فراموش کردند و باید بنشینید دوباره آهنگ بدهید و ... بحث به این مسائل می‌رسد و خب تهیه کننده‌ها و برنامه‌ریزها هم حق دارند. از آن طرف برای آنها بحث ضرر و زیان است و می‌ترسند با این همه اختلاف زمانی که پیش آمده جواب ندهد. من هنوز هم یکی از آرزوهایم این است که دوباره روی صحنه بیایم. هر کنسرتی که می‌روم و حتی فیلم کنسرت که می‌بینم هوایی می‌شوم و خودم را روی صحنه می‌بینم. این میلی است که هنوز هست. همیشه به همه می گویم شما آن بالا نیستید که ببینید چقدر خوش می‌گذرد. می‌دانم پایین صحنه به خیلی‌ها خوش می‌گذرد اما باید بالا بیایند و ببینند که چقدر خوش می‌گذرد. در کنار تمام استرس‌ها و مشکلات پشت صحنه و دردسرهایش ولی آن لحظه در کنار مردم بودن یک حال و هوایی دارد.

*بخشی از خاطراتی که در توئیتر منتشر می‌کنی خیلی جذاب است. خاطراتی که درباره فشارهایی که رویتان بوده می‌گویید با توجه به اینکه شما در عصری سلبریتی شده بودید که خیلی موسیقی را نمی‌پذیرفتند و از سوی دیگر با ستاره‌ها سختگیری زیادی داشتید. شد برای شما محدودیتی ایجاد کنند از آن جنسی که مهران مدیری چند وقت پیش گفته بود به جایی رسیده بود که نان شبش را نداشته؟

درباره این خاطرات من همیشه می‌گویم اگر بخواهید عمر مفید آریان را آن ۱۵ سال فعالیتش حساب کنی شاید جمعش ۴سال هم نشود. آنقدر که مدام فعالیت آریان به هر دلیلی متوقف می‌شد. نه اینکه ممنوع الفعالیت شود، در ایران ما حدود پنج، شش ماه از سال در موسیقی تعطیل هستیم. دو ماه محرم و صفر است، یک ماه رمضان است، دو دهه فاطمیه داریم و ... این در حالت عادی است که اگر هم کنسرت نمی‌دهی می‌توانی بروی آهنگ ضبط کنی و ... یک زمان‌های خاصی هست که در ایران می توانی فعالیت کنی به جز این داستان اتفاق‌های دیگری می‌افتاد. مثلا وقتی آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شد، حدود یک سال و خرده‌ای کلا موزیک متوقف شد. می‌گفتند ما هنوز سیاست‌هایمان را درباره موسیقی نمی‌دانیم تا بعد دوباره موسیقی راه افتاد. باز دوباره بعد از اتفاقات ۸۸ مدتها هیچ برنامه و کنسرتی نبود. یا خیلی اتفاقات دیگری که می‌افتاد و فعالیت‌ها متوقف می‌شد. آریان هم که به خاطر شرایطی که داشت و اولین گروه دختر و پسر بود و هزار و یک دردسر داشت. همه اینها را کنار هم بگذارید من می‌گویم عمر مفید آریان در ۱۵ سال شاید ۴ یا ۵ سال بود. خاطراتی که می‌نویسم بعضی‌هایش تلخ است ولی تلخ‌هایی است که الان دیگر شنیدنش خنده‌دار است مثل همان داستانی که می خواستیم از نور لیزری استفاده کنیم از ما تعهد گرفتند سالن آتش نگیرد. تلخ است دیگر ولی الان خنده‌دار است. بعضی اوقات اینها را در توئیتر می‌گذارم و مردم استقبال می کنند. با خودم فکر می کنم ما چه استرسی کشیدیم و اعصابمان خورد شد ولی الان به آن می‌خندیم.

*شما سال‌های سختی را در موسیقی ایران گذراندید که بیشتر برای این بود که جز اولین‌ها بودید. درباره آن سال‌ها می‌گویید؟

ما در این مدتی که کار می‌کردیم در موسیقی ایران خیلی اذیت شدیم. نه اینکه فکر کنی فقط از سمتی که مخالف موسیقی بود. ما از دو طرف ضربه می‌خوردیم. یک طرف را سعی می‌کردیم رد کنیم از سمت دیگر بعد از آلبوم دوم و آهنگ پرواز و... که محبوبیتش را پیدا کرد ما از سمت دیگر مورد انتقاد قرار گرفتیم. از سیستمی که همین الان هم در شبکه‌های اجتماعی می‌بینید. جوی به وجود می‌آید که وقتی یک چیز را عام جامعه می‌پذیرد یک گروهی می آیند و می گویند این موزیک خوب نیست. ما را مسخره می‌کردند می‌گفتند این موزیک مهدکودکی است شما گروه سرود هستید، شما خواننده نیستید و ... از لحاظ فنی نمی‌گویم خیلی آریان قدر قدرت بوده ولی فعالیت قابل دفاع خیلی زیاد داشته. آریان کاندیدای جایزه بین المللی موسیقی شده، یکی از اساتید دانشگاه لندن درباره موسیقی در خاورمیانه کتاب نوشته قسمتی که درباره‌اش توضیح داده درباره آریان بوده و اینکه چرا آن زمان محبوب شده و جامعه به چه چیزی نیاز داشت که آریان مورد توجه قرار گرفت. اگر قرار بود خیلی بد و داغون باشد که استاد دانشگاه لندن نمی‌آید درباره‌اش کتاب بنویسد. درباره این قضایا ادعایی هم ندارم. من همیشه گفتم ما هیچ کدام تحصیلکرده موزیک نبودیم، هر چه می‌زدیم دلی بود اما از بخش زیادی از فعالیت‌هایمان می توانیم دفاع کنیم. از دو جناح خیلی اذیت می‌شدیم. از این طرف به ما فشار می آوردند و از طرف دیگر یک مدتی علیه آریان حرف زدن روشنفکری شده بود و هنوز هم مهد کودک و گروه سرود را برایمان می‌نویسند. شما فکر کنید از این طرف با اینها درگیر بودیم و از آن طرف هم با کسانی که به خاطر دختر پسر بودن گروه و نوع موزیک و شکل گروه با آن مشکل داشتند. گروهی بودیم که هیچوقت در تلویزیون نشان داده نشد. البته تلویزیون درون مرزی چون می‌دانید که تلویزیون درون مرزی و برون مرزی با هم فرق می‌کنند. شما هیچوقت در تلویزیون گروه آریانی ندیدید. موزیک‌هایش بدون کلام پخش می‌شد و گاهی هم نمی‌دانم چه شد که یکی، دو بار آهنگ‌هایش پخش شد و اسمش را هم به اشتباه آرین می نوشتند.

*با آن محبوبیت و اسم خوبی که از شما وجود دارد فکر می کنید اگر بیایید و دوباره کار جدید ارائه کنی چقدر می‌توانی مثل گذشته مورد توجه باشی؟

من هنوز جدی به این قضیه که این سبک را ادامه بدهم و کار کنم فکر نکردم. دوست دارم کار موزیک کنم ولی هنوز خیلی اما و اگر جلوی چشمم هست. این آهنگ تنهای تنها را هم واقعا دلی کار کردم. کنار کاری که اینجا انجام می‌دهم از ساعت‌هایی که بیکار بودم یا از روزهای تعطیلم گذاشتم و این کار را انجام دادم و جا دارد از کسانی که کمکم کردند تشکر کنم. امیر تفرشی عزیز که برای میکس و مستر کمک کرد، زینب بابایی و مهدی کاظمی که کار طرح را انجام دادند، داراب پهلوان که شعر را هدیه کرد و محسن و مهیار رجب‌پور و خانم مرتضوی کسانی که در شرکت ترانه کمک کردند که این کار بیرون بیاید و برایش مجوز گرفتند. این را واقعا دلی انجام دادم و نمی‌دانستم با این تفاوتی که نسبت به کارهای قبلی دارد چه تاثیری دارد و چه اتفاقی ممکن است بیفتد. هنوز هم شاید زود باشد بخواهم درباره‌اش صحبت کنم.

ادامه مطلب...

عبدالجبار کاکایی در مشهد:

کنسرت از ملزومات زندگی در کلان‌شهرها است

عبدالجبار کاکایی با اشاره به اینکه موضوع موسیقی از معضلاتی است که لاینحل مانده و فقه باید به آن بپردازد، تاکید کرد: کنسرت از ملزومات زندگی در کلان‌شهرها است.

به گزارش ایسنا، این شاعر و ترانه‌سرا شامگاه پنجشنبه (۲۳ شهریور ماه) در جشن امضای کتاب خود که در شهر کتاب مشهد برگزار شد، اظهار کرد: انگیزه من برای نوشتن، رویداد بزرگ اجتماعی و سیاسی یعنی جنگ بود. در شهر محدود و کم‌جمعیت ایلام تنها از راه نوشتن و سرودن این امکان وجود داشت که ابراز وجود و عواطف خود را بیان کرد.
 
وی افزود: نخستین سروده‌های من از سال ۶۰-۶۱ در شرایطی که تنها شاعر پارسی‌گوی منطقه زندگی‌ام بودم، شروع شد. در آن زمان جنگ محرک آغازین و ابتدایی و انگیزه‌ای برای بیان دردها، غم‌ها و نگرانی‌های انسان بود. 

کاکایی با بیان اینکه برای صمیمیت و نزدیکی با مخاطب می‌توان شعر محاوره را به کار برد، عنوان کرد: من از سال ۸۲-۸۳ برای اولین‌بار نگارش به زبان محاوره را آغاز کردم. پیش از من نیز جناب آقای دکتر معلم این کار را در حوزه ترانه و موسیقی انجام دادند. پیش از انقلاب نیز سخن‌آورانی چون شاملو، صلاحی و دیگران در این فضا مشغول بودند. هدف من سرودن شعر به زبان معیار بود که به صورت قطعاتی وارد فضای موسیقی و اجرا شد. کبوتر اولین شعر من از این نوع بود که سبب برقراری پیوند من با موسیقی شد.

این هنرمند تصریح کرد: در زمانی که تلویزیون قوانین سخت و سنگینی نداشت و یک رسانه ملی بود امکان حضور ابتدا به دلیل صدا و شکل اجرا به عنوان مجری ـ کارشناس پیدا کردم. در رادیو نیز حدود دو الی سه سال در بخش کارشناسی اجرا داشتم. فعالیت من در رادیو حدود ۱۰ سال بود که در کنار آن نیز به ساختن تیتراژهایی برای تلویزیون مشغول بودم. 

او با بیان اینکه زبان نسبت به موسیقی مرحله‌ای پایین‌تر است، گفت: موسیقی بی‌واسطه با احساسات، افکار و اندیشه‌هامرتبط است اما زبان باید احساسات و اندیشه‌ها را به سطح پایین‌تری بیاورد و در کالبد کلمات قرار دهد، در واقع زبان ظرفیت حمل تمام احساسات را ندارد. موسیقی این قابلیت را دارد که به اشعار شکل دهد و سبب دلنشین شدن آن شود. آنچه شعر گفته می‌شود اشتباه و در واقع تصنیف است یعنی کلامی که باید نسبتش را با شکل‌گیری موسیقی ایجاد کند.

کاکایی درباره عدم نامگذاری اشعارش افزود: هرگونه راهنمایی برای درک متن درواقع نوعی مصادره کردن مفهوم شعر است که شاعر تمایل به انجام آن دارد. گاهی برای اینکه خواننده با شعر من هم‌فکر باشد برای آن نام انتخاب می‌کنم اما عموما علاقه‌ای به انجام این کار ندارم زیرا قصد دارم مخاطب را در دریافت آزاد بگذارم. شاعر می‌تواند از نام، پی‌نویس یا هر توصیف دیگری که کمک‌کننده است استفاده نماید.

این شاعر با بیان اینکه شاعران تنها در لحظاتی شاعر هستند و ضرورتی ندارد که در تمام مدت شاعر باشند، خاطرنشان کرد: آنچه شاعران در شعرهای خود می‌گویند به سختی در زندگی آن‌ها اتفاق می‌افتد. شاعران لزوما همچون شعرهای خود نیستند و همواره بین خود طبیعی و واقعی آن‌ها به دلیل قراردادهای اجتماعی که جامعه تحمیل می‌کند، تفاوت وجود دارد اما اگر به شاعری به شعرش نزدیک باشند بسیار ایده‌آل و نهایت سعادت و نیکبختی است.

کاکایی عنوان کرد: وقتی شعر با شاعر مأنوس می‌شود در زمان‌هایی شعر به جای او تصمیم‌گیری می‌کند. شاعر نمی‌تواند ادعا کند که همواره از شعر خود جدا بوده است. نزدیک شدن به شعر همچون نزدیک شدن به آتش زندگی شاعر را دستخوش تغییرات خواهد کرد.

وی با بیان اینکه تعاریف زیادی از شعر از تعاریف محدودکننده و مقید به تخیل و وزن تا تعاریف نوین امروزی شده است، تصریح کرد: شعر تمام رفتارهای هنرمندانه‌ای است که بتواند زبان را از بستر گزاره‌های روزمره که در آن فقط قصد انتقال مفهوم و معنا است بالاتر ببرد و به ادبی بودن نزدیک کند. شعر احساسات را در زبان و بعد به ذهن مخاطب تزریق می‌کند و رفتاری شاعرانه است. این رفتارهای هنرمندانه تنها به فنون بلاغت ادبی محدود نمی‌شوند و امروزه روش‌های دیگری نیز در این زمینه وجود دارد.
 
این شاعر افزود: شاعر باید برای مردم و در خدمت آن‌ها باشد. تعهد و مسئولیت نسبت به مردم در شعر امروز ایجاد شده است. اکنون زمان کمک می‌کند تا شاعر به مردم نزدیک‌تر شود. 

کاکایی با اشاره به اینکه موضوع موسیقی از معضلاتی است که لاینحل مانده و فقه باید به آن بپردازد، خاطرنشان کرد: کنسرت از ملزومات زندگی در کلان‌شهرها است که این مقاومت کردن و نگاه محدود به موسیقی به علت عدم درک و فهم و ضدیت با اصل موسیقی است. نظارت بر موسیقی بیشتر محتوایی نه علمی است. در حال حاضر هیچگونه حمایتی از موسیقی فاخر وجود ندارد.

او اظهار کرد: هنگام خلق شعر اتفاقی نزدیک به هلاکت برای شاعر می‌افتد. شاعر هنگام سرودن شعر دچار مراقبه می‌شود و از تجارب پیشین خود استفاده می‌کند، لحظه تولد شعر از لحظات شگفت‌انگیز برای انسان است.

ادامه مطلب...

دفاع مدیرکل موزه‌ها از اجاره فضای سبز کاخ سعدآباد

«محمدرضا کارگر» تاکید می‌کند: به خاطر اجرای کنسرت نمایشی «سی»، هیچ درختی از سعدآباد، کم و یا قطع نشده است.

مدیرکل امور موزه‌های کشور به ایسنا می‌گوید: شاید درختی هرس شده باشد، اما قطع نشده است.

به گزارش ایسنا، فضای سبز سعدآباد معمولا برای مدیران این مجموعه تاریخی حاشیه‌سازی‌هایی داشته، چه آن زمان که ۱۴ اصله درخت به خاطر ایجاد رستوران و استقرار محل نیروهای یگان حفاظت به حکم «تاریخی نبودن» و «عرعر بودن»، در سال ۹۴ قطع شد و چه سال‌های پیش از آن که بودجه برای نگهداری فضای سبز وجود نداشت و بخش زیادی از این محیط رو به زردی رفت و چه حالا که محوطه‌ی سبز یکی از کاخ‌هایش برای یک کنسرت نمایشی، ۳۰ شب اجاره داده شد.

حاشیه‌ی سبز کاخ ملت، مقابل همان دری که محمدرضا، شاه پهلوی، ژنرال‌ها را به حضور خود می‌پذیرفت، بیشتر از ۳۰ روز پوشانده شد تا محل نشستن ۴۰۰۰ نفر مهیا شود. زردی چمن‌ها و بیحالی درختان اطرافِ محل برپایی کنسرت کاملا مشهود است.

با این حال محمدرضا کارگر به ایسنا یادآوری می‌کند:‌ آسیبی از ناحیه‌ی کنسرت نمایشی «سی» متوجه‌ی فضای سبز سعدآباد نشده است.

او دو سال پیش هم وقتی تعدادی از درختان این مجموعه قطع شد، با طرح این پرسش که آیا یک بزه و کارشکنی در رابطه با میراث فرهنگی این مملکت صورت گرفته است؟ پاسخ داده بود: قطعا خیر. میراث فرهنگی و میراث طبیعی در این اتفاق، هیچ آسیبی ندیده است.

وی گفته بود: مکانی که در آن این چند درخت «زائد» و «غیرتاریخی» برداشته شده در گذشته رستوران و پس از آن محل استقرار نیروهای یگان حفاظت بود و کنار آن تبدیل به محل زباله شده بود. این درختان در طول این سال‌ها به علت بی‌توجهی بصورت خود رو کنار این زباله‌دانی غَرْس شدند که سازمان می‌خواست این فضا را به یک فضای گلخانه‌ای زیبا تبدیل کند و با درختان مهندسی شده و زیبا بیاراید و این فضای از دست رفته را احیا کند.

کارگر در واکنش به رسانه‌هایی که به قطع این درختان که بخشی از فضای سبز مجموعه سعدآباد را شامل می‌شد، انتقاد کرده بودند، گفته بود: بیش از ۳۰ هزار اصله درخت تاریخی در سعدآباد، به بهترین وجه ممکن و به شکل هوشمند نگهداری و از طریق تجهیزات رایانه‌ای تمام مشکلات آن‌ها مانند یک انسان رصد می‌شود، لذا چه کسی می‌تواند بپذیرد که متولیان میراث فرهنگی درصدد قطع درختان تاریخی بوده‌اند.

همان زمان علی محمد مختاری ـ مدیرعامل فضای سبز شهرداری تهران ـ به قطع این درختان واکنش نشان داده و گفته بود که طبق بازرسی‌های انجام شده از کاخ سعدآباد متوجه شدیم ۱۴ اصله درخت در این کاخ قطع شده است. فرقی ندارد که این درختان عرعر بوده و یا هر درخت دیگری، آن‌ها بدون مجوز نباید قطع می‌شدند. به همین دلیل خاطیان تحت پیگرد قانونی قرار گرفتند.

او همچنین یادآور کرده بود که مسؤولان کاخ (سعدآباد) باید دو برابر محیطی که درختان در آن قطع شده در همان محل فضای سبز احیا کنند.

محمدمهدی تندگویان ـ نایب رییس وقت کمیسیون معماری و شهرسازی شورای شهر تهران ـ یک ماه بعد از این واکنش‌ها با انتقاد به آن اقدام خودسرانه مجموعه سعدآباد، گفته بود: قطع درختان براساس یک کار نسنجیده مدیریتی رخ داد، چرا که مسؤولان کاخ اعلام کردند که درختان به قسمت‌هایی از کاخ لطمه وارد می‌کرد و برهمین اساس تصمیم به قطع گرفته شد که البته توجیه قابل قبولی نیست. هرچند که تعداد درختان قطع شده هم زیاد نبود که کمیسیون باغات در خصوص مصادره تصمیماتی اتخاذ کند، اما براساس درختان قطع شده، جرایم و رأی را صادر و به تخلفات رسیدگی و شخص متخلف نیز به قوه قضاییه معرفی شد.

سال ۱۳۹۵ نیز در زمان مدیریت بیوک موسوی در سعدآباد، وضعیت فضای سبز به گونه‌ای بود که جلسه‌ای برای بررسی مشکلات و معضلات آن در این مجموعه فرهنگی تاریخی با حضور عضو شورای شهر تهران، فرماندار شمیرانات، مدیر عامل سازمان پارک‌هاو فضای سبز شهرداری تهران، شهردارمنطقه یک، مدیر عامل آب و فاضلاب شمال تهران برگزارشد تا در دورانی که زنگ خطر در این مجموعه تاریخی بر اثر خشکسالی و کمبود بودجه به صدا درآمده بود، چاره‌ای اندیشیده شود که هیچ‌گاه نتیجه آن جلسه و تصمیم‌ها هم رسانه‌ای نشد.

اینک بعد از گذشت یک سال، بخشی از فضای سبز این مجموعه تاریخی اجاره داده شد تا ۳۰ شب برای یک کنسرت محصور شود. "کارگر" که سرپرست مجموعه سعدآباد است، در دفاع از این اقدام، ‌مؤکدا به ایسنا می‌گوید که درختی به خاطر این کنسرت قطع نشده و در ادامه اظهار می‌کند: چمن‌هایی که محل برپایی کنسرت "سی" بود، در وضعیت مناسبی نبود و به بازسازی احتیاج داشت، این شرکت (مجری پروژه سی) هم متعهد شده مطابق استاندارد و نظر کارشناسی، چمن‌ها را بازسازی کند.

مدیرکل امور موزه‌ها بیان می‌کند که مجری این پروژه برای چمن‌کاری جدید در محوطه‌ای که نمایش در آن برپا شد، تعهد و ضمانت داده، هرچند می‌گوید؛ مبلغ این ضمانت را فراموش کرده، اما تاکید می‌کند قرار گذاشته شد مجری با پایان این پروژه، بلافاصله چمن‌کاری را انجام دهد.

«کارگر» یادآوری می‌کند که در نوروز بین هشت تا ۱۲ هزار نفر وارد این مجموعه تاریخی و حتی چمن‌های آن می‌شوند، برای همین پاکسازی فضای سبز این مجموعه هر چند سال یک‌بار الزامی است، از طرفی امکان چمن‌کاری دائمی هم که وجود ندارد، پس این (کنسرت) انگیزه و فرصت خوبی برای پاکسازی بود.

در بحبوحه نمایش میان انبوه جمعیتی که منتظر شنیدن آواز همایون شجریان و اجرای گوشه‌ای از شاهنامه بود، های‌لایتی از چمن‌های بور شده از میان کف‌پوش‌ها و نور پروژکتورها براحتی دیده می‌شد و درختانی کم جانی که حائل مانیتورها شده بودند و البته درخچه‌ای که در حاشیه صندلی‌ها، مزاحم دید مخاطبان بود و به نظر حتی هرس هم نشده، اما از بقیه درخت‌ها جدا افتاده و مخاطبان برای آن به خاطر شاخه‌های مزاحمش آرزوی نیستی می‌کردند.

اطلاعات دقیقی از آخرین وضعیت فضای سبز پیش از برپا شدن این کنسرت وجود ندارد، ‌ حافظه‌ی تصویری گردشگرانی که اخیرا از کاخ ملت بازدید کرده‌اند و راهنماهای این موزه چندان یاری نمی‌کند! اما برخی عکس‌ها از گذشته کاخ ملت نشان می‌دهد در اطراف استخر، درخچه‌های کوتاه‌قدی وجود داشته که اثری از آن‌ها در میان انبوه صندلی‌های یکدست چیده شده، دیده نمی‌شود، هرچند برخی از راهنماهای گردشگری که زیاد به این مجوعه تور می‌برند، احتمال می‌دهند این درختچه‌ها در زمان بازسازی استخر آب در سال پیش حذف شده باشند. محمدرضا کارگر ـ سرپرست مجموعه سعدآباد ـ نیز سعی می‌کند با حرف‌هایش این اطمینان را بدهد که این کنسرت آسیبی برای فضای سبز سعدآباد نداشته است.

ادامه مطلب...

محسن شریفیان: به آینده نی‌انبان خوشبین هستم

محسن شریفیان گفت: زمانی نواختن نی‌انبان در بوشهر با محدودیت‌های زیادی همراه بود. خانواده من نیز یکی از مخالفان نواختن این ساز بودند اما من خوشحالم که وضعیت این ساز در بوشهر فرق کرده و من به آینده نی‌انبان خوشبین هستم.

به گزارش ایسنا، این نوازنده جنوبی و سرپرست گروه موسیقی «لیان» در نشست رونمایی از کتاب و لوح فشرده آموزش نی‌انبان که ظهر ۲۲ شهریور در موسسه توسعه هنرهای معاصر برگزار شد، در سخنانی گفت: یکی از اهداف زندگی من نی‌انبان بوده است و تلاش کردم چه در کنسرت‌هایم و چه در برنامه‌های دیگر و پژوهش‌ها به آن بپردازم. در نهایت تصمیم گرفتم به همراهی بابک شهرکی متد آموزشی نی‌انبان را تألیف و منتشر کنم.

او ادامه داد: ما در کشورهای مختلف بیش از ۱۳۰ گونه نی‌انبان داریم که در این کتاب تلاش کرده‌ایم به آن‌ها بپردازیم. این اولین کتاب آموزشی این ساز است که می‌تواند مبنای خوبی باشد. ما هیچ کاری نکردیم فقط به خودمان جرأت دادیم این کار را شروع کنیم.

شریفیان اضافه کرد: این کتاب باید تدریس می‌شد اما من در بوشهر اجازه تدریس ندارم و نهادهایی که ما را دوست ندارند به من اجازه تأسیس آموزشگاه و موسسه را نمی‌دهند اما خواهیم دید این ساز علاقه‌مندان خودش را پیدا می‌کند.

در ادامه محمد موسوی ناشر این کتاب بیان کرد: سازهای اقوام ما رو به فراموشی است و انتشار چنین کتاب‌هایی خوب و گام موثری در این زمینه است.

سپس بابک شهرکی ـ نوازنده ـ با اشاره به همکاری‌اش در تألیف و انتشار این کتاب با محسن شریفیان گفت: جا دارد در حوزه آموزش ساز نی‌انبان کارهای بیشتری صورت بگیرد، جا دارد از محمود جهان که برای حفظ این ساز زحمت زیادی کشیده یاد کنیم. زمانی که من و محسن شریفیان شروع به کار روی این ساز کردیم و می‌خواستیم متدهایی را در این زمینه خلق کنیم عده‌ای می‌گفتند ما خائن به موسیقی بوشهر هستیم اما خوشبختانه این موضوع در گذر زمان کمرنگ‌تر شد.

او ادامه داد: کار تألیف کار مشکلی است و ما باید خودمان را جای یک شاگرد صفر کیلومتر می‌گذاشتیم و گام به گام جلو می‌رفتیم. امیدوارم تمام منتقدان به ما رجوع کنند و نقدهای خود را بگویند تا این کتاب بهتر شود.

حمیدرضا نوربخش ـ مدیر عامل خانه موسیقی ـ که در این مراسم حضور داشت نیز گفت: شریفیان یکی از چهره‌های شاخص موسیقی جنوب است که در این سال‌ها دلسوزانه در داخل و خارج از ایران برای این موسیقی تلاش می‌کند و نسبت به موسیقی بومی‌اش مسئولانه احساس تعهد می‌کند، ما نیز وظیفه داریم از او پشتیبانی کنیم.

او ادامه داد: موسیقی شریفیان طرفداران زیادی دارد و طی دو سالی که من مدیر جشنواره موسیقی فجر بودم شاهد بودم برنامه‌های او یکی از بهترین برنامه‌های این جشنواره بوده است.

نوربخش با تشکر از ناشر این اثر اظهار کرد: یکی از دغدغه‌های ما موضوع کپی‌رایت است که جدای از مسئولان بخش مهمی از آن به مردم برمی‌گردد و باید از هر فرصتی برای آگاهی دادن به آن‌ها استفاده کرد.

در ادامه این برنامه از کتاب و لوح فشرده «آموزش نی‌انبان» رونمایی شد.

سپس شریفیان بیان کرد: امیدوارم جایگاهی برای موسیقی بومی ایران در خانه موسیقی ایجاد شود و آقای نوربخش نیز به ما قول دادند که بتوانیم در این نهاد مستقل‌تر عمل کنیم.

او همچنین خبر داد:‌ گروه موسیقی لیان امشب عازم شانگهای است. ما به فستیوالی می‌رویم که به کشورهای جاده ابریشم ارتباط دارد و امیدواریم دراین جشنواره نماینده خوبی برای ایران باشیم.

در ادامه مهدی افضلی ـ‌ مدیرعامل موسسه توسعه هنرهای معاصر ـ گفت: ما به عنوان مجری سیاست‌های وزارت ارشاد در عرصه هنر اگر فرصتی به دست بیاید از گروه های موسیقی سنتی و نواحی حمایت می‌کنیم. مأموریت و رسالت ما حمایت از این گروه‌هاست.

او اضافه کرد: ما همکاری نزدیک و خوبی با خانه موسیقی داریم و در زمینه‌هایی مانند تأمین اجتماعی و بیمه هنرمندان با مدیرعامل آن جلسات متعددی برگزار کردیم و به دنبال رفع مشکلات آن‌ها هستیم.

در بخش پایانی این نشست نوربخش در واکنش به اظهارات خبرنگاری مبنی بر ایجاد مشکل و قطع برق و صدا در جریان برگزاری کنسرت محسن شریفیان در سالن میلاد نمایشگاه گفت: من هر وقت اتفاق این چنینی می‌افتد شخصا برای آن انگیزه و دغدغه دارم. زمانی انتظار دارم خانه موسیقی اتفاقات را رصد کند اما زمانی خود هنرمندان گزارش می‌دهند و خواستار پیگیری هستند. حالا که من در جریان این اتفاق قرار گرفتم قطعا آن را پیگیری می‌کنم.

در این مراسم دختر محسن شریفیان نیز دقایقی برای حاضران نی‌انبان نواخت.

ادامه مطلب...

آواز در تربت جام با مرگ این استادان اُفت کرد

محمد فاروق دُرپورگفت: متاسفانه از زمانی که استادان نورمحمد دُرپور و غلامعلی پورعطایی فوت کردند، ما در بخش آواز خیلی اُفت کردیم. البته در شهرستان تربت جام، در زمینه نوازندگی دوتار قوی هستیم.

دُرپور، یکی از داوران بخش موسیقی شرق و جنوب خراسان جشنواره موسیقی جوان است که در گفت‌وگو با ایسنا درباره وضعیت جوانان شرکت‌کننده در این جشنواره، اظهار کرد: من از گروه سنی "ج" که در جشنواره شرکت کردند، بیشتر توقع داشتم. در بخش موسیقی بدون کلام تربت جام، چند مقام محدود داریم. در حالی که بخش وسیعی از موسیقی منطقه ما، آواز است، اما زمانی که درباره مقام‌ها از شرکت‌کنندگان سوال می‌کردیم، با آن‌ها آشنایی نداشتند!

فرزند مرحوم نورمحمد درپور - خواننده و نوازنده پیشکسوت دوتار خراسان و تربت جام - ادامه داد: بیشتر شرکت‌کنندگان در این دوره جشنواره، از منطقه خراسان بودند. به همین دلیل، وقتی درباره مقام‌های موسیقی از آن‌ها سوال می‌پرسیدیم و نمی‌توانستند جواب دهند، بیشتر تعجب می‌کردم! در گروه سنی "ج" افراد ۲۹ و ۳۰ ساله هم حضور داشتند؛ این افراد چه زمانی می‌خواهند مقام‌ها را یاد بگیرند؟!

او با بیان این‌که امسال نسبت به سال گذشته، شرکت‌کنندگان بیشتری در جشنواره موسیقی جوان شرکت کرده بودند که به ترتیب در گروه‌های الف، ب و ج قوی بودند، اظهار کرد: از ترکیب شرکت‌کنندگان در این جشنواره می‌توان این‌طور برداشت کرد که افراد ماهر در زمینه دوتارنوازی، اگر بر مقام‌ها تسلط نداشته باشد و قرار باشد با یک خواننده اجرا کنند، حتی نمی‌تواند به‌درستی بنوازد. به همین دلیل، آن‌ها باید در این زمینه بیشتر تمرین کنند.

این داورِ بخش موسیقی تربت جام، شرق و جنوب خراسان همچنین بیان کرد: شرکت‌کنندگان باید با مراجعه به آثار مرحوم پورعطایی و دُرپور که نسبت به سایر هنرمندان منطقه خراسان، افراد مطرحی هستند و هرچه داریم از این استادان است، مراجعه کنند و با لحن‌ها و مقام‌های آن‌ها بیشتر آشنا شوند.  

دُرپور گفت: مثلا در مراسمی که در منطقه تربت جام برگزار می‌شود، کسی که می‌خواهد دوتار بنوازد، باید با مقام آوازی هم آشنایی داشته باشد و بداند خودش را چطور با مقام آواز هماهنگ کند تا بتواند بنوازد. نسل جدید نباید به ساز زدن بدون کلام بسنده کند.

او بیان کرد: با توجه به تحقیقاتی که من در حوزه موسیقی منطقه تربت جام انجام داده‌ام، موسیقی ما در اصل، موسیقی عرفانی است که در ابتدا آواز بوده و بعدها ساز به آن اضافه شده است، وگرنه موسیقی بدون کلام شاید کمتر از ۱۰ مقام داشته باشد.

این داور جشنواره موسیقی جوان در پاسخ به این‌که آیا می‌توان با این وضعیت به آینده موسیقی منطقه خراسان امیدوار بود؟ گفت: باید جشنواره‌هایی که در این زمینه فعالیت می‌کنند، همچنان برقرار باشند تا جوانان در این زمینه انگیزه پیدا کنند. سال گذشته که باز هم من در بخش داوری بودم، از یکی شرکت‌کنندگان اهل شهرستان تایباد خواستیم، مقامی را اجرا کند، اما او با آن آشنایی نداشت. امسال از همان شرکت‌کننده خواستم، آن مقام را اجرا کند که به‌درستی این کار را انجام داد. این موضوع نشان می‌دهد که جوانان به‌دنبال سوال می‌گردند تا آن چیزی را که نمی‌دانند، یاد بگیرند. این جشنواره‌ها ذهن شرکت‌کنندگان را پرسشگر می‌کنند تا به‌دنبال جواب‌ پرسش‌هایی که ما مطرح می‌کنیم و آن‌ها نمی‌دانند، بروند.

دُرپور پیشنهاد کرد که داوری موسیقی زنان از مردان در جشنواره موسیقی جوان جدا شود و در این‌باره توضیح داد: طبیعتا دوتارنوازی مردان در خراسان، قوی‌تر از زنان است. این امر موجب می‌شود که حق زنان در داوری ضایع شود. فکر می‌کنم اگر داوری این دو بخش جدا شود، انگیزه زنان در این زمینه بیشتر می‌شود.

به گزارش ایسنا، یازدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان با حضور ۵۰۰ نوازنده و خواننده از هشتم شهریورماه در تالار رودکی در حال اجراست. مراسم اختتامیه این جشنواره ۲۷ شهریورماه در تالار وحدت برگزار می‌شود.

ادامه مطلب...

گفت‌وگوی ایلنا با فرزین طهرانیان:

اجراهای پاپ کشورمان بیشتر به درد دیسکو می‌خورد تا کنسرت/شغل موسیقی را به یک کار خدماتی تقلیل داده‌اند+فیلم

فرزین طهرانیان یکی از بهترین نوازندگان گیتار کلاسیک ایران محسوب می‌شود که سال ۱۳۸۷ از آکادمی ملی موسیقی اوکراین فارغ‌التحصیل شده است؛ طهرانیان که علاوه بر مهارت نوازندگی‌اش به رک‌گویی نیز شهره است، بسیاری از اجراهای پاپ در ایران را فاقد اعتبار لازم برای برگزاری کنسرت می‌داند. به گزارش خبرنگار ایلنا، فرزین طهرانیان نوازنده گیتار و استاد دانشکده هنر دانشگاه آزاد است. او را پرکارترین نوازنده گیتار کلاسیک این سال‌های کشورمان در عرصه تکنوازی می‌دانند که کنسرت‌هایی را در شهرهای بوشهر، اهواز، برازجان، تبریز، کرمان، بابل، ساری، قائم شهر، کرمان، اراک، شیراز، تهران و همچنین در فستیوال جز قفقاز اجرا کرده است. طهرانیان سال ۱۳۸۷ با مدرک کارشناسی ارشد از آکادمی ملی موسیقی اوکراین (کنسرواتوار چایکوفسکی) فارغ التحصیل شده و کتاب‌های متعددی نیز از او به چاپ رسیده که سه کتابش به چاپ‌های دوم و سوم رسیده‌اند. با این موسیقیدان رک‌گو پیرامون "کیفیت آموزش موسیقی در دانشگاه‌ها"، "کیفیت کنسرت‌های پاپ"، "آهنگسازی" و بسیاری مطالب دیگر گفتگو کرده‌ایم که در ادامه می‌آید:

افزایش بی‌رویه مراکز آموزش عالی موسیقی، نشان از یک بحران بسیار عمیق اجتماعی دارد

فرزین طهرانیان (گیتاریست، استاد دانشگاه و فارغ التحصیل آکادمی ملی موسیقی اوکراین) در گفتگو با ایلنا درباره وضعیت نوازندگی گیتار کلاسیک در ایران گفت: بستگی به این دارد که گیتاریست کلاسیک را چطور تعریف کنید. اگر منظور کسی است که از یک آموزشگاه به آموزشگاه دیگر در سفر است و گیتارکلاسیک درس می‌دهد و با فروش گیتار و سیم به شاگردانش و اضافه کردن تعداد شاگردانش امرار معاش می‌کند و هر از چند گاهی در یک آموزشگاه برای شاگردانش اجراهای کلاسی می‌گذارد و فیلم‌هایی از هنرجوها در فضای مجازی منتشر می‌کند، نوازندگی گیتار کلاسیک یک شغل شبیه همه مشاغل محسوب می‌شود که البته لوکس و کم‌مسولیت است و با توجه به ضریب هوشی نوازنده می‌تواند درآمد متفاوتی داشته باشد. اما اگر منظور کسی است که مرتب به اجرای کنسرت می‌پردازد و سعی دارد قطعاتش را تازه کند و برنامه‌های جدید اجرا کند‌ و به ضبط آثار بپردازد قطعا لازم است مرتب و پیوسته در حال تمرین باشد و باید گفت این شغل بسیار وحشتناک و پر از فشار روحی است.

ترویج بی‌رویه آموزشگاه‌ها، افزایش بی‌نظارت و بی‌حساب و کتاب معلمان موسیقی، نشان ندادن دقیق و درست موسیقی از رسانه ملی عملا شغل موسیقی در ایران را به یک کار خدماتی تقلیل سطح داده است؛ و زمانی که شما سعی در اجرای مرتب کنسرت، یادگیری، ضبط، تالیف اثر و ارتقای سطح خود و محیط پیرامونی خود دارید، کسی هستید که خلاف جهت شنا می‌کنید و همه دشمن شما خواهند شد

این نوازنده گیتار کلاسیک در ادامه افزود: در ایران هر نوازنده ساز کلاسیک زمانی که اجرای زنده داشته باشد، از سوی شنوندگان معدود این سبک از موسیقی، با آثار ضبط شده بهترین نوازندگان دنیا مقایسه و ارزشگذاری می‌شود. اکثریت قاطع استادان موسیقی کلاسیک در ایران که تدریس ساز می‌کنند‌، کوچکترین تجربه در اجرای زنده ندارند و حتی شناخت کافی از رپرتوار سازهای خود ندارند. این اساتید با توجه به چیزی که در یک اثر ضبط شده از بزرگان نوازندگی می‌شنوند، سایر نوازندگان و شاگردان خود را قضاوت می‌کنند.

وی همچنین عنوان کرد: ترویج بی‌رویه آموزشگاه‌ها، افزایش بی‌نظارت و بی‌حساب و کتاب معلمان موسیقی، نشان ندادن دقیق و درست موسیقی از رسانه ملی عملا شغل موسیقی در ایران را به یک کار خدماتی تقلیل سطح داده است؛ و زمانی که شما سعی در اجرای مرتب کنسرت، یادگیری، ضبط، تالیف اثر و ارتقای سطح خود و محیط پیرامونی خود دارید، کسی هستید که خلاف جهت شنا می‌کنید و همه دشمن شما خواهند شد.

افزایش بی‌رویه مراکز آموزش موسیقی به ویژه آموزش عالی موسیقی در ایران نشان از یک بحران بسیار عمیق و جدی اجتماعی دارد که اثر آن می‌تواند ده یا پانزده سال آینده ظهور کند

فرزین طهرانیان ضمن نقد افزایش بی‌رویه آموزشگاه‌های موسیقی گفت: زمانی که عرضه و تقاضا در هر موردی بی‌تناسب و بدون توجه به کیفیت باشد قطعا مضر و آسیب زننده است. افزایش بی‌رویه مراکز آموزش موسیقی به ویژه آموزش عالی موسیقی در ایران نشان از یک بحران بسیار عمیق و جدی اجتماعی دارد که اثر آن می‌تواند ده یا پانزده سال آینده ظهور کند.

در اروپا و در سال اول ابتدایی، تمام دانش آموزان درس موسیقی می‌گیرند

این موسیقیدان ضمن انتقاد از انتشار آمارهای بی‌پایه و اساس درباره مقایسه تعداد آموزشگاه‌ها و دانشگاه‌های موسیقی در ایران با سایر کشورها گفت: متاسفانه انگار همه مردم ما یک فامیل در اروپا دارند که تمام سیاست‌های اتحادیه اروپا را به آنها گزارش می‌دهد و همچنین یکی از اقوام‌شان در کاخ سفید مشغول به کار است و البته در وزارت اطلاعات هم یک باجناق دارند که همه اسرار را برای آنها می‌آورد! من چند سال پیش یک سخنرانی داشتم و در آنجا آمارهایی را نشان دادم و دو شهر تهران و مسکو را مقایسه کردم. آموزش موسیقی همگانی به شکلی که در مدارس ابتدایی باشد یا افراد به عنوان سرگرمی به یادگیری ساز بپردازند تا یک بخش معنوی غنی در زندگی خود داشته باشند امری است بسیار خوب و ارزنده، اما برای سطح حرفه‌ای بسیار باید در مورد کمیت سختگیری شود.

انگار همه مردم ما یک فامیل در اروپا دارند که تمام سیاست‌های اتحادیه اروپا را به آنها گزارش می‌دهد و همچنین یکی از اقوام‌شان در کاخ سفید مشغول به کار است و البته در وزارت اطلاعات هم یک باجناق دارند که همه اسرار را برای آنها می‌آورد!

وی در ادامه افزود: در یک سیستم سلامت فارغ از روش‌های گوناگون، هرم آموزش به شکلی است که در مقطع ابتدایی و همچنین گروهی که می‌خواهند موسیقی قسمتی از زندگی آنها باشد نه بخش حرفه‌ای آن، بیشترین تعداد هنرجو وجود دارد‌. اما به تدریج این تعداد در حرکت به سمت بالا کم و کمتر می‌شوند. چراکه تعداد مورد نیاز موسیقیدان حرفه‌ای برای یک کشور بسیار محدود است. به طور خلاصه می‌توانم بگویم در برخی کشورهای اروپایی در سال اول ابتدایی شاید تمام دانش‌آموزان درس موسیقی بگیرند اما در مقطع کارشناسی ارشد و در دانشگاه‌های معتبر ممکن است در برخی سال‌ها اصلا کسی پذیرفته نشود.

طهرانیان ضمن انتقاد از تعداد دانشگاه‌های موسیقی در ایران عنوان کرد: در کشور ما یک ارکستر سمفونیک، یک ارکستر ملی و یک ارکستر سازهای ملی وجود دارد که در واقع به واسطه آنها چیزی کمتر از سیصد شغل ایجاد می‌شود. در کنار این‌ها، شما هنرستان‌های موسیقی دختران و پسران را دارید که در تهران و چند شهر دیگر هستند و می‌توانند در مجموع چیزی حدود ۲۰۰ شغل ایجاد کنند. در عوض شما فقط در تهران بیش از ۷۰۰ آموزشگاه موسیقی‌ و ۵ دانشگاه موسیقی دارید که برخی از این دانشگاه‌ها به راحتی و بدون فیلتر خاصی در حال پذیرش دانشجو هستند؛ اگر دانشگاه‌های شهرهای دیگر را هم حساب کنیم، در حال حاضر ما چند هزار دانشجوی موسیقی داریم که همه توقع شغل دارند و همه خود را موسیقیدان می‌دانند و البته کمترین حق خود را این می‌دانند که به تدریس موسیقی مشغول شوند یا آموزشگاه موسیقی باز کنند.

روسیه چند برابر ما جایگاه شغلی برای موسیقی دارد ولی دانشجویان موسیقی‌شان یک پنجم ایران است

این استاد دانشگاه که تحصیلاتش را در زمینه موسیقی در روسیه انجام داده، ضمن مقایسه ایران و روسیه گفت: در کشور ما بسیاری از جایگاه‌های شغلی که در دنیا موسیقیدانان در آن مشغول هستند غیرقابل دسترسی است و از نظر فرهنگی برای مردم این شکل از کار، شغل محسوب نمی‌شود. اجرای موسیقی زنده در رستوران‌ها، کافه‌ها، هتل‌ها و مراکز خرید به شکل مرتب و باتوجه به کیفیت و شکل اجرا تقریبا وجود ندارد. اگر برای مقایسه، تهران را با مسکو قیاس کنید خواهید دید در حالی که چند برابر ایران در روسیه موسیقیدان جایگاه شغلی دارد، تعداد محصلان موسیقی در این کشور بسیار کمتر از ایران است و تعداد دانشجویانشان نیز شاید یک پنجم ایران و یا حتی کمتر از آن هم باشد.

اجراهای پاپ کشورمان بیشتر به درد دیسکو می‌خورد تا برگزاری کنسرت

شکل و کیفیت اجراهای‌ پاپ در ایران نمی‌تواند کنسرت باشد

وی همچنین ضمن اشاره به تعداد زیاد کنسرت‌هایی که در ایران برگزار می‌شود، عنوان کرد: ببینید بسیاری از کنسرت‌های موسیقی پاپ که در ایران برگزار می‌شود عملا نه کنسرت است و نه این شکل و کیفیت موسیقی می‌تواند کنسرت باشد. مکان‌هایی مثل دیسکو در ایران وجود ندارد وگرنه بعضی از خوانندگان و گروه‌های ما موسیقی‌ای که اجرا می‌کنند به درد مکان‌هایی مانند دیسکو و کاباره می‌خورند اما چون این فضاها وجود ندارد کنسرت برگزار می‌شود.

بیشتر هنرمندان در ایران سوبسیدی و یارانه‌ای هستند

فرزین طهرانیان گفت: در سطح جهانی هم هر خواننده‌ای توان برگزاری کنسرت را ندارد و اجراهای چنین خوانندگانی که توان کنسرت دادن را ندارند در سالن‌های دیسکو و کاباره برگزار می‌شود. من یک اصطلاحی دارم که هر کس شنیده از من متنفر شده و فکر می‌کنم که حرف درستی است: "بیشتر هنرمندان در ایران هنرمندان سوبسیدی هستند، هنرمندان یارانه‌ای!" در کشور ما ترافیک کنسرت نوازندگان سایر کشورها وجود ندارد، فیلم‌های سینمایی جهان همزمان با دنیا در ایران دوبله و نمایش داده نمی‌شوند، تئاتر و نمایشگاه نقاشی و بقیه هنرها نیز به همین شکل است. در غیاب سینمای خارجی به طور مثال هالیوود، فیلم‌های ما فروش میلیاردی می‌کنند و ما برای همدیگر دست می‌زنیم و جشن می‌گیریم. در نبود کنسرت بزرگان راک و جز دنیا کنسرت‌های پاپ و راک تقلیدی برگزار می‌کنیم و خوشحال و مسرور هستیم.

 در غیاب سینمای خارجی به طور مثال هالیوود، فیلم‌های ما فروش میلیاردی می‌کنند و ما برای همدیگر دست می‌زنیم و جشن می‌گیریم. در نبود کنسرت بزرگان راک و جز دنیا کنسرت‌های پاپ و راک تقلیدی برگزار می‌کنیم و خوشحال و مسرور هستیم

این موسیقیدان افزود: من شخصا روزی از خودم راضی خواهم بود که اگر در یک هفته یک نوازنده خارجی در ایران کنسرت دارد، هفته بعد من اجرا کنم و مخاطب، ما دو نفر را مقایسه کند‌. تا چنین روزی نرسد عملا من یک گیتاریست سوبسیدی هستم و در غیاب نوازندگان رقیبم که در دنیا مشغول کار هستند، می‌توانم در ایران نفسی بکشم‌. اما اگر در کنار آنها اجرا کنم احساس واقعی خواهم داشت.

وی ضمن اشاره به حمایت نشدن موسیقی کلاسیک از سوی خود اهالی موسیقی نیز افزود: موسیقی کلاسیک شکل دیگری از کنسرت را دارد و شنونده در سکوت به شنیدن موسیقی می‌پردازد‌. همیشه سعی می‌کنم تا حد ممکن به یک استاندارد نزدیک باشم. اما همه چیز دست ما نیست. برای یک کنسرت شما به سالن، مدیریت، رسانه و خیلی مسائل پشتیبان نیاز دارید. شما یک محاسبه سر انگشتی انجام می‌دهید و می‌گویید در تهران ۷۰۰ آموزشگاه موسیقی، ۵ دانشگاه و چند هزار دانشجو و هنرجو و معلم وجود دارند که دست کم حدود ۵۰۰ هزار نفر در تهران به طور مستقیم با موسیقی ارتباط دارند؛ اما شما یک کنسرت پیانو در سالن رودکی با ۲۴۰ صندلی برگزار می‌کنید و سالن خالی می‌ماند. حتی یک پیانیست جهانی را دعوت می‌کنید و سالن خالی است. این یعنی هیچ پشتیبانی وجود ندارد، یعنی همکاران شما به هیچ عنوان هنرجویان را تشویق به شنیدن کنسرت نمی‌کنند. این یعنی کل سیستم آموزشگاهی و دانشگاهی شما در حال رفتن به بیراهه است. در غیر این صورت کنسرت‌های سالن رودکی و فرهنگسرای نیاوران ما باید همیشه پر باشد.

  در تهران ۷۰۰ آموزشگاه موسیقی، ۵ دانشگاه و چند هزار دانشجو و هنرجو و معلم وجود دارند که دست کم حدود ۵۰۰ هزار نفر در تهران به طور مستقیم با موسیقی ارتباط دارند؛ اما شما یک کنسرت پیانو در سالن رودکی با ۲۴۰ صندلی برگزار می‌کنید و سالن خالی می‌ماند. حتی یک پیانیست جهانی را دعوت می‌کنید و سالن خالی است. این یعنی همکاران شما به هیچ عنوان هنرجویان را تشویق به شنیدن کنسرت نمی‌کنند و  کل سیستم آموزشگاهی و دانشگاهی شما در حال رفتن به بیراهه است

طهرانیان عنوان کرد: چند سال پیش نیکیتا کوشکین که یک آهنگساز بزرگ روس است به همراه یک گیتاریست بسیار عالی به ایران آمدند و در تالار وحدت اجرا داشتند. استقبال از این برنامه استثنایی در حد صفر بود. پیانیست ارمنی هایک ملیکیان به تهران آمد و آثار آهنگسازان ایرانی را اجرا کرد و استقبال از آن برنامه هم بسیار ضعیف بود. ما افراد بی‌استعداد را با یک تکه کاغذ تبدیل به معلم کردیم و تکنولوژی هم به این افراد رسانه داده است و استادان ناسالمی که برای پر کردن کلاس همه را مستعد و نابغه می‌دانند تا کلاس خالی نشود و بسیاری مسائل دیگر دست به دست هم داده‌اند تا هنرجوی موسیقی همه چیز باشد جز هنرجوی موسیقی.

ما افراد بی‌استعداد را با یک تکه کاغذ تبدیل به معلم کردیم و تکنولوژی هم به این افراد رسانه داده و استادان ناسالمی که برای پر کردن کلاس همه را مستعد و نابغه می‌دانند تا کلاس خالی نشود و بسیاری مسائل دیگر دست به دست هم داده‌اند تا هنرجوی موسیقی همه چیز باشد جز هنرجوی موسیقی

این نوازنده گیتارکلاسیک گفت: در حال حاضر به دلیلی که در بالا گفتم تنها جایگاه قابل اتکا برای کسب درآمد موسیقیدانان تدریس است. در نتیجه موسیقیدان موفق یعنی معلمی که شاگردان بیشتری دارد. پس شما به عنوان معلم باید از تعداد شاگردان خود حراست کنید. نسبت به این شاگردان احساس مالکیت می‌کنید و برای حفظ این شاگردان نباید اجازه بدهید که آنها سایر نوازندگان و معلمان را ببینند و بشنوند؛ چراکه این خطر وجود دارد که از کلاس شما بروند.

دانشگاه‌های موسیقی کوچکترین تلاشی برای ارتقا نمی‌کنند

وی همچنین درباره وضعیت موسیقی در دانشگاه‌ها نیز عنوان کرد: اگر کیفی به موضوع نگاه کنید وضعیت موسیقی در دانشگاه اصلا خوب نیست. اول اینکه برای کل آموزش عالی گروهی از افراد که عموما تکنوکرات هستند بدون درک و تجربه‌ای از آموزش هنر، قانونگذاری می‌کنند. دوم اینکه دانشگاه‌های و دانشکده‌ها موسیقی دارای سیاست نیستند؛ برای تمام دانشگاه‌هایی که من در آنها تدریس داشته‌ام کیفیت و محتوای کارم کوچکترین اهمیتی نداشته و ندارد. استاد دانشگاه صرفا یک مترسک است که سر کلاس باشد تا به دانشجو گفته شود استاد داریم و باید سر کلاس بروید. برای حضور استاد در یک ترم، منت سر دانشجو می‌گذارند می‌گویند بهترین استاد دنیا است، اما ترم بعد اصلا به کار دعوت نمی‌شود. اگر یک استاد، فرد وطن‌پرستی است یا به کار خود عشق زیادی دارد و سعی می‌کند تحولی ایجاد کند کاملا یک مسئله فردی است وگرنه از سوی دانشگاه کوچکترین تلاشی برای ارتقا وجود ندارد.

برای حضور استاد در یک ترم، منت سر دانشجو می‌گذارند می‌گویند بهترین استاد دنیاست، اما ترم بعد به کار دعوت نمی‌شود. اگر یک استاد، فرد وطن‌پرستی است یا به کار خود عشق زیادی دارد و سعی می‌کند تحولی ایجاد کند کاملا یک مسئله فردی است وگرنه از سوی دانشگاه کوچکترین تلاشی برای ارتقا وجود ندارد

فرزین طهرانیان در ادامه افزود: دانشگاه موسیقی یک مجموعه است که باید عوامل آن با هم کار کنند. شما در یک کلاس تلاش می‌کنید و هزار مورد سختگیری و برخورد تند انجام می‌دهید تا دانشجو نظم و دسیپلین پیدا کند؛ در همان زمان استاد درس دیگری در همان دانشکده، دانشجو را تحریک می‌کند که علیه شما نامه بنویسد و انواع توهین‌ها و تهمت‌ها را به شما نسبت می‌دهند. شما دانشجو را به کار می‌کشید که روزانه چند ساعت تمرین کند و در کلاس دیگری در همان دانشکده استاد پیشکسوت در کلاس می‌گوید: نوازندگی در دنیا در حال پایان است و به زودی نرم‌افزار همه کارها را انجام خواهد داد. دانشجو با این تناقض چه باید کند؟ خود به خود همه ما میل به راحتی داریم و اکثریت به سمت راحتی می‌روند. کسی که همیشه در کلاس حاضر می‌شود و همیشه دست به ساز است و سختگیری می‌کند استاد بی‌اعصاب و دیوانه معرفی می‌شود و بقیه هم که یک هفته در میان یا حضور ندارند یا خاطراتی تعریف می‌کنند و استادان با اخلاق و اسطوره‌های معرفت می‌شوند. البته خوشحالم کسانی که با من ارتباط داشتند و از کلاسم استفاده کردند در حال تلاش خوبی هستند. برگزاری سه فستیوال در سراسر ایران، ترجمه چندین جلد کتاب، ضبط آلبوم کارهایی است که از طرف دوستان من انجام شده است. احساس اینکه جریانی را راه انداخته‌ام باعث خوشحالی و انگیزه‌ام می‌شود.

این موسیقیدان درباره فعالیت‌های حرفه‌ای خود عنوان کرد: امیدوارم یک مجموعه از آثار آهنگسازان ایرانی برای گیتار به زودی به چاپ برسد تا در رپرتوارهای دانشگاه اجرا شود.

عده‌ای به دلیل عدم توفیق در نوازندگی، آهنگساز شده‌اند

چرا باید قطعه‌ای ساخته شود که نوازنده و شنونده بیشتر از یکبار مایل به شنیدنش نیستند؟

وی درباره آهنگسازان کشورمان نیز گفت: ما دو گروه آهنگساز در ایران داریم؛ اول گروهی که می‌دانند چه می‌خواهند و از روی ناتوانی و ناچاری سمت آهنگسازی نیامده‌اند. گروه دوم کسانی هستند که به دلیل عدم توفیق در نوازندگی، آهنگساز شده‌اند. با گروه دوم اصلا نمی‌شود کار کرد و من کاملا از آنها دوری می‌کنم‌. یک گروه هم بلاتکلیف هستند در جمع آهنگسازان نوازنده‌اند و در جمع نوازندگان آهنگساز درنهایت هم رهبری ارکستر انجام می دهند. من یکبار سوالی مطرح کردم که بعضی‌ها از آن ناراحت شدند؛ سوال این بود چرا باید قطعه‌ای ساخته شود که نوازنده بیشتر از یکبار حاضر به اجرا نیست و شنونده هم بیشتر از یکبار مایل به شنیدن نیست؟ شما یک قطعه در تاریخ موسیقی به من نشان بدهید فقط یک قطعه ماندگار که بارها و بارها اجرا نشده است.

طهرانیان در ادامه افزود: مسئله این است که در موسیقی آکادمیک ما موضوع اقتصاد دیده نمی‌شود. یک پیانیست را درنظر بگیرید که چند ماه زمان برای یادگیری و اجرای یک قطعه باید صرف کند. آیا صحیح است که بعد از آن فقط یکبار قطعه را اجرا کند و تمام. من در موسیقی کلاسیک با اینکه چند تمرین انجام شود و یک قطعه به اجرا درآید مشکلی ندارم اما اگر این قطعات بارها و بارها اجرا نشوند و از سوی نوازندگان و استادان و البته در غیاب آهنگساز، ویرایش و بررسی نشوند هرگز ذات قطعات مشخص نمی‌شوند. اثر هنری فقط در غیاب صاحب اثر رشد و ترقی می کند چه در زمان حیات وی چه بعد از آن. اگر یک اثر از یک آهنگساز ایرانی به مدت پنج سال در دانشگاه‌های مختلف توسط دانشجویان مختلف اجرا و زیر نظر استادان مختلف بررسی شود این قطعه به شکوفایی می‌رسد‌. درست اتفاقی که در مورد آثار همه آهنگسازان افتاده است. پایان‌نامه‌هایی که در مورد آثار آهنگسازان بزرگ جهان به تحریر درآمده و ویرایش‌های مختلفی که در سراسر دنیا از آثار آهنگسازان چاپ شده است و اجراهای متنوع باعث شکوفایی و بلوغ آثار شده و می‌شود.

 در اینجا می‌توانید فیلمی از اجرای قطعه "نور در شمع" اثر آندره یورک به کارگردانی معین هاشمی نسب را که توسط فرزین طهرانیان اجرا شده ببینید و بشنوید:

http://static0.ilna.ir/media/4nB6D26m5AMA/dmlkZW8tbWVkaXVtLndlYm0,/480+p+%282%29.webm

ادامه مطلب...

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    ساز مورد علاقه خود را انتخاب کنید

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131