نگاهی به عملکرد اخیر تلویزیون در قبال ساز/

پایانی بر نمایش نوازندگان بی‌ساز؟

نشان ندادن ساز در صداوسیما یکی از موارد انتقاد هنرمندان بوده و سال‌ها است که نوازندگانی که پا به تلویزیون می‌گذارند از نمایش سازشان در قاب تلویزیون محروم هستند. با این حال چند وقتی است که تلویزیون گاهی از دور و گاهی به شکل رسمی و روی آنتن زنده اقدام به نمایش ساز می‌کند.

به گزارش ایسنا، نشان ندادن سازهای موسیقی، از جمله مواردی است که همواره پای ثابت انتقاد هنرمندان و مردم نسبت به عملکرد صداوسیما بوده است؛ به شکلی که یک اسطوره‌شناس و پژوهشگر معتقد است «باید سازها را نشان دهیم. اگر آنها را پنهان کنیم به ادبیات فارسی ضربه زده‌ایم. شعر معاصر ما خالی از واژگان موسیقی و نام سازها شده است زیرا جوانان ما ساز را در تلویزیون نمی‌بینند؛ بنابراین تِمی برای خلق آن ندارند.»

همچنین بابک رادمنش ـ آهنگساز قدیمی که در سال‌های اولیه انقلاب کارمند صداوسیما بوده ـ در این‌باره اظهار کرده است، «من به عنوان یک شهروند از این کار تعجب می‌کنم. نمی‌دانم چه کسی این دستور (نشان ندادن ساز) را داده؟ اگر موسیقی حرام است، پس صدای آن هم نباید باشد! این کار باعث تاسف است. دوستان غیرایرانی هم از این موضوع تعجب می‌کنند. اگر برای کارشان دلیل بیاورند، آدم متوجه می‌شود چرا این کار را انجام می‌دهند.»

علیرضا عصار ـ خواننده و نوازنده ـ نیز گفته بود «من کاری به سیاست‌گذاری کلی صداوسیما ندارم، اما درباره موسیقی این موضوع به همه ما مرتبط است. من برخورد عمومی صداوسیما را در این زمینه دوست ندارم. در اینکه ساز را در تلویزیون نشان نمی‌دهند، هیچ منطقی وجود ندارد.»

با این حال این هنرمند برای حضور خود در برنامه سال تحویل یکی از شبکه‌های تلویزیون شرط نمایش سازش را گذاشته و گفته بود «اهل کارهای سفارشی نیستم و شرطم برای حضور در برنامه (حضور در تلویزیون بعد از ۱۴ سال)، نشان دادن ساز در تلویزیون بود.»؛ شرط او نیز مورد قبول قرار گرفت و هنگام پخش زنده این برنامه، عصار برای دقایقی پشت پیانوی خود نشست و نواخت و آواز خواند.

پیش از عصار، یک بار دیگر نیز برنامه «دورهمی» پیانونوازی سامان احتشامی را نشان داده بود.

پیش‌تر نیز هنگام پخش زنده اختتامیه جشنواره فیلم فجر برای لحظاتی سازهای گروهی که در این برنامه، اجرا می‌کردند از دور نشان داده شد.

اما آخرین اقدام صداوسیما درخصوص نشان دادن ساز، به مراسم بدرقه تیم ملی فوتبال ایران به جام‌جهانی و رونمایی از سرود رسمی آن برمی‌گردد که این مراسم به صورت زنده از شبکه ورزش سیما پخش و در حین اجرای قطعات به پخش نمای دور از ارکستر در حال اجرا (ترکیبی از ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی ایران) بسنده شد.

پیش از این نیز در موارد دیگری، آلات موسیقی در قاب تلویزیون قرار گرفته بود که واکنش‌های مختلفی را هم در پی داشته است.

اما در کل به نظر می‌رسد در چند وقت اخیر صداوسیما قدم‌های نزدیک‌تر (با توجه به زمان پخش برنامه‌ها) و مثبت‌تری را هرچند با محافظه‌کاری در این زمینه برداشته‌ است.

با این حال سامان احتشامی ـ نوازنده پیانو ـ نظر دیگری دارد. او پس از اجرای ارکستر سمفونیک در مراسم بدرقه تیم ملی و پخش از تلویزیون، درباره این اقدامات صداوسیما به ایسنا می‌گوید: در دوران کودکیِ من، بین برنامه کودک و اخبار یک مجری می‌آمد و شعر می‌خواند یا تصاویر گل با مارش عزا پخش می‌شد و هیچ شعف و شادمانی برای ما کودکان به وجود نمی‌آمد. وقتی در دهه ۷۰ ماهواره پا به خانه‌های مردم گذاشت، رادیو و تلویزیون مجبور شد در گفتار و نحوه برنامه‌ریزی‌اش تغییراتی را ایجاد کند.

او ادامه می‌دهد: بعدها گذشت و موسیقی پاپ بین مردم رخنه کرد و خیلی هنرمندان در این جایگاه و فضا برنامه اجرا کردند و بسیاری مردم وارد این عرصه شدند. الان در منطقه سعادت آباد بیش از ۲۰ آموزشگاه موسیقی وجود دارد که همه مردم چه قشر مذهبی و چه غیرمذهبی، وارد دنیای موسیقی شدند و از آن لذت می‌برند.

احتشامی اظهار می‌کند: به نظر من موسیقی صدای خداوند است و در سازی نهفته شده است. همان‌طور که صدای طبیعت داریم. اگر صدای ساز را به گوش کسی نرسانید، انگار صدای خداوند را به گوش کسی نرسانده‌اید.

او معتقد است: سازمان صداوسیما اگر سازی را پخش می‌کند، مجبور است پخش کند و به ناتوانی خودش اذعان می‌کند. اگر مراسم بدرقه تیم ملی فوتبال به جام‌جهانی را نداشتیم، سازها را از دور نمی‌دیدیم. اگر نوروز نداشتیم، ساز عصار را نمی‌دیدیم و اگر دورهمی وجود نداشت، هیچ‌وقت تصویر پیانوی من دیده نمی‌شد.

این نوازنده ادامه می‌دهد: این روزها کمتر کسی فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی را می‌بیند و برای مردم جذابیتی ندارند. بنابراین تلویزیون مجبور است کاری انجام بدهد و از نوازندگان و هنرمندان استفاده کند.

احتشامی بیان می‌کند: برای چه از موسیقی می‌ترسند؟ وقتی ساز پخش می‌شود همه چیز پخش می‌شود، غم، غصه، ایهام، گذشت، عشق و ... .

سالار عقیلی در «ای ایران» تلویزیون

نظرسنجی صداوسیما با موضوع آهنگ‌هایی درباره ایران

برنامه موسیقیایی «ای ایران» که دو روز است از شبکه اول پخش می‌شود، امشب میزبان سالار عقیلی ـ خواننده ـ است.

مقداد مومن‌نژاد ـ تهیه‌کننده «ای ایران» ـ در گفت‌وگویی با ایسنا از «ای ایران» به عنوان جشنواره‌ای تلویزیونی یاد کرد و گفت: این برنامه با اجرای امیرحسین مدرس از یازدهم بهمن به روی آنتن رفته است و پخش آن تا ۲۱ بهمن ماه ادامه خواهد داشت. در واقع ما یک جشنواره تلویزیونی برای انتخاب بهترین اثر ملی هستیم؛ یعنی آهنگ‌هایی که درباره ایران در تلویزیون مجوز پخش دارند و مرکز موسیقی صداوسیما نسخه‌ای از آن آهنگ را دارد را به نظرسنجی گذاشته‌ایم.

او ادامه داد: این آهنگ‌ها در چهار گروه پاپ، سنتی، انقلابی و محلی تقسیم‌بندی شده‌اند و اعضای هر گروه با خود آن گروه رقابت خواهند داشت.

مومن‌نژاد درباره مراحل مختلف این جشنواره اظهار کرد: ما سه مرحله‌ ابتدایی،‌ نیمه‌نهایی و نهایی داریم که در مرحله ابتدایی از هر گروه هفت نفر به انتخاب مردم برگزیده می‌شوند، در مرحله نیمه‌نهایی از هر گروه سه نفر با رأی مردم انتخاب خواهند شد،‌ در نهایت در آخرین قسمت برنامه از هر گروه یک نفر به عنوان برنده نهایی اعلام خواهد شد.

تهیه‌کننده برنامه «ای ایران» به مهمان‌های این برنامه هم اشاره‌ای کرد و گفت: امشب گروه موسیقی محلی و سالار عقیلی مهمان برنامه هستند. شب گذشته آقای صنعتگر و آقای کارونی از اهواز مهمان ما بودند. آقای کارونی موسیقی عربی خواند. اولین بار بود که در تلویزیون ما فردی با لباس عربی موسیقی عربی می‌خواند. شب اول برنامه نیز آقایان حامی و گلریز در برنامه ما حضور داشتند.

مومن‌نژاد ادامه داد: ما هر شب تقریبا سه مهمان داریم که البته تعداد نهایی مشخص نیست و فردا شب هم خشایار اعتمادی و یک گروه موسیقی محلی مهمان ما هستند.

برنامه «ای ایران» با اجرای امیرحسین مدرس هر شب در ایام دهه فجر به طور زنده و به مدت ۹۰ دقیقه پس از سریال «ستارخان» از شبکه یک سیما پخش می‌شود.

 

با حضور در برنامه «کودک شو»

اجرای قطعات جدید «پازل باند» در تلویزیون

گروه «پازل باند» همزمان با اعلام فینالیست هفته، جمعه شب (۱۳ بهمن ماه) میهمان ویژه برنامه «کودک شو» می‌شود.

به گزارش ایسنا و به نقل از روابط عمومی برنامه «کودک‌شو»، این برنامه تلویزیونی در دومین هفته از فصل جدید خود، در روز جمعه میزبان گروه «پازل باند» می‌شود.

برنامه «کودک شو» در این فصل با پایان هر هفته، ویژه برنامه‌ای را برای شمارش آراء مردمی و رأی‌گیری نهایی به منظور انتخاب فینالیست هفته در نظر گرفته است که هر بار با حضور چهره‌ها و گروه‌های مختلف حوزه فرهنگ و هنر همراه می‌شود.

در همین راستا  گروه «پازل باند» نیز جمعه (۱۳ بهمن ماه) ساعت ۲۱ با حضور در برنامه، علاوه بر همراهی با مخاطبان، قطعاتی را برای اولین بار اجرا خواهند کرد.

برنامه «کودک شو» با اجرای پژمان بازغی، به کارگردانی رضا مهران‌فر و تهیه‌کنندگی ابوذر پورمحمدی و رضا نصیری شهرضایی از شنبه تا سه‌شنبه ساعت ۲۳ و جمعه‌ها ساعت ۲۱ از شبکه نسیم به روی آنتن می‌رود.

 

کیوان ساکت مهمان تلویزیون است

«چشم شب روشن» دوشنبه شب میزبان کیوان ساکت آهنگساز و نوازنده تار است.

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی «چشم شب روشن»، این برنامه که دوشنبه‌ها با حضور رضا مهدوی مجری کارشناس بخش موسیقی، به گفتگو با چهره‌های هنر موسیقی می‌پردازد، فردا (نهم بهمن ماه) از کیوان ساکت آهنگساز و نوازنده تار و سه تار میزبانی می‌کند.

محمد سریر، ناصر چشم آذر، علیرضا نوربخش، نادر مشایخی، سعید دبیری، داوود آزاد، هادی منتظری، میلاد کیایی، سالار عقیلی، امین الله رشیدی، محمد میرزمانی، عبدالمجید کیانی، سعید شهرام، منوچهر صهبایی، مهدی امین فروغی، احمد پژمان، بهروز صفاریان و مجید اخشابی چندی از هنرمندانی هستند که در ماه های گذشته مهمان مجله شبانگاهی شبکه چهار بوده اند.

دوشنبه در بخش شعر نیز مرتضی امیری اسفندقه، کارشناس مجری این بخش با سید وحید سمنانی شاعر و پژوهشگر ادبی گفتگو می‌کند.

«چشم شب روشن» به تهیه‌کنندگی امیر قمیشی و با اجرای محمد صالح علا، شنبه تا چهارشنبه هر شب ساعت ۲۳ از شبکه چهار سیما روی آنتن می‌رود.

شهرداد روحانی و فریدون شهبازیان در «ساعت ۲۵» تلویزیون

برنامه موسیقی «ساعت ۲۵» با حضور فریدون شهبازیان، شهرداد روحانی و علی اکبر صفی‌پور به روی آنتن خواهد رفت.

به گزارش ایسنا، برنامه موسیقی «ساعت ۲۵» بامداد جمعه با موضوع بررسی فعالیت‌های ارکستر ملی ایران و ارکستر سمفونیک تهران میزبان فریدون شهبازیان (رهبر ارکستر ملی)، شهرداد روحانی (رهبر ارکستر سمفونیک) و علی اکبر صفی‌پور (مدیر عامل بنیاد رودکی) خواهد بود.
مهمانان برنامه در سه بخش برنامه در کنار امیرحسین مدرس (مجری کارشناس برنامه) درباره اقدامات و فعالیت‌های مربوط به خود سخن می‌گویند.

در برنامه این هفته در کنار پخش اخبار و اتفاقات موسیقی، گزارشی از اختتامیه جشنواره موسیقی فجر هم به مخاطبان ارائه می‌شود.

همچنین آیتم نقد و بررسی آلبوم‌های موسیقی این هفته به نقد آلبوم حرف بزن میلاد درخشانی اختصاص دارد که در این بخش میان امیر بهاری و سیامک قلی زاده دو روزنامه‌نگار حوزه موسیقی پیرامون این اثر گپ و گفتی شکل خواهد گرفت.

در این قسمت از برنامه با میلاد درخشانی خواننده و آهنگساز این اثر هم گفت‌وگوی تلفنی برقرار خواهد شد که پس از دیده و شنیده شدن این بخش، توضیحاتی درخصوص این اثر ارائه خواهد کرد.

برنامه «ساعت ۲۵» ۳۰ دقیقه بامداد جمعه به روی آنتن شبکه پنج سیما می‌رود.

عوامل برنامه «ساعت ۲۵» عبارتند از: محمود محمودی (تهیه کننده)، زهرا صفایی (نویسنده و سردبیر)، امیرحسین مدرس (مجری کارشناس)، مسعود صنم (مدیر تولید)، امیرحسین کاکایی( گزارشکر)، شیوا خورسند (روابط عمومی)، حبیب عباسی( تصویربردار)، ایرج بهرام (دستیار تصویربردار).

احسان عبدی پور در گفت‌وگو با ایلنا؛

تلویزیون آنقدر موسیقی نواحی را از مردم پنهان کرد تا کارمان به ابتذال کشید/از تمام دنیا فقط به تار و سنتور و سه‌تار بند کرده‌ایم

عبدی پور می‌گوید: بزرگان موسیقی نواحی ما وقتی به فرانسه می‌روند و اجرا می‌کنند؛ جهان از وجود چنین میراث عظیمی حیران می‌ماند و القابی مانند مروارید اقیانوس را به امثال شاهمیرزا مرادی می‌دهند آن‌وقت پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیون ما در اختیار خواننده‌ای است که کمتر از یک سال سابقه دارد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، طی دو دهه اخیر با گسترش و توسعه وسایل ارتباط جمعی و تکنولوژهای مرتبط، برخی از سازهای غربی وارد ارکستر‌ها و گروه‌های ایرانی شدند و به دلیل کارکرد و جذابیت‌هایشان به شکل گسترده‌ای مورد استفاده بیشتر قرار گرفتند که از آن جمله می‌توان به سازهای الکترونیک و همچنین ساز کوبه‌ای کاخن اشاره کرد. در مقابل نیز سازهای ایرانی در بسیاری از حوزه‌ها عقب‌نشینی‌های جدی داشتند و البته در حوزه موسیقی نواحی کار به حذف تقریبا کامل این موسیقی حتی از تلویزیون منتهی شد. در این میان دو استثنا از بین سازهای نواحی کمی معادله را تغییر داد و به جای عقب نشینی، مسیر عکس آن را در پیش گرفتند. یکی ساز نی انبان و دیگری ساز سرنای لرستان بود که هر دوی این‌ها به واسطه فعالیت‌های شخص محورانه دو موزیسین محلی راه به ژانر‌ها و آنسامبل‌های مختلف پیدا کردند. نی انبان به واسطه محسن شریفیان از بوشهر و ساز سرنای لرستان توسط احسان عبدی‌پور. فعالیت عبدی‌پور به ویژه طی یک دهه اخیر نشان داده که بسیاری از سازهای موسیقی نواحی قابلیت اجرا و کارکردی تامل برانگیز و البته مغفول مانده دارند. با عبدی‌پور درباره موضوعاتی چون «دلیل گسترش خوانندگانی با یک سال سابقه موسیقی و ابتذال گسترده در تروج چنین موسیقی‌هایی از صدا و سیما»، «قابلیت‌های ساز سرنای لرستان برای استفاده در ژانرهای مختلف»، «چرایی حذف موسیقی نواحی با تمام گستردگی‌اش در مقابل موسیقی محدودتری چون ردیف دستگاهی» و بسیاری مسائل دیگر گفتگو کرده‌ایم. حاصل مصاحبه ایلنا با احسان عبدی‌پور در ادامه می‌آید:

احسان عبدی‌پور (نوازنده سرنا و سرپرست گروه «سورنای لرستان») درباره گروه‌اش که چند روز قبل در جشنواره موسیقی فجر روی صحنه رفت و وزیر ارشاد به همراه برخی مسئولان از نزدیک ببیننده برنامه آن‌ها بودند، گفت: نام گروه «سورنای لرستان» از ترکیب سور به معنای جشن و نای نیز به معنای‌‌ همان «نای جشن» گرفته شده است. تعدادی از بهترین‌های موسیقی لرستان در این گروه هماری می‌کنند؛ استاد محمد باجلاوند از پیشکسوتان موسیقی لرستان و قوم لر است و یکی از بهترین و صاحب سبک‌های کمانچه‌نوازی منطقه ما محسوب می‌شود. او از نظر آوازی و خوانندگی نیز جزو خواص منطقه لرستان است و در اجرا‌هایش نیز رپرتوار مناطقی را انتخاب کرده که کمتر کسی سراغ آن‌ها رفته است. در واقع موسیقی مردمی که به مرور زمان داشت به دست فراموشی سپرده می‌شد را احیا کرده و به روی سن آورده است. داوود رضایی دیگر کمانچه‌نواز گروه‌مان محسوب می‌شود که مسئولیت تنظیم قطعاتی از اجرای جشنواره را نیز برعهده داشتند. بابک پیمانی نیز نوازنده سازهای کوبه‌ای گروه سورنای لرستان است. ابوذر حسنوند نوازنده سنتور، اسفندیار قربانی نوازنده تار، و خودم نیز به عنوان سرپرست و نوازنده سرنا این گروه را در جریان جشنواره موسیقی فجر همراهی کردیم.

این موزیسین درباره رپرتوار گروه «سورنای لرستان» نیز عنوان کرد: ما تلاشمان بر این است تا در هر اجرایی برنامه متناسب با آن را روی صحنه ببریم؛ در مورد جشنواره موسیقی فجر اعتقاد دارم باید رپرتوار اصلی موسیقی منطقه خودمان را روی صحنه ببریم. در واقع برای معرفی موسیقی منطقه خودمان به جای اجرای آثاری که امروز ساخته می‌شود باید به سراغ قطعات قدیمی‌تر برویم. به همین دلیل ما رپرتوار اصیل موسیقی لرستان را بجز موسیقی سوگ و عزا انتخاب کردیم. بیشتر شادیانه‌ها و عاشقانه‌های موسیقی اصیل لرستان را در این کنسرت روی صحنه بردیم.

وی همچنین درباره تاثیری که دایی خود برای ورود به عرصه موسیقی گرفته گفت: من در سال ۱۳۶۶ در خرم آباد متولد شده‌ام. دایی من آقای هاشم پشتدار از نوازندگان و سازندگان ساز کمانچه هستند. دایی من جزو اولین کسانی هستند که در خرم‌آباد یادگیری موسیقی را به صورت آکادمیک نزد استاد درویش رضا منظمی شروع کردند. ایشان همچنین جزو نسل دومی محسوب می‌شوند که ساز کمانچه را به شکل آکادمیک و حرفه‌ای آموزش دادند. به واسطه فعالیت‌های دایی‌ام و رفت و آمدهای نوازندگان با ایشان، من نیز از کودکی علاقه‌ام به موسیقی شدت گرفت و در سن ۹ سالگی استارت یادگیری نوازندگی را زدم. بعد‌ها نیز در رشته موسیقی از دانشگاه فرهنگ و هنر اصفهان فارغ التحصیل شدم.

عبدی‌پور در ادامه افزود: اوایل دهه هشتاد فعالیت‌هایم آرام آرام ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۳۸۱ در جشنواره «کوچ و اقوام و عشایر» منتخب شدم. البته قبل از این جشنواره کم و بیش با گروه‌هایی فعالیت می‌کردم. از آن زمان فعالیت‌های جدی ترم شروع شد و در جشنواره‌های مختلف و کنسرت‌های متفاوتی روی صحنه رفتم و تاکنون حدود ۳۰ اجرا در ۵ قاره داشته‌ام.

این موزیسین همچنین درباره ورود ساز سرنا به ژانرهای مختلف موسیقی در کشورمان گفت: طی این سال‌ها موفق شده‌ام با کمک دوستان ساز سرنا را در ژانرهای مختلف موسیقی بگنجانیم و اجرا کنم. این ساز مشکل کوک کردن داشت که خدا را شکر توانستیم این مشکل را نیز رفع کنیم تا در زمینه کوک نیز در کنار سایر سازهای اینچنینی قرار بگیرد. در واقع ما مانند ساز نی با استفاده از شابلن‌های مختلف، سرناهایی را با کوک‌های مختلف ساخته‌ایم. قدیم‌تر‌ها هر نوازنده‌ای برای خودش سرنایی داشت و هر کدام هم کوک خودش را داشت. خب نوازندگان در گذشته تفکر ارکستری نداشتند که بخواهند سرنا را در کنار سایر ساز‌ها در ارکس‌تر قرار بدهند و این بسیار منطقی بود که کارشان با یک ساز سرنا راه بیافتد.

وی همچنین ددر مورد همکاری‌هایش در زمینه موسیقی دستگاهی ایرانی آن هم با ساز سرنا عنوان کرد: با ساز سرنا در زمینه موسیقی کلاسیک ایرانی با استاد مجید درخشانی، آقای عندلیبی، کیوان ساکت، حسین پرنیا و بسیاری موزیسین‌های دیگر، هم در ضبط‌ها و هم در اجراهای زنده همکاری کرده‌ام؛ در زمینه ژانر موسیقی پاپ نیز با همین ساز سرنا همکاری‌هایی را با برخی دوستان داشته‌ام. همچنین در عرصه بین‌المللی نیز با ارکستر سازهای بادی گوتنبرگ سوئد که با ساز سرنا به عنوان سولیست در خدمت این ارکستر بودم روز ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۴ در سالن کولن هوست شهر گوتنبرگ روی صحنه رفتیم.

احسان عبدی‌پور در ادامه افزود: در بحث آموزش ساز سرنا نیز طی یکسال گذشته کار طراحی، نگارش، نت نگاری و آوانویسی کتاب آموزش سرنا را انجام داده‌ام که به زودی منتشر خواهد شد. ما رپرتوار اصلی و اصیل سرنانوازی موسیقی لرستان را نوشتیم؛ یکسری اتودهای آموزشی قبل از اجرای هر مقام در نظر گرفته شده و آموزش ریتم و «ریتم خوانی» و اجرای مقام‌های اصیل سرنانوازی منطقه لرستان شامل سور و سوگ در این کتاب لحاظ شده است. بعد از انتشار این کتاب آموزشی نیز کتاب دیگری از سرنانوازی مختص موسیقی ملیمان را کار خواهیم کرد.

این موزیسین درباره ملی بودن ساز سرنا و ریشه آن در میان تمام اقوام ایرانی گفت: ساز سرنا یک ساز ملی محسوب می‌شود که مختص یک منطقه خاص نیست. از آذربایجان، کردستان، کرمانشاه، لرستان، ایلام، خوزستان، کرمان، بلوچستان، خراسان، استان‌های شمالی و بسیاری از مناطق دیگر کشورمان ساز سرنا را در فرهنگ موسیقی خود دارند. در کشورهای دیگر نیز ساز سرنا وجود دارد و در واقع ساز سرنا یک ساز جهانی محسوب می‌شود که به آن پرداخته نشده است.

احسان عبدی‌پور درباره ویژگی‌ها و جذابیت‌های صوتی ساز سرنا برای آهنگسازانی که از آن در ژانرهایی مانند موسیقی کلاسیک ایرانی و پاپ استفاده کرده‌اند، گفت: نوع صدادهی این ساز به دلیل قمیش دو زبانه کوچک و خاصی که دارد صدادهی کاملا شاداب و توام با انرژی بالایی است. ضمن اینکه این ساز در تمام اقوام ایرانی نیز ریشه دارد و به جرات می‌توان گفت تمام اقوام ایرانی سرنانواز داشته‌اند و دارند. در اکثر اقوام ایرانی نیز مانند قوم لر تمامی مراحل زندگی‌شان از تولد تا مرگ را با ساز سرنا تجربه کرده‌اند. یعنی وقتی یک کودک مثلا در خرم آباد متولد می‌شود این اتفاق را با اجرای ساز سرنا و دهل جشن می‌گیرند تا زمان فوت یک شخص که با موسیقی چمری و موسیقی سوگ به آن می‌پردازند ساز سرنا در تمام مراحل زندگی اکثر اقوام ما وجود داشته است. در واقع در ناخودآگاه بسیاری از آهنگسازان و مردم کشورمان ساز سرنا وجود دارد ما و نمی‌توانیم این ساز را از ذهنشان پاک کنیم. وقتی سرنا می‌شنویم خود به خود به یاد لحظه سال تحویل، به یاد موسیقی بسیاری از نواحی مختلف، به یاد مرگ برخی از عزیزان، به یاد عروسی عزیزانمان، و به یاد بسیاری از خاطرات و گذشته‌مان می‌افتیم و حس خوبی را برایمان به همراه دارد. سرنا همچنین به خاطر شخصیت سازی‌اش می‌تواند نقش خوبی را به عنوان سولیست ایفا کند به تمام این دلایلی که به آن‌ها اشاره ردم امروزه بیشتر از سرنا به نسبت گذشته در ژانرهای مختلف استفاده می‌شود.

وی همچنین با انتاد از نوعی نگاه تعمیم پیدا کرده که تنها چند ساز موسیقی سنتی را ملی می‌داند گفت: ما در حوزه سازهای بادی ایران بسیار ضعیف، کم توجه و کم تعداد ظاهر شده‌ایم. به جز «نی» ما کدام ساز بادیمان را به ارکستر‌ها برده‌ایم؟ در سازهای بادی رنگین کمان بسیار زیبایی در اقوام مختلف ایران وجود دارد؛ اما ما کدام یک از این ساز‌ها را در کنار دست آهنگساز ایرانی نشانده‌ایم و از آن استفاده کرده‌ایم؟ به جز ساز نی که به همت نایب اسدالله اصفهانی و استاد حسن کسایی به این جایگاه امروز رسیده روی کدام ساز بادی در ایران کار شده است؟ سازهای بادی چون دوزله، شمشال یا‌‌ همان بلور، بالابان، دودوک، نی انبان، نی جفتی، شاخ و بسیاری دیگر سازهای بادی در مناطق مختلف ایران داریم. بخشی از این سازهای بادی از نظر عملی قابلیت ورود به دیگر ژانرهای موسیقی را نیز دارند. چرا برای این بخش از ساز‌ها هیچ کاری نکرده‌ایم. بخشی از این غفلت به رسانه‌هایی مانند صدا و سیما مربوط می‌شود که در معرفی و شناساندن این ساز‌ها کم کاری کرده‌اند؛ بخشی از این کم کاری‌ها نیز به هنرمندانی بازمی‌گردد که گمان می‌کرده‌اند در برابر موسیقی‌های دیگر از پیش شکست خورده هستند. این احساس از پیش شکست خوردگی باعث شده تا هیچ کاری انجام ندهیم.

این موزیسین در ادامه افزود: ما از تمام دار دنیا فقط به تار و سنتور و سه تار بند کرده‌ایم. به غیر از این‌ها ما فقط توانسته‌ایم ساز نی را که یک ساز چوپانی بوده اصطلاحا از داخل آغول گوسفند‌ها به داخل ارکستر بیاوریم. متاسفانه این اتفاق برای سازهای دیگر نیافتاده است و هنرمندان ما این جسارت و شجاعت را ندارند از دیگر سازهای نواحی مانند سرنا استفاده کند. سازهای نواحی ما با کمال تاسف حتی در چارچوب درس‌های دانشگاهی نیست و کسی که مثلا سرنا می‌نوازد اصلا نمی‌تواند در دانشگاه‌های ایران با ساز خودش تحصیل کند. متاسفانه باید بگویم ما جزو آمار نیستیم.

عبدی‌پور گفت: همیشه با هیئت ژوری در دانشگاه‌ها مشکل داشته‌ام و گفته‌ام به خدا ما لر‌ها، ما کرد‌ها، ما بلوچ‌ها، ما خراسانی‌ها، ما آذری‌ها هم جزو ایران هستیم و موسیقی‌مان بخشی از موسیقی ایرانی محسوب می‌شود. چرا شما فقط موسیقی که به زبان فارسی اجرا می‌شود را فقط به عنوان موسیقی ایرانی قبول می‌کنید؟ وقتی ما زیر یک پرچم با هم زندگی می‌کنیم چرا باید موسیقی که جزو فرهنگ من است نمره‌ای در دانشگاه نداشته باشد؟ اصلا در چارچوب دانشگاهی ما چنین چیزی وجود ندارد. در دانشگاه از بین همه سازهای ایرانی ما مجبور هستیم فقط از بین تار، سه تار، سنتور، عود، کمانچه و نی حتما ساز انتخاب کنیم. چرا ما نباید موسیقی منطقه خودمان را در دانشگاه انتخاب کنیم و بر روی آن کنکاش کنیم؟ چرا وقتی ده‌ها هزار نفر ردیف موسیقی دستگاهی ایران را کار کرده‌اند. من هم باید همین کار را انجام بدهم و از بقیه فرهنگ‌های موسیقایی متنوعی که در کشورمان وجود دارد غافل بمانم؟

وی ضمن انتقاد از نادیده گرفتن رپرتوار گسترده موسیقی نواحی در کشورمان گفت: ده‌ها هزار نفر ردیف موسیقی دستگاهی ایرانی را کار کرده‌اند و هر روز نیز باز بر این روش تاکید می‌شود و در مقابلش موسیقی‌های کردی، بلوچستانی، خراسانی، لری، گیلکی، آذری، ترکمنی و غیره دارند به راحتی از بین می‌روند و موزه‌ای می‌شوند. هیچکس شیرمحمد اسپندار، شاهمیرزا مرادی، علیرضا حسینخانی، قاله مره، بهمن علاءالدین، رضا سقایی و سایر بزرگان بی‌تکرار موسیقی نواحی مختلف ایران را نمی‌شناسد؛ این‌ها واقعیت‌های موسیقی هستند. برایم تلخ است بگویم موزیسین برجسته کشورمان با افتخار به سراغ ژیوان گاسپاریان هنرمند ارزشمند ارمنستانی می‌رود و او را کنار دست خودش قرار می‌دهد و این در حالی است که شیرمحمد اسپندار بزرگ مرد دونلی‌نواز کشورمان در روستایی دور افتاده در سیستان به طرز بسیار سختی گذران زندگی می‌کند و هیچکس برای اجرا به سراغ‌اش نمی‌رود.

این نوازنده سرنا در ادامه افزود: این سرنوشت بسیار تلخ همه بزرگان موسیقی نواحی ایران است؛ بزرگانی که وقتی برای مثال به فرانسه می‌روند و به اجرا می‌پردازند به آن‌ها دکترای افتخاری داده می‌شود و جهان از وجود چنین میراث عظیمی حیران می‌ماند و القابی مانند مروارید اقیانوس را به شاه‌میرزا مرادی می‌دهند. من واقعا کوچک‌تر از آن هستم که درباره بزرگان موسیقی کشورم انتقادی داشته باشم اما این واقعیت است که وقتی استاد گاسپاریان را با افتخار به ایران می‌آورند شیرمحمد اسپندار در زمین‌های کشاورزی در سخت‌ترین شرایط زندگی می‌کند. تا زمانی که همین اساتید موسیقی نواحی توان کار کردن دارند آن‌ها را معرفی نمی‌کنیم و برنامه‌ای برای گنجینه بزرگ موسیقی نواحی‌مان نداریم اما به محض اینکه این بزرگان می‌میرند یا از کار افتاده می‌شوند برایشان در تالار وحدت بزرگداشت می‌گیریم و با دو عدد ربع سکه یا نیم سکه بهار آزادی سر و ته قضیه را هم می‌آوریم.

وی همچنین عنوان کرد: همین غفلت‌ها باعث شده که امروز بی‌کیفیت‌ترین و بی‌محتوای‌ترین موسیقی‌ها سالن‌های چند هزار نفری را روز‌ها و شب‌های متولی پر می‌کنند و باز هم جامعه تشنه این موسیقی‌های نازل از نظر کیفیت است. نکته تلخ اینکه کسانی که همین سالن‌ها را پر می‌کنند از میان تمام اقوام کشورمان هستند که موسیقی مناطق خودشان را اصلا نمی‌شناسند. آنقدر موسیقی نواحی را از نگاه‌ها و گوش‌های همین مردم مسئولان رسانه پنهان کردند تا امروز کارمان به اینجا کشیده است. کسانی که در همین تلویزیون و رادیوی کشورمان برای تیتراژ‌ها و موسیقی‌های فیلم و برنامه‌های مختلف و پر بیننده تصمیم می‌گیرند خواهان انتشار چنین موسیقی‌های بی‌کیفیتی هستند و یک خواننده را که شاید یک سال هم فعالیت موسیقی نداشته یک شبه به شهرتی می‌رسانند و چنان در تمام شبکه‌ها آثارش را در بوق و کرنا می‌کنند که توی گوش و ناخودآگاه مردم جای خودش را باز کند و سلیقه مردم به سمتش گرایش پیدا می‌کند؛ این کار می‌شود تمام جریان سلیقه‌سازی صدا و سیما در کشورمان. یک «موسیقی ساده شده» و نازل با ریتم شش و هشت که هیچ تفکری پشت آن نیست و قرار هم نیست تفکری را در ذهن مردم ایجاد کند و فهمی از شعر حافظ یا سعدی یا حتی شعرای بزرگ معاصر ما را به مردم عرضه کند زمزمه تمام مردم می‌شود. پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیونی کشورمان می‌شود جایی برای پرتاب یک خواننده که کمتر از یک سال در موسیقی تحصیل کرده به سمت شهرت آنچنانی، در حالی که شیرمحمد اسپندار و امثال او با تمام گنجینه‌هایشان حتی به اندازه یک دقیقه در یک برنامه پرت نیز سهمی از تلویزیون کشورشان نداشته‌اند و ندارد. باور کنید اگر همین تیتراژهای سریال‌ها و فیلم‌ها و برنامه‌ها را در اختیار موسیقی نواحی نیز قرار بدهند آن وقت ببینید چه اتفاقی در سلیقه مردم روی می‌دهد.

کلاه قرمزی از تلویزیون خداحافظی کرد+فیلم

مجموعه کلاه قرمزی به‌صورت کامل از شبکه دوم سیما خداحافظی کرد و به شبکه نمایش خانگی آمد.

به گزارش ایلنا، سری جدید «کلاه قرمزی» تابستان امسال به جای پخش از تلویزیون، توسط موسسه تصویرگستر پاسارگاد در شبکه نمایش خانگی عرضه می‌شود.

سری جدید «کلاه قرمزی» که برای نوروز 96 تولید و به دلیل مشکلات مالی تلویزیون، از کنداکتور پخش کنار گذاشته شد، در شبکه نمایش خانگی و سایت لوتوس پلی عرضه می‌شود.

موسسه تصویرگستر پاسارگاد عرضه «کلاه قرمزی» را به عنوان یک اتفاق ویژه برای فصل تابستان درنظر گرفته است. این مجموعه پرمخاطب از طریق لوح فشرده در شبکه نمایش خانگی و پخش آنلاین از سایت Lotusplay.ir به صورت هفتگی به نمایش در خواهد آمد.

زمان قطعی عرضه سری جدید «کلاه قرمزی» در روزهای آینده از طریق رسانه‌ها و کانال رسمی تلگرامی به آدرس https://telegram.me/Kolaahghermezi96 اعلام خواهد شد.

http://static0.ilna.ir/serve/wXTPHVhThoaW/ZM5NDRbiRT5-eRia8rYz91gRX3vIcoHf7otfNPZWXfo,/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%87+%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2%DB%8C+96.mp4

تلویزیون حضور شجریان را می‌خواهد اما نمی‌داند باید چه‌کار کند+آخرین فیلم از حضور خسرو آواز ایران در رسانه ملی

صداوسیما ابداً کمترین وجهی را برای پخش آثار موسیقی هنرمندان مختلف به صاحبان آن آثار پرداخت نمی‌کند و حتی از آن‌ها اجازه هم نمی‌گیرد اما مدام ژست طلب‌کارانه‌ای نسبت به موسیقی کشور دارد و می‌خواهد هر کس که در این حوزه فعال است را از آن خود کند.

همان‌طور که اطلاع دارید صدا و سیما در شرایط فعلی مستمراً اقدام به پخش سرودهای میهنی اینجانب به ویژه سرود"ای ایران ای سرای امید" می‌کند. جنابعالی مستحضرید این سرود و دیگر سرودهای خوانده شده متعلق به سال‌های 1357 و 1358 است و هیچ ارتباطی به شرایط کنونی ندارد. به صراحت اعلام می‌کنم که مایل نیستم صدای من از صدا و سیمایی پخش شود که بی اعتنا به حقوق هنرمندان است. قاطعانه از جنابعالی می‌خواهم دستور دهید هیچ اثری از من مطلقاً از رادیو و تلویزیون پخش نشود."

بخشی از نامه‌ای را خواندید که محمدرضا شجریان در سال 88 خطاب به رئیس وقت صدا و سیما (عزت‌الله ضرغامی) نوشت و به استفاده ابزاری از آثارش اعتراض کرد. شجریان این کار را در سال 74 هم انجام داده بود و از قبل هم رابطه چندان خوبی با رسانه ملی نداشت که دلایل آن هم مشخص و قابل بررسی است.

عقبه پخش آثار شجریان در رسانه ملی به پیش از انقلاب اسلامی و مشخصاً به برنامه رادیویی "گل‌های تازه" بر‌می‌گردد که شجریان در آن برنامه خوانندگی قطعات موسسه چاووش به سرپرستی هوشنگ ابتهاج و آهنگسازی محمدرضا لطفی را برعهده داشت. البته شجریان پیش از انقلاب در برنامه‌های دیگری چون گل‌ها، گل‌های رنگارنگ، گلچین هفته، برگ سبز، یک شاخه گل و... نیز حضور داشت. محمدرضا شجریان از آن زمان نیز مطلقاً مصادره و تحمیل را بر نمی‌تابید و فردای روز جمعه سیاه به خاطر کشتار خونین میدان ژاله، استعفانامه گروه "شیدا" و موسسه چاووش را از ادامه فعالیت در رادیو به خط خوش خود نوشت و به امضاء خود و محمدرضا لطفی و هوشنگ ابتهاج رساند. همان استعفانامه شروعی بود بر رفتار مغرضانه صدای ملی در سال 57 با محمدرضا شجریان و محمدرضا لطفی. بعد از آن تمام فعالیت‌های موسسه چاووش در ایران ممنوع شد و فعالیت زیرزمینی شجریان، لطفی و ابتهاج را موجب گردید. حتی قطعه "ای ایران ای سرای امید" نیز از دل زیر زمین برآمد و جای خود را در میان مردم آزاد و آزاده‌ ایران باز کرد.

پس از انقلاب نیز کشمکش‌های میان شجریان با تلویزیون ادامه پیدا کرد. در چند سال ابتدای انقلاب و در زمان جنگ تحمیلی که صدای هنر، اجتماع و سیاست کشور یک صدای یک‌رنگ و بی غل و غش بود، هر کسی از هر کمکی برای بهبود شرایط ایران زخم خورده انجام می‌داد اما با شروع دهه 70 که فعالیت‌های هنری در کشور بعد حرفه‌ای گرفت، دیگر لازم بود که همه با همه چیز حرفه‌ای برخورد شود. استاد شجریان در سال 74 که اوضاع موسیقی در صدا و سیما را جالب نمی‌دید، نامه‌ای به ریاست سازمان (علی لاریجانی) نوشت و از پخش آثار غیر فاخر و موسیقی‌های کافه لاله‌زاری انتقاد کرد و لازم دانست که تلویزیون برای پخش آثار موسیقی یک شورای نظارت حرفه‌ای را مأمور کند. شاید آن نامه شروعی بود بر هجمه جدیدی از مصادره‌های تاب نیاوردنی تلویزیون از آثار استاد شجریان.

کشمکش میان استاد شجریان و تلویزیون و رادیوی ملی همچنان ادامه دارد چراکه صدا و سیما از نگاه مصادره‌جویانه خود دست بر نمی‌دارد. عجیب آن‌که به صدا و سیما به نامه‌های سرگشاده شجریان پاسخ رسمی هم نمی‌دهد و هر کسی در هر دوره‌ای از قول خودش یک چیزی در این‌باره می‌گوید. واقعیت این است که تلویزیون و رادیوی ملی ایران ابداً کمترین وجهی را برای پخش آثار موسیقی هنرمندان مختلف به صاحبان آن آثار پرداخت نمی‌کند و حتی از آن‌ها اجازه هم نمی‌گیرد اما دائماً یک ژست طلب‌کارانه نسبت به موسیقی کشور دارد و می‌خواهد هر کس که در این حوزه فعال است را از آن خود کند. تلویزیون ملی پس از نامه سال 88 استاد شجریان، بارها رفتار انتقام‌جویانه‌ای از خود نشان داد و گاهاً این رفتار به تخریب استاد هم سرانجام شد اما محمدرضا شجریان هرگز سعی نکرد زیر بار این مصادره برود.

در سال‌هایی که صدای شجریان از تلویزیون پخش نشد، رسانه ملی سعی کرد که افرادی را تشویق کند تا نوای ملکوتی "ربنا" را با صدای خود بخوانند و موجب فراموشی صدای استاد شجریان شوند اما این رفتار ناپسندترین و غیر حرفه‌ای‌ترین کاری بود که می‌شد انجام داد چون در وهله اول دوباره نقض کپی رایت صورت می‌گرفت و در وهله دوم به مناجاتی لطمه می‌خورد که به تاریخ آواز ایران پیوند خورده است. صدای شجریان نیز با چنین عکس‌العمل‌های ساده‌انگارانه‌ای از قلب اجتماع خارج نمی‌شود. شگرد دیگر تلویزیون برای ضربه زدن به استاد شجریان، تخریب و تهمت به ایشان بود که معلوم نبود اگر استاد شجریان پرده از بیماری خود بر نمی‌داشت، رفتار مغرضانه تلویزیون تا کجاها کشیده می‌شد!

اکنون تلویزیون پس از چند سال نادیده گرفتن یک عمر کارنامه ماندگار خسرو آواز ایران، برای پخش صدای ایشان شرط می‌گذارد. اساساً باید پرسید که تلویزیون به صدای شجریان احتیاج دارد یا شجریان به پخش آثارش از تلویزیون؟ مسلماً محمدرضا شجریان در جایگاهی قرار گرفته که برای رسوخ جاوادانه آثارش در دل اجتماع، نیازی به رسانه خاصی ندارد و کافی است که با یک ویدئو کوتاه چند ثانیه‌ای دل هزاران هزار عاشق را به دست آورد، کمااینکه ویدئوی تبریک سال نو ایشان در سال 95، یکی از بزرگترین کمپین‌های خودجوش را در میان عاشقان هنر باعث شد و همه مردم و هنرمندان ب حمایت از ایشان پرداختند.

اما صدا و سیما این روزها اوضاع خوبی ندارد و در موارد مختلفی نیازمند تجدیدنظر است. تلویزیون کشورمان که روزی جولان‌گاه چهره‌های برجسته هنرهای مختلف بود، این روزها به خاطر سیاست‌های مغرضانه‌ای که دارد، نه حمایت اهالی سابق تلویزیون و اهالی فعلی سینما را دارد و نه حمایت بزرگان موسیقی. مطمئناً تلویزیون به خوبی می‌داند که به حضور و حمایت اساتیدی چون محمدرضا شجریان و شهرام ناظری احتیاج دارد اما وقتی که حمایت این افراد را از دست می‌دهد، با برخوردهای اشتباه، خود را روز به روز از جامعه اصیل هنری دورتر می‌کند. تلویزیون حضور استاد شجریان را می‌خواهد اما نمی‌داند که باید چه‌کار انجام دهد، در نتیجه رفتارهایی از آن سر می‌زند که کاملاً غیر حرفه‌ای و به دور از شأنیت بزرگترین آوازخوان نیم قرن اخیر کشور پهناور ایران است.

صدا و سیما برای آن‌که بتواند هنرمندان کشور را همچنان در سازمان حفظ کند، در وهله اول باید نظرگاه مصادره‌ای خود را کنار بگذارد چراکه افرادی چون محمدرضا شجریان بارها نشان داده‌اند که قدرتمندتر از آنند که تحت فشار از مواضع خود کوتاه بیایند و به نفع گروه یا حزبی مصادره شوند. بی‌شک موسیقی یک مقوله هنری است نه سیاسی. البته این هنر نیز ممکن است که بنابر ملزومات به اجتماع و یا حتی به سیاست بپردازد اما به ذات خود یک هنر است که لزومی ندارد افراد مختلف آن را به چشم سیاست ببینند و سیاست‌زده کنند. مطمئناً اگر قرار باشد که همه چیز به چشم سیاست دیده شود، تلویزیون حمایت باقی هنرمندان شاغل در سازمان صدا و سیما را هم از دست خواهد داد. جایگاه والای هنری محمدرضا شجریان بر کسی پوشیده نیست. استاد شجریان مورد حمایت عموم مردم جامعه است و اگر تلویزیون به عنوان رسانه رسمی و ملی هم جلوی ایشان بایستد، مطمئناً کمتر کسی تحت تأثیر قرار می‌گیرد. بنابراین چه بهتر است که به جای شرط و شروط گذاشتن برای چنین هنرمند ماندگاری، تلویزیون هم به عنوان نماینده مردم به جایگاه والای استاد شجریان احترام بگذارد. بی‌شک همه دوست دارند که صدا و سیمای رسمی کشورشان، همزبان با مردم عمل کند و تافته جدا بافته از اجتماع نباشد.

یادداشت: مینا آتشی

در ادامه فیلم مرتبط با آخرین حضور محمدرضا شجریان را می‌توانید تماشا کنید.

آخرین حضور محمدرضا شجریان در تلویزیون ایران به لحضات پایانی سال 1372 و آغاز نوروز 1373 بازمی‌گردد. شجریان در این برنامه ضمن تبریک سال نو به مردم ایران و ابراز خوشحالی از این فرصت به دست آمده، قطعه کوتاهی از شعر حافظ را با عنوان"زکوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی/ از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی" را به‌طور زنده برای مخاطبان صداوسیما اجرا کرد. همچنین شجریان اثری را که به همراهی تار داریوش پیرنیاکان و تنبک همایون شجریان به همین مناسبت ضبط کرده بود، به مجری برنامه داد تا برای مخاطبان پخش شود.

http://static2.ilna.ir/media/4TMspknCql7S/dmlkZW8tbWVkaXVtLm00dg,,/%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86.mp4

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    ساز مورد علاقه خود را انتخاب کنید

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131