ارکستر سمفونیک دولتی آنتالیا روی صحنه رفت

ارکستر سمفونیک دولتی آنتالیا روز جمعه به رهبری علی رهبری روی صحنه رفت تا پوئم سمفونی «مادرم ایران» ساخته این آهنگساز و رهبر ارکستر را اجرا کند.

به گزارش ایلنا، پوئم سمفونی «مادرم ایران» در 7 موومان (قسمت) و براساس اشعاری سعدی شیرازی و محمدفرید ناصری (شاعر معاصر) تصنیف و تنظیم شده است. بخش‌های آوازی این پوئم سمفونی را محمد معتمدی، خواننده ایرانی اجرا کرد و نوازندگان و هنرمندانی مثل میلاد عمرانلو، مهرداد عالمی، باربد بیات (مدیر برنامه و دستیار رهبر ارکستر) و رضا فکری (خواننده تنور رزرو) ازجمله ایرانیانی بودند که این ارکستر را همراهی کردند.

هر بخش از پوئم سمفونی «مادرم ایران» به یکی از چهره‌های شاخص ایرانی تقدیم شد که از میان آن‌ها می‌توان به روح‌الله خالقی، محمدرضا شجریان، مصطفی کمال پورتراب، حسین دهلوی، حسین علیزاده و نیز همدم رهبری (مادر این آهنگساز) اشاره کرد.

حسین علیزاده که به دعوت رسمی ارکستر سمفونیک دولتی آنتالیا برای تماشای این اجرای ویژه، راهی کشور ترکیه شده بود در سخنانی به استقبال هنرشناسان و اهالی فرهنگ ترکیه اشاره کرد و گفت: علی رهبری ازجمله موسیقیدانان شناخته شده ایران در سرتاسر دنیا است که متأسفانه هنرش در سرزمین مادری آن طور که باید درک نشده است.

کنسرت «مادرم ایران» به رهبری و آهنگسازی علی رهبری ساعت 8:30 روز جمعه در مرکز فرهنگ آنتالیا (AKM) برگزار شد.

علی رهبری واکنش نشان داد:

نقدی به حضور ارکسترهای ایرانی در جام جهانی/ لطفا با اشکنه به مسکو نروید!

رهبر و مدیر سابق هنر ارکستر سمفونیک تهران نسبت به حضور ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی ایران در جام جهانی روسیه واکنش نشان داد و گفت: اگر مسئولان وزارت ارشاد حسن نیت دارند، چرا دوست ندارند که موسیقی اصیل ایرانی را به جهانیان معرفی کنند؟

 علی رهبری ـ آهنگساز و رهبر ارکستر ـ در یادداشتی با عنوان «با اشکنه نمی‌شود میهمانی داد» که نسخه‌ای از آن را در اختیار ایسنا قرار داده، آورده است:  یک بار دیگر متصدیان بنگاه شادمانی در وزارت فرهنگ و ارشاد دست به کار اجرای شوی تبلیغاتی جدیدی برای خود و دوستانشان شدند و در صدد هستند که این شوی بی‌محتوا ولی پرهزینه را به عنوان ابتکاری نو و افتخاری برای موسیقی ایران، به مردم ایران بفروشند. در همین جا از مسئولان وزارت ارشاد می‌خواهم که تا دیر نشده جلو این کار بیهوده را بگیرند. این ابتکار نیست، این به وضوح حیف و میل بیت‌المال و ولخرجی از بودجه ضعیف دولت است. چندی قبل دوستان همیشگی و همه‌کاره جمع شدند و دور از هرگونه شفافیت و اعلان رسمی و عمومی، نان را بین خود تقسیم کردند و سفارش نوشتن آهنگی را دادند که در زمان برگزاری جام جهانی فوتبال در روسیه اجرا شود. آیا کار از این خام‌تر و بی پایه‌تر می‌شود؟ آیا این عوام‌فریبی نیست؟ آن‌ها چیزی از مسکو و ارکستر سمفونیک آن و مسابقات فوتبال شنیده‌اند، ولی به قول ما موسیقیدان‌ها دارند سرنا را از ته گشادش می‌زنند.

او در ادامه این یادداشت نوشته است: من مسکو را می‌شناسم، ارکستر سمفونیک آن جا را هم رهبری کرده‌ام. در سال ۱۳۸۹ در زمان برگزاری جام جهانی در آفریقای جنوبی هم  به این کشور دعوت شدم و ارکستر سمفونیک این کشور را با یک ویولونیست مشهور فرانسوی در شهرهای ژوهانسبورگ و پرتوریا برای اسپانسرهای مسابقات (وی، ای، پی) رهبری کردم. اما به عنوان کشور میزبان که توان مدیریتی و هنری خود را به رخ جهانیان بکشاند و چهره خوبی از خود نمایش دهد، نه کشوری که به عنوان شرکت کننده در مسابقات وارد می‌شود. نه به نام کشوری که به نوازندگان ارکستری که باید به آن جا بروند حقوق کافی حتی جهت امرار معاش هم نمی‌دهد و همه آن‌ها ناچارند شغل‌های دوم و سوم برای خود دست وپا کنند. این ولخرجی است. این فرهنگ ولخرجی در کشوری که دولتش اینقدر تحت فشار مالی است، باید از بین برود. این حرف‌ها را من سه سال قبل از انقلاب هم  زدم و با انتقاد از ریخت‌وپاش‌های تبلیغاتی وزارت فرهنگ و هنر آن زمان، شغل و پست و پول را گذاشتم و مملکتم ایران را ترک کردم، چون می‌دیدم درحالیکه هنرستان‌ها واستادان و هنرجویان آن‌ها با مسائل مالی دست به گریبان بودند، چگونه ده‌ها هزار دلار صرف برنامه‌های زودگذر و نمایشی می‌شد. امّا در حال حاضر وضع ارکسترها از آن زمان هم بدتر است.

رهبری که چهره سرشناسی در رهبری ارکستر در عرصه بین‌المللی نیز به‌شمار می‌رود، همچنین نوشته است: در ۴۰ سال گذشته  پیشرفت نوازندگان و آهنگسازان موسیقی سنتی با امکانات  محدودی که در اختیار داشته‌ و دارند، بی‌سابقه بوده است ولی در موسیقی سمفونیک و اوضاع ارکسترها، ایران حتی در مقایسه با کشور ترکیه هم روز به روز عقب‌تر رفته است. در آن زمان اقلا دو ارکسترسمفونیک حرفه ای تمام‌وقت با سولیست‌ها و رهبران بین‌المللی  کار می‌کردند، نه مانند امروز که یک کشور ۸۰ میلیونی ارکستری نیمه وقت دارد. با اشکنه که نمی‌شود ضیافت داد.

این رهبر ارکستر با بیان اینکه من با فرستادن ارکستر و اصولا نوازندگان به خارج از کشور، بخصوص به روسیه، نه تنها مخالفتی ندارم، بلکه از این نوع اقدامات استقبال هم می‌کنم، در ادامه یادداشت خود آورده است: مراودت‌های هنری با سایر کشورها کاری ضروری و نتیجه بخش است ولی به این شرط که بروند و از رهبران و نوازندگان و استادان مشهور و نام داراین کشورها دانش بیاموزند و آموخته‌ها را به ایران برگردانند، نه اینکه به خاطر دلخوشی چند کارمند وزارت ارشاد و دوستانشان به روسیه بروند و بخواهند به روس‌ها که دارای ده‌ها ارکستر و رهبر ارکستر و صدها آهنگساز درجه یک در سطح جهانی هستند، بگویند که ما هم بعله. آیا این کار زیره به کرمان بردن نیست؟ اگر یکی از کشورهای پولدار و تازه کار خلیج فارس به این اقدام دست بزند، می‌شود گفت که قابل توجیه است، چون پولش را دارند و سعی می‌کنند خودشان را به صورتی مطرح کنند. اما برای ایران که قدمت صد ساله ارکستری دارد، که متاسفانه به خاطر مدیریت های غلط وحیف و میل های مالی در خواب فرو رفته است، این شوها دیگر ضرورتی ندارند و کار سازهم نیستند.

او ادامه داده است: اگر دولت ایران به هردلیلی میخواهد از نظر هنری در این گردهمایی جهانی حضور داشته باشد و گروهی را به مسکو بفرستد، چه اصراری دارد که این کار را از طریق ارسال گروه موسیقی دست و پا شکسته غربی انجام دهد؟ اگر مسئولان وزارت ارشاد حسن نیت دارند، چرا دوست ندارند که موسیقی اصیل ایرانی را به جهانیان معرفی کنند؟ چرا در این زمینه از استادان بزرگ موسیقی ایرانی مانند حسین علیزاده و کیهان کلهر و... تقاضا نمی‌کنند تا دست به دست استادان دیگر و نوازندگان چیره‌دست سازهای ایرانی، که واقعا در دنیا تک هستند، در این جمع شرکت کنند؟ مسئولان ما می‌گویند که روسیه از این ایده و ابتکارشان استقبال کرده است. اینکه دلیل نمی‌شود. روسیه می‌خواهد که در زمان برگزاری مسابقات، به خرج کشورهای دیگر، برنامه‌هایش پُر شوند. ما باید ببینیم که از این ارزی که خرج می‌کنیم چه عایدمان می‌شود. هر کشور دیگری هم که این پیشنهاد  را به روس‌ها می‌داد، آن‌ها قبول می‌کردند. از این گذشته، فرستادن گروه‌های هنری به خارج، به خرج ملت، کار مهم و اقدام تازه‌ای نیست. این تجربه را ما در زمان آقای احمدی نژاد هم داشته‌ایم. در زمان ایشان هم با بودجه‌ای سرسام آور، به اصرار، ارکستر سمفونیک را به چندین شهر اروپایی فرستادند که نتیجه‌اش فقط و فقط موجبات آبروریزی برای ایران و ایرانیان بود. ایرانی که، به لحاظ نداشتن بودجه، ارکسترش رابه مدت سه  سال تعطیل کردند.

این رهبر ارکستر در ادامه نوشته است: از همه این حرف‌ها گذشته بنیاد رودکی دعوتنامه کشور موسیقی، یعنی اتریش را که قرار بود ارکستر سمفونیک تهران در این فصل هنری، فستیوال جهانی بروکنر را در آنجا افتتاح کند و از طرف رییس جمهور اتریش نیز این موضوع رسما اعلام شده بود، پیگیری نکرد واین شانس بزرگ را از دست داد و آقای گرگیف با ارکستر فیلهارمونیک این کار را به عهده گرفت. آیا هیچ کسی از آن ها پرسیده است که چرا شرکت در افتتاحیه این واقعه هنری بین‌المللی را از دست دادند وحالا تصمیم گرفته اند با سوء استفاده از نام فوتبال و محبوبیت آن بین مردم، ارکستر سمفونیک را به این مسابقات بفرستند. برای وزارت فرهنگ و ارشاد چه چیزی باید مهمتر باشد، نواختن ارکستر سمفونیک کشورش در مراسم افتتاحیه یک فستیوال بین المللی موسیقی یا شرکت جانبی در مسابقات فوتبال و عامل سرگرمی تماشاگران شدن؟ من به این نوع کار های وزارت ارشاد می‌گویم بنگاه شادمانی راه انداختن. آیا این چیزی جز عوامفریبی و گول زدن مردم است؟ آیا این توهین به هنر موسیقی و نوازندگان نیست؟ آیا این سوزاندن فرصت‌های بسیار نادر برای معرفی هنر و هنرمندان این سرزمین نیست؟ آیا وزارتخانه متولی این امر تاکنون به این سوالات جواب داده است؟  

رهبری اضافه کرده است: نکته مهم دیگری که مرا به فکر واداشته است، بی‌برنامگی  این امر است. گیریم که دولت پول فراوان دارد و امکانات فرستادن نوازندگان هم فراهم است. اما آیا هیچ فکر کرده‌اند که مخاطبان این ارکستر در فضای فوتبالی آن جا چه کسانی خواهند بود و آیا اصولاَ مخاطبی وجود خواهد داشت و به نکات زیر توجه کرده‌اند؟

۱- علاقه‌مندان به فوتبال معمولا رابطه خوبی با ارکستر سمفونیک ندارند و موسیقی گروه‌های پاپ  را ترجیح می‌دهند. اگر این امر برای جلب نظر فوتبالیست‌ها و همراهان ایرانی است، آن‌ها هم بیشتر گرایش به موسیقی پاپ و یا موسیقی اصیل ایرانی دارند  تا موسیقی کلاسیک.

۲- آیا  درفضایی که ما از مسابقات فوتبال می‌شناسیم کسی به فکر کنسرت رفتن خواهد افتاد؟

۳- اگر هم بخواهند به کنسرت بروند، آیا  شهرهای روسیه هرکدام چندین ارکستر درجه یک جهانی ندارند که اجراهای بهتری را ارائه کنند؟

۴- اگر از علاقه‌مندان کشورهای دیگر هم کسانی  واقعا بخوهند بر حسب اتفاق در شلوغی‌ها و جنجال‌های فوتبال، دنبال  ارکستر ایرانی بروند، آیا بیشترتمایل   نخواهند داشت که سازها و موسیقی سنتی ایرانی را  بشنوند تا اجراهای نیم بند موسیقی خودشان را؟

۵- اگر این ایده خوب بود، اغلب کشورهایی که احتمالا در مسابقات فوتبال برنده هم خواهند شد و بهترین ارکسترهای دنیا را دارند، با خودشان ارکستر هم می‌آوردند. من در کشورهای بلژیک، اسپانیا، چک، و کرواسی، که هم ارکسترهای مشهور و هم فوتبال پیشرفته دارند، مدیر هنری بودم، ولی هیچوقت صحبت از فرستادن ارکستر به این گونه مسابقات  نشد.

۶- اگر تیمی بعد از چند روز از مسابقات حذف و ناچار به بازگشت شود، آن وقت چه می‌شود؟ آیا ارکستر همچنان می‌ماند و برنامه اجرا خواهد کرد؟

علی رهبری در پایان این یادداشت نوشته است: در هر حال نکات مبهمی در این اقدام وجود دارند که بسیار سوال بر انگیز هستند که یکی از مهمترین آن‌ها عدم وجود شفافیت  و کارِ کارشناسی در این تصمیم گیری است. به عقیده من وزارت فرهنگ و ارشاد ما با وزیر، معاون هنری و مدیر کل دفتر موسیقی جدیدش، باید برنامه‌هایی را که واقعا موجب تنزل سطح ارکستر سمفونیک به یک بنگاه شادمانی می‌شوند، از بین ببرد و پول مملکت و حیثیت ارکستر را برباد ندهد.  وزارت فرهنگ و ارشاد اگر پول فراوان برای ولخرجی دارد و اصرار دارد که آهنگسازی آهنگی برای این مسابقات بسازد، بهتر بود برای آن فراخوان عمومی میداد و فرصت ها را صرفا در اختیار نزدیکان خود قرار نمی‌داد. ما در ایران ده‌ها آهنگساز ممتاز داریم که سال‌های سال است که از لطف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی محروم هستند. من همچنان براین نکته تاکید میکنم که این نوع برنامه‌ها بی فایده هستند، و نه تنها در شان یک وزارت خانه نیستند، به هیچ وجه  بزرگی این  کشور و هنر هفت هزارساله آن را منعکس نمی‌کنند. بهتر است دلارهائی را که خرج این کار های بی‌هدف می‌کنند، صرف خرید سازهای مناسب و سرمایه گذاری در آموزش و اعطای بورس تحصیلی برای نوازندگان جوان بکنند.

علی رهبری و فصل جدید فعالیت‌ها/ چهل سال از دریافت مدال طلا گذشت

رهبر سابق ارکستر سمفونیک تهران با اشاره به تازه ترین فعالیت های خود در عرصه موسیقی، یادداشتی را به مناسبت چهلمین سال دریافت مدال طلای مسابقات جهانی رهبری ارکستر منتشر کرد.

علی رهبری رهبر سابق ارکستر سمفونیک تهران در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به تازه ترین فعالیت های خود در عرصه موسیقی گفت: در ماه های گذشته مشغول برنامه‌ریزی برای حضور در چند مجموعه موسیقایی و اجرای زنده بودم که به زودی برنامه های فصل هنری جدید را منتشر خواهم کرد.

وی افزود: طی ماه های گذشته در سی و هفتمین فصل همکاری خود با ارکستر فیلارمونیک اسلواکی همراه با ایوان ژناتی سولیست مشهور جمهوری چک برنامه ای را اجرا کردم که مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. ارکستر فیلارمونیک اسلواکی که یکی از مطرح‌ترین ارکسترهای این منطقه است تا به حال با رهبران مشهور دیگری چون کلادیو آبادو، زوبین مهتا، ریکاردو موتی، کورت مازور و لورین مازل همکاری داشته است و من بسیار خوشحالم که به عنوان یک هنرمند ایرانی در این مجموعه حضور پیدا کردم.

رهبر سابق ارکستر سمفونیک تهران  همچنین  به مناسبت چهل سالگی دریافت مدال طلای مسابقات جهانی رهبری ارکستر کشور فرانسه در یادداشتی که به صورت اختصاصی در اختیار خبرنگار مهر قرار داد، نوشته است: «مسابقات جهانی رهبری ارکستر برای اولین بار در سال ۱۹۵۱ یعنی حدود ۶۶ سال پیش برای رقابت بین رهبران جوان دنیا تاسیس شد. این مسابقات تا چند سال پیش به صورت سالانه و طی این سال ها به صورت دوسالانه برگزار می شود اما داستان حضور من در این مسابقات جهانی به ۶ سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، زمانی که من فارغ التحصیل آکادمی وین بودم باز می گردد. در این دوران بود که من برای مدیریت هنرستان عالی موسیقی به ایران دعوت شده بودم و بعد از سه سال کار در این مجموعه تصمیم بازگشت به اروپا را داشتم.

شرکت من به عنوان نماینده ایران در این مسابقه اصلا تصمیم خودم نبود و راستش را بخواهید فکرش را هم نمی کردم، زیرا در آن  زمان حضور هر هنرمند جوانی برای شرکت در این مسابقات تن آدمی را می لرزاند. جالب آن که ایده حضور من در این مسابقات حتی ارتباطی به وزارت فرهنگ و هنر آن زمان نداشت و این دکتر سعدی حسنی (موسیقی شناس، منتقد و از پژوهشگران بزرگ موسیقی غربی) بود که فضای بسیار مناسبی را برای حضور من در این مسابقات فراهم کرد. ما همراه با این هنرمند و پژوهشگر صاحب نام موسیقی سه سال ارکستر «ژونس موزیکال ایران» را در تهران اداره می کردیم و ایشان بیش از هر شخص دیگری شیوه کار  با ارکستر و استعداد من در رشته رهبری ارکستر را می شناخت. ایشان به دلیل اینکه فرد دنیا دیده ای بود به من اصرار کرد که در مسابقات جهانی رهبری ارکستر نام نویسی کنم. البته در این دوران من به زبان فرانسه آشنایی نداشتم و این دکتر حسنی بود که فرم ها را برای من پر کرد و آن را به دبیرخانه مسابقه ارسال کرد. در عین حال من این ایده را با استادان عزیزم حسین دهلوی و مصطفی پورتراب در ایران و آقای «فون اینم» استاد اتریشی در میان گذاشتم و آنها هم تایید کردند که من باید در این مسابقه شرکت کنم.

در تمام ۳۰ سال من  به اشتباه فکر می کردم جمهوری اسلامی ایران جلوی فعالیت های ارکستر ها را گرفته است، ۱۲ سال پیش که برای اولین بار آقای ناصری من را برای رهبری ارکستر سمفونیک تهران دعوت کردند تازه متوجه شدم که مقصر اصلی دولت نبوده بلکه متاسفانه خود موزیسین ها هستند که دوست ندارند در ایران از فعالیت های ایرانیان خارج از کشور صحبتی بشوددرباره مکانیزم حضور هنرمندان در مسابقات جهانی ارکستر هم باید به این نکته اشاره کنم که هر متقاضی برای شرکت در این رویداد باید رزومه قوی داشته و البته این خوش شانسی را نصیب خود کند که پذیرفته شود. زیرا تعداد شرکت کنندگان از کشورهای صاحب موسیقی چون روسیه، اتریش، آلمان، آمریکا و فرانسه زیاد است و امکان اینکه هنرمندانی غیر از این کشورها در چنین رویدادی شرکت کنند امری سخت و دشوار است.

به هر صورت این مسابقه در پنج قسمت انجام شد که در آغاز مسابقه ما حدود ۳۰ نفر شرکت کننده بودیم و می بایست یک قطعه ۱۰ دقیقه ای را با ارکستر سمفونیک در حضور مردم رهبری می کردیم، از این مرحله  حدود ۱۵ نفر حذف شده و وارد مرحله بعدی می شدند. در قسمت دوم هم می بایست قطعه طولانی تر و مشکل تری را رهبری می کردیم که از این مرحله نیز ۹ نفر حذف شدند. در مرحله سوم و چهارم هم این تعداد به ۶ نفر می رسید تا در نهایت این تعداد هنرمند برای رسیدن به فینال باهم رقابت کنند. البته باید آوری کنم که رسیدن به این مرحله خودش یک موفقیت است و در آینده می تواند به رهبر ارکستر کمک کند. در مرحله سوم می بایست ما یک اثر ناشناخته را که  برای اولین بار در اختیارمان گذاشته اند حدود ۲۰ دقیقه رهبری کنیم. مرحله چهارم  هم که سخت ترین مرحله بود  ما باید به مدت ۸ دقیقه قطعه ای از «دبوسی» را رهبری می کردیم و در این ۸ دقیقه  بود که می بایست هشت نت اشتباه را که عمدتا برای نوازندگان نوشته شده بود پیدا می کردیم.  در این قسمت بود که ۴ نفر دیگر از رقابت کنار رفته و فقط ایران و چک اسلوواکی به فینال راه پیدا کردند.

بدون اغراق  باید بگویم که با در دست داشتن این مدال طلا زندگی شما یک باره دگرگون می شود و برای کشوری که به مدال طلا می رسد در های بزرگی باز می شود، دعوت نامه به کشورهای مختلف و پیشنهاداتی برای کار کردن با ارکستر های سمفونیک دنیا به فرد برنده ارسال می شود و از این به بعد شما هستید که باید با نشان دادن کار واقعی، وارد شغل حرفه ای رهبری ارکستر بشوید. به هر صورت حضور هنرمندان جوان کشورهای مختلف  برای شرکت در چنین مسابقاتی  امر بسیار ضروری است. زیرا برای چهره و نام کشورشان موضوع بسیار مهمی است و البته که ورود به یک محفل بین المللی و برنده شدن در یک رویداد جهانی اهمیت خاصی دارد که همواره باید به آن توجه داشت.

به هر حال بعد از دریافت مدال طلای مسابقات جهانی رهبری ارکستر بود که دعوتنامه ای به من برای رهبری چند ارکستر فرانسوی از جمله ارکستر ملی فرانسه ارسال شد، این در حالی است که که ارکستر سمفونیک نورنبرگ آلمان هم از جمله ارکسترهایی بود که من را دعوت کرد و بلافاصله نوازندگان من را به عنوان مدیر هنری و رهبر دایم انتخاب کردند.  در همین زمان بود که آثار شش آهنگساز برجسته ایرانی را برای عرضه به بازار بین المللی ضبط کردم. یک سال بعد از این مسابقه هم  بود که در شهر  ژنو مسابقه بسیار مهمی بین تمام برندگان سال های مختلف دنیا در مسابقات رهبری ارکستر انجام شد که با من به نمایندگی از ایران در این رویداد شرکت کردم و برنده مدال نقره شدم. همین اتفاق باعث شد که آقای هربرت فون کارایان من را برای رهبری «ارکستر فیلهارمونیک برلین» دعوت کنند، بعد از اولین کنسرت بود که ایشان من را به عنوان دستیار برای فستیوال «زالسبورگ» انتخاب کرد. حالا در این ۴۰ سال علاوه بر رهبری بیش از ۱۲۰ ارکستر سمفونیک ریاست ارکسترهای «فیلهارمونیک بروکسل»، «فیلهارمونیک زاگرب»، «فیلهارمونیک مالاگاو» و «ارکستر ویتوز پراگ» را به عهده داشته ام که این ها تمام نتیجه برنده شدن دراین مسابقه بوده است.

همان طور که دوست بسیار عزیزم استاد حسین علیزاده چندی پیش گفتند: «در ایران هر کسی به سادگی به خود اجازه می دهد او را استاد صدا کنند، هرکسی هم که یک چوب دست می گیرد در ایران رهبر ارکستر می شود»، رهبر حرفه ای واقعی رهبری است که نه تنها در این رشته تحصیل کرده و رپرتواری بزرگ داشته باشد، بلکه باید سال ها از راه رهبری ارکستر امرار معاش کرده باشد. نباید فراموش شود که این مسابقه در فستیوال جهانی موسیقی در بزلنسون انجام می شود و در تمام مراحل مدیران مختلف ارکستر ها وجود دارند که با کنجکاوی مسابقه را دنبال می کنند تا رهبرانی با استعداد را برای ارکستر هایشان پیدا کنند.  

و اینکه چرا در این ۳۰ سال در ایران رهبری ارکستر انجام ندادم به این جهت است که اولا کسی من را دعوت نکرد. ثانیا در تمام ۳۰ سال من به اشتباه فکر می کردم جمهوری اسلامی ایران جلوی فعالیت های ارکستر ها را گرفته است، ۱۲ سال پیش که برای اولین بار آقای ناصری من را برای رهبری ارکستر سمفونیک تهران دعوت کردند تازه متوجه شدم که مقصر اصلی دولت نبوده بلکه متاسفانه خود موزیسین ها هستند که دوست ندارند در ایران از فعالیت های ایرانیان خارج از کشور صحبتی بشود.

همین الان ما نوازنده درجه یک ویولنسل، پیانو، ویولون و خواننده  در سطح جهانی داریم. سولیست ها، آهنگسازها و رهبران ارکستر بسیار موفق در خارج از ایران داریم که در ایران اصلا حرفی از آنها زده نمی شود. درصورتی که کشور های دیگر وقتی ببینند یک هنرمند موفق یک ارتباط کوچکی با آنها داشته فورا از او حمایت می کنند. شما اگر فهرست برندگان مسابقات جهانی رهبری ارکستر از جمله آلمان، فرانسه، اتریش، لهستان، چک، اسلواکی، ژاپن، دانمارک، کانادا، بلغارستان، رومانی، هلند، انگلیس، چین، اروگوئه، تایوان، آمریکا، ایتالیا، اسپانیا، سنگاپور را ببینید، خواهید دریافت که من تنها برنده ای بوده ام که برای مملکتش مهم نبوده است. به هر صورت من به جوانان با استعداد توصیه می کنم در این مسابقات شرکت کنند و منتظر مسئولان هم نباشند زیرا در مملکت ما هنوز به اهمیت فعالیت های بین المللی هنرمندان ایرانی پی نبرده اند.»

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131