گفت و گو

گفت و گو (1125)

گفت و گو با اساتید موسیقی، آهنگسازان، نوازندگان، خوانندگان، نویسندگان کتاب، مترجمان موسیقی ایران

طبقه بندي هاي فرزند

داریوش پیرنیاکان در گفتگو با ایلنا:

متولیان جرات برنامه‌ریزی برای موسیقی را ندارند/ اکثر خوانندگان سنتی؛ پاپ‌خوان شده‌اند/شجریان و ناظری؛ تنها خوانندگانِ مستقلِ امروز

تا زمانی‌که یک موضوع به رسمیت شناخته نشود متولیان امر هم جرات نخواهند کرد برای آن موضوع برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشند. موضوع اصلی موسیقی هم همین نکته است که باید خود این هنر به رسمیت شناخته شود اما هنوز این اتفاق نیفتاده است.

داریوش پیرنیاکان در گفتگو با خبرنگار ایلنا، ضمن بیان این مطلب گفت: من سالیان سال است که می‌گویم سرنوشت موسیقی و استعدادهای موسیقی بستگی به هیچ‌کدام از دست‌اندرکاران موسیقی ندارد؛ بستگی به یک موقعیت اجتماعی موسیقی دارد. ما جشنواره‌های مختلفی در زمینه موسیقی برگزار می‌کنیم و ارکستر‌های سمفونیک و ملی نیز داریم، ولی هنوز موسیقی به رسمیت شناخته نمی‌شود. تا زمانی‌که یک موضوع به رسمیت شناخته نشود متولیان امر هم جرات نخواهند کرد برای آن موضوع برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشند. موضوع اصلی موسیقی همین نکته است که باید خود به رسمیت شناخته شود اما هنوز این اتفاق نیفتاده است.

این موسیقیدان در ادامه افزود: به رسمیت شناخته شدن موسیقی یعنی اینکه شهرداری‌ها برای جلوگیری از آسیب‌های اجتماعی، روحی و اقتصادی باید در هر ناحیه‌ای یک گروه و یا ارکستر موسیقی تشکیل بدهد تا جوان‌ها در آنجا جمع بشوند و فعالیت‌های فرهنگی هنری داشته باشند. این همه تحصیلکرده در رشته موسیقی از دانشگاه‌های موسیقی بیرون می‌آیند همه که نمی‌توانند کلاس آموزشی باز کنند. همین الان حدود 800 کلاس آموزشی موسیقی در تهران وجود دارد و اما همه کسانی که در این آموزشگاه‌ها فعالیت می‌کنند روح معلمی ندارند ولی به دلیل نبود شغل مجبور شده‌اند در چنین عرصه‌ای فعالیت کنند. یک بخشی از اشتغال‌زایی و تولید همین فعالیت‌ها محسوب می‌شود.

وی همچنین عنوان کرد: شما هیچ برنامه مستقل اجرای موسیقی در تلویزیون ندیده و نمی‌بینید؛ و این به همان مسئله رسمیت نداشتن موسیقی در کشور ماست. بارها من را به تلویزیون دعوت کرده‌اند اما نمی‌روم چون من با سازم شناخته می‌شوم و تلویزیون در این حد هم حاضر نیست به موسیقی رسمیت بدهد. ببینید برای هر چیزی در تلویزیون میزگرد آسیب‌شناسی برگزار می‌شود اما در زمینه موسیقی اصلا چنین اتفاقی نمی‌افتد. یکی از آسیب‌های امروز موسیقی ما این است که اکثر خوانندگان موسیقی سنتی ما نیز در حال اجرای پاپ هستند و هر کدام از کنسرت‌ها به سمت اجرای پاپ می‌روند و دلیل‌اش هم کسب درآمد است.

پیرنیاکان گفت: در زمان قدیم نوازنده‌ای مانند استاد شهناز حدود 400 تا 500 برنامه تکنوازی در رادیو داشت و بسیاری از موزیسین‌های ما به همین شکل حق و حقوقی داشتند و به طور ثابت به فعالیت می‌پرداختند و به رسمیت شناخته می‌شدند. کدام یک از ما امروز می‌توانیم 400 تا 500 برنامه تکنوازی داشته باشیم؟ در قدیم این امکان‌پذیر بود چون برنامه منظمی در این زمینه وجود داشت اما امروز ما برای تامین معیشتمان باید مدام تدریس کنیم و کنسرت بدهیم. در چنین فضایی قطعا خلاقیت از بین می‌رود و مجموع تمام این عوامل همان موضوعی را پدید می‌آورد که ما می‌گوییم هنوز موسیقی به رسمیت شناخته نشده است.

وی افزود: در چنین فضایی اگر استعدادهایی نیز در جشنواره موسیقی جوان کشف شوند قطعا مورد حمایت و آموزش مدون قرار نمی‌گیرند و مانند بسیاری از استعدادهای دیگر به نتیجه نمی‌رسند. تا زمانی که مسئله رسمیت پیدا کردن موسیقی حل نشود ما مجبوریم با همین شیوه کج‌دار و مریز ادامه بدهیم و شرایط به شکل سلیقه‌ای یک روز خوب می‌شود و یک روز بد. یک روز آقایی در یک پست مهم سمت می‌گیرد که از موسیقی بدش نمی‌آید به این مسئله موسیقی تا حدودی توجه می‌کند فردا شخص دیگری در این سمت قرار می‌گیرد که می‌گوید یواشکی از کنار موسیقی عبور می‌کنیم که اتفاقی نیفتد. با این شیوه نیز قطعا نمی‌توان موسیقی مملکت را اداره کرد. باید قانونی باشد که هر فردی مسئول می‌شود در قبال کم‌کاری‌هایش پاسخگو باشد.

عضو هیئت داوران یازدهمین جشنواره موسیقی جوان درباره جشنواره موسیقی جوان نیز گفت: در روزهای آغازین جشنواره موسیقی جوان هستیم و هنوز نمی‌توان ارزیابی دقیقی از سطح کیفی شرکت‌کنندگان داشت اما تا همین جای کار که بخش تار را دیده‌ایم به گمانم بچه‌ها در دوره قبل از سطح کیفی بالاتری برخوردار بودند. در روز اول جشنواره شرکت‌کنندگان گروه الف از سطح خوبی برخوردار بودند. این مقایسه را فعلا در زمینه تار در روز اول عنوان کردم. انتظارمان از سطح گروه سنی ج بسیار بالاتر بود به هر حال این عزیزان حدود 27 سال سن دارند و ما خودمان زمانی که در سن این افراد بودیم نوازنده حرفه‌ای بودیم و آثارمان منتشر می‌شد. به نظرم سال گذشته گروه سنی ج بهتر از امسال بوند.

این موسیقیدان در ادامه افزود: ما در جشنواره با دوستان صحبت می‌کردیم و معتقدیم که باید از اساتید تمام سازهای مختلف جلسه‌ای با هم داشته باشند و با همفکری، یک رپرتوار مشخصی را برای سازهای مختلف تعیین کنند. تشتتی در رپرتوار تمام سازها وجود دارد. ما اگر بتوانیم مشخص کنیم مثلا برای یک سال تمام گروه‌های سازی آثار درویش خان را کار کنند. به معلمان هم این اطلاع رسانی صورت بگیرد تا یک رپرتوار ثابت را با هنرجویان کار کنند. نتیجه آن می‌شود که اولا آثار مثلا درویش خان برای تمام هنرجویان تعریف می‌شود و با رپرتوار موسیقی کلاسیک خودمان آشنا می‌شوند. دوما اینکه عیاری برای قضاوت داوران نیز مشخص می‌شود. در چنین شرایطی گروه‌های سنی مختلف تمام سازها را می‌توان با یکدیگر مقایسه کرد و نقاط ضعف و قوت هنرجویان نیز بهتر مشخص می‌شود.

وی همچنین در مورد آواز نیز عنوان کرد: ما در بخش آواز دو رپرتوار مشخص داریم یکی ردیف مرحوم استاد دوامی و یکی ردیف زنده‌یاد محمود کریمی است. اینها از نظر ردیف مرجع محسوب می‌شوند و باید آموزش داده شوند؛ منتهی متاسفانه الان شیوه‌ها به اسم ردیف تدریس می‌شود در حالی که شیوه‌ها ردیف محسوب نمی‌شوند. برای مثال سیدحسین طاهرزاده خواننده بسیار بزرگی است اما ردیف آوازی ندارد بلکه شیوه خاص خودش را دارد. یعنی فرد باید هم ردیف بیاموزد و هم در کنار آن شیوه‌های آواز خوانی را نیز یاد بگیرد. در این زمینه بسیار تشتت آرا وجود دارد به همین دلیل خواننده‌ها ردیف را یاد می‌گیرند ولی به موقع اجرا که می‌رسند همه در خط یک آواز خوان قرار می‌گیرند. امروز آوازخوانی که بتواند به طور مستقل آواز بخواند بسیار کم داریم. تنها کسانی که امروز به طور مستقل آواز می‌خوانند استاد شجریان و آقای شهرام ناظری هستند که آوازشان شبیه به هیچکس نیست. بقیه در حال تقلید هستند.

داریوش پیرنیاکان افزود: این در حالی است که در زمان برنامه‌های رادیویی قبل از انقلاب ما خواننده‌هایی مانند استاد بنان، قوامی، شهیدی، گلپایگانی، ایرج، خوانساری، شجریان بودند که هر کدام لحن و شیوه خودشان را داشتند. این مسئله متاسفانه امروز در آواز ما مقفول مانده است. یعنی همه می‌خواهند از آقای شجریان تقلید کنند بدون اینکه ببینند حنجره‌شان این اجازه را می‌دهد یا نه. باید هنرجوی آواز به جنس و رنج صدایش دقت کند و تا مدتی برای یادگیری تقلید داشته باشد اما بعدها باید از خودشان خلاقیت به خرج بدهند و راه‌شان را پیدا کنند.

این نوازنده تار همچنین در مورد کیفیت برگزاری جشنواره موسیقی جوان نیز گفت: این جشنواره‌های که به دبیری آقای هومان اسعدی برگزار می‌شود واقعا از نظر کیفیت و مدیریت برگزاری بسیار عالی است. در دوره هفتم جشنواره موسیقی جوان من دبیر جشنواره بودم و قبل از آن هم آشفتگی‌های زیادی در جشنواره دیده می‌شد. در همان دوره هفتم حرکتی را پایه‌گذاری کردم که ای کاش آن هم به همین جشنواره اضافه شود. در آن زمان گفتم بچه 10 – 11 ساله‌ای که از شهرستان برای شرکت در جشنواره به تهران می‌آید حتما با همراه می‌آید؛ برای همین یک شب برای این عزیزان هتل بگیرند و هزینه اش برعهده وزارت ارشاد باشد. آن سال این اتفاق افتاد و انجام شد. این هم جزو کیفیت جشنواره محسوب می‌شود.

وی عنوان کرد: در طی این چهار دوره‌ای که آقای هومان اسعدی دبیری جشنواره را برعهده دارند واقعا هر دوره بهتر از دوره قبل بوده است. جشنواره موسیقی جوان امروز منسجم‌تر و بهتر از هر دوره‌ای است. هماهنگی‌ها و همدلی بیشتر است. اینها همه تاثیرات مثبتی بر جشنواره داشته و دارد.

ادامه مطلب...

انتقادات یک آهنگساز از ارکستر سمفونیک تهران

چرا رهبر ارکستر از اجرای پارتیتورهای جدید شانه خالی می­‌کند؟/ معاونت هنری فرصتی برای هنرمندان ندارد!

حسن زندباف آهنگساز پیشکسوت طی یادداشتی که در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده، از ارکستر سمفونیک تهران و برخوردهای نامناسب برخی از مسئولین وزارت ارشاد انتقاد کرده است.

به گزارش خبرنگار موسیقی فارس، حسن زندباف متولد ۱۳۱۹ تهران، آهنگساز و مدرس موسیقی است. او فارغ‌ التحصیل هنرستان موسیقی عالی تهران است و تحصیلات تکمیلی‌اش را در کنسرواتور مونیخ انجام داده و فارغ‌التحصیل این کنسرواتوار است. در کارنامه او آهنگسازی بیش از ۲۰ فیلم سینمایی و مستند به چشم می‌خورد. این استاد موسیقی نزدیک به ۲۰ کتاب نیز در حوزه موسیقی تالیف و منتشر کرده است. این آهنگساز پیشکسوت طی یادداشتی که در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده، از ارکستر سمفونیک تهران و برخوردهای نامناسب برخی از مسئولین انتقاد کرده است. در ادامه این یادداشت را می‌خوانید:

«قبل ازشروع انتقاد، یک داستان قدیمی به خاطرم آمد: هیزم شکنی با شخص هیزم داری قرارگذاشت که با مقداری پول، هیزم را خُرد کند. درانجام کار، شخص دیگری بیکاردرگوشه­ای ایستاده و زمانی که او تبررا می­کوبید، شخص بیکار با تاکید می­گفت «اِه»، هربار و هربار. کارکه به انجام رسید، موقع دریافت دستمزد، شخص بیکارگفت: پس دستمزد من چی؟ هیزم شکن با تعجب سوال کرد که تو چه کردی؟ او درجواب گفت: تو کوبیدی و من گفتم «اِه» . هیزم شکن سکه دریافتی را به هوا پرتاب کرد و سکه که به زمین افتاد، آن را درجیب گذاشت و به شخص بیکارگفت: «جرینگ سکه هم مال تو.» منظور ازاین داستان: زحماتی درمملکت ما کشیده شده و حتی تخصص همراه با تعهد هم ضمیمه اخلاق تعدادی گردیده است، ولی اِه گویان نبض عمل را دردست دارند.

در همین ابتدا برای روشن شدن عمل رهبری ارکستر سنفونی اشاره­ای به آن می­کنم: درکشورهای اروپائی شخصی که مسئولیت ارکسترسنفونی را برای رهبری به اومی­سپارند، باید تمام دوران دانش فنون موسیقی را آموخته و باید از یک شعور غیرمتعارف هم برخوردار باشد، تا بتواند ازطریق نت­ها، مفهوم درونی آهنگساز را دریافت کند، زیرا این نت­ها تحت عنوان «پارتیتور» گویای تفکریک آهنگساز است. به این دلیل این شخص انتخاب می‌شود، زیرا که هر ارکستر مخارج سنگینی برای دولت، به عبارتی برای مملکت داشته که از بودجه مردم تامین می­شود.

باری من قطعاتی برای ارکستر سنفونی آهنگسازی کردم و برای اجرای آن با شورای موسیقی که مسئولیت موسیقی را درکشور برعهده دارد، تماس گرفتم. متوجه شدم که سه شورای موسیقی درمورد کارهای ارائه شده نظرمی­دهند: موسیقی سنتی، پاپ، کلاسیک. کارهای من تنظیم برای ارکسترسنفونی بود، پس با دو شورای دیگرکاری نداشتم. برای ارائه کاردرشورا ازمن خواسته شد که CD  اثرهم باید همراه باشد. آن­ها بعد از بررسی کار، جواب مثبت و یا منفی می­دهند. تعجب آور است! اگرجواب مثبت باشد، انتظار صاحب اثر اجرای آن است، ولی جوابی که دریافت می کند، این که ما برای اجرا نمی­توانیم کاری بکنیم، فقط ما تائید یا رد می­کنیم. دست­مریزاد! یکی ازمسئولین که در شورا صاحب نظر است می‌گفت: درچند وقت گذشته شخصی ازخارج آمده و مسئول ارکسترشده است. اگر او بخواهد، شاید که کارقبول و به اجرا گذاشته شود.

برای آشنائی ناآشنایان اشاره­ای کوتاه دارم: قطعه برای ارکسترسنفونی با عنوان «پارتیتور» می­باشد، به عبارتی پارتیتور برای یک ارکسترسنفونی است که شامل چند صدای مختلف بوده که نوشته می­شود ودرجلوی رهبرارکسترقرار داشته که او می تواند اصوات مختلف ارکستر را رهبری کند. برای آشنائی به پاتیتور، زمان زیادی باید صرف شود، زیرا یک ارکسترسنفونی حدود 90 نفراست که بتوان به آن مسلط شُد واما برخورد من با رهبرتازه وارد:

با خانمی که درتالار مسئول سازهای ارکستراست، به اتفاق درروزیکشنبه­ای نزد رهبرارکستر رفتیم، زیرا ازقبل ساعت 10 ربع کم قرارداشتیم. او بعد ازاحوالپرسی با خانم سوال کرد که چکار دارید؟ خانم درجواب گفت: ایشان قطعاتی برای ارکسترساخته­اند. ناگهان او با یک فیگورقرون وسطائی گفت: «من وقت ندارم، چرا تعین وقت نکردید، من کاردارم و... خانم رفت. او روبه من: «خوب، چکاردارید؟ من درجواب گفتم که: «مگراو بهت نگفت، کارهائی برای ارکسترنوشتم.» جواب او: «آیا ضبط کردی و CD  آن را آوردی؟» نوشتن این مطلب ازهمین جا شروع می شود، زیرا تعجب کردم. (شخصی که رهبری یک ارکستررا تقبل می­کند، با یک نگاه حتا کوتاه به محتوای کارپی می برد ونظر خود را اعلام می کند).

برای من سوال پیش آمد: آیا فیگورهای قرون وسطائی او هنوز برای جوانان ارکستر جلوه هنری داشته؟ و او با همین تصوربا هرکس برخورد می­کند؟

1-چگونه است که اوهم پارتیتورمی­خواهد و هم CD، زیرا یک چنین قطعاتی بدون اجرای ارکستر زنده ایجاد توهم می‌کند. شاید که بعضی­ها توانائی مالی داشته باشند و با اُرگ­های برقی، کار را انجام دهند، چنانچه شنیده­ام که انجام داده‌اند، اما آیا آنچه که به گوش می­رسد، همانی است که ارکستر زنده به گوش می رساند؟ اگرچنین باشد، باید بگویم که با عدم شناخت کار گمراهی به بار خواهد آمد.

2- به اشتباه نرفته­ام اگر بگویم که او در خواندن پارتیتور ناتوان است، البته پارتیتور در جلوی خود دارد که ارکستر را رهبری می کند، ولی چه کاری را؟ درطول قرن­هاست موتسارت، باخ و بتهوون و... دربسیاری ازکشورهای اروپائی حتا آسیا و خاوردور به اجرا درمی­آید وکاملا شناخته شده­اند. پس اگر او در مملکت ما به اجرای این چنین آثاری بنشیند، آیا شاهکارکرده است؟ ازآن گذشته، می­شود با تمرین های فراوان به این نوع کار مسلط شد.

3-من براین باورهستم که اوقادر به خواندن پارتیتورنیست، زیرا بگونه­ای از زیر پارتیتورهای جدید شانه خالی می­کند وکار جدید و شناخت او نسبت به کاربرای او اشکال ایجاد می­کند، زیرا که پای حیثیت او در میان است. مثالی می آورم: کتابی را نزد شخصی که الفبا را می­شناسد می­بریم و او با هر مقدار سوادش آن را می­خواند. پاتیتور هم باید برای شخص آشنا چنین باشد. پس چگونه است که او هم پارتیتور و هم CD می­خواهد. من بر این باورم که او از خواندن پارتیتورهای جدید عاجز است.

البته نا گفته نماند که با کمال تاسف این جریان ازقوانین شورا هم است و نمی­شود به آنها ایرادی گرفت، زیرا تعلیم وتربیت رهبری ارکستر وجود نداشته که آموزش ببینند، ولی این شخص با سر و صدای بسیار ازخارج و با پول هنگفتی به ایران آورده شده است. ازآن گذشته، تا کی باخ، موتسارت، بتهوون، پس تکلیف زحمت­کشان این فرهنگ چیست؟ و به چه کسی باید رجوع کنند، آیا بایستی راهی خارج ازکشورشوند؟ ویا با اشخاص بی هویتی که تحمیل می­شود سرکنند وتحمل کنند؟

یقین دارم که بچه­های خودمان، حتا با ناتوانی درکار رهبری و با شناخت نسبی زبان موسیقائی خودمان، با ارزش­ترازاین اشخاص بوده وصمیمی­ترکاررا به انجام می­­رسانند. حتا شخصی را می­شناسم که با داشتن دانش موسیقی که سال­ها زحمت این راه را کشیده  وبا نگاه سلامتی که برای موسیقائی این سرزمین داشته، بی توجهی به اومی­شود و دیگرانی که شاید شهرتی کاذب داشته و با دروغ وکلک وارد این سرزمین می کنیم، عنان کار را در دست اومی سپاریم. آیا باید چنین باشد؟

ابتدا مصمم شدم که نظرخود را با معاونت هنری در میان بگذارم. بعد از چندین بار تماس با دفتر ایشان، نتیجه آن شد که از او بگذرم، زیرا ایشان وقتی برای من نداشت. به همین دلیل نامه را برای وزیر، حتا حراست وزارتخانه  وحراست هم مرا به شخص دیگری پاس دادند. از اردیبهشت ما تا اکنون، همچنان درانتظار هستم. حال برای من سوال است، آیا درپس موضوع جریانی نهفته و باید اینطورباشد؟ اگرجریانی مخفی­ست، کافیست که به من بگویند برودنبال کارت واو باید باشد، پیگیرنباش. اما من همچنان پیگیرخواهم بود. چنانچه اگرجوابی دریافت نکنم، شاید که سراز فضای مجازی درآورم. ازآن گذشته کوشش خواهم کرد که مطلب را نه تنها عمومی کنم، بلکه با هر مسئول فرهنگی تماس گرفته شاید که بتوانم جلودار بعضی ازخطاهای اینگونه باشم

حسن زندباف»

ادامه مطلب...

علی رهبری و فصل جدید فعالیت‌ها/ چهل سال از دریافت مدال طلا گذشت

رهبر سابق ارکستر سمفونیک تهران با اشاره به تازه ترین فعالیت های خود در عرصه موسیقی، یادداشتی را به مناسبت چهلمین سال دریافت مدال طلای مسابقات جهانی رهبری ارکستر منتشر کرد.

علی رهبری رهبر سابق ارکستر سمفونیک تهران در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به تازه ترین فعالیت های خود در عرصه موسیقی گفت: در ماه های گذشته مشغول برنامه‌ریزی برای حضور در چند مجموعه موسیقایی و اجرای زنده بودم که به زودی برنامه های فصل هنری جدید را منتشر خواهم کرد.

وی افزود: طی ماه های گذشته در سی و هفتمین فصل همکاری خود با ارکستر فیلارمونیک اسلواکی همراه با ایوان ژناتی سولیست مشهور جمهوری چک برنامه ای را اجرا کردم که مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. ارکستر فیلارمونیک اسلواکی که یکی از مطرح‌ترین ارکسترهای این منطقه است تا به حال با رهبران مشهور دیگری چون کلادیو آبادو، زوبین مهتا، ریکاردو موتی، کورت مازور و لورین مازل همکاری داشته است و من بسیار خوشحالم که به عنوان یک هنرمند ایرانی در این مجموعه حضور پیدا کردم.

رهبر سابق ارکستر سمفونیک تهران  همچنین  به مناسبت چهل سالگی دریافت مدال طلای مسابقات جهانی رهبری ارکستر کشور فرانسه در یادداشتی که به صورت اختصاصی در اختیار خبرنگار مهر قرار داد، نوشته است: «مسابقات جهانی رهبری ارکستر برای اولین بار در سال ۱۹۵۱ یعنی حدود ۶۶ سال پیش برای رقابت بین رهبران جوان دنیا تاسیس شد. این مسابقات تا چند سال پیش به صورت سالانه و طی این سال ها به صورت دوسالانه برگزار می شود اما داستان حضور من در این مسابقات جهانی به ۶ سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، زمانی که من فارغ التحصیل آکادمی وین بودم باز می گردد. در این دوران بود که من برای مدیریت هنرستان عالی موسیقی به ایران دعوت شده بودم و بعد از سه سال کار در این مجموعه تصمیم بازگشت به اروپا را داشتم.

شرکت من به عنوان نماینده ایران در این مسابقه اصلا تصمیم خودم نبود و راستش را بخواهید فکرش را هم نمی کردم، زیرا در آن  زمان حضور هر هنرمند جوانی برای شرکت در این مسابقات تن آدمی را می لرزاند. جالب آن که ایده حضور من در این مسابقات حتی ارتباطی به وزارت فرهنگ و هنر آن زمان نداشت و این دکتر سعدی حسنی (موسیقی شناس، منتقد و از پژوهشگران بزرگ موسیقی غربی) بود که فضای بسیار مناسبی را برای حضور من در این مسابقات فراهم کرد. ما همراه با این هنرمند و پژوهشگر صاحب نام موسیقی سه سال ارکستر «ژونس موزیکال ایران» را در تهران اداره می کردیم و ایشان بیش از هر شخص دیگری شیوه کار  با ارکستر و استعداد من در رشته رهبری ارکستر را می شناخت. ایشان به دلیل اینکه فرد دنیا دیده ای بود به من اصرار کرد که در مسابقات جهانی رهبری ارکستر نام نویسی کنم. البته در این دوران من به زبان فرانسه آشنایی نداشتم و این دکتر حسنی بود که فرم ها را برای من پر کرد و آن را به دبیرخانه مسابقه ارسال کرد. در عین حال من این ایده را با استادان عزیزم حسین دهلوی و مصطفی پورتراب در ایران و آقای «فون اینم» استاد اتریشی در میان گذاشتم و آنها هم تایید کردند که من باید در این مسابقه شرکت کنم.

در تمام ۳۰ سال من  به اشتباه فکر می کردم جمهوری اسلامی ایران جلوی فعالیت های ارکستر ها را گرفته است، ۱۲ سال پیش که برای اولین بار آقای ناصری من را برای رهبری ارکستر سمفونیک تهران دعوت کردند تازه متوجه شدم که مقصر اصلی دولت نبوده بلکه متاسفانه خود موزیسین ها هستند که دوست ندارند در ایران از فعالیت های ایرانیان خارج از کشور صحبتی بشوددرباره مکانیزم حضور هنرمندان در مسابقات جهانی ارکستر هم باید به این نکته اشاره کنم که هر متقاضی برای شرکت در این رویداد باید رزومه قوی داشته و البته این خوش شانسی را نصیب خود کند که پذیرفته شود. زیرا تعداد شرکت کنندگان از کشورهای صاحب موسیقی چون روسیه، اتریش، آلمان، آمریکا و فرانسه زیاد است و امکان اینکه هنرمندانی غیر از این کشورها در چنین رویدادی شرکت کنند امری سخت و دشوار است.

به هر صورت این مسابقه در پنج قسمت انجام شد که در آغاز مسابقه ما حدود ۳۰ نفر شرکت کننده بودیم و می بایست یک قطعه ۱۰ دقیقه ای را با ارکستر سمفونیک در حضور مردم رهبری می کردیم، از این مرحله  حدود ۱۵ نفر حذف شده و وارد مرحله بعدی می شدند. در قسمت دوم هم می بایست قطعه طولانی تر و مشکل تری را رهبری می کردیم که از این مرحله نیز ۹ نفر حذف شدند. در مرحله سوم و چهارم هم این تعداد به ۶ نفر می رسید تا در نهایت این تعداد هنرمند برای رسیدن به فینال باهم رقابت کنند. البته باید آوری کنم که رسیدن به این مرحله خودش یک موفقیت است و در آینده می تواند به رهبر ارکستر کمک کند. در مرحله سوم می بایست ما یک اثر ناشناخته را که  برای اولین بار در اختیارمان گذاشته اند حدود ۲۰ دقیقه رهبری کنیم. مرحله چهارم  هم که سخت ترین مرحله بود  ما باید به مدت ۸ دقیقه قطعه ای از «دبوسی» را رهبری می کردیم و در این ۸ دقیقه  بود که می بایست هشت نت اشتباه را که عمدتا برای نوازندگان نوشته شده بود پیدا می کردیم.  در این قسمت بود که ۴ نفر دیگر از رقابت کنار رفته و فقط ایران و چک اسلوواکی به فینال راه پیدا کردند.

بدون اغراق  باید بگویم که با در دست داشتن این مدال طلا زندگی شما یک باره دگرگون می شود و برای کشوری که به مدال طلا می رسد در های بزرگی باز می شود، دعوت نامه به کشورهای مختلف و پیشنهاداتی برای کار کردن با ارکستر های سمفونیک دنیا به فرد برنده ارسال می شود و از این به بعد شما هستید که باید با نشان دادن کار واقعی، وارد شغل حرفه ای رهبری ارکستر بشوید. به هر صورت حضور هنرمندان جوان کشورهای مختلف  برای شرکت در چنین مسابقاتی  امر بسیار ضروری است. زیرا برای چهره و نام کشورشان موضوع بسیار مهمی است و البته که ورود به یک محفل بین المللی و برنده شدن در یک رویداد جهانی اهمیت خاصی دارد که همواره باید به آن توجه داشت.

به هر حال بعد از دریافت مدال طلای مسابقات جهانی رهبری ارکستر بود که دعوتنامه ای به من برای رهبری چند ارکستر فرانسوی از جمله ارکستر ملی فرانسه ارسال شد، این در حالی است که که ارکستر سمفونیک نورنبرگ آلمان هم از جمله ارکسترهایی بود که من را دعوت کرد و بلافاصله نوازندگان من را به عنوان مدیر هنری و رهبر دایم انتخاب کردند.  در همین زمان بود که آثار شش آهنگساز برجسته ایرانی را برای عرضه به بازار بین المللی ضبط کردم. یک سال بعد از این مسابقه هم  بود که در شهر  ژنو مسابقه بسیار مهمی بین تمام برندگان سال های مختلف دنیا در مسابقات رهبری ارکستر انجام شد که با من به نمایندگی از ایران در این رویداد شرکت کردم و برنده مدال نقره شدم. همین اتفاق باعث شد که آقای هربرت فون کارایان من را برای رهبری «ارکستر فیلهارمونیک برلین» دعوت کنند، بعد از اولین کنسرت بود که ایشان من را به عنوان دستیار برای فستیوال «زالسبورگ» انتخاب کرد. حالا در این ۴۰ سال علاوه بر رهبری بیش از ۱۲۰ ارکستر سمفونیک ریاست ارکسترهای «فیلهارمونیک بروکسل»، «فیلهارمونیک زاگرب»، «فیلهارمونیک مالاگاو» و «ارکستر ویتوز پراگ» را به عهده داشته ام که این ها تمام نتیجه برنده شدن دراین مسابقه بوده است.

همان طور که دوست بسیار عزیزم استاد حسین علیزاده چندی پیش گفتند: «در ایران هر کسی به سادگی به خود اجازه می دهد او را استاد صدا کنند، هرکسی هم که یک چوب دست می گیرد در ایران رهبر ارکستر می شود»، رهبر حرفه ای واقعی رهبری است که نه تنها در این رشته تحصیل کرده و رپرتواری بزرگ داشته باشد، بلکه باید سال ها از راه رهبری ارکستر امرار معاش کرده باشد. نباید فراموش شود که این مسابقه در فستیوال جهانی موسیقی در بزلنسون انجام می شود و در تمام مراحل مدیران مختلف ارکستر ها وجود دارند که با کنجکاوی مسابقه را دنبال می کنند تا رهبرانی با استعداد را برای ارکستر هایشان پیدا کنند.  

و اینکه چرا در این ۳۰ سال در ایران رهبری ارکستر انجام ندادم به این جهت است که اولا کسی من را دعوت نکرد. ثانیا در تمام ۳۰ سال من به اشتباه فکر می کردم جمهوری اسلامی ایران جلوی فعالیت های ارکستر ها را گرفته است، ۱۲ سال پیش که برای اولین بار آقای ناصری من را برای رهبری ارکستر سمفونیک تهران دعوت کردند تازه متوجه شدم که مقصر اصلی دولت نبوده بلکه متاسفانه خود موزیسین ها هستند که دوست ندارند در ایران از فعالیت های ایرانیان خارج از کشور صحبتی بشود.

همین الان ما نوازنده درجه یک ویولنسل، پیانو، ویولون و خواننده  در سطح جهانی داریم. سولیست ها، آهنگسازها و رهبران ارکستر بسیار موفق در خارج از ایران داریم که در ایران اصلا حرفی از آنها زده نمی شود. درصورتی که کشور های دیگر وقتی ببینند یک هنرمند موفق یک ارتباط کوچکی با آنها داشته فورا از او حمایت می کنند. شما اگر فهرست برندگان مسابقات جهانی رهبری ارکستر از جمله آلمان، فرانسه، اتریش، لهستان، چک، اسلواکی، ژاپن، دانمارک، کانادا، بلغارستان، رومانی، هلند، انگلیس، چین، اروگوئه، تایوان، آمریکا، ایتالیا، اسپانیا، سنگاپور را ببینید، خواهید دریافت که من تنها برنده ای بوده ام که برای مملکتش مهم نبوده است. به هر صورت من به جوانان با استعداد توصیه می کنم در این مسابقات شرکت کنند و منتظر مسئولان هم نباشند زیرا در مملکت ما هنوز به اهمیت فعالیت های بین المللی هنرمندان ایرانی پی نبرده اند.»

ادامه مطلب...

رها یوسفی در گفتگو با مهر:

آواگر ۳ شخصیت در «اپرای خیام» هستم/ نقش بازی کردن با صدا

رها یوسفی آواگر ۳ نقش از شخصیت‌های اپرای «خیام» درباره همکاری اش با بهروز غریب پور کارگردان این اثر نمایشی و ویژگی های این نقش‌ها صحبت کرد.

رها یوسفی یکی از آواگران اپرای عروسکی «خیام» درباره نقش هایی که در این اثر نمایشی برعهده دارد به خبرنگار مهر گفت: در اپرای «خیام» آواگر ۳ نقش مختلف هستم. اول نقش رودبه که یک شخصیت زمینی عاشق است. از طرفی نقش زن رویایی را هم برعهده دارم که یک شخصیت فرازمینی است همچنین صحنه ای هم در ابتدای نمایش است که در نقش یک راهبه، آوازی به صورت کلاسیک و به زبان فرانسه اجرا می کنم. هر ۳ این نقش ها متفاوت از هم هستند که باید تفاوت هر کدام با تفاوت در لحن آوازی بیان شود.

وی درباره چگونگی همکاری اش با بهروز غریب پور، بیان کرد: من بهروز غریب پور را از اولین اپراهای عروسکی‌اش می شناختم و همیشه کارهای وی را دنبال می کردم تا اینکه سال گذشته تصادفا به یک مصاحبه از وی درباره اپرای «خیام» برخوردم که در آن گفته بود ساخت اپرای «خیام» را آغاز کرده و در مرحله انتخاب آواگر هستند و تا به حال از بیش از ۴۰ خواننده تست گرفته‌اند. من نیز با ارتباطی که با امیر بهزاد آهنگساز کار پیدا کردم به آقای غریب پور معرفی شدم که در نتیجه این معرفی منجر به همکاری شد.

وی درباره همکاری با این کارگردان تئاتر یادآور شد: همکاری با بهروز غریب پور برای من مثل یک کلاس درس بود. وی تجربیاتش را بی دریغ در اختیار ما قرار می داد و حساسیت زیادی بر اجرای نقش داشت. من قبل از کار، متن اپرا را خوانده بودم اما با این وجود برای ضبط هر کدام از آوازها وی کاملا صحنه نمایش را برایم توضیح می داد و تشریح می کرد که در هر صحنه چه اتفاقی در حال رخ دادن است و چه احساسی قرار است به بیننده منتقل شود. همچنین درباره کاراکترها با ما صحبت می کرد و حتی درباره اینکه چه المان هایی در دکور و صحنه وجود دارد نیز گاها صحبت می شد تا آواگران کاملا خودشان را در آن صحنه و آن لحظه حس کنند و کارشان به حس واقعی نمایش نزدیک شود. همچنین همکاری با آهنگساز توانمندی مثل امیر بهزاد هم تجربه بسیار خوبی برای من بود. بهزاد روی کارش بسیار دقیق و حساس است و برای اجرای بهتر هر قطعه بسیار به من کمک می کرد.

یوسفی درباره ویژگی این اپرا متذکر شد: ویژگی که این اجرا را متفاوت از آواز خواندن برای یک قطعه موسیقی می کند، این است که باید با صدا، نقش بازی کرد و همچنین باید به درک کاملی از اتفاقی که دارد روی صحنه می افتد، رسید در حالی که در زمان ضبط، صحنه را نمی بینید. شخصیت رودبه یک زن عاشق است که از عشق و شادی و از غمش می گوید اما زن رویایی از هستی و نیستی این دنیا حرف می زند و نصیحت به تفکر در احوال دنیا می کند پس قطعا باید حس و حال صدای این دو کاراکتر با هم متفاوت باشد. من تلاش کردم که نقش رودبه را زمینی تر و عاشق تر اجرا کنم و نقش زن رویایی را حکیمانه تر. در مورد آواز کلاسیک هم که قضیه به کلی متفاوت است.

وی در پایان صحبت هایش اضافه کرد: امیر بهزاد و بهروز غریب پور پیشنهاد دادند که یکی از قطعات کار را به شیوه آواز کلاسیک اجرا کنم که به دلیل آشنایی من به زبان فرانسه قرار بر این شد که اجرای قطعه فرانسه کار را من برعهده داشته باشم. با توجه به مدل و تکنیک متفاوت اجرای آوازی در فرم کلاسیک و فرم سنتی ایرانی، اجرای این قطعه کاملا فضای متفاوتی را در کار ایجاد می کند. اجرای اشعاری به زبان های فرانسه، انگلیسی، آلمانی و کردی نشانه این است که چقدر شخصیت خیام در نقاط مختلف دنیا شناخته شده و اثرگذار بوده است.

اپرای عروسکی «خیام» به عنوان هشتمین اثر از مکتب تئاتر عروسکی «آران» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی بهروز غریب پور تا ۱۰ شهریور ماه در تالار فردوسی و با صدای محمد معتمدی در نقش خیام روی صحنه رفته می رود.

ادامه مطلب...

حسین علیزاده در گفتگو با ایلنا:

اگر لازم باشد برای تامین بودجه جشنواره موسیقی جوان کنسرت هم می‌دهم

حسین علیزاده که جشنواره موسیقی جوان را فستیوالی کم‌نظیر در سطح جهان می‌داند، معتقد است: اگر روزی مسئولان بگویند دیگر برای برگزاری آن بودجه‌ای وجود ندارد او و بسیاری از اساتید دیگر موسیقی حاضرند برای تهیه بودجه چنین جشنواره‌ای کنسرت برگزار کنند و هرچه در توان دارند، بگذارند.

حسین علیزاده در گفتگو با خبرنگار ایلنا، ضمن بیان این مطلب درباره جشنواره موسیقی جوان گفت: این جشنواره از نظر حضور همکاران من واقعاً بی‌سابقه است؛ ما عادت کرده‌ایم خودمان را با دنیا مقایسه نکنیم ولی اگر این کار را انجام بدهیم خواهیم دید که این اتفاق حرکت بسیار معنوی محسوب می‌شود که در دنیا کم نظیر است. البته وقتی ما صحبت دنیا می‌کنیم باید توجه داشته باشیم که در دنیا حمایت‌های مختلفی چنین زمینه‌هایی وجود دارد اما در ایران اصلاً اینگونه نیست. از این رو وقتی می‌گویم این حرکت در دنیا کم نظیر است باید دقت داشته باشیم که در ایران شبیه به افسانه است. با این حال جشنواره موسیقی جوان با رویکرد مثبتی در حال برگزاری است.

این موسیقیدان و عضو شورای داروی یازدهمین جشنواره موسیقی جوان در ادامه افزود: وقتی که ما در مرحله اول آثار رسیده به دبیرخانه جشنواره را مورد بررسی قرار دادیم نتیجه بررسی‌ها بسیار عالی بود. اما فکر می‌کنم مسئله ای وجود دارد که می‌بایست جلسه‌ای برای آن ترتیب دهیم و برای آن به اجماع برسیم. وقتی بچه‌ها در منزلشان و یا سر کلاس‌هایشان نمونه‌ای را اجرا می‌کنند و برای جشنواره می‌فرستند بسیار راحت‌تر هستند و آرامش بیشتری دارند تا زمانی که به اینجا می‌آیند و در روی صحنه می‌بایست اجرا کنند.

 وی همچنین عنوان کرد: صحنه تا بیش از ۵۰ درصد می‌تواند روی کار نوازنده تأثیر بگذارد و اجازه ندهد که او به راحتی کارش را انجام بدهد. همواره وقتی شاگردانم از من می‌پرسند ما از صحنه می‌ترسیم شما معمولا چه کار می‌کنید؛ به آنها می‌گویم شما باید قبل از اجرا، آمادگی‌تان حدود ۱۵۰ درصد باشد تا بتوانید در روی صحنه ۱۰۰% باشید. تمام هنرمندان دنیا نیز وقتی در چنین سنینی اجرای صحنه‌ای را شروع می‌کردند این ترس‌ها را داشته‌اند و بعد کم کم با صحنه مانوس شده‌اند و بعدها برعکس شده و صحنه آنها را به شوق می‌آورد.

این نوازنده تار افزود: نمی‌شود در این سن از بچه‌ها انتظار داشت روی سن راحت به اجرا بپردازند. صحنه، بسیاری از این بچه‌ها که در مرحله  اول بسیار عالی بودند گرفته بود و نمی‌توانستند از عهده کاری که می‌خواهند بر بیایند با این حال باز چهره‌هایی بودند که توانستند با وجود فشار صحنه، اجرای خوبی داشته باشند.

حسین علیزاده گفت: ما وقتی خودمان هم هنرجوی هنرستان بودیم می‌بایست ماهی یک بار جلوی جمع ساز می‌زدیم و مورد قضاوت قرار می‌گرفتیم و یادم هست که بسیار می‌ترسیدیم. یعنی این کار از امتحان نیز برای ما ترسناکتر بود. باید فکری برای بچه‌ها کنیم که وقتی به روی صحنه می‌آیند تا این حد دچار فشار صحنه نشوند. باید راه‌هایی را مشخص کنیم و به آنها نشان بدهیم که تمرین کنند.

این آهنگساز همچنین افزود: با مشورت‌هایی که خواهیم کرد قطعا فکری برای جشنواره سال آینده در این زمینه انجام خواهیم داد. همین فشارهای صحنه‌ای به هر حال باعث شد تا بسیاری از همین بچه‌ها نتوانند آنگونه که هستند در روی صحنه جلوه کنند و واقعیتشان غیر از این بود که ما در سالن دیدیم. به هرحال ما مجبوریم در این جشنواره اجراها را با یکدیگر مقایسه کنیم و نمره بدهیم اما این معنی آن نیست کسانی که برنده نمی‌شوند کارشان خوب نبوده؛ همانطور که گفتم امکان دارد بقیه شامل همان افرادی باشند که دچار ترس از صحنه شده‌اند.

این عضو هیئت داوران یازدهمین جشنواره موسیقی جوان در بخش دیگری از سخنان خود گفت: به نسبت سالهای گذاشته در این دوره از جشنواره تعداد شرکت‌کنندگان بسیار بیشتر است. به همین دلیل دست ما بسیار بازتر است تا سخت‌تر بگیریم. برای مرحله دوم با سخت‌گیریهایی که انجام دادیم اجازه ندادیم بسیار شلوغ بشود تا بتوانیم برای انتخاب نفرات برتر وسواس بیشتری داشته باشیم. کسانی که برای مرحله نهایی انتخاب شدند باز هم در مرحله ابتدایی بسیار نوازندگان خوبی داشتیم که رقابت سختی بین آنها بود. این تعداد از بین آنها انتخاب شده‌اند.

وی افزود: در گروه الف و گروه ب از شاخه تار نوازی، تعداد کسانی که درست‌تر و درخشان‌تر کار کردند بیشتر بود. در گروه ج به دلیل اینکه کمتر در جشنواره‌های رقابتی شرکت می‌کنند و سنین بالاتری دارند انتظارات ما برآورده نشد.  به هر حال در رقابت سه نفر برنده می‌شوند و معنی آن این نیست که بقیه خوب نبودند و سایر معلم‌ها برای شاگردانشان زحمت نکشیدند.

این موسیقیدان همچنین عنوان کرد: اصطلاحی با عنوان "جشنواره" برای این رویداد رقابتی انتخاب شده است در حالی که این رویداد بیشتر یک رقابت است تا جشنواره. در جشنواره قرار نیست حتما رقابت وجود داشته باشد و در آنجا جنبه مردم داری برنامه‌ها نیز در نظر گرفته می‌شود. چنین برنامه‌هایی را که ما با عنوان "جشنواره موسیقی جوان" در حال برگزاری آن هستیم کشورهای دیگر نیز نمونه‌هایی دارند که با عنوان برنامه‌های رقابتی برگزار می‌شود. اگر با دقت از ابتدا تا به الان به این جشنواره نگاه کنیم می ‌بینیم که ما بیشتر به جنبه های رقابتی پرداخته ایم و در طول آن رپرتواری را مشخص کرده ایم که قرار است اجرا شود و رقابت‌ها را حرفه‌ای‌تر ببینیم. به نظرم اگر همینگونه ادامه بدهیم می‌توانیم از بین همین بچه‌ها استثناهایی را انتخاب کنیم که آتیه این بچه‌ها را بتوانیم درنظر بگیریم و برای آنها برنامه‌ریزی کنیم. البته در این زمینه همچنان در حال فکر کردن هستیم.

وی همچنین گفت: در هر دوره ای امکان دارد چهره‌هایی در جشنواره موسیقی جوان دیده شوند که به تعداد انگشتان دست هم نباشند؛ نباید چنین استعدادهایی را رها کرد. هر دفعه این مطلب عنوان می‌شود ولی می‌دانیم که موسیقی در کشورمان شرایط بسیار دشواری دارد و امکانات مادی و معنوی فراهم کردند برای موسیقی کار آسانی نیست. ما باید تلاش کنیم تا این جشنواره را به صورت یک حرکت ملی جا بیاندازیم. بسیاری از افراد هستند که امکانات مالی خوبی دارند و به نظر من نباید انواع سرمایه‌گذاری‌ها فقط در عرصه‌های غیرفرهنگی باشد. این دوستان باید همین بچه‌ها و استعدادها را بچه‌های خودشان بدانند و آنها را آینده فرهنگی هنری ایران بدانند و از آنها حمایت کنند.

حسین علیزاده ادامه داد: هر کس در هر اندازه که می‌تواند باید از این بچه ها به حمایت بپردازد. به هرحال شاید برای یک بچه که نیاز به یک ساز خوب دارد جشنواره نتواند کاری انجام بدهد و امکان دارد همین تامین ساز برای فردی که امکانات مالی خوبی دارد مسئله سختی نباشد.

این موسیقیدان گفت: هومان اسعدی (دبیر جشنواره موسیقی جوان) با تخصصی که دارد یکی از وزنه‌های مهم موسیقی ایران محسوب می‌شود و اگر ایشان در آخر هر جشنواره‌ای می‌گوید خسته شده‌ام و دیگر تمایل ندارم ادامه بدهم مطمئناً در ذهنش دارد می‌اندیشد که برای سال آینده، جشنواره را با چه کیفیتی برگزار کند. این رویه قطعا باید ادامه پیدا کند.

وی در ادامه افزود: برگزاری جشنواره موسیقی جوان جریانی شده که همه ما دوست داریم در آن سهیم باشیم و حتی می‌شود گفت وظیفه معنوی ماست. اگر مسئولان روزی اعلام کنند که دیگر این جشنواره بودجه ندارد من و امثال من می‌رویم کنسرت می‌دهیم و کارهای زیادی انجام خواهیم داد تا بودجه این جشنواره را فراهم کنیم. این جشنواره مانند رسالتی برای همه ماست.

این آهنگساز همچنین عنوان کرد: اینکه چنین جشنواره‌ای در ایران داریم هم برای اهالی موسیقی و هم برای مردم جای خوشحالی دارد. در واقعا ما شاهد هستیم اتفاقی افتاده که حتی کسانی که نظری درباره موسیقی ندارند نیز معتقدند این جشنواره جای خودش را پیدا کرده است و اصلا جنبه تبلیغاتی ندارد.

 حسین علیزاده گفت: این جشنواره متعلق به من و شما و همه مردم ایران است. این بچه‌های ما مانند غنچه به روی صحنه می‌آیند و وقتی ما تصور می‌کنیم که اینها چگونه سرمایه‌ها و جنبه‌های معنوی موسیقی ایران در آینده خواهند شد احساس عجیبی در قلب‌مان به وجود می‌آید. حیف خواهد شد اگر بعدها افسوس بخوریم که کاری در این زمینه برای بچه‌هایمان نکرده‌ایم و بچه‌های ما از بین رفته‌اند. اگر الان همین بچه‌ها را جدی بگیریم و برایشان حداقل‌ها را فراهم کنیم دیگر لازم نیست بعدها از برخورد آنها با فرهنگ بیگانه بترسیم. اینها پرچمداران فرهنگ ایران خواهند بود.

ادامه مطلب...

حسین علیزاده:

چقدر قرار است در این گرداب حرکت کنیم؟

حسین علیزاده تاکید کرد که تا وقتی مسئولان نسبت به حوزه موسیقی شناخت نداشته باشند، از دست کسی کاری برنمی‌آید.

به گزارش ایسنا، علیزاده - نوازنده چیره‌دست تار و ردیف‌دان موسیقی - این روزها ۶۶ ساله شده است، گرد تجربه بر محاسنش خودنمایی می‌کند و در پشت ظاهر شوخ‌طبعش، دغدغه‌مندی‌اش را می‌توان دید. خالق «شورانگیز» کارنامه پرباری در حوزه موسیقی ایران دارد. حسین علیزاده نشان «شوالیه هنر و ادب» را که توسط دولت فرانسه به او داده شد، به سینه‌اش نزد. او همواره در راه اعتلای موسیقی در وطنش کوشیده است.

این روزها که دولت در حال تغییر است، به‌سراغ حسین علیزاده رفتیم و دو پرسش را درباره دولت و موسیقی مطرح کردیم.

ایسنا: آقای علیزاده بیش از دو سال است که سند موسیقی در مرحله بررسی و تدوین است. یکی از اهالی موسیقی معتقد است «حالا ما هیچ قانون نوشته‌ای درباره موسیقی نداریم و طیف‌های مختلف جامعه با آن برخورد می‌کنند؛ وای به روزی که این قانون نوشته شود! آن‌گاه بند بند آن را نقد و برای آن مجازات تعیین می‌کنند». به نظر شما تدوین چنین سندی، این نگرانی را به‌وجود نمی‌آورد که عده‌ای به روش دیگر، ساز مخالفت‌شان با موسیقی را کوک کنند؟

وقتی بعد از ۴۰ سال هنوز شک داریم در مواردی که بحق است، پافشاری کنیم و فکر می‌کنیم باید محتاط باشیم، مسائل هیچ‌وقت حل نمی‌شود. وقتی یک نگاه ۴۰ ساله نسبت به این موضوع وجود دارد و قدم‌های اساسی باید مخفیانه برداشته شود، کار از ریشه خراب است. به نظرم نگاه رسمی نسبت به موسیقی باید دگرگون شود و غیر از این نمی‌شود.

در کجای دنیا مردم از قانونمند شدن موضوعی ناراحت شده‌اند؟! به نظر من مشکل از مسائل عقیدتی نیست، بلکه ما همیشه مسائل را قربانی درگیری‌های سیاسی می‌کنیم. اگر هم مشکل عقیدتی است، هنوز بعد از این همه سال، کسی توجیه نشده است که این مشکل در حوزه موسیقی چیست.

تعداد کنسرت‌هایی که در ایران برگزار می‌شود، مانند کشورهای است که با موسیقی مشکلی ندارند. بنابراین جامعه این را می‌طلبد و به شکل قانونی وجود دارد. بده‌بستانی که مسئولان با هم دارند، بنا بر مصلحت است و به فرهنگ و ریشه ایران ربطی ندارد که احتیاط کنیم.

خودتان فکر کنید اگر ما از قانونمند شدن چیزی نگران باشیم، پس باید همه‌چیز بی‌قانون باشد. من معتقدم اگر با این نگاه ۴۰ ساله جلو برویم به هیچ‌جا نمی‌رسیم.

ایسنا: به نظر شما دولت دوازدهم چه اقدامی در حوزه موسیقی باید انجام دهد؟

مسئولان باید درک‌شان را از موسیقی بالا ببرند؛ ما می‌خواهیم انتظارهایی از آن‌ها داشته باشیم که درکی از آن ندارند. همچنین باید به جای نگاه گزینشی خودی و غیرخودی، ببینیم چه کسی نسبت به ملت تعهد دارد و چه کسی کاربلد است. ما نباید فقط روی معیارهای ظاهری اشخاص، قضاوت کنیم، بلکه باید از منتقدان استفاده کنیم، از مخالفان استقبال کنیم و از آن‌ها یاد بگیریم. چقدر قرار است در این گرداب حرکت کنیم؟

آقای روحانی قطعا حسن نیت دارد اما تا زمانی که از این موضوع شناخت پیدا نکند، نه او و نه شخص دیگری نمی‌تواند وضعیت موسیقی را در کشور درست کند.

من گاهی از مسئولان می‌پرسم، آیا شما در خانه خود به موسیقی گوش می‌کنید؟ می‌گویند اصلا اجازه نداشتیم گوش کنیم. آن‌وقت این فرد می‌شود مسئول در حوزه موسیقی! برای همین است که از قانونمند شدن موسیقی نگران می‌شویم.

ادامه مطلب...

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    ساز مورد علاقه خود را انتخاب کنید

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131