اکران خصوصی «ساعت ۵ عصر» به یاد شجریان و اجرای سالار عقیلی+فیلم و عکس

اکران خصوص فیلم سینمایی ساعت 5 عصر به کارگردانی مهران مدیری؛ شب گذشته سه‌شنبه 27 تیر ماه؛ در پردیس کوروش برگزار شد.

به گزارش ایلنا، در اکران خصوصی فیلم ساعت 5 عصر، که با حضور تعداد زیادی از هنرمندان عرصه‌های مختلف هنری برگزار شد، مهران مدیری گفت: بسیاری خوشحالم که این نمایش برگزار می‌شود و امشب بزرگ‌ترین اکران خصوصی در تاریخ سینمای ایران رقم خورده و هنرمندی نیست که‌ در میان ما نباشد. این‌ اتفاق شگفت‌انگیز است و همه‌، منت بر من گذاشتید.

وی با نام بردن نوبخت (معاون رییس‌جمهور)، بهمن فرمان‌آرا، حسین علیزاده و همایون شجریان گفت: ای کاش حال محمدرضا شجریان خوب بود و وی امروز در جمع ما حضور داشت. سه نفر هستند که به طرز شگفت‌انگیزی دلم می‌خواست امشب بودند و مطمئنم همین گوشه کنارها هستند؛ علی معلم، افشین و عارف لرستانی.

در این مراسم سالار عقیلی قطعاتی اجرا کرد.

فیلم سخنان مهران مدیری را می‌توانید در پایین خبر تماشا کنید.

http://static0.ilna.ir/serve/Qd13MrkfMj32/ZM5NDRbiRT5-eRia8rYz91gRX3vIcoHf7otfNPZWXfo,/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C.mp4

 

محمد اصفهانی:

صدای استاد شجریان را گوش می‌دهم و یاد می‌گیرم/در رادیو که بودم مسافرکشی هم می‌کردم/عصار و حامد همایون را دوست دارم

سیدعلی ضیاء مجری تلویزیون چهارشنبه 14 تیر میزبان محمد اصفهانی در سالروز تولدش همراه با محمدامین، مهدیس و مریم فرزندان این خواننده سرشناس بود.

به گزارش ایلنا، اصفهانی در ابتدای گفتگو بیان کرد: امروز وارد ۵۱ سالگی می‌شوم و از همه مردمی که در اینستاگرام، تلگرام یا ایمیل تولدم را تبریک گفته‌اند تشکر می‌کنم.

وی در این باره که هم تحصیلات دانشگاهی دارد و هم کار هنری را پیگیری می‌کند، گفت: کار هنری، بگیر و نگیر دارد و با شانس و اقبال یا بخت طرف ارتباط دارد. خیلی‌ها از نظر هنری صدای خیلی خوبی داشته‌اند اما کارشان نگرفته و برعکس خیلی‌ها از هوش خوبی برخوردار بودند و صدای خوبی نداشتند اما موفق شدند. برای همین به کسانی که از من مشورت می‌خواهند می‌گویم شما ابتدا درستان را بخوانید و کاری دست و پا کنید و در کنارش به هنر بپردازید، تا اگر موفق نشدید، لااقل پشتوانه مالی داشته باشید.

برای شنیدن صدای پدربزرگم از همه جای اصفهان می‌آمدند

خواننده تیتراژ سریال «نفس» در پاسخ به اینکه آیا صدای خوب ارثی است، اظهار کرد: پدرم صدای خوبی داشته اما نمی‌خوانده و می‌گفته من یک پزشکم. پدربزرگم نیز در اصفهان معروف بوده و صدای خوبی داشته است. منتها چون روحانی بوده، فقط در مراثی ائمه می‌خوانده است اما صدایش آنقدر خوب بوده که از اقصی نقاط اصفهان برای شنیدن صدایش به مسجد می‌آمدند.

اصفهانی درباره دوران تحصیلاتش افزود: سال ۵۱ به کلاس اول رفتم. آن زمان دو مدرسه البرز و علوی در تهران معروف بودند. زنده یاد افشین یداللهی به مدرسه البرز می‌رفت. علوی هم معروف بود اما جنبه مذهبی هم داشت و خانواده‌ام مرا به این مدرسه فرستادند.

به مادرم قول دادم در مسیر درستی بروم

وی با بیان اینکه پدربزرگ مادری من مرحوم وحید دستگردی است، ادامه داد: شاعر معروفی که دیوان‌های قدیمی را جمع آوری کرده است و فعالیت موسیقایی نیز داشته، ضمن اینکه روحانی بوده است. بسیاری از نوازندگان و هنرمندان به خانه او رفت و آمد داشته‌اند. مادر من که کودک بوده، با مشکلات برخی از این افراد از جمله اعتیاد و... آشنا بوده و با این پیش زمینه نگران بود من هم در مسیر نادرستی بیفتم. اما از من قول گرفت من در مسیر درستی بروم و شعرهای خوبی بخوانم، فریدون شهبازیان هم سفارشم کرد، مادر اجازه دادند.

به صدای استاد شجریان و ایرج علاقه دارم

اصفهانی در پاسخ به اینکه در ماشین به چه موسیقی گوش می‌دهد، تأکید کرد: حالا در ماشین چیزی گوش نمی‌دهم و فصل سکوت است. صدای آقای شجریان و ایرج (حسین خواجه امیری) جزو علاقمندی‌های من است و می‌خواهم از آن‌ها یاد بگیرم، بنابراین صدایشان را گوش می‌دهم. البته همه مدل صدایی را برای آنالیز گوش می‌دهم و آنقدر که کارهای مختلف را می‌شنوم آستانه لذتم بالا است، سختگیرم و به راحتی از کاری لذت نمی‌برم.

برای تیتراژ سریال «پریا» از خواجه امیری تشکر کردم

خواننده آلبوم «نون و دلقک» در پاسخ به اینکه آخرین آهنگی که به دلش نشسته چه کاری بوده، گفت: تیتراژ سریال «پریا» را که با صدای احسان خواجه امیری و آهنگسازی مهرداد نصرتی می‌شنیدم خیلی لذت بردم و با او که در آمریکا کنسرت داشت، تلگرامی ارتباط گرفتم و خیلی تشکر کردم.

نظر محمد اصفهانی درباره آقای خاص

او در بخشی از برنامه درباره اسامی برخی هم صنفانش که ضیاء از آن‌ها نام برد، اظهار نظر کرد. او درباره محسن چاووشی گفت: همین چیزی که معروف است، آقای خاص، موفق هم هست.

سیروان خسروی: یکی از بهترین تنظیم کننده‌های موسیقی ایران که رگ خواب طرفدارانش را به دست آورده و موفق است.

بنیامین بهادری: از دوستان خوب من که با هم مسافرت رفتیم و کنسرت دادیم. با ذوق و موفق است.

صمیمی‌ترین دوست اصفهانی در بین خواننده‌ها

علیرضا عصار: دوست عزیز و قدیمی من است و بین خواننده‌ها نزدیک‌ترین آدمی که می‌توانم نام ببرم او است.

حامد همایون: جدیدا وارد این کار شده و خوب هم درخشیده و یکی از کارهای خوب او، انتخاب اشعار حساب شده مثبت در روزگاری است که افسردگی بر همه چیز می‌چربد.

در این بخش از برنامه، سه فرزند اصفهانی به استودیو آمدند و او درباره‌شان گفت: ان شاءالله سه فرزندم از نظر علمی عاقبت بخیر شوند، هر سه بچه‌های خوبی هستند و از آن‌ها خیلی راضی هستم.

اصفهانی هم از آن پدرهایی است که کولر را خاموش می‌کند!

محمدامین اصفهانی در پاسخ به این سوال ضیاء که آیا اصفهانی از آن پدرهایی است که کولر را خاموش می‌کند، بیان کرد: پدر من هم کولر را خاموش می‌کند! البته به خاطر صدایش.

در ادامه فرزندان این خواننده در این باره که به صدای کدام خواننده‌ها علاقمند هستند سخن گفتند و اصفهانی در این زمینه گفت: من دخالتی در سلیقه موسیقایی فرزندانم نداشته‌ام، مریم در روزهای سختی که من دانشجو بودم و مسافرکشی می‌کردم، همدمم بود.

در رادیو بودم و مسافرکشی هم می‌کردم

وی درباره سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب اظهار کرد: پدرم سال ۵۹ از دنیا رفتند و مادرم ستادی برای کمک رسانی به جبهه را در مطب پدرم راه انداخته بودند و نمی‌توانستیم آنجا را اجاره بدهیم. من هم دنبال کسب درآمد بودم و نویسنده رادیو شدم. آن موقع فقط قرآن می‌خواندم. پیکانی هم داشتم که هر موقع وقت می‌شد با آن مسافرکشی می‌کردم و پول خردهای حاصل را به بقال محل می‌دادم که به من اسکانس بدهم.

اصفهانی درباره تغییر نام خانوادگی‌اش توضیح داد: فامیلی پدربزرگم واعظ اصفهانی بود، پدرم از فامیلی واعظی استفاده می‌کرد و من دوباره بخش اصفهانی را به عنوان نام خانوادگی استفاده کردم.

در ادامه برنامه مهدی یغمایی خواننده به جمع اضافه شد و به صورت زنده قطعه «تو رفتی» اصفهانی را خواند و وی در واکنش گفت: مهدی جان هر کاری بخواند خوب می‌خواند. این کار را که خودش ساخته است و وقتی بهروز صفاریان کار را برایم فرستاد که با ملودی‌اش آشنا شوم و بعد با روزبه بمانی کار را جلو ببریم. وقتی فایل را گوش دادم متوجه شدم با صدای یغمایی ضبط شده و چقدر هم خوب کار را خوانده، به بهروز گفتم مهدی خیلی خوب کار را خوانده، خب بگو خودش این کار را بخواند، من دیگر چکار کنم!؟

در بخش پایانی برنامه، کیک ویژه‌ای که «فرمول یکی»‌ها برای اصفهانی سفارش داده بودند، آورده شد و قبل از بریدن کیک فرزندان او برایش آرزو کردند.

آرزو می‌کنم صدای پدرم جاودان باشد

محمدامین گفت: بچه که بودم به نصیحت‌های پدرم گوش نمی‌دادم اما حالا که وارد کار بازاریابی شبکه‌ای شده‌ام، می‌فهمم پدرم چقدر درست حرف می‌زده و چه انسان بزرگی است. آرزو می‌کنم صدایش جاودان باشد.

مهدیس نیز گفت: هر پیشرفتی داشته‌ام به خاطر پدرم بوده و آرزو دارم هر آرزویی دارد برآورده شود چون اگر نبود من به این پیشرفت‌ها نمی‌رسیدم.

مریم دختر بزرگ اصفهانی بیان کرد: آرزو می‌کنم سایه پدر تا ۶۰، ۷۰ سال آینده بالای سر ما باشد و همانطور که همیشه ما به او افتخار کرده‌ایم، روزی برسد که او به من افتخار کند.

مهدی یغمایی هم اظهار کرد: برای این گوهر نایاب آرزوی سلامتی دارم و امیدوارم پرکار‌تر باشد.

اصفهانی در پاسخ گفت: یغمایی پدری دارد که نمونه است و نفس حقی دارد، خدا پدرش را حفظ کند. امثال یغمایی نباید اینقدر کم کار باشد.

خدایا چنان کن سرانجام کار، تو خشنود باشی و ما رستگار

او برای خودش هم اینگونه آرزو کرد: خدایا چنان کن سرانجام کار، تو خشنود باشی و ما رستگار.

در بخش‌های مختلف برنامه، ویدئوهای تبریکی که به خواست «فرمول یک» توسط چهره‌ها برای اصفهانی ضبط شده بود، روی آنتن رفت که از جمله آن‌ها می‌توان به میلاد بابایی، وحید تاج، احسان خواجه امیری، مجید اخشابی، علی قمصری، سیامک عباسی، محمد معتمدی، فریدون بیگدلی و پسرعمه این خواننده اشاره کرد.

ضیاء نیز در پایان ضمن بیان آرزو‌هایش برای اصفهانی، اعلام کرد از این پس هر چهارشنبه برای چهره‌ای که در آن روز متولد شده در «فرمول یک» تولد گرفته می‌شود.

 «فرمول یک» به تهیه کنندگی افشین حسین خانی، شنبه تا چهارشنبه بین ساعت ۱۷: ۳۰ تا ۱۹ از شبکه یک سیما روی آنتن می‌رود و روز بعد ساعت ۷: ۴۵ بازپخش می‌شود.

 

نسخه دیجیتال "جام تهی" اثر شهبازیان و شجریان منتشر شد+موسیقی

آلبوم "جام تهی" با تنظیم فریدون شهبازیان و خوانندگی محمدرضا شجریان به‌صورت دیجیتال باز نشر شد.

به گزارش ایلنا، اثر "جام تهی" که بیشتر با نام "پر کن پیاله را" در نزد مردم کشورمان شناخته می‌شود نسخه دیجیتالی‌اش ازسوی سایت "ریتمو" منتشر شد. این اثر پیش از انقلاب برای برنامه گل‌ها ساخته شده بود که بعدها در اوایل دهه هشتاد به صورت نوار کاست روانه بازار شد.

این آلبوم از ۴ بخش تشکیل شده که سه قطعه آن در دستگاه ماهور و یک قطعه در آواز دشتی ساخته و اجرا شده است. "جام تهی" بر مبنای ملودی‌های قدیمی نوشته شده‌ و با اجراهای فراوان و کم کیفیتی در اختیار مخاطبان قرار می گرفت.

از آنجا که نسخه فیزیکی آلبوم "جام تهی" و آلبوم‌های قدیمی دیگری از این دست، این روزها به سختی در بازار قابل دسترسی و تهیه هستند، لذا سایت «ریتمو ritmo.ir»، دانلود و خریداری آن را برای مخاطبان امکان‌پذیر کرده و علاقمندان می‌توانند ضمن دانلود آن، این مجموعه را باکیفیتی بالا در اختیار داشته باشند.

http://static0.ilna.ir/serve/RklY0fba9K84/ZM5NDRbiRT5-eRia8rYz91gRX3vIcoHf7otfNPZWXfo,/Mohammad_Reza_Shajarian-Jame_Tohi_%28Por_Kon_Pialeh_Ra%29.mp3

معاون سیما:

شجریان در فتنه 88 حضور داشت/اگر ابراز احترام به انقلاب، مردم و حاکمیت از طرف شجریان باشد مشکلی برای پخش ربنا نیست

معاون سیما درباره پخش ربنای شجریان گفت: منعی درباره پخش ربنا وجود داشته که خود شجریان گذاشته است؛ اگر ابراز احترام به انقلاب، مردم و حاکمیت از طرف شجریان وجود داشته باشد برای پخش ربنا مشکلی وجود ندارد.

به گزارش ایلنا، مرتضی میرباقری درباره پخش ربنا در ماه رمضان گفت: برنامه‌های مذهبی در ایام ماه مبارک رمضان در اوقات سحرگاهی، افطار شامل ادعیه، تلاوت، قرآن و سخنرانی همیشه طراحی شده و پیش می‌رود همچنین انواع ربنا ویژه این ماه تولید شده که پخش می‌شود.

میرباقری با بیان اینکه «در رابطه با ربنای شجریان باید گفت او خودش منعی را گذاشته است» گفت: ایشان در جریان فتنه ۸۸ حضور داشت و اشتباهات فاحشی در آن زمان انجام داد. معمولا توصیه می‌شود هنرمندان در مسائلی که کشور را به خطر می‌اندازد و می‌تواند خیانت را در کشور ایجاد کند حضور پیدا نکنند و بازی نخورند. هنرمند فرد سیاسی نیست و باید در حوزه اصلی خود قرار بگیرد بنابراین وقتی این حاشیه‌ها ایجاد می‌شود باعث می‌شود به کار اصلی که یک هنرمند باید انجام دهد لطمه بخورد.

معاون سیما اظهار کرد: ما در کشوری زندگی می‌کنیم که یک سابقه فرهنگی بزرگ دارد و یک انقلاب عظیم در آن صورت گرفته است. در همین زمان که ما در حال صحبت هستیم از امنیت فوق‌العاده‌ای برخورداریم پس هنرمندان و مردم ما باید قدردان این امنیت باشند.

میرباقری گفت: این امنیت توسط حاکمیت و مردم ایجاد شده است و نمی‌توان حاکمیت را زیر سوال برد و به گونه‌ای صحبت کرد که به حاکمیت لطمه بخورد. امکان دارد ناشی‌گری‌هایی از طرف برخی افراد مطرح شود اما حاکمیت می‌تواند این ناشی‌گری‌ها را ببخشد و اگر این مسیر درست انجام شود ما هم مشکلی نداریم.

وی در پایان بیان کرد: همانطور که گفتم منعی درباره پخش ربنا وجود داشته که خود شجریان گذاشته و اگر ابراز احترام به انقلاب، امنیت، مردم و حاکمیت از طرف ایشان وجود داشته باشد مشکلی برای پخش ربنا وجود ندارد.

جای خالی نوای ملکوتی ربنا در سفره‌های افطار+صوت و متن دعا

ربنا جزیی جدایی‌ناپذیر از ماه مبارک رمضان برای ایرانیان است. این نغمه‌های بهشتی، فارغ از آنکه خواننده آن کیست و چه مواضعی دارد، حس مشترک هر ایرانی از ماه رمضان است. این دو نغمه در کنار اذان موذن‌زاده و نوای دلنشین و سحرآمیز دعای سحر، نشانه ماه مبارک رمضان هستند.

در خبرها آمده بود که وزیر ارشاد از صداوسیما خواسته است، ربنای استاد محمدرضا شجریان را در این شب‌های روحانی پخش کند. چند سال است، ماه رمضان که نزدیک می‌شود و نوای زیبای ربنا در شبکه‌های اجتماعی و بلوتوث‌های مردم دست به دست می‌شود. حتماً در مراسم‌های افطاری و سر سفره های مردم دیدید که رسم شده، دقایقی مانده به اذان مغرب، هر کس در موبایل خود فایل صوتی مناجات و ربنا را دارد، آن را با صدای بلند پخش می‌کند.

صدای محزون و ملکوتی استاد شجریان در فضا می‌پیچد: این دهان بستی دهانی باز شد/ تا خورنده لقمه‌های راز شد. همزمان با این نجوای عاشقانه، سفره‌ها چیده می‌شود و با شروع ربنا، همه دور سفره منتظر اذان حزن‌انگیز موذن‌زاده می‌نشینند تا روزه خود را افطار کنند.

در خانواده‌های بسیاری هنوز بشارت اذان را نوای ملکوتی شجریان می‌دهد. هشت سال بیشتر است که رسانه ملی، پخش مناجات و ربنای شجریان را تحریم کرده است. دلیل مشخصی برای این کار وجود ندارد. مردم ماه رمضان را با ربنا زندگی می‌کنند. مگر می‌شود در این زمانه فناوری و انتخاب و گزینش مخاطب، مردم را از یک حق طبیعی و البته به حق محروم کرد. همین روزهایی که پیام‌های تبریک رسیدن ماه خدا در تلگرام میان مردم رد و بدل می‌شود، ببینید چقدر فایل مناجات و ربنای شجریان در گروه‌ها و کانال‌ها پخش شده است.

ربنا جزیی جدایی‌ناپذیر از ماه مبارک رمضان برای ایرانیان است. این نغمه‌های بهشتی، فارغ از آنکه خواننده آن کیست و چه مواضعی دارد، حس مشترک هر ایرانی از ماه رمضان است. این دو نغمه در کنار اذان موذن‌زاده و نوای دلنشین و سحرآمیز دعای سحر، نشانه ماه مبارک رمضان هستند.

مدیران صداوسیما قبلاً گفته‌اند که ضرورتی برای پخش این مناجات با صدای شجریان وجود ندارد. آنها هنوز به ضرورت و جای خالی این مناجات میان لحظه‌های افطار پی نبرده‌اند. راستی چطور این رسانه با این همه امکانات و ادعا، در این هشت سال نتوانسته است نغمه‌ای حتی نزدیک به این نوای ملکوتی تولید کند که بر دل مردم بنشیند؟!

مردم از این اثر روحانی، چهل سال خاطره دارند و شایسته نیست که فرصت شنیدن آن از مردم دریغ شود. واقعاً چه دلیلی دارد، این نوا را از حافظه تاریخی مردم ایران حذف کنیم. مردم آن را دوست دارند و هر وقت می‌شنوند، خاطرات پاک و زلال رمضان در ذهن و ضمیرشان شکوفا می‌شود.

مگر ما نمی‌خواهیم آیات قرآن در بین مردم رایج شود؟ چرا بر تصمیمات غلط خود پافشاری می‌کنیم؟ استاد شجریان با تواضع این دو اثر را به ملت ایران تقدیم و تاکید کرده که حساب این دو اثر از بقیه آثار جداست. اکنون که آرای اکثریت ملت ایران در انتخابات اخیر نیز موید آن قرار گرفته است، سازمان صداوسیما به احترام ملت ایران، پخش مناجات و ربنا را به سفره‌های افطار بازگرداند. آنها که خود را در مقابل خواست و اراده مردم قرار دهند، سودی نخواهند کرد.

یادداشت:‌ قادر باستانی، مدرس دانشگاه

تلویزیون حضور شجریان را می‌خواهد اما نمی‌داند باید چه‌کار کند+آخرین فیلم از حضور خسرو آواز ایران در رسانه ملی

صداوسیما ابداً کمترین وجهی را برای پخش آثار موسیقی هنرمندان مختلف به صاحبان آن آثار پرداخت نمی‌کند و حتی از آن‌ها اجازه هم نمی‌گیرد اما مدام ژست طلب‌کارانه‌ای نسبت به موسیقی کشور دارد و می‌خواهد هر کس که در این حوزه فعال است را از آن خود کند.

همان‌طور که اطلاع دارید صدا و سیما در شرایط فعلی مستمراً اقدام به پخش سرودهای میهنی اینجانب به ویژه سرود"ای ایران ای سرای امید" می‌کند. جنابعالی مستحضرید این سرود و دیگر سرودهای خوانده شده متعلق به سال‌های 1357 و 1358 است و هیچ ارتباطی به شرایط کنونی ندارد. به صراحت اعلام می‌کنم که مایل نیستم صدای من از صدا و سیمایی پخش شود که بی اعتنا به حقوق هنرمندان است. قاطعانه از جنابعالی می‌خواهم دستور دهید هیچ اثری از من مطلقاً از رادیو و تلویزیون پخش نشود."

بخشی از نامه‌ای را خواندید که محمدرضا شجریان در سال 88 خطاب به رئیس وقت صدا و سیما (عزت‌الله ضرغامی) نوشت و به استفاده ابزاری از آثارش اعتراض کرد. شجریان این کار را در سال 74 هم انجام داده بود و از قبل هم رابطه چندان خوبی با رسانه ملی نداشت که دلایل آن هم مشخص و قابل بررسی است.

عقبه پخش آثار شجریان در رسانه ملی به پیش از انقلاب اسلامی و مشخصاً به برنامه رادیویی "گل‌های تازه" بر‌می‌گردد که شجریان در آن برنامه خوانندگی قطعات موسسه چاووش به سرپرستی هوشنگ ابتهاج و آهنگسازی محمدرضا لطفی را برعهده داشت. البته شجریان پیش از انقلاب در برنامه‌های دیگری چون گل‌ها، گل‌های رنگارنگ، گلچین هفته، برگ سبز، یک شاخه گل و... نیز حضور داشت. محمدرضا شجریان از آن زمان نیز مطلقاً مصادره و تحمیل را بر نمی‌تابید و فردای روز جمعه سیاه به خاطر کشتار خونین میدان ژاله، استعفانامه گروه "شیدا" و موسسه چاووش را از ادامه فعالیت در رادیو به خط خوش خود نوشت و به امضاء خود و محمدرضا لطفی و هوشنگ ابتهاج رساند. همان استعفانامه شروعی بود بر رفتار مغرضانه صدای ملی در سال 57 با محمدرضا شجریان و محمدرضا لطفی. بعد از آن تمام فعالیت‌های موسسه چاووش در ایران ممنوع شد و فعالیت زیرزمینی شجریان، لطفی و ابتهاج را موجب گردید. حتی قطعه "ای ایران ای سرای امید" نیز از دل زیر زمین برآمد و جای خود را در میان مردم آزاد و آزاده‌ ایران باز کرد.

پس از انقلاب نیز کشمکش‌های میان شجریان با تلویزیون ادامه پیدا کرد. در چند سال ابتدای انقلاب و در زمان جنگ تحمیلی که صدای هنر، اجتماع و سیاست کشور یک صدای یک‌رنگ و بی غل و غش بود، هر کسی از هر کمکی برای بهبود شرایط ایران زخم خورده انجام می‌داد اما با شروع دهه 70 که فعالیت‌های هنری در کشور بعد حرفه‌ای گرفت، دیگر لازم بود که همه با همه چیز حرفه‌ای برخورد شود. استاد شجریان در سال 74 که اوضاع موسیقی در صدا و سیما را جالب نمی‌دید، نامه‌ای به ریاست سازمان (علی لاریجانی) نوشت و از پخش آثار غیر فاخر و موسیقی‌های کافه لاله‌زاری انتقاد کرد و لازم دانست که تلویزیون برای پخش آثار موسیقی یک شورای نظارت حرفه‌ای را مأمور کند. شاید آن نامه شروعی بود بر هجمه جدیدی از مصادره‌های تاب نیاوردنی تلویزیون از آثار استاد شجریان.

کشمکش میان استاد شجریان و تلویزیون و رادیوی ملی همچنان ادامه دارد چراکه صدا و سیما از نگاه مصادره‌جویانه خود دست بر نمی‌دارد. عجیب آن‌که به صدا و سیما به نامه‌های سرگشاده شجریان پاسخ رسمی هم نمی‌دهد و هر کسی در هر دوره‌ای از قول خودش یک چیزی در این‌باره می‌گوید. واقعیت این است که تلویزیون و رادیوی ملی ایران ابداً کمترین وجهی را برای پخش آثار موسیقی هنرمندان مختلف به صاحبان آن آثار پرداخت نمی‌کند و حتی از آن‌ها اجازه هم نمی‌گیرد اما دائماً یک ژست طلب‌کارانه نسبت به موسیقی کشور دارد و می‌خواهد هر کس که در این حوزه فعال است را از آن خود کند. تلویزیون ملی پس از نامه سال 88 استاد شجریان، بارها رفتار انتقام‌جویانه‌ای از خود نشان داد و گاهاً این رفتار به تخریب استاد هم سرانجام شد اما محمدرضا شجریان هرگز سعی نکرد زیر بار این مصادره برود.

در سال‌هایی که صدای شجریان از تلویزیون پخش نشد، رسانه ملی سعی کرد که افرادی را تشویق کند تا نوای ملکوتی "ربنا" را با صدای خود بخوانند و موجب فراموشی صدای استاد شجریان شوند اما این رفتار ناپسندترین و غیر حرفه‌ای‌ترین کاری بود که می‌شد انجام داد چون در وهله اول دوباره نقض کپی رایت صورت می‌گرفت و در وهله دوم به مناجاتی لطمه می‌خورد که به تاریخ آواز ایران پیوند خورده است. صدای شجریان نیز با چنین عکس‌العمل‌های ساده‌انگارانه‌ای از قلب اجتماع خارج نمی‌شود. شگرد دیگر تلویزیون برای ضربه زدن به استاد شجریان، تخریب و تهمت به ایشان بود که معلوم نبود اگر استاد شجریان پرده از بیماری خود بر نمی‌داشت، رفتار مغرضانه تلویزیون تا کجاها کشیده می‌شد!

اکنون تلویزیون پس از چند سال نادیده گرفتن یک عمر کارنامه ماندگار خسرو آواز ایران، برای پخش صدای ایشان شرط می‌گذارد. اساساً باید پرسید که تلویزیون به صدای شجریان احتیاج دارد یا شجریان به پخش آثارش از تلویزیون؟ مسلماً محمدرضا شجریان در جایگاهی قرار گرفته که برای رسوخ جاوادانه آثارش در دل اجتماع، نیازی به رسانه خاصی ندارد و کافی است که با یک ویدئو کوتاه چند ثانیه‌ای دل هزاران هزار عاشق را به دست آورد، کمااینکه ویدئوی تبریک سال نو ایشان در سال 95، یکی از بزرگترین کمپین‌های خودجوش را در میان عاشقان هنر باعث شد و همه مردم و هنرمندان ب حمایت از ایشان پرداختند.

اما صدا و سیما این روزها اوضاع خوبی ندارد و در موارد مختلفی نیازمند تجدیدنظر است. تلویزیون کشورمان که روزی جولان‌گاه چهره‌های برجسته هنرهای مختلف بود، این روزها به خاطر سیاست‌های مغرضانه‌ای که دارد، نه حمایت اهالی سابق تلویزیون و اهالی فعلی سینما را دارد و نه حمایت بزرگان موسیقی. مطمئناً تلویزیون به خوبی می‌داند که به حضور و حمایت اساتیدی چون محمدرضا شجریان و شهرام ناظری احتیاج دارد اما وقتی که حمایت این افراد را از دست می‌دهد، با برخوردهای اشتباه، خود را روز به روز از جامعه اصیل هنری دورتر می‌کند. تلویزیون حضور استاد شجریان را می‌خواهد اما نمی‌داند که باید چه‌کار انجام دهد، در نتیجه رفتارهایی از آن سر می‌زند که کاملاً غیر حرفه‌ای و به دور از شأنیت بزرگترین آوازخوان نیم قرن اخیر کشور پهناور ایران است.

صدا و سیما برای آن‌که بتواند هنرمندان کشور را همچنان در سازمان حفظ کند، در وهله اول باید نظرگاه مصادره‌ای خود را کنار بگذارد چراکه افرادی چون محمدرضا شجریان بارها نشان داده‌اند که قدرتمندتر از آنند که تحت فشار از مواضع خود کوتاه بیایند و به نفع گروه یا حزبی مصادره شوند. بی‌شک موسیقی یک مقوله هنری است نه سیاسی. البته این هنر نیز ممکن است که بنابر ملزومات به اجتماع و یا حتی به سیاست بپردازد اما به ذات خود یک هنر است که لزومی ندارد افراد مختلف آن را به چشم سیاست ببینند و سیاست‌زده کنند. مطمئناً اگر قرار باشد که همه چیز به چشم سیاست دیده شود، تلویزیون حمایت باقی هنرمندان شاغل در سازمان صدا و سیما را هم از دست خواهد داد. جایگاه والای هنری محمدرضا شجریان بر کسی پوشیده نیست. استاد شجریان مورد حمایت عموم مردم جامعه است و اگر تلویزیون به عنوان رسانه رسمی و ملی هم جلوی ایشان بایستد، مطمئناً کمتر کسی تحت تأثیر قرار می‌گیرد. بنابراین چه بهتر است که به جای شرط و شروط گذاشتن برای چنین هنرمند ماندگاری، تلویزیون هم به عنوان نماینده مردم به جایگاه والای استاد شجریان احترام بگذارد. بی‌شک همه دوست دارند که صدا و سیمای رسمی کشورشان، همزبان با مردم عمل کند و تافته جدا بافته از اجتماع نباشد.

یادداشت: مینا آتشی

در ادامه فیلم مرتبط با آخرین حضور محمدرضا شجریان را می‌توانید تماشا کنید.

آخرین حضور محمدرضا شجریان در تلویزیون ایران به لحضات پایانی سال 1372 و آغاز نوروز 1373 بازمی‌گردد. شجریان در این برنامه ضمن تبریک سال نو به مردم ایران و ابراز خوشحالی از این فرصت به دست آمده، قطعه کوتاهی از شعر حافظ را با عنوان"زکوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی/ از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی" را به‌طور زنده برای مخاطبان صداوسیما اجرا کرد. همچنین شجریان اثری را که به همراهی تار داریوش پیرنیاکان و تنبک همایون شجریان به همین مناسبت ضبط کرده بود، به مجری برنامه داد تا برای مخاطبان پخش شود.

http://static2.ilna.ir/media/4TMspknCql7S/dmlkZW8tbWVkaXVtLm00dg,,/%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86.mp4

شجریان همیشه در صدر است

سالار عقیلی که طی سال‌های اخیر همواره در مناسبت‌های مختلف سیاسی آثارش یکی از موسیقی‌های ثابت برنامه‌های مختلف بوده و هست از این نوع استفاده‌ها ابراز بی‌اطلاعی می‌کند و معتقد است؛ فرادی می‌خواهند آثارش را سیاسی جلوه دهند و این کار همواره بدون اجازه او صورت گرفته است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، طی نظرسنجی که یکی از نشریات کشورمان درباره برترین آلبوم‌های موسیقی سنتی سال ۹۵ انجام داد، آلبوم"از تنهایی گریه مکن"سالار عقیلی بالاتر از آثار موزیسین هایی چون محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان در رتبه اول قرار گرفت. این تاکیدی بر پرمخاطب بودن صدای سالار عقیلی در میان مردم است. هر چند او از محمدرضا شجریان به عنوان مرد اول موسیقی آوازی ایران یاد می کند اما این روزها به واسطه کنسرت‌های متعدد و پخش مکرر صدای سالار عقیلی از رادیو و تلویزیون، عملا آثار او بیشتر از شجریان به گوش مردم می‌رسد. با سالار عقیلی که این روزها یکی از پرمخاطب‌ترین موزیسین‌های موسیقی سنتی ایران است پیرامون موضوعاتی چون"بهره‌برداری سیاسی از آثارش"، "کسب رتبه اول برترین آلبوم سال ۹۵" و برخی مسائل دیگر گفتگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

جایگاه استاد شجریان بالا و دست‌نیافتنی است

آلبوم «از تنهایی گریه مکن» با صدای شما در نظرسنجی ماهنامه تجربه به عنوان بهترین آلبوم موسیقی سنتی سال ۹۵ انتخاب شد؛ در واقع این آلبوم بالاتر از آلبوم‌های «طریق عشق» از محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان، آلبوم «مست و هوشیار» اثر حمیدرضا نوربخش و داریوش پیرنیاکان گرفت؛ نظر شما درباره این انتخاب و اتفاق چیست؟

مسلم است که از انتخاب این آلبوم به عنوان اثر برگزیده سال ۹۵ خوشحال هستم. اما این نکته حائز اهمیت است که این اساتید از پیشکسوتان من هستند ؛ به ویژه استاد شجریان که برای من و همه فعالان عرصه موسیقی ایرانی در دوره معاصر، نقش استادی دارند. استاد شجریان در جایگاه استادی من هستند از همین‌رو این عنوان را با ارادت بسیار برای ادای احترام و بجا آوردن رسم شاگردی به استاد تقدیم کنم و امیدوارم به برکت سال جدید و دعای دوستان، خسروی آواز ایران سلامتی‌ کامل‌شان را به دست بیاورند و برای ما دوباره آواز بخوانند.

عنوان خسرو آواز ایران را با ارادت بسیار برای ادای احترام و بجا آوردن رسم شاگردی به استاد تقدیم می‌کنم و امیدوارم به برکت سال جدید و دعای دوستان، سلامتی‌ کامل‌شان را به دست بیاورند و برای ما دوباره آواز بخوانند

زمانی که متوجه شدم نامم در کنار نام بسیاری از بزرگان موسیقی ایران به چشم می‌خورد در ابتدا دو دل بودم و اگر دست من بود و برگزارکنندگان محترم اجازه می‌دادند ترجیح می‌دادم که در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنم تا نام خسرو آواز ایران آنطور که زیبنده است مثل همیشه در صدر قرار داشته باشد. جایگاه آقای شجریان بسیار بالا و دست نیافتنی است و این جایگاه و آلبوم «میهن» را که اخیرا در همکاری با استاد محمدجلیل عندلیبی منتشر شده به استاد تقدیم می‌کنم و این برایم افتخار و سربلندی است.

در مجموع سال ۹۵ سال بسیار بدی به دلیل از دست دادن بسیاری از هنرمندان بود؛ هنرمندانی مانند حسن جوهرچی، علی معلم، حبیب محبیان، خسرو شجاع‌زاده و برخی دیگر از بازیگران خوب سینما و تئاتر و همچنین افشین یداللهی عزیز که در سانحه تصادف فوت شدند و هنوز باورش برای من سخت است و نمی‌توانم با این موضوع کنار بیایم. از خداوند متعال خواستارم قدرتی به من اعطا کند تا بتوانم مجددا آثار او را روی صحنه برای مردم اجرا کنم چراکه واقعا برایم سخت است و نمی‌توانم کلمه زنده‌یاد را برای افشین یداللهی عزیز به کار ببرم.

راه را صحیح رفته‌ام

سال ۹۵  از لحاظ حرفه‌ای در کارنامه شما سال مهمی بود؛ در شرایط کنونی شما ازجمله خوانندگانی هستید که از صدایتان در بین مردم پذیرفته شده و حتی مجموعه دولت و رسانه ملی نیز به شما و آثارتان کاملا اعتماد دارند. خوددتان دلیل این حس اعتماد را چه می دانید؟

این موضوع می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. اما مهمترین دلیل آن این است که من راه را درست و صحیح رفته‌ام و همیشه سعی کرده‌ام با مردم روراست باشم و یک رنگی را پیشه کردم. یک رنگ بودن با مردم و در واقع همان که هستی را به مردم نشان دادن، بسیار مهم است؛ بخصوص اینکه ما کارهای ملی، میهنی و حماسی بسیاری انجام داده‌ایم و مردم هم عاشق وطن و کشورشان هستند و به کارهای ملی و میهنی علاقه دارند و این اتفاق باعث شده که در سلیقه و قلب مردم شریک و سهیم باشیم.

مردم عاشق وطن و کشورشان هستند و به کارهای ملی و میهنی علاقه دارند و این اتفاق باعث شده که در سلیقه و قلب مردم شریک و سهیم باشیم

مردم همیشه به ما لطف داشته‌اند و با آثارم ارتباط برقرار کرده‌اند و از طرفی من‌هم همیشه مردم را دوست داشتم و به آن‌ها احترام گذاشته‌ام و اگر کاری خواندم  برای این ملت بوده و سعی کردم آن را به نحو احسن انجام دهم؛ من معتقدم هنرمندی که با مردم نباشد از بین خواهد رفت و باید در همه کارها اول به مردم فکر کرد.

هنر یک ذات پاک می‌خواهد؛ اگر اشعار مرحوم یداللهی در قلب مردم رخنه کرده به دلیل این است که ذات، نهاد و سرشت این فرد پاک بود و وقتی هنرمند ذاتش پاکش باشد در تمامی رشته‌های هنر کاری که انجام می‌دهد لاجرم بر دل مردم می‌نشیند و با آن ارتباط برقرار می‌کنند. . اگر با مردم یک رو و یک رنگ باشی مردم هم تو را می‌پذیرند، فردی که وارد هنر می‌شود پس از چندی مسیرش مشخص می‌شود و مردم این را متوجه می‌شوند. تمام کارهایی را که از آثار مرحوم افشین یداللهی خوانده‌ام، در دل مردم رخنه کرده و ماندگار شده و این نشان دهنده ذات پاک مرحوم افشین یداللهی است.

ای‌کاش رفتن مرحوم یداللهی یک شوخی بود

باوجود اینکه بخشی از منتقدان موسیقی ایرانی از اینکه این موسیقی کاملا در خدمت شعر است، ناراضی هستند اما به‌نظر می رسد مثلث شعر، صدای شما به عنوان خواننده و ملودی در اجراهایتان همگونی خوبی دارند. این همگونی تا چه حد فکر شده است؟

شعر و موسیقی مکمل یکدیگرند؛ ما نمی‌توانیم هیچ‌کدام را بالاتر و برتر از دیگری بدانیم. گاهی اوقات یک شعری را به خاطر شعر بودنش می‌سرایید و شاعر فقط به خاطر اینکه یک شعر را خلق کند، شعر را سروده است. اما گاهی اوقات شاعر شعری را می‌سراید که روی یک موسیقی کار شود؛ وقتی شعری برای موسیقی گفته شده موسیقی باید در خدمت آن باشد؛ برای مثال ما قرار است در منزل از ده مهمان پذیرایی کنیم و منزل را برای پذیرایی از این مهمانان آماده و مرتب می‌کنیم اما زمانی هم هست که مهمان ندارید اما منزل را مرتب می‌کنید.

اگر شعری برای موسیقی گفته می‌شود مسلما در اینجا موسیقی بر شعر ارجح‌تر است. گاهی اوقات نیز موسیقی برای شعر آماده می‌شود و معمولا در گذشته هم به این صورت بوده که در ابتدا شاعری شعری را می‌سروده و بعد آهنگساز براساس آن شعر موسیقی را تنظیم می‌کرده است. اشعار حافظ و سعدی را ببینید یک وزن خاصی در آن‌ها مستتر است و ریتم دارد؛ یعنی براساس وزن شعر می‌توان ملودی برای آن آماده کرد.

اما زمانی‌که یک ملودی برای شعری آماده شود قطعا پشت آن  فکری وجود دارد و این بسیار مهم است. به هر حال معتقدم شعر و موسیقی مکمل یکدیگرند و هرکدام اگر نباشد یک جای این چرخه ایراد دارد. اما برای من بسیار جالب بود وقتی ترانه‌های زنده‌یاد افشین یداللهی را اجرا می‌کردم اولین سوال شنونده و مخاطب این بود که شاعر این ترانه‌ها کیست و خیلی ساده از کنار آن نمی‌گذشتند.

بعد از دکتر شفیعی کدکنی برای من دکتر افشین یداللهی از شعرای بنام این مملکت بود و نمی‌دانم بعد از این ما چه باید بکنیم و چه کسی می‌آید که این شعرها را برای‌مان بگوید

بعد از دکتر شفیعی کدکنی برای من دکتر افشین یداللهی از شعرای بنام این مملکت بود و نمی‌دانم بعد از این ما چه باید بکنیم و چه کسی می‌آید که این شعرها را برای‌مان بگوید. من ۱۶ اثر از مرحوم یداللهی را اجرا کردم و الان یک ضلع مثلث ما درهم شکسته و از این موضوع بسیار ناراحت هستیم و به بابک زرین می‌گویم، رفتن افشین یک شوخی است!!

موسیقی پاپ را وارد کارم نکرده‌ام

آثار شما در فضای موسیقی ایرانی با حال و هوای حماسی، عاشقانه و عارفانه بسیار شنیده شده؛ اما بسیاری معتقدند موفقیت شما با وجود اینکه کارتان در حوزه موسیقی سنتی قرار دارد به سمت موسیقی پاپ متمایل است، و در کنار غنا و هنر و تکنیک موسیقی ایرانی از برخی المان‌های موسیقی پاپ نیز استفاده می کنید. برخی از همین منتقدان بر این باورند که شاید استفاده از این پارامترها در کنار یکدیگر یکی از رموز ماندگاری سالار عقیلی است. نظر شما در این باره چیست؟

من موافق این نظرات نیستم و به هیچ‌وجه موسیقی پاپ را وارد موسیقی خودم نکرده‌ام و آنچه شما می‌شنوید موسیقی تیتراژ است. موسیقی تیتراژ یک نوع از موسیقی است که نه پاپ محسوب می شود و نه سنتی؛ و برای خود یک ژانر مخصوص به حساب می آید که برای سریال و تیتراژ است. متاسفانه این نکته‌ای است که خیلی‌ها به آن توجه نمی‌کنند. ما گذشته از ژانرهای مختلف موسیقی مانند کلاسیک، جز و راک یک موسیقی پاپ و یک موسیقی سنتی هم داریم که میانه این دو چیزی وجود ندارد، اما ما یک نوع موسیقی به نام موسیقی تیتراژ فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی هم داریم.

به هیچ‌وجه موسیقی پاپ را وارد موسیقی خودم نکرده‌ام و آنچه شما می‌شنوید موسیقی تیتراژ است. موسیقی تیتراژ یک نوع از موسیقی است که نه پاپ محسوب می شود و نه سنتی؛ و برای خود یک ژانر به حساب می آید

این موسیقی تیتراژ موسیقی پاپ نیست. البته ممکن است یک موسیقی تیتراژ در ژانر موسیقی پاپ هم اجرا شده باشد اما آثاری که من به عنوان تیتراژ اجرا کرده‌ام پاپ نیستند و به هیچ‌عنوان دوست ندارم موسیقی پاپ را وارد کارم کنم و تمامی آنچه که می‌شنوید تحریرهای موسیقی سنتی و لحن سنتی در آن وجود دارد.

اگرچه کارهای ملی و میهنی بسیاری دارم اما صرفا یک خواننده موسیقی حماسی نیستم. قطعا این قطعاتی را که در قالب موسیقی تیتراژ کار کرده‌ام هیچ گاه آن‌ها را برای یک آلبوم اجرا نمی‌کردم و چون برای سریال بوده آنها را خوانده‌ام؛ به غیر از تیتراژ سریال‌ها، سایر آثارم هیچ‌کدام رنگ و بوی پاپ را ندارند و تمام ۲۶ آلبوم من در ژانر موسیقی سنتی هستند.

علاقه‌ای به سیاست ندارم

آیا از نگاه شما موسیقی می‌تواند در بازتاب موضع‌گیری‌های سیاسی یا اجتماعی سهیم باشد؟

من همیشه برای مردم ایران خواندم و اگر از آثارم برای موضع‌گیری‌های سیاسی استفاده شده من هیچ نقشی در آن نداشته‌ام. شاید افرادی بودند که می‌خواستند این آثار من را سیاسی جلوه دهند و بدون اجازه من این کار صورت گرفته وگرنه علاقه‌ای ندارم که کار سیاسی انجام دهم. معتقدم هنر باید از سیاست جدا باشد. البته به هر چیزی می‌توان نگاه  سیاسی داشت.

یک جواهرفروش هم که کارش فروش جواهر است می‌تواند نگاه سیاسی به کارش داشته باشد و انگ سیاست را می‌توان به هر قشری چسباند. اما من هیچ‌گاه نخواسته‌ام آثارم رنگ و بوی سیاسی داشته باشد و موسیقی را به خاطر موسیقی کار می‌کنم. آن زمان که وارد موسیقی شدم نمی‌دانستم سیاست با چه «سین»ی نوشته می‌شود و معتقدم کسی کار سیاسی انجام می‌دهد که برای این کار تربیت شده باشد و همه اجدادش در این راه باشند.

من از ۷ سالگی که وارد موسیقی شدم تا همین امروز این کار را به خاطر خود موسیقی انجام دادم و هیچ تغییری در نگاهم ایجاد نشده اگرچه عده‌ای خواسته‌اند که آثارم را سیاسی جلوه دهند اما من ممانعت کردم و هیچ علاقه‌ای هم ندارم. من برای مردم و برای وطنم می‌خوانم و دیگر هیچ.

اگر از آثارم برای موضع‌گیری‌های سیاسی استفاده شده من هیچ نقشی در آن نداشته‌ام. شاید افرادی بودند که می‌خواستند این آثار من را سیاسی جلوه دهند و بدون اجازه من این کار صورت گرفته وگرنه علاقه‌ای ندارم که کار سیاسی انجام دهم

معتقدم وظیفه هر هنرمندی است که در شرایط سخت و بد به همنوع خود کمک کند ما هم با موسیقی سعی می‌کنیم در مسائل و مشکلات اجتماعی به مردم کمک کنیم و این را وظیفه خود می‌دانم که در شرایط سخت در کنار مردم باشم چراکه مردم به حمایت معنوی ما نیاز دارند و این کمترین کاری است که ما می‌توانیم برای مردم انجام دهیم.

برخی‌ می‌خواهند بعد از  ۱۰ جلسه میلیاردر شوند

طیف گسترده از جوانانی که به کار کردن در حوزه موسیقی علاقه دارند موافق آن هستند که تمام چارچوب‌های موجود شکسته شود و از قید ساختارها بیرون بزنند و هرگونه مقاومت در برابر این موضوع را نیز ترس از تغییر و تعصب تعبیر می‌کنند. به اعتقاد شما چگونه می‌توان با این نسل که از قضا روز به روز بیشتر از گذشته تنوع پیدا می‌کنند، گفتگو برقرار کرد؟ بخشی از این نسل حتی تن به آموزش نمی‌دهند و فقط به تجربه‌های خود تکیه دارند؟

من تا ۹ سال پیش موسیقی تدریس می‌کردم و شاگردان مختلفی هم سر کلاسم می آمدند که نداشتن صبر و تحمل در همه آن‌ها مشترک بود و ردیف‌ها را به پایان نرسانده می‌خواستند به سرعت خواننده شوند. در حالی‌که من در زمانی که شاگر استاد صدیق تعریف بودم به مدت ۸ سال فقط ردیف کار کردم و بعد از آن ۸ سال وارد عرصه کار حرفه‌ای شدم.

من از سال ۷۲ تا سال ۸۰ در محضر استاد صدیق تعریف تلمذ می‌کردم؛ درحالی‌که اکثر شاگردانم دوست داشتند بعد از ۵ جلسه خواننده شوند و بعد از ۱۰ جلسه میلیاردر باشند و از این کار پول دربیاورند. متاسفانه جوانان ما تحمل نداشته و از آنجا که موسیقی پاپ اندکی سهل‌الوصول‌تر از موسیقی سنتی است همه به آن گرایش دارند. شاید اگر موسیقی سنتی سهل‌الوصول‌تر بود همه به موسیقی سنتی گرایش پیدا می‌کردند.

درباره موسیقی تلفیقی نیز باید بگویم که تلفیق بسیار خوب است اما به شرطی که بدانیم چگونه تلفیق کنیم نه اینکه بدون علم، یک کاری را در کنار کار دیگری قرار دهیم و بگوییم تلفیق انجام دادیم. نوآوری داریم اما باید بدانیم چگونه این نوآوری را انجام دهیم.

برای نسل آینده موسیقی نگرانم

البته در میان نسل جوان که بسیار هم عجول هستند بازهم می‌بینیم عده‌ای طرفدار موسیقی سنتی هستند...

مردم به کارهای ملی و میهنی علاقه‌مند هستند و من ۱۲ کار میهنی خوانده‌ام. در میان بیش از ۲۰۰ اثری که تاکنون اجرا کرده‌ام این آثار بسیار موردتوجه مردم بوده است. مخاطب من از ۳ساله تا ۹۰ ساله هستند و این تلورانس سنی برایم بسیار باعث افتخار است.

اگر بخواهیم مردم همچنان طرفدار موسیقی سنتی باشند باید یک موسیقی درست را به مردم ارائه دهیم تا آن را پس نزده و به آن علاقه‌مند شوند و از آثاری استفاده کنیم که فاخر باشند. یک سری آثار در موسیقی سنتی هستند که هر کسی می‌خواهد موسیقی سنتی کار کند باید این تصنیف‌ها را یاد بگیرد. درست همانند ردیف که باید یاد بگیرند و این‌ها سرمایه‌های موسیقی ما هستند. اما متاسفانه جوانانی را در موسیقی سنتی داریم که حتی یکبار هم این آثار به گوششان نخورده است.

موسیقی سنتی جزئی  از میراث فرهنگی ماست

آیا شما نگران آینده موسیقی هستید یا فکر می‌کنید موسیقی راه خود را پیدا خواهد کرد؟

گاهی برای نسل آینده نگران موسیقی می‌شوم، ما به هر حال کارمان را انجام داده‌ایم اما برای دو سه نسل بعد از خودم نگرانم چراکه ورود و پیشرفت برای آن‌ها بسیار سخت شده است. زمانی که در سال ۱۳۷۲ ما آمدیم دو یا سه خواننده سنتی در نسل ما و یکی و دوتا خواننده پاپ بیشتر نبود. اما الان ۲۰۰ خواننده پاپ داریم که هرکدام مخاطب خود را دارند و ۲۰۰ خواننده سنتی داریم که مشغول به کار هستند،. این تعداد هنرمند، کار را برای جوانی که می‌خواهد تازه وارد این عرصه شده و به جامعه هنری معرفی شود سخت کرده است. اما مطمئن باشید موسیقی ما هیچ‌گاه از بین نمی‌رود چراکه از پیشینه فرهنگی عمیق برخوردار است.

موسیقی ما مانند تخت جمشید و سی و سه پل اصفهان است و جزئی از فرهنگ ما محسوب می‌شود که ریشه در فرهنگ و سنت ایران زمین دارد و از بین نمی‌رود. موسیقی مانند تخت جمشید، از آثار باستانی ما محسوب می‌شود

موسیقی ما مانند تخت جمشید و سی و سه پل اصفهان است و جزئی از فرهنگ ما محسوب می شود که ریشه در فرهنگ و سنت ایران زمین دارد و از بین نمی‌رود. موسیقی مانند تخت جمشید، از آثار باستانی ما محسوب می‌شود. موسیقی ما در واقع مانند فرش دستباف است که هر چه پا بخورد بیشتر نمایان می‌شود.

گفتگو: نجمه رحمتی

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131