هاکوپیان اسپانسر ارکسترهای سمفونیک و ملی شد/برنامه‌های بنیاد رودکی تشریح شد

مدیرعامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی اعلام کرد: هاکوپیان اسپانسر ارکسترهای سمفونیک و ملی شده است.

به گزارش ایلنا، علی اکبر صفی‌پور (مدیرعامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی) روز سه‌شنبه ۲۲ اسفند طی یک نشست رسانه‌ای ضمن ارائه گزارشی از عملکرد این مجموعه در سال ۹۶ به معرفی برنامه‌های آینده این نهاد در سال ۹۷ پرداخت.

صفی‌پور در ابتدای این نشست خبری در تالار وحدت گفت: بنیاد فرهنگی هنری رودکی خوشبختانه از جمله سازمان‌هایی‌است که عملکردش به شکل برون داد است و اتفاقاتی که در درون آن می‌افتد می‌تواند ملاک مناسبی برای ارزیابی کارشنان باشد. به هر حال سال ۹۶ سال به ثمر رسیدن سند برنامه‌ریزی استراتژیک بنیاد بود که در آن ضمن مرور اهداف بنیاد رودکی تلاش کردیم به فعالیت‌ها و اهداف آینده این مجموعه برسیم.

 وی در ادامه افزود: ما بر این باوریم این سند در سال ۹۷ ملاک اصلی برنامه‌های بنیاد خواهد بود. این در حالی است که طی روزهای آینده نیز با برگزاری جلسه‌ای با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به اجرایی شدن این موضوع اقدامات لازم را انجام خواهیم داد.  ما در این سند موضوعات استراتژیکی داریم که تمامی برنامه‌های ما باید به این موضوعات ختم شود.

مدیرعامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی همچنین عنوان کرد: در این راه کشف استعدادهای درخشان هنری با محوریت مرکز آموزش‌های بنیاد رودکی، تلاش برای استحکام پایه‌های اقتصادی بنیاد رودکی، جذب اسپانسر برای ارکسترهای سمفونیک و ملی طی انعقاد قرارداد با شرکت «هاکوپیان»، اجرای ارکسترهای دولتی در مناطق محروم کشور با تسهیلات رایگان و تخفیف‌های چشمگیر ، تبیین راهبرد اقتصاد هنر در حوزه‌های موسیقی کلاسیک، سنتی و هم در حوزه تئاتر از جمله مواردی است که می‌توانیم به آن اشاره کنیم.

وی افزود: ما در حوزه تئاتر به ویژه در شش ماه دوم سال جاری شاهد اتفاقات خوبی بودیم که برای اولین بار یک تئاتر توانست با فروش بسیار خوب و تعداد اجرای بالا به موفقیت بسیار مطلوبی دست پیدا کند. این تئاتر توانست به تنهایی ۲۰۰ شغل ایجاد کند که می تواند با ارزش های خود به اقبال موسیقی و تئاتر کمک کند. اینکه شما برای گرفتن یک بلیت دچار مشکل شوید خود می تواند نوید بخش اتفاقات خوبی باشد. ما غیر از این نمایش شاهد حضور اجراهای دیگر با حضور هنرمندان مطرح تئاتر کشورمان هم بودیم که واقعا رویدادهای موثری بود.

‌صفی‌پور گفت: به هر حال من تصور می کنم تغییرات بنیادینی در مجموعه بنیاد رودکی انجام گرفته و امیدوارم این روند بتواند در سال آینده نیز به توفیقات مهمی دست پیدا کند. ما غیر از این برنامه‌ها به تازگی بخش «موسیقی تجربه» را نیز راه اندازی کردیم که در سال آینده قطعا به شکل گسترده‌ای به آن می‌پردازیم.

مدیرعامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی افزود: ما بیشتر از درآمدی که از طریق بنیاد رودکی حاصل شده در حوزه تولیدات نیز حمایت های بسیار زیادی داشتیم که در این زمینه نیز اتفاقات خوبی افتاد. ما در سال ۹۶ در حوزه ارکسترها نزدیک به ۵۰ اجرا داشتیم که امار بسیار خوبی است اما امیدوارم این روند به شکلی باشد که بتوانیم هر هفته شاهد اجرای ارکسترهای زیر مجموعه بنیاد باشد.

 عنوان کرد: ما در سال جاری شاهد اچرای پروژه دیگری هم در حوزه ارکسترها داشتیم که حضور ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ایتالیایی به رهبری ریکاردو موتی در ایران و ایتالیا رویداد قابل ملاحظه‌ای را رقم زد این در حالی است که امضای تفاهم نامه با مدیران فرهنگی کشور روسیه در حوزه اجرای آثار نمایشی و موسیقایی ایران و روسیه بخش دیگری از فعالیت‌های ما بود. ما طی تفاهم نامه‌ای که با کنسرواتوار چایکوفسکی انجام دادیم بنا را برا این گذاشتیم که در ایام جام جهانی فوتبال روسیه ترکیبی از ارکسترهای بنیاد یک روز مانده به بازی تیم ملی کشورمان با حریفان در سه شهر کنسرت هایی را برگزار  کند.

 افزود: به هر صورت امضای تفاهم نامه با مدیران فرهنگی روسیه اتفاق بسیار ارزشمندی است که با همکاری وزارت امور خارجه انجام گرفت و می تواند دربرگیرنده برنامه ها و اجراهای ارزشمند در حوزه موسیقی ایرانی و موسیقی کلاسیک باشد. حکم مدیرعامل بنیاد ۲ ساله است و حکم مدیریت من تا اول تیر ۹۷ ادامه دارد ولی اینکه مدیرعامل باقی بمانم یا فرد دیگری انتخاب شود، در اختیار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان رئیس هیأت امنای بنیاد رودکی است.

صفی پور گفت: ما در سال ۹۶ با ۲ هزار و ۳۰۰ درخواست اجرای موسیقی در تالار وحدت مواجه بودیم که تعداد آثار اجرا شده ۱۰ درصد این رقم بوده است. بنابراین آن تعدادی که موفق به اجرای برنامه در این مجموعه نشدند از ما دلگیر می‌شوند که چرا به آنها برنامه‌ای نرسیده است. ما در تالار وحدت از هیچ گروه و هنرمندی پول اضافه دریافت نمی‌کنیم. اتفاقا ما بر اساس تعرفه سال ۹۳ نسبت به دریافت اجاره بهای سالن‌ها اقدام می‌کنیم و اصلا پول اضافه ای در کار نیست که بخواهیم بر اساس آن از گروه ها پول دریافت کنیم.

مدیرعامل بنیاد رودکی عنوان کرد: ما واقعا نمی‌توانیم به انبوه تقاضاهایی که با آن روبه رو هستیم پاسخ دهیم چون حجم برنامه‌ها به هیچ عنوان اجازه چنین کاری را به ما نمی‌دهد. متاسفانه برخی از هنرمندان هم هستند که برنامه هایی را اجرا می‌کنند که بر اساس استاندارها نیست و همین موضوع باعث می‌شود در حوزه فروش نیز دچار مشکل می‌شوند. ما در سال ۹۶ تئاتری داشتیم که اصلا استقبالی از آن نشد و ماجرا به گونه‌ای بود که تعداد بازیگران بیشتر از تماشاگران بود. این یکی از دغدغه های ماست که امیدوارن بتوانیم در سال آینده به نتایج مثبتی دست پیدا کنیم.

وی با اشاره به حضورش در مدیریت بنیاد رودکی طی سال آینده توضیح داد: نحوه انتخاب مدیرعامل بنیاد رودکی چارچوبی دارد؛ بنیاد رودکی دارای هیأت امنایی ۵ نفره با ریاست وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است. در کنار هیأت امنا، هیأت مدیره وجود دارد که در ابتدا هیأت مدیره انتخاب می‌شوند و پس از آن مدیرعامل را انتخاب و به وزیر ارشاد به عنوان رئیس هیأت امنا معرفی می‌کنند. وزیر بعد از تأیید این انتخاب، حکم مدیرعامل بنیاد رودکی را امضا می‌کند. حکم مدیرعامل بنیاد ۲ ساله است و حکم مدیریت من تا اول تیر ۹۷ ادامه دارد ولی اینکه مدیرعامل باقی بمانم یا فرد دیگری انتخاب شود، در اختیار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان رئیس هیأت امنای بنیاد رودکی است.

مدیرعامل بنیاد فرهنکی هنری رودکی درباره کیفیت اجرای ارکسترهای دولتی در سال ۹۶ تصریح کرد: ما هنوز بین آنچه که در موسیقی کلاسیک دنیا اتفاق می‌افتد و آنچه در ایران اتفاق می‌افتد فاصله داریم. ما در این حوزه به ویژه حوزه آموزش و تربیت نسل فاصله داریم. اما اعتقاد دارم باید در این زمینه زمان بدهیم. این کار احتیاج به یک بازه زمانی داریم که لازم است بیشتر از اینها روی آن تمرکز کنیم . اما بپذیریم که در حوزه آموزش مراکز علمی و دانشگاهی ما هنوز نتوانستد نیروی اکثریت نوازندگان و هنرمندان مستعد را به ارکسترها تحویل دهند. اگر ما ادعا کنیم که بهترین هستیم اصلا ادعای درستی نیست اما شما این را بدانید که طی ماه های گذشته چندین استاد از کشورهای دیگر به ایران آمدند تا به نوازندگان اموزش های لازم را بدهند.

علی اکبر صفی‌پور گفت: بنابراین در حوزه کیفیت ارکسترها اذعان می‌کنم که باید تلاش زیادتری انجام داد. اما اینکه عدم حضور تعدادی از هنرمندان در ارکستر را به منزله ضعیف بودن آن بدانیم کمی بی‌انصافی است. پس قبول کنید در حوزه ارکسترها اتفاقات خوبی افتاده کما اینکه بازهم تاکید می‌کنم در حوزه نوازندگی ممکن است فاصله‌ای داشته باشیم. در زمینه مدیریت هنری ارکسترها هم باید بگویم که از شما می‌خواهم فهرست محرمانه‌ای از مدیران متخصص هنری را به من بدهید تا من در اسرع وقت نسبت به انتخاب آنها اقدام کنم. شما باید بدانید که ما در این زمینه ما با فقدان مدیریت هنری متخصص  مواجه هستیم که کار را برای انتخاب سخت می‌کند.

صفی پور درباره نحوه انتخاب رهبران ارکسترهای دولتی به ویژه ارکستر ملی در سال آینده بیان کرد: در حوزه موسیقی ملی یا ارکستر  ملی نحوه انتخاب ما در بخش رهبری بسیار محدود است به عبارتی انتخاب رهبر ارکستر ملی بسیار سخت تر از ارکستر سمفونیک است. وقتی استاد فخرالدینی از مجموعه ارکستر موسیقی ملی انصراف دادند ما به گزینه استاد شهبازیان رسیدیم که اصلا هم از این انتخاب پشیمان نیستیم. اما شما بدانید مدیریت و انتخاب رپرتوارها در این ارکستر ملی بسیار مشکل است. امیدوارم شما زمان بیشتری به ما بدهید که ما کارهای بهتری را در ارکستر ملی ارائه دهیم. البته این توضیح را بدهم که ما سال آینده از رهبران مهمان ارزنده ای دعوت خواهیم کرد که دعوت از استاد فخرالدینی برای حضور دوباره در این مجموعه از جمله این اقدامات است.

وی  دربخش دیگری از این نشست رسانه ای درباره موضوع کشف استعدادهای درخشان حوزه های مختلف هنری به ویژه موسیقی گفت: تشکیل ارکستر جوانان و نوجوانان با محوریت مرکز آموزش های بنیاد رودکی  برای معرفی به ارکستر بزرگسالان ، برگزاری جشنواره سازهای مختلف به منظور کشف استعدادها و کمک به آموزش سازهای فراموش شده موسیقی ایرانی و محلی از جمله فعالیت‌های دیگری است که ما در سال آینده پیرامون آن برنامه ریزی خواهیم کرد.

مدیرعامل بنیاد رودکی درباره تشکیل ارکستر سازهای ملی توضیح داد: در تخصصی اعتبارات و بودجه‌ای که دریافت می‌کنیم تلاش بر این است که ابتدا برنامه‌های جاری را پوشش بدهیم و با توجه به اینکه هنوز بودجه‌ای در این زمینه به ما تخصیص داده نشده است نتوانستیم در سال جاری نسبت به تشکیل ارکستر سازهای ملی اقدامات لازم را انجام دهیم. اما در این زمینه مذاکراتی با تعدادی هنرمندان انجام گرفته و حتی برنامه هایی نیز در این زمینه دریافت شده که امیدوارم در سال آینده بتوانیم شاهد تشکیل این ارکستر نیز در مجموعه بنیاد فرهنگی هنری رودکی باشیم.

سرپرست گروه سازهای ایرانی شاهو در گفت‌وگو با ایلنا:

۲۵۰ آمفی‌تئاتر در ارگان‌های دولتی بدون استفاده رها شده‌اند/هزینه سالن تمرین با کنسرت در بنیاد رودکی برابر است+فیلم

فعالیت گروه‌ها و ارکسترهای بزرگ که به طور خصوصی در ایران فعالیت می‌کنند با چالش‌های بسیار جدی روبرو است که باعث شده این ارکسترها به تعطیلی کشیده شوند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، یکی از این چالش‌های اساسی که عملا فعالیت ارکسترهای خصوصی را به نابودی کشانده؛ مسئله تامین مکان تمرین آنهاست. درحالیکه در اروپا و کشورهای توسعه یافته شهرداری‌ها و سازمان‌های مختلف ساعات خالی سالن‌هایشان را به تمرین گروه‌ها و ارکسترها اختصاص می‌دهند اما در ایران این ماجرا کاملا متفاوت است.

حامد صقیری ازجمله موزیسین‌هایی است که با راه‌اندازی «گروه بزرگ سازهای ایرانی شاهو» سال‌ها فعالیت مستمر در حوزه موسیقی سنتی و نواحی ایران داشت اما رسما از حدود دو سال قبل به دلیل چالش‌هایی که به آنها اشاره شد؛ ارکسترش با مشکلات جدی روبرو شده است. نمونه‌هایی مانند حامد صقیری در کشورمان بسیار زیادند.

با حامد صقیری پیرامون موضوعاتی چون «دلایل تعطیلی فعالیت گروه‌ها و ارکسترهای بزرگ خصوصی در ایران»، «چرایی محدود شدن بحث اسپانسر در موسیقی ایران به حوزه پاپ و موسیقی عامه‌پسند»، «تغییر نگاه مدیران عرصه موسیقی به سمت رویکرد کاسبکارانه»، «اجاره‌های بیش از 50 میلیون تومانی سالن‌های کنسرت برای هر شب اجرا»، «نقد سخنان منوچهر صهبایی در صداوسیما درباره ایده ساخت سازه‌هایی با دامنه‌های صوتی جدید در موسیقی ایران» و برخی مسائل دیگر گفتگو کرده‌ایم.

مهم‌ترین معضل گروه‌های بزرگ موسیقی نداشتن محل تمرین است

حامد صقیری (آهنگساز، نوازنده و سرپرست «گروه بزرگ سازهای ایرانی شاهو») در گفتگو با خبرنگار ایلنا، درباره‌ی کم‌کارشدن گروهش در سال‌های اخیر عنوان کرد: مباحث مالی و عدم حمایت اسپانسرها در موسیقی باعث این کم‌کاری‌ها بوده است. همیشه ایده داشته‌ایم و نگاه‌ها در ارکستر شاهو رو به جلو بوده است. سعی‌مان نیز بر این بوده که همواره کارهای خلاقانه و جدیدی انجام دهیم. آخرین آلبوم رسمی ما نیز در سال ۱۳۹۳ ضبط و در اواخر سال ۱۳۹۴ با عنوان «سلطانیه» منتشر شد. این ایده را داشتیم که در بناهای تاریخی با ارکستر سازهای ایرانی ضبط آثار موسیقی ایرانی انجام دهیم که ترکیب خوبی از موسیقی و معماری باشد. براساس تحقیقات و تجربیاتی که انجام دادم؛ این تجربه مناسب و خوبی بود. «سلطانیه» بزرگترین این اتفاقات و تجربیات بود. با تمام اعضای ارکستر شاهو که حدود ۶۰ نفر بودند به عمارت سلطانیه در زنجان رفتیم که این کار را به صورت زنده و همزمان با ۴۰ دوربین فول‌اچ‌دی تصویربرداری کردیم و موسیقی هم با صدابرداری سر صحنه ضبط شد. اواخر سال ۹۳ نیز کنسرت همین کار در برج میلاد برگزار شد. آلبومی که در سلطانیه ضبط شد نیز در سال ۹۴ راهی بازار شد. پس از آن نیز یکی دو تک‌آهنگِ دیگر در کاروانسراهایی که مربوط به اوایل دوره‌ی قاجاریه می‌شدند؛ اجرا و ضبط کردیم که بازتاب خوبی در شبکه‌های مجازی داشت.

حامد صقیری در ادامه درباره مهمترین مشکلاتی که بر سر راه ادامه حیات گروه‌های بزرگ موسیقی وجود دارد، گفت: مهم‌ترین مشکل و معضل گروه‌های بزرگ در ایران نداشتن محل تمرین است. همین موضوع بیش از یک سال و نیم در کار گروه ما وقفه ایجاد کرد. ما تا پیش از آن در تالار وحدت و تالار رودکی و برج آزادی و حدود دو سال و نیم تا سه سال نیز در برج میلاد تمرین می‌کردیم و در تمام این سال‌ها فضای مناسبی برای تمرین در اختیار ارکستر قرار داشت.

وی در ادامه افزود: در برج میلاد تا دوره‌ی مدیریت آقای فرزاد هوشیار پارسیان که نگاه حمایت‌گرانه‌ای در این زمینه داشتند؛ برای تمرین ارکستر شاهو می‌توانستیم جلسات‌مان را در این مجموعه برگزار کنیم ولی در پایان مدیریت قبلی در برج میلاد ما دچار مشکل شدیم. با تغییر مدیریت مانند بسیاری جاهای دیگر در کشورمان که معمولاً سلیقه‌ای عمل می‌شود در برج میلاد نیز سلیقه‌ای برخورد شد و دیگر مکانی برای تمرین ارکستر در اختیار ما قرار نگرفت.

این موزیسین همچنین عنوان کرد: در مجموعه بنیاد رودکی و تالار وحدت و تالار رودکی نیز که اصلاً رویکرد عوض شده است. وقتی من به این مجموعه مراجعه کردم؛ دیدم اصلاً جایی برای صحبت‌کردن باقی نگذاشته‌اند. یعنی مسئله‌ی استفاده از تالار رودکی برای تمرین گروه‌ها و ارکسترهای خصوصی ملغی شده است.

بنیاد رودکی همان هزینه سنگینی را که برای کنسرت دریافت می‌کند، برای تمرین نیز طلب می‌کند

صقیری درباره تغییر رویکرد مدیریت بنیاد رودکی از نگاه فرهنگی به نگاه تجاری نیز گفت: تا پیش از مدیریت آقای امیرنیا در بنیاد رودکی تقریبا به‌جز ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی ایران هیچ گروه و ارکستری از تالار رودکی و یا تالار وحدت برای تمرین استفاده نمی‌کرد؛ اما من در آن زمان طرحی نوشتم و به آقای امیرنیا دادم تا از این فضا استفاده‌ی بیشتری شود که این مسئله در شورا مطرح شد و مورد موافقت قرار گرفت که درنهایت با ارکسترها و یا گروه‌هایی مانند ما قراردادِ اجاره‌ی سالیانه برای تمرین بستند. ما بابت هر هفته تمرین در تالار رودکی مبلغی را به بنیاد رودکی پرداخت می‌کردیم. با این کار هم در آمدزایی خوبی برای بنیاد رودکی به وجود آمد و هم کاری حمایتگرانه اتفاق افتاد.

وی در ادامه افزود: اما متأسفانه با روی کار آمدن حسین پارسایی در آن زمان کل این پروسه زیر سؤال رفت. این تجربه‌ی تلخ امکان دارد بارها و بارها برای هر کدام از ما که حداقل در زمینه‌ی موسیقی فعالیت می‌کنیم تکرار شود چون اصولاً مدیریت در کشور ما یک مسئله‌ی سلیقه‌ای محسوب می‌شود. به‌خصوص در زمینه‌ی فرهنگ و هنر و به‌طور ویژه این مدیریت سلیقه‌ای در موسیقی بسیار پررنگ‌تر است. وقتی بعد از چند سال باز هم به مجموعه‌ی بنیاد رودکی و تالار وحدت مراجعه کردم دیدم اصلاً جایی برای مطرح شدن اینگونه موضوعات وجود ندارد. این را بگویم که دوستان همان هزینه‌های سنگینی که برای اجاره‌ی سالن به منظور کنسرت رسمی دریافت می‌کنند را می‌خواستند برای تمرین هم دریافت کنند.

دفتر موسیقی تعهدی نسبت به گروه‌های موسیقی ندارد

۲۵۰ سالن آمفی‌تئاتر ارگان‌ها و سازمان‌ها بیشتر طول سال را بدون استفاده هستند

سرپرست «گروه بزرگ سازهای ایرانی شاهو» در مورد سایر تلاش‌هایی که برای تهیه مکان تمرین و رهایی از بن‌بست کاری انجام داده، عنوان کرد: دفتر موسیقی هم که تقریباً هیچ تعهدی نسبت به گروه‌های موسیقی به شکل رسمی ندارد. زمانی که در دوره‌ی ریاست آقای پیروز ارجمند در دفتر موسیقی برای هماهنگی سالن طبقه‌ی هفتم این مجموعه که به دفتر اختصاص داشت، مکاتبه کردیم به ما پاسخ دادند این سالن به بنیاد رودکی واگذار شده است. این سالن هم ظاهراً با نامه‌نگاری‌هایی فقط به افراد معدودی برای تمرین داده می‌شود.

وی افزود: وقتی تمام این راه‌ها به در بسته رسید، دست به دامان دوستانی شدم که در نهادهای مختلف می‌شناختم. مثلاً به دوستی که در سازمان حج و زیارت سمتی داشت و سالن آمفی تئاتری داشتند که شاید در بهترین شرایط در هر ماه یک همایش در آنجا برگزار می‌شد و بقیه‌ی سال بی‌استفاده بود مراجعه کردم. اما حتی اجازه تمرین در چنین سالن‌های کم استفاده‌ای را هم به ما ندادند. جالب است بدانید در تهران حدود ۲۵۰ سالن آمفی‌تئاتر وجود دارد که به ارگان‌ها و سازمان‌های مختلف تعلق دارد که بیشتر طول سال را بدون استفاده هستند؛ حتی برای اجاره‌ی بسیاری از اینها نیز پیگیری‌هایی انجام دادم که به جایی نرسیدم.

حامد صقیری در مورد امکان‌پذیر نبودن تمرین ارکسترها و گروه‌های بزرگ موسیقی در فضای منزل و یا مکان‌هایی با کاربری اداری گفت: تمرین گروه‌های موسیقی به‌خصوص یک ارکستر۶۰ نفره مانند «شاهو» با حجم صدایی که دارد موضوعی است که نمی‌شود با استفاده از فضای منزل یا محل کار آن را حل کرد. ضمن اینکه بحث آکوستیک نیز مسئله‌ای است که باعث می‌شود ارکسترها حتماً در سالن‌های آمفی‌تئاتر تمرین کنند. متأسفانه به همین دلایلی که به آنها اشاره کردم حدود یک سال و نیم در تمرینات گروه اختلال ایجاد شد. همین موضوع باعث شد که انسجام گروه نیز تحت تأثیر قرار بگیرد.

اسپانسر در موسیقی ایران به حوزه پاپ و موسیقی عامه‌پسند محدود می‌شود

هزینه یک شب کنسرت در برج میلاد بیش از 50 میلیون تومان است

صقیری با اشاره به مسئله اسپانسرینگ در موسیقی ایران گفت: در بحث اسپانسر نیز باید عنوان کنم که اصولاً اسپانسر در موسیقی یا معنا ندارد یا اینکه به موسیقی پاپ محدود می‌شود. اگر از موسیقی ایرانی هم حمایتی صورت بگیرد موسیقی‌هایی هستند که اسم‌شان ایرانی است اما بیشتر جنبه‌ی عامه‌پسند دارند.

وی در ادامه افزود: باید به این نکته نیز توجه داشت که کنسرت گروه بزرگی مانند «شاهو» هیچ توجیه اقتصادی ندارد. هزینه‌ی طراحی لباس برای هر اجرا، هزینه‌ی اجاره‌ی محل تمرین، هزینه‌ی تعمیر و نگهداری و پشتیبانی سازها، و هزینه‌های برگزاری جلسات تمرین و هزینه‌های دیگری هم وجود دارد؛ مثلاً هزینه‌ی اجاره‌ی برج میلاد برای کنسرت بیش از۵۰ میلیون تومان است؛ در آخرین کنسرتِ ما اجاره‌ی همین سالن بیش از ۴۰ میلیون تومان بود. تالار وحدت نیز از حالت قرارداد و درصدی کارکردن با گروه‌های موسیقی خارج شده است و رویکرد همه جا کاملاً تجاری شده و اصلاً هیچ نگاه فرهنگی در این گونه اماکنِ به‌ظاهر فرهنگی وجود ندارد. این در حالی است که گروه‌های موسیقی رشد اقتصادی نداشته‌اند؛ چون خروجی ندارند.

اجراها به موسیقی‌های بسیار ساده‌ای داده می‌شود که تمرین کمتری بخواهد

امکان برگزاری کنسرت گرفته شده است

این موزیسین همچنین عنوان کرد: شما حتی اگر با کیفیت‌ترین آلبوم را هم در کشورمان منتشر کنید در زمانی کمتر از یک ساعت در اینترنت کپی می‌شود، چراکه قانون کپی رایت در کشورمان وجود ندارد. پس یک گروه موسیقی از تولید محتوا در ایران هیچ عایدی نخواهد داشت. در عرصه‌ی کنسرت هم وقتی از هفت‌خوان دفتر موسیقی رد می‌شوید از اداره‌ی اماکن و پلیس امنیت نیز باید عبور کنیم و هزینه‌ای نیز به این ارگان‌ها پرداخت کنیم. هزینه‌ی تبلیغات و هزینه‌های جانبی و اجاره‌ی سالن را نیز باید به همه‌ی اینها اضافه کنید. در نهایت آنچه از بلیت‌فروشی باقی می‌ماند برای یک ارکستر ۶۰ نفره اصلاً توجیه اقتصادی ندارد. به همین دلیل است که اجراهای ما به سمت کوچک‌ترشدن گروه‌ها می‌رود؛ به سمت موسیقی‌های بسیار ساده‌ای می‌رود که تمرین کمتری بخواهد.

وی در ادامه افزود: ما چون چارچوب‌های باوری و فکری و ایدئولوژیک خودمان را در موسیقی نخواستیم تغییر دهیم و از آنها کوتاه بیاییم به همین دلیل نمی‌توانیم به یک اجرای دم‌دستی اکتفا کنیم. در واقع باید بگوییم در سال‌های اخیر امکان برگزاری کنسرت از ما گرفته شده است. یعنی اگر قرار باشد اجرایی با کیفیت پایین داشته باشیم امکان‌پذیر است اما در غیر این صورت کار بسیار مشکلی است.

 با تغییر هر مدیر، تیم اجرایی و روال و دیدگاه و همه چیز تغییر می‌کند

مدیریت موسیقی شاهد یک دور باطل و در حال تکرار است

این موزیسین همچنین عنوان کرد: ما در حال حاضر در یک استودیوی شخصی که اجاره‌ی بالایی نیز دارد مشغول تمرین هستیم. حمایت از گروه‌های موسیقی جزو وظایف متولی دولتی آن در بخش موسیقی محسوب می‌شود، منتهی وقتی آنها در اداره‌ی دو ارکستر دولتی مانده‌اند ما چه انتظاری می‌توانیم داشته باشیم. حتی به نظر می‌رسد با مشکلاتی که داشته‌ایم شاید اداره‌ی ارکستری مانند «شاهو» به نسبت ارکسترهای زیر نظر دولت بهتر بوده است و البته از این بابت خدا را شاکر هستیم. در پروسه‌های دولتی مدیریت موسیقی به دلیل اینکه با تغییر هر مدیر، کلاً تیم اجرایی و روال و دیدگاه و همه چیز تغییر می‌کند و ما همواره در موسیقی و مدیریت آن شاهد هستیم که یک دور باطل در حال تکرار است.

آقای صهبایی از ساخته شدن سازهای ایرانی در رنج‌های صوتی متفاوت بی‌خبر است

حامد صقیری ضمن اشاره به سخنان منوچهر صهبایی در یک برنامه تلویزیونی که چندی پیش درباره آغاز ساختن سازهای ایرانی جدید در رنج‌های صوتی متفاوت برای ارکستر ملی سخن گفته بود، عنوان کرد: من فکر می‌کنم ابتدا باید توضیحی داشته باشیم تا ببینیم تعریف «ارکستر ملی» درست است یا نه. می‌گویند «ارکستر موسیقی ملی» تبدیل به «ارکستر ملی» شده است؛ خود این موضوع مورد مناقشه قرار دارد. عنوان و ترکیب «ارکستر موسیقی ملی» صحیح است یا «ارکستر ملی»؟ توجیه آقایان برای انتخاب چنین عنوانی این است که می‌گویند این عنوان برای ارکستری انتخاب شده که موسیقی ملی اجرا می‌کند و اسمش «ارکستر موسیقی ملی» می‌شود. من به این موضوع نمی‌پردازم، اما موضوع مهم‌تری مطرح است و آن اینکه ارکستر موسیقی ملی یا «ارکستر ملی» هویتی دارد که بخشی از این هویت، به رپرتواری مربوط می‌شود که اجرا می‌کند و طبعا به افرادی چون رهبر ارکستر، نوازنده‌ها، آهنگسازان و خوانندگان. بخشی از هویت این ارکستر را نیز سازهای آن تشکیل می‌دهند. مجموع هویتی همه این‌ها، هویت ارکستری را تشکیل خواهد داد که عنوان ملی به آن اطلاق می‌شود.

سرپرست گروه «شاهو» در ادامه افزود: برای آقای صهبایی احترام قائل هستم و منکر جایگاه و تخصص ایشان در زمینه کاری خودشان نیستم؛ اما اظهارنظر در زمینه‌ای که در تخصص ایشان نیست آن هم در یک برنامه‌ی زنده‌ی فرهنگی هنری نکته‌ی قابل تأملی است. مجری برنامه، آقای رضا مهدوی، نیز از مسئولان سابق موسیقی و نوازنده و کارشناس این حوزه است. آقای صهبایی اظهارنظر جالبی کردند مبنی بر اینکه بد نیست عده‌ای بیایند با کمانچه مانند ویلن رفتار کنند و کمانچه‌ی یک و دو داشته باشیم. بعد هم کمانچه باس‌تری بیاید جای ویولا را بگیرد و کمانچه‌ی آلتو هم داشته باشیم. این نکته جالبی است که بعد از گذشته ده‌ها، آقای صهبایی کلاً از این موضوع اطلاعی ندارند که در این مملکت سال‌هاست چنین اتفاقی افتاده است.

وی همچنین عنوان کرد: یعنی هم در زمینه‌ی طراحی و ساخت سازها و هم در عرصه‌ی به‌کارگیری، این اتفاق افتاده است. استاد ابراهیم قنبری‌مهر پیش از انقلاب چنین سازهایی را طراحی کرده است. ایشان مثلاً تغییراتی را در ساز قیچک که یک ساز بومی و محلی محسوب می‌شود تغییراتی ایجاد کرده‌اند. در همان دوران برای قیچکِ بم طراحی‌ صورت گرفت که اصطلاحاً به آن قیچک باس گفته می‌شود؛ این ساز هم‌‌رجیستر ویلنسل است. حتی در محدوده‌ی دوبل‌باس نیز آقای قنبری‌مهر سازی را طراحی کرد و شاگردان‌شان آن را ساختند و من از نزدیک در جریان انجام این کار بودم. کمانچه در اندازه‌ی ویلنسل نیز به همین صورت طراحی و ساخته شده است. همه‌ی اینها نشان می‌دهد که آقای صهبایی از وضعیت موجود و گذشته، در این زمینه بی‌اطلاع هستند.

حامد صقیری همچنین ضمن اشاره به سابقه تشکیل ارکسترهای سازهای ایرانی نیز گفت: بزرگانی از موسیقی کشورمان ارکسترهای ایرانی داشتند و حتی خود استاد حسین دهلوی نیز سال‌ها قبل ارکستر سازهای مضرابی را تشکیل داد که البته اشکالاتی مثلاً در سونوریته و صدادهی نیز داشت ولی ایده‌ی بسیار جالبی بوده است. بنده و برخی دیگر از دوستان نیز به‌واسطه‌ی همین ایده‌ی جالب ترغیب شدیم چنین کاری را به سر انجام برسانیم.

اولین قیچک‌بم زیر نظر استاد قنبری‌مهر طراحی و ساخته شد

وی درباره تجربه‌اش در راه‌اندازی ارکستری از سازهای ایرانی و استفاده از سازهایی با دامنه‌های صوتی متفاوت عنوان کرد: حدود ۱۵ -۱۶ سال قبل وقتی چنین ایده‌هایی را در استاد قنبری‌مهر دیدم و همچنین تشویق‌هایی که بزرگانی چون استاد حسین دهلوی نسبت به تشکیل ارکستر بزرگ سازهای ایرانی داشتند بنده به تشکیل چنین ارکستری ترغیب و تشویق شدم. کار را شروع کردیم و اولین قیچکِ بم را از برادران محمدی که زیر نظر استاد قنبری‌مهر ساخته شده بود تهیه کردیم. بعد به‌وسیله‌ی دوستان دیگر کمانچه‌های دیگری را در همین رجیستر‌ طراحی کرده و ساختیم و آنها را وارد ارکستر کردیم. با همین سازها ساختار ارکستر شکل گرفت و دقیقا همان چیزی را که آقای صهبایی به عنوان ایده‌ی خودشان به عنوان یک آرزو مطرح کرده‌اند قبلاً اجرا شده است.

صقیری همچنین عنوان کرد: ما کمانچه‌ی یک، کمانچه‌ی دو، گروه کمانچه و قیچک‌های آلتو، گروه کمانچه و قیچک‌هایی که در محدوده‌ی صوتیِ ویلنسل هستند را به‌عنوان مجموعه سازهای زهی در ارکستر ایرانی به کار گرفتیم البته نه در حجم یک ارکستر سمفونیک؛ چراکه محدودیت‌های ما زیاد است؛ مثلاً تعداد نوازنده‌ی قابل برای این تعداد ساز نداشتیم و ساز استاندارد به این تعداد نیز نداشتیم. ما اگر می‌خواستیم دقیقاً مانند یک ارکستر سمفونیک، ویلن و ویولا و ویلنسل داشته باشیم، عدد قابل توجهی از نظر سخت افزاری و حتی اجرایی و نیروی انسانی می‌شد که امکانش وجود نداشت. ولی در حدّ بضاعت‌مان مثلاً در حد ارکستر مجلسی چنین کاری انجام داده‌ایم. یعنی با استفاده از سازهای آرشه‌ای و مضرابی و در مجموع به‌اندازه‌ی یک ارکستر بزرگ، گروه «شاهو»، این کار را انجام داده است. همچنین از سازهای موسیقی محلی‌مان نیز در کنار سازهای موسیقی سنتی و حتی سازهای ابداعی و سازهای احیایی (مانند ساز چنگ) در این ارکستر استفاده کردیم. با این آنسامبل و صدادهی کنسرت‌های زیادی برگزار کرده‌ایم و آلبوم‌های متعدد صوتی و تصویری ضبط شده است. بسیار برایم عجیب است که یک متخصص در برنامه‌ی رسانه‌ی ملی در این باره اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند و آقای صهبایی به عنوان آروز و یک ایده برای نگاهی به آینده آن را مطرح می‌کند.

این موزیسین درباره دلایل این بی‌اطلاعی از حرکت‌های جدید در فضای موسیقی ایران گفت: بخش عمده‌ای از این بی‌اطلاعی از چنین اتفاقاتی در زمینه‌ی موسیقی به فضای رکود و رخوت و بی‌تحرکی‌ مربوط می‌شود که در کل جامعه جریان پیدا کرده و این فضا در موسیقی بسیار شدیدتر دیده می‌شود و تلاشی نمی‌کنیم که بفهمیم چه خبر است. بخش دیگر این ماجرا نیز به ضعف اطلاع‌رسانی توسط کسانی است که کار اجرایی می‌کنند.

وی در ادامه افزود: وقتی که آقای رضا مهدوی مدیریت مرکز موسیقی حوزه‌ی هنری را داشت از نزدیک در جریان فعالیت‌های ما بود و شاید در زمان اجرای برنامه حضور ذهن نداشته است. اما به هر حال اینکه در حرفه‌ای‌ترین سطح موسیقی کشورمان فعالیت‌هایی صورت بگیرد و سایر اهالی موسیقی از آن خبر نداشته باشند ناامیدکننده است.

حامد صقیری همچنین عنوان کرد: «گروه بزرگ سازهای ایرانی شاهو» از سال 1377-78 فعالیتش را آغاز کرده و به مرور ساختار جدیدی را ایجاد کرده و ارائه داده؛ و تبدیل به ارکستر بزرگ سازهای ایرانی شده است. ایجاد این ژانر تا پیش از گروه «شاهو» اتفاق نیفتاده است. ما نمی‌توانیم بگوییم که تا پیش از گروه «شاهو» چنین ساختاری برای یک ارکستر ایرانی لحاظ شده است. تنها نمونه‌اش نیز ارکستر مضرابی استاد دهلوی بوده که فقط به سازهای مضرابی اختصاص داشته و تنها به آثار موسیقی دستگاهی‌ــ غالباً از ساخته‌های استاد صبا و استاد پایور‌ــ می‌پرداخته است. نمونه‌ی دیگر هم گروه استاد پایور بود که با تعداد محدودتری از سازها فعالیت می‌کرد و نوع موسیقی‌شان غالباً اونیسون (تک‌خطی) بود.

وی افزود: به جرأت می‌توانم بگویم نمونه قابل مثالی در اسناد ثبت‌شده پیدا نکرده‌ام که تا پیش از گروه «شاهو» ارکستری با این ساختار یعنی ارکستری با سازهای ایرانی و موسیقی پلی‌فونیک و هموفونیک و این نوع نگاه از موسیقی کاری انجام داده باشد. پیش از آن البته کارهای پلی‌فونیک توسط استادان مختلفی ساخته شده بود اما این کارها با حجم سازی کمتر نوشته شده بود.

این موزیسین درباره خروجی کار «گروه بزرگ سازهای ایرانی شاهو» عنوان کرد: اجرای کنسرت‌هایی در تالار وحدت، برج میلاد، تالار اندیشه و شرکت در فستیوال‌های مختلف و انتشار آلبوم‌های مختلف از جمله فعالیت‌ها و خروجی ما بوده است. در سال ۱۳۸۷ با همین ارکستر در تالار وحدت اجرایی روی صحنه بردیم که با امکانات همان موقع به صورت زنده، ضبط حرفه‌ای با صدای حرفه‌ای از آن صورت گرفت. حاصل این اجرا نیز با عنوان «شهان آسمانی» منتشر شد.

فیلم بخشی از اجرای «گروه بزرگ سازهای ایرانی شاهو» را از اینجا می‌توانید ببینید و بشنوید:

http://static0.ilna.ir/mediav2/XYnwJRVMGP6c/dmlkZW8tbWVkaXVtLm00dg,,/video+%2838%29.mp4

در مراسم رونمایی کتاب مطرح شد:

از دوران صفویه موسیقی به ناحق زیر ضربه رفت/ خرید ۲۰۰ نسخه از کتاب «ارکستراسیون به زبان ساده» توسط بنیاد رودکی

مراسم رونمایی کتاب «ارکستراسیون به زبان ساده» نوشته علی‌اکبر قربانی روز سه شنبه شانزدهم آبان با حضور تعدادی از هنرمندان پیشکسوت موسیقی کشورمان برگزار شد.

به گزارش ایلنا، مراسم رونمایی کتاب «ارکستراسیون به زبان ساده» نوشته علی‌اکبر قربانی روز سه‌شنبه شانزدهم آبان با حضور تعدادی از هنرمندان موسیقی کشورمان از جمله فرهاد فخرالدینی، نادر مشایخی، وحید تاج و علی‌اکبر صفی‌پور به عنوان مدیرعامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی در دانشگاه علمی کاربردی واحد ۴۶ تهران برگزار شد.

سوسن تقی‌پور مدیر دانشگاه علمی کاربردی واحد ۴۶ تهران در ابتدای این برنامه بیان کرد: بسیار خوشحالم که به واسطه حضور استادان بزرگی که امروز در اینجا هستند شاهد رونمایی یکی از آثار ارزشمند حوزه موسیقی به نگارش آقای علی‌اکبر قربانی هستیم.

این روزها جایی نمی‌روم

فرهاد فخرالدینی موزیسین، آهنگساز و رهبر سابق ارکستر موسیقی ملی در ابتدای این برنامه گفت: من این روزها جایی نمی‌روم و سعی می‌کنم بیشتر اوقاتم را در منزل بگذرانم اما خوشحالم که می‌بینم جوانان ما راهی را می‌روند که باید بروند، ما پیشینه درخشانی در عرصه موسیقی داریم که تداوم این راه از خوشبختی‌های ماست. به هر حال موسیقی یکی از زیباترین هنرهای روزگار و پدیده‌ای الهی است. فلاسفه و دانشمندان ما هم بخشی را به موسیقی اختصاص داده‌اند. البته در دورانی به موسیقی بی‌مهری شده  به طوری که از قرن نهم هجری و از دوران صفویه موسیقی به ناحق به زیر ضربه رفت.

این استاد مطرح موسیقی ایرانی به انتشار کتاب‌های مختلف حوزه موسیقی در طول تاریخ اشاره کرد و توضیح داد: کتاب‌های ارزشمندی که درباره موسیقی داریم از حدود هزار سال پیش نگاشته شده‌اند. شاید مهم ترین کتاب‌ها متعلق صفی‌الدین ارموی و عبدالقادر مراغه‌ای باشد، این آثار به صورت علمی با موسیقی برخورد کرده‌اند. به عبارتی موسیقی یک علم است که توام با خلاقیت است. بنابراین شما باید هم دانش موسیقی داشته باشید و هم خلاق باشید تا بتوانید اثری درخور تولید کنید. آقای علی‌اکبر قربانی هم از جمله هنرمندانی است که همواره در حال کار و فعالیت است و با اینکه می داند تالیف کتاب سود مالی چندانی نداشته و با تیراژ پایینی در دسترس علاقه‌مندان قرار می گیرد اما به راه خود در موسیقی ادامه داده و کار مورد نظرش را به نتیجه می رساند.

وی با قدردانی از تلاش‌های علی‌اکبر قربانی برای نگارش کتاب «ارکستراسیون به زبان ساده» عنوان کرد: بیان مطالب علمی و فنی به زبان ساده کار دشواری است که آقای قربانی با تکیه بر فعالیت‌های دانشگاهی و حضور مستمرش در ارکسترها به ویژه ارکستر موسیقی ملی که کنارم حضور داشت در این کتاب تجربه موفقی را پشت سر گذاشت. سازهای زهی که تصویرشان بر روی جلد کتاب «ارکستراسیون به زبان ساده» آمده است، قلب ارکستر هستند. بعد نوبت سازهای چوبی، بادی و برنجی و ضربی است. اگر شناختی از موسیقی ایرانی هم داشته باشید، در نهایت به صدادهی های متفاوتی می‌رسید. به هر صورت باید صاحب اثر باشید و آثار خوبی بسازید و مردمی که از موسیقی محرومشان کرده‌اند را با موسیقی شاد کنید.

این آهنگساز خطاب به دانشجویان رشته موسیقی گفت: تجربه هایی که در ارکستر به دست می آورید قابل مقایسه با آن چیزی نیست که در کلاس های درس می‌آموزید. امیدوارم شما عزیزان بتوانید دانش خود را در کارگاهی که ارکستر نامیده می شود، تجربه کنید.

خریداری ۲۰۰ نسخه کتاب «ارکستراسیون به زبان ساده» توسط بنیاد رودکی

علی‌اکبر صفی‌پور مدیرعامل بنیاد رودکی هم در این مراسم گفت: به آقای علی‌اکبر قربانی برای این کار مهم تبریک می‌گویم و من امیدوارم به زودی زود شاهد هنرمایی مجدد استاد فخرالدینی در کنار ارکستر ملی باشیم.

وی گفت: طبق برنامه‌ریزی هایی که انجام گرفته ۲۰۰ نسخه از کتاب «ارکستراسیون به زبان ساده» را خریداری می‌کنیم و در اختیار نوازندگان ارکستر ملی قرار می‌دهیم.

اظهارات مشایخی و حل یک مشکل سخت

نادر مشایخی رهبر ارکستر و آهنگساز هم در این برنامه با تجلیل از مولف کتاب «ارکستراسیون به زبان ساده» توضیح داد: در ارکستراسیون مشکلی عمده و اساسی است. اینکه رنگ های موسیقی را نمی‌توان تعریف کرد بلکه باید آنها را شنید که خوشبختانه کتاب «ارکستراسیون به زبان ساده» سعی کرده این مشکل را حل کند. این در حالی است که اغلب کتاب های ارکستراسیون حالت تئوری دارند و عملی نیستند اما آقای قربانی در این کتاب به گونه‌ای عملی هم سعی در بیان مطالب کرده است. گرچه باید این نکته را هم در نظر داشت کار ارکستراسیون روش های خاصی دارد که علی‌اکبر قربانی در این کتاب، این روش ها را به بهترین نحو به خواننده منتقل می‌کند. جالب این است که مثال‌هایی که در کتاب هست، حتی فراتر از یک مثال هستند.

مشایخی تاکید کرد: فارغ التحصیلانی که از دانشگاه بیرون می آیند، خیلی با استعداد هستند و انرژی دارند اما بعدها می‌فهمند که آنچه در دانشگاه آموخته‌اند به کارشان نمی‌آید و بعد از آن باید به دنبال یادگرفتن و تجربه کردن بروند.

تجربه حضور در ارکستر موسیقی ملی با هیچ دانشگاهی قابل مقایسه نیست

علی اکبر قربانی نویسنده کتاب «ارکستراسیون به زبان ساده» نیز در سخنانی گفت: موسیقی در نهایت باید شنیده شود و حرف زدن درباره موسیقی خیلی چیزی به آن اضافه نمی‌شود اما  آلن بلکین می‌گوید در آموزش هر مبحثی معلمان زیادی می‌بینید اما در آن میان یک یا ۲ معلم تاثیر بسیاری بر روی شما می‌گذارند. استاد فخرالدینی نیز از آن جمله هستند که به گردن من حق بسیار دارند.

وی ادامه داد: نوشتن این کتاب از سوی من رسیدن به یک مِتُد آموزشی است. من سعی کردم راه کار و فرمول برای ارکستراسیون پیدا کنم و این که چقدر موفق بوده‌ام به قضاوت خوانندگان بماند. خاطرم هست ۱۸ سال پیش که دانشجوی استاد فخرالدینی بودم اثری نوشته بودم و آن را نزد استاد بردم وقتی ایشان دید و تعریف کرد و گفت که این اثر را با ارکستر ملی اجرا می‌کنیم. از آن زمان فعالیت‌ام با ارکستر ملی شروع شد و تجربه‌ای که در آنجا به دست آوردم برایم بسیار مهم بود. تجربه‌هایی که در ارکستر به دست آوردم در هیچ دانشگاهی قابل دستیابی نیست.

قربانی اظهار کرد: استاد فخرالدینی این امکان را به من و خیلی از دوستان جوان داد که نتیجه آن ارکستری بود که سال‌ها فعالیت کرد، خوانندگان و آهنگسازانِ خوبی بود و امروز اگر توانسته‌ام کتابی بنویسم، به خاطر لطفی بوده که استاد فخرالدینی نسبت به من داشته‌اند.

اجرای گروهی از دانشجویان دانشگاه علمی کاربردی واحد ۴۶ تهران به سرپرستی بهنام ابوالقاسم و خوانندگی وحید تاج و اهدای یکی از سازهای ساخته شده توسط دانشجویان دانشگاه علمی کاربردی به استاد فرهاد فخرالدینی از بخش دیگر این مراسم بود.

این «آزمون وخطا»ها به کجا می‌رسد؟

«متاسفانه برای ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر موسیقی ملی ایران روش آزمون و خطا برای رسیدن به راه درست در پیش گرفته شد که خودش درست نیست».

به گزارش ایسنا، خبر منتشر شده توسط بنیاد رودکی در یکی دو روز گذشته واکنش‌های تندی را در رسانه‌های مختلف در پی داشت؛ در این خبر آمده بود که ارکستر ملی ایران قرار است قطعه مشهور «نی‌نوا» حسین علیزاده را به رهبری فردی به روی صحنه ببرد که نه‌تنها در معاونت هنری وزارت ارشاد دارای پُستی است، بلکه سابقه موسیقایی او با این اقدام چندان تناسبی ندارد.

درحالی‌که هنوز هیچ توضیحی از طرف مسوولان بنیاد رودکی به عنوان متولی «ارکستر ملی ایران»، برای انتخاب «مسؤول روابط عمومی معاونت هنری وزارت ارشاد» به عنوان رهبر مهمان این ارکستر منتشر نشده است، رسانه‌های مختلف نسبت به این موضوع واکنش‌های تندی نشان دادند.

اعتراض بر این است که رهبری ارکستر ملی روزی جایگاه افراد پرآوازه‌ای مانند فرهاد فخرالدینی بوده؛ ارکستری که روزی رهبر مهمانش لوریس چکناواریان بود.

سال‌های گذشته برای این دو ارکستر بسیار پر فراز و نشیب بوده و مشکلات فراوانی در مسیر ادامه حیات آن‌ها قرار داشته است.

فرهاد فخرالدینی در سال ۱۳۷۷ «ارکستر موسیقی ملی ایران» را راه‌اندازی کرد؛ چیزی حدود 10 سال بعد این ارکستر به مجموعه بنیاد رودکی واگذارشد.  فخرالدینی در دولت قبل به دلیل «شرایطی دراین دولت وجود داشت» کناره‌گیری کرد و بردیا کیارس چوب رهبری این ارکستر را به دست گرفت، اما دو سال بعد این ارکستر تعطیل شد. در خردادماه ۱۳۹۴ خبر رسید که این ارکستر به رهبری بنیانگذارش بازگشایی می‌شود. اما دیری نپایید که در شهریورماه ۱۳۹۵اعلام شد «فرهاد فخرالدینی تا برآورده شدن درخواست‌هایش، مایل به ادامه همکاری با ارکستر ملی نیست.»

گویا دستمزد آهنگسازها، تنظیم‌کننده‌ها و نت‌نویس‌ها در دو سالی که ارکستر فعالیت می‌کرد، پرداخت نشده و بدهی‌ها مانده بود. فخرالدینی اظهار کرده بود تا پرداخت نشدن این دستمزدها درباره تداوم همکاری با ارکستر موسیقی ملی ایران فکر نمی‌کند.

با وجود اینکه از سوی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام شد مشکل کناره‌گیری فخرالدینی از ارکستر موسیقی ملی ایران قابل حل است، اما مقدمات این امر گویا محقق نشد و چند ماه بعد بنیاد رودکی اقدام به تاسیس ارکستری جدید با نام «ارکستر ملی ایران» به رهبری فریدون شهبازیان کرد. این ارکستر تا به حال با خوانندگانی مانند علیرضا افتخاری، محمد اصفهانی و سالار عقیلی اجراهایی را در تهران و شهرستان داشته است و بیشتر نوازندگان آن را افراد جوان تشکیل می‌دهند.

در چند سال اخیر حاشیه‌های زیاد دیگری درباره ارکستر سمفونیک تهران و استعفای علی رهبری، پرداخت نکردن دستمزدها و حق بیمه نوازندگان، آورده شدن یک ماشین روی سن تالار وحدت، اجرای گروه‌های موسیقی ناشناخته و گروه‌های موسیقی پاپ در تالار وحدت، تعداد و رپرتوارهای اجرایی دو ارکستر و... در حوالی این ماجرا وجود داشت؛ اما گویا مشکل اصلی نبودن اعتبار لازم بود.

البته مدیرعامل بنیاد رودکی چندی پیش در یکی از نشست‌هایش وعده ایجاد ارکستر سازهای ملی را داده بود؛ درحالیکه هنوز دو ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر موسیقی ملی ایران که بار ارکسترهای دولتی ایران را به دوش می‌کشند و به‌نوعی آبروی موسیقی ایران هستند، در وضعیت مطلوب قرار ندارند.

بردیا کیارس پیش از این درباره ارکسترهای تحت نظر بنیاد رودکی (ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی ایران) به ایسنا گفته بود : «از زمانی که ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر موسیقی ملی ایران تحت اختیار بنیاد رودکی قرار گرفته‌اند، متاسفانه بنیاد شروع کرد به آزمون و خطا کردن تا به راه درستی برسد. در حالی که این راه درست را به راحتی می‌توانستند از دیگر نقاط دنیا که ارکسترهای‌شان قدمت زیادی دارد، پیدا کنند

ایلنا بررسی می‌کند؛

سند برنامه‌ریزی استراتژیک بنیاد رودکی چرا و توسط چه کسانی نوشته شد+متن کامل سند

بنیاد رودکی چند روز پس از استعفای مدیر خود؛ "سند برنامه‌ریزی استراتژیک" خود را در قالبی بسیار کلی‌ منتشر کرد. سندی که پس از مطالعه جزئیات آن؛ نمی‌توان ضرورت تدوینش را دریافت و برای سوالات بی‌شمار خود پاسخی یافت.

به گزارش خبرنگار ایلنا، علی‌اکبر صفی‌پور (مدیرعامل کنونی بنیاد رودکی) در بخشی از مقدمه "سند برنامه‌ریزی استراتژیک بنیاد رودکی" که 24 خرداد منتشر شده؛ آورده است: توجه به جایگاه سازمانی که در آن کار می‌کنیم و نیز شرایط عمومی اقبالی که برای تولیدات و خدمات آن سازمان نزد افکار عمومی وجود دارد و حمایت‌هایی که از دولت و نخبگان جامعه دریافت می‌کند، می‌تواند به موفقیت و یا در هم شکستن آن نهاد کمک کند. به نظر می‌رسد با رویکرد فوق، بنیاد فرهنگی هنری رودکی به عنوان نهاد عمومی غیردولتی از نظر جایگاه قانونی، حمایت‌های دولتی، هنرمندان و امکاناتی که در اختیار دارد از موفقیت ممتازی برخوردار باشد اما به هر دلیل تاکنون نتوانسته است به آنچه شایسته نام اوست دست یابد و خدمات فرهنگی هنری ارائه کند و شاید یکی از مهمترین دلایل آن عدم شناخت کافی از خود و داشتن چشم‌انداز و هدف‌گذاری روشن برای آینده باشد.

صفی‌پور در بخش دیگر این مقدمه گفته است: سند حاضر که حاصل شش ماه بحث، گفتگو، بررسی و تدوین نهایی است می‌کوشد به مطالب فوق پاسخی علمی و کارشناسی بدهد. امید است فرصتی باشد که با پیاده‌سازی آن، شاهد روزهای خوب از حضور بنیاد رودکی در کنار اهالی فرهنگ و هنر و آسان‌سازی مسیر تولید آثار ارزشمند و کشف و به‌کارگیری استعدادهای درخشان هنری در کشور عزیزمان ایران اسلامی باشیم.

پس از این مقدمه فهرست "سند برنامه‌ریزی استراتژیک بنیاد فرهنگی هنری رودکی" به این شرح آمده است:

در ادامه هر یک از سرفصل‌های این سند به صورت بسیار کلی شرح مختصری داده شده است. برای مثال در بخشی از "پیش‌درآمد" این سند نیز آمده است: سند حاضر خلاصه‌ای است از رویکرد استراتژیک بنیاد رودکی و تصمیمات آینده‌ساز این مجموعه که در آن ماموریت بنیاد، چشم‌انداز متصور برای مجموعه و نقشه راه حرکت در مسیر چشم‌انداز مدون شده است. این سند نتیجه هم‌اندیشی‌ها و گفتمان مستمر میان خبرگان، کارشناسان و مدیران مجموعه بنیاد فرهنگی و هنری رودکی بوده است و اهتمام مجموعه در بدست آمدن این سند گواهی است بر عزم راسخ مجموعه بنیاد رودکی در راستای انجام هرچه بهتر ماموریت‌های سازمان و تحقق هرچه بیشتر اهداف ارزشمندی است که نتایج آن موجب رشد تعالی جامعه فرهنگی و هنری کشور خواهند شد.

همچنین "فلسفه وجود بنیاد رودکی" در دو بخش "آسان‌سازی ارائه آثار هنری" و "زمینه‌سازی برای تاثیر هنر ایرانی بر اقشار مختلف جامعه" تقسیم‌بندی شده و توضیح بسیار مختصر و کلی درباره آن بیان شده که چندان تکلیف خود بنیاد رودکی را نیز مشخص نمی‌کند.

 در  بخش دیگری از این سند که با سرفصل "انتظارات ذی‌نفعان کلیدی" تهیه شده نیز آمده است: مهمترین انتظارات ذی‌نفعان کلیدی سازمان را می‌توان در سر فصل‌های زیر دسته‌بندی کرد: "حفظ جایگاه و شانیت تالارها و برج آزادی"، "رعایت چارچوب‌ها و موازین ملی- دینی در برنامه‌ها و فعالیت‌ها" و "اولویت دادن به آثار فاخر هنری و دارای ریشه ایرانی".

این نگاه کلی‌گرایانه در سایر بخش‌های سند نیز دیده می‌شود؛ برای مثال درباره "ماموریت بنیاد فرهنگی هنری رودکی" عنوان شده است: تلاش ما بر ارائه بستر و امکانات مناسب اجرا در سطح کشور، حمایت‌های مادی و معنوی تولید آثار هنری مستعد، شناسایی و پرورش استعدادهای هنری و ایجاد حلقه ارتباطی بین هنرمندان و مخاطبان استوار است. عزم ما بر عرضه آثار هنری با کیفیت، خلاقانه، متنوع و نماد فرهنگ بومی و آئینی با تکیه بر جایگاه مجموعه در اذهان عمومی و اهمیت مجموعه برای هنرمندان، منتقدان و رسانه‌ها است.

این سند در بخش دیگری با سرفصل "انگیزه و کارآمدی کارکنان" به ویژگی‌های کارکنان بنیاد رودکی پرداخته اما درباره شرایط و مسئولیت‌های بنیاد در قبال کارکنانش سکوت اختیار کرده است.

در بخش "برنامه‌ریزی اجرای اثر بخش ارکسترهای ملی و بین‌المللی" نیز با بیانی بسیار کلی آمده است: با توجه به اینکه مسئولیت ارکسترهای ملی و سمفونیک و ...برعهده بنیاد رودکی قرار داده شده است لازم است تا با برنامه‌ریزی صحیح و اثر بخش سعی در برگزاری فاخر و با کیفیت ارکسترها در سطح کشور و ارتقای دانش مخاطبان از چیستی ارکسترها صورت پذیرفته و همچنین از طریق برگزاری برنامه‌های مشترک با گروه‌های بین‌المللی سطح تعامل فرهنگی با سایر فرهنگ‌ها را مهیا نمود.

بخش دیگری از سایر سرفصل‌ها و تقسیم بندی‌های این سند عبارتند از: "اقدامات کوتاه مدت: اجرای مستمر ارکسترها در سراسر کشور"، "اقدامات میان و بلند مدت: برگزاری ارکسترهای بین‌المللی، ایجاد ارکستر سازهای ایرانی"، "اقدامات متناظر با موضوع توسعه تقاضای گردشگری: اقدامات کوتاه مدت – اقدامات کوتاه مدت: بازنگری در زیر ساخت‌ها، جاذبه‌ها و برنامه‌های برج آزادی و تالار وحدت با رویکرد ایجاد انگیزه و جذابیت برای جذب گردشگران"، "اقدامات متناظر با موضوع برنامه‌ریزی هنری جهت به کارگیری ظرفیت‌ها: اقدامات کوتاه‌مدت: تدوین شاخص‌ها و روش مناسب ارزیابی و اولویت‌بندی آثار هنری، طراحی و استقرار نظام اولویت‌بندی و برنامه‌ریزی سبد برنامه‌های هنری"، "اقدامات میان و بلندمدت: مشارکت در نمونه‌سازی و تولید آثار هنری با مشارکت هنرمندان".

اینکه معمولا در سندنویسی سعی می‌شود به صورت کلی مسئولیت‌ها و اهداف و کارکرد یک مجموعه یا یک حوزه تعیین شود چندان مسئله عجیبی نیست؛ منتهی زمانی سندی تدوین می‌شود که بسیاری از نکات مبهم و وظایفی که می‌تواند محل اختلاف باشد قرار است به روشنی بیان شود. یعنی در سندنویسی تکلیف بسیاری از مسائل به طور شفاف مشخص می‌شود و پس از تصویب آن، جزئیات بیشتر توسط کارگروه‌های تخصصی در قالب آئین‌نامه اجرایی و یا قانون مشخص می‌شود.

اما در "سند برنامه‌ریزی استراتژیک بنیاد فرهنگی هنری رودکی" به نظر می‌رسد دست‌اندرکاران نگارش سند به قدری کلی به موضوعات نگاه کرده‌اند که عملا هیچ کارشناسی نمی‌تواند تفاوت بود و نبود سند را دریابد و درنهایت تنها سه مورد در کل سند می‌توان یافت که به‌طور مشخص وظایفی را برای بنیاد رودکی صراحتا بیان کرده است؛ و آن نیز  شامل "ایجاد ارکستر سازهای ایرانی"، "راه‌اندازی سامانه باشگاه مخاطبان" و "تامین الزامات و ادوات آموزشی به منظور کیفی‌سازی خدمات مرکز آموزش" است.

در بخشی از این سند، درباره "انتظارات ذی‌نفعان کلیدی" سخن گفته شده است؛ اما مشخص نشده این ذی‌نفعان دقیقا چه کسانی هستند؟ فراموش نشود که از آنجا که طبق مصوبه مجلس شورای اسلامی، بنیاد رودکی تنها موسسه فرهنگی محسوب می‌شود که ردیف بودجه مستقیم دارد؛ مشخص شدن "ذی نفعان" در این سند از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

در بخش "برنامه‌ها و اقدامات عملیاتی" نیز از "تغییر وضعیت و همراستاسازی ابعاد مختلف سازمان" سخن گفته شده است اما ابعاد و شیوه این تغییر سازمان مشخص نشده است.

آیا قرار است موزه هنرهای معاصر به مجموعه بنیاد رودکی اضافه شود یا قرار بر واگذاری برج آزادی به شهرداری‌ست؟ سوالات دیگری هستند که سند به آنها نپرداخته است و پاسخ روشنی برای آنها نداشته است.

 بخش دیگری از این سند درباره ارزیابی آثار هنری برای اجرای در تالارهای زیر نظر بنیاد رودکی است؛ اما دقیقا مشخص نشده مسئولیت این ارزیابی برعهده چه بخش و چه افراد حقوقی خواهد بود.

 نکته مهمتر اینکه اصلا مشخص نیست چه کسانی در تدوین این سند همکاری کرده‌اند؛ انتشار اسامی تهیه‌کنندگان و حتی مشاورانی که در این کار همکاری داشته‌اند از اهمیت بسیاری برخوردار است؛ به هر حال باید مشخص باشد از چه وزنه‌هایی در عرصه‌های مدیریتی و همچنین حوزهای مختلف هنری برای تدوین "سند برنامه‌ریزی استراتژیک بنیاد رودکی" بهره گرفته‌ شده است.

 انتشار این سند در حالی اتفاق افتاده که هیئت امنای بنیاد رودکی را سیدرضا صالحی‌امیری (وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی)، محمدباقر نوبخت (معاون رئیس جمهور)، علی مرادخانی (معاون امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی)، علی اصغر کاراندیش مروستی (معاون توسعه مدیریت و منابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)، مرتضی کاظمی (مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی) تشکیل می‌دهند.  همچنین محمود عزیزی، ابولقاسم ایرجی‌کجوری و محمدحسن شاهنگیان نیز اعضای هیئت مدیره بنیاد رودکی هستند.

براساس این سند باید به بنیاد رودکی نگاهی دولتی داشت یا آن را در زمره موسسات فرهنگی انتفاعی غیردولتی به شمار آورد؟ نسبت میان سیاست‌های درنظر گرفته شده برای این سند و بحث‌های مرتبط با گردشگری را چگونه می‌توان روشن و سپس در برنامه‌ریزی‌های اجرایی؛ پیاده‌سازی کرد؟ ناظرای اصلی اجرای سند چه کسانی از کدامین دستگاه‌ها و نهادهای فرهنگی و نظارتی هستند؟‌... این سوالات و پرسش‌های دیگری که سند به آنها پاسخی نداده است؛ همگی مجهول‌اند. تا آنجا که می‌توان گفت "سند برنامه‌ریزی استراتژیک بنیاد رودکی" نکات گنگ بسیاری در خود دارد که هرگز پاسخ روشنی به آنها داده نشده است.

به هر روی متن کامل "سند برنامه‌ریزی استراتژیک بنیاد رودکی" که 24 خرداد 96 یعنی درست پس از اعلام خبر استعفای علی‌اکبر صفی‌پور به عنوان مدیرعامل بنیاد رودکی منتشر شد، به قدری گنگ است که کاربرد آن را تا حدود زیادی با سئوال مواجه کرده است.

سند استراتژیک بنیاد رودکی در غیاب مدیر منتشر شد!

سند استراتژیک بنیاد رودکی در حالی منتشر شده که با استعفای مدیر این مجموعه، وضعیت آینده این نهاد در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

به گزارش خبرنگار موسیقی فارس، بنیاد رودکی در حال سند استراتژیک خود را منتشر کرده که مدیر این مجموعه به گفته خودش استعفایش را تقدیم وزیر ارشاد کرده است. 

بنیاد رودکی در این سند با تشریح ماموریت و فلسفه وجودی این سازمان، چشم انداز و دورنمای بنیاد رودکی را ترسیم کرده است.

علی اکبر صفی‌پور مدیرعامل بنیاد رودکی در پیشگفتار این سند، آن را حاصل 6 ماه بحث و گفت و گو عنوان کرده و افزوده است: بنیاد فرهنگی هنری رودکی به عنوان نهاد عمومی غیر دولتی از نظر جایگاه قانونی، حمایت‌های دولتی، هنرمندان فعال در این مجموعه و امکاناتی که در اختیار دارد از موقعیت ممتازی برخوردار است اما تاکنون به آنچه شایسته نام این بنیاد است دست پیدا نکرده است.

مدیرعامل بنیاد رودکی تاکید کرده که این مجموعه نتوانسته آنچنان که باید به خدمت‌رسانی بپردازد و دلیل این امر را نداشتن استراتژی و سند چشم‌انداز می‌داند.

وی در این پیشگفتار تاکید کرده است: امید است فرصتی باشد تا با پیاده سازی این سند شاهد روزهای خوبی در بنیاد رودکی در کنار اهالی فرهنگ و هنر و همچنین آسان سازی مسیر تولید آثار ارزشمند و کشف و به کار گیری استعدادهای درخشان هنری در کشور عزیزمان ایران اسلامی باشیم.

متن سند استراتژیک بنیاد رودکی  سایت بنیاد رودکی منتشر شده است.

همه سمت‌های رضا دادویی؛ از بنیاد رودکی و تالار حافظ تا انجمن موسیقی!/ سه استعفا و چهار سمت

رضا دادویی که این روزها به عنوان مدیر اجرایی انجمن موسیقی ایران معرفی می‌شود، طی سه سال گذشته سه سمت در حوزه تئاتر داشته که از همه آنها استعفا و یا به تعبیر برخی دیگر برکنار شده است.

به گزارش خبرنگار موسیقی فارس، «رضا دادویی» متولد ششم بهمن ماه 1355 دارای مدرک کارشناسی ارشد سینما تئاتر از دانشگاه سوره است. وی مدرس دانشگاه پیام نور بوده و نویسندگی و کارگردانی را نیز در سبقه کاری خود دارد.

-سمت اول و استعفای اول

با روی کار آمدن حسین طاهری-مدیر سابق مرکزهنرهای نمایشی- فعالیتش را به عنوان رئیس شورای نظارت و ارزشیابی مرکز هنهای نمایشی آغاز کرد و در نهایت طی اختلافاتی که با مدیر مرکز هنرهای نمایشی ارشاد پیدا کرد، از سمتش برکنار شد و به تعبیر دیگری استعفا کرد. او در همان زمان طی اظهار نظری گفت: «از آنجا که به مدیر جدید حق می‌دهم بخواهد با افراد جدیدی که متناسب با دیدگاهش هستند کار کند، دستور رسیده مبنی بر کناره‌گیری از ریاست شورای نظارت و ارزشیابی را پذیرفتم. من نیز ترجیح می‌دهم خیلی از حرفها را در دل نگاه دارم و یا شاید در زمان دیگری آن را به زبان آورم.»

-سمت دوم

اما این استعفا تازه آغاز کار دادویی بود او در ادامه طی حکم بهرام جمالی به عنوان مشاور اجرایی بنیاد رودکی در حوزه هنرهای نمایشی منصوب شد. در بخشی از متن این حکم آمده بود: «نظر به تجارب ارزنده جنابعالی در حوزه های اجرایی و مدیریتی تئاتر به موجب این حکم به عنوان مشاور اجرایی بنیاد رودکی در حوزه هنرهای نمایشی منصوب می شوید.»

-و سمت سوم!

اما در ادامه دادویی به عنوان مدیر تالار حافظ هم منصوب شد و یک سمت جدید گرفت. یکی از اقدامات دادویی در تالار حافظ اجرای برنامه «شب‌شنبه‌ها» به تهیه‌کنندگی خودش بود! این برنامه تا زمان حضور دادویی هر هفته در تالار حافظ اجرا شد تا همگان شاهد بهره‌برداری شخصی یک مدیر دولتی از زیرمجموعه‌اش باشند.

-استعفای دوم و سوم

در ادامه اما دادویی از سمت‌های دوم و سومی که وزارت ارشاد دولت یازدهم در اختیارش گذاشته بود هم استعفا داد. او درباره این اتفاق گفته بود: «متاسفانه مقاومت هایی در مجموعه بنیاد رودکی کار را سخت کرد به طوری که باعث شد کارها آن طور که دوست داریم پیش نرود بنابراین صلاح را بر این دیدم حالا که نمی توانم عنصر مفیدی برای این فضا باشم کناره گیری خودم را اعلام کردم که زیاد مزاحم نباشم. متاسفانه در این مدت مشورت هایم راهگشا نبود و دوستان سیاست هایی در مجموعه بنیاد رودکی دارند که با نگاه های بنده هم خوانی ندارد.»

-سمت چهارم

اما استعفاهای دوم و سوم دادویی باز هم پایان کار نبود و او اینبار به طور کلی ژانر کاری‌اش را عوض کرد و وارد عرصه موسیقی شد! بله دادویی هم‌اکنون به عنوان مدیر اجرایی انجمن موسیقی ایران فعالیت می‌کند! بدون حتی یک روز سابقه کاری در حوزه مدیریت موسیقی!

به هرترتیب طی این سال‌ها مدیران معاونت هنری ارشاد نشان داده‌اند که تنها اولویتی که تعیین کننده‌ است، «روابط» است و بس! و گرنه چرا یک مدیر طی دو سال باید از سه سمت دولتی استعفا کند و دوباره باز در شمایلی دیگر پست دولتی بگیرد؟ این اصل مدیریت گردشی معاونت هنری وزارت ارشاد دقیقا از دل کدام اصول مدیریتی علمی بیرون آمده است؟ چرا باید یک مدیر ناموفق چندباره و چندباره علی‌زغم کارنامه‌ای پر سوال دوباره به کار گرفته شود؟ آن هم در قبال شخصی که نشان داده بلد است چطور از امکانات دولتی به نفع خود بهره‌برداری کند. پروژه «شب شنبه‌ها»‌ یک از نمونه‌ از همین سواستفاده‌های شخصی است.

یا به عنوان نمونه دیگر می‌توان از کارگاه آموزشی جدید بنیاد رودکی با حضور رضا دادویی سخن گفت! دادویی که معتقد بود نگاه مدیران بنیاد رودکی با او هم‌خوانی ندارد حالا قرار است پرش دوباره‌ای به هنر تئاتر داشته باشد و با مشارکت این بنیاد کارگاه «ایده تا اجرا؛ بدن کاتالیزور حرکت» را در تالار حافظ برگزار کند! تجربه نشان داده که مدیران معاونت هنری چندان به اصل تکرار نکردن یک اشتباه قائل نیستند و وضعیت کماکان به همان منوال گذشته ادامه دارد...

-استعفای چهارم و سمت پنجم

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131