اشتغال‌زایی کاذب در حوالی «سی» و فرصت‌هایی که از دست رفت

بسیاری از مغازه‌دارها، راننده‌ها و موتورسوارها در محدوده میدان تجریش می‌دانند که این روزها کنسرتی در سعدآباد برگزار می‌شود. اگر آدرس ورودی زعفرانیه‌ی سعدآباد را بپرسید، نگاهی به سر و وضع‌تان می‌کنند و می‌گویند: به کنسرت همایون شجریان می‌روید؟

به گزارش ایسنا، رانندگان تاکسی و موتورسوارها از میدان تجریش داد می‌زنند: «کنسرت، دربست» کمی بالاتر که بروید، در کوچه و پس‌کوچه‌ها، جوانانی در حال فروختن آب معدنی هستند و تاکید می‌کنند که داخل کاخ سعدآباد آب پیدا نمی‌شود. از ظرف‌های بزرگی که قالب‌های یخ داخل‌شان، آب شده‌ هم پیداست که فروش خوبی داشته‌اند.

همین‌طور که راه ادامه دارد، اشتغال‌زایی‌های کاذب هم ادامه دارد؛ یک وانتی جلوی درِ کاخ پارک کرده و قهوه، نسکافه، چای، آب معدنی و ... می‌فروشد.

اما در کنار معرکه‌گیری فروشندگان خوراکی، هنرمندان خیابانی هم مشغول هستند؛ برخی از آن‌ها قطعاتی از همایون شجریان - خواننده - را اجرا می‌کنند و خیلی هم دوست ندارند، کسی از آن‌ها فیلم بگیرد.

اما برخلاف گفته فروشندگان بیرون کاخ سعدآباد، غرفه‌های فروش قهوه، آب معدنی و ساندویچ در داخل برقرار هستند و هر لیوان قهوه و نوشیدنی گرم را به قیمت کافه‌ها عرضه می‌کنند؛ اما با این وجود، بازار گرمی دارند و از یخچال‌های‌ نیمه‌خالی‌شان پیداست که فروش خوبی هم داشته‌اند. به‌جز غرفه‌های تعبیه‌شده، کافه‌ای هم که در کاخ است، جایی برای نشستن ندارد.

یک جا شمعی سنگی ۱۲۰ هزار تومان!

در میان غرفه‌های متعددی که برای فروش محصولات، پیش از آغاز «پروژه سی» در فضای کاخ برپا شده‌اند، در گوشه‌ای محصولات دکوری عرضه می‌شوند، مثلا یک جا شمعی سنگی ۱۲۰ هزار تومان قیمت‌گذاری شده است.

این بازار در حالی داغ است که فروشگاه صنایع دستی کاخ سعدآباد بسته است! در شرایطی که عرضه محصولات صنایع دستی در این فروشگاه می‌توانست به سود صنایع دستی که بزرگترین مشکلش فروش است، تمام شود. همچنین خریدن یک صنایع دستی کوچک برای مخاطبی که به کنسرت «سی» آمده بود، می‌توانست خاطره‌ساز شود.

ساعت ۲۲ است و جمعیتی که گفته می‌شود هر شب حدود سه تا چهار هزار نفر هستند، در باغ داخل کاخ سعدآباد قدم می‌زنند. مسوولان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، از این فرصت هم می‌توانستند استفاده کنند و درهای برخی از کاخ را برای علاقه‌مندان باز کنند تا پیش از آغاز کنسرت، از این مجموعه فرهنگی - تاریخی دیدن کنند.

شلوغی فضای داخل کاخ فقط به اطراف غرفه‌های فروش خوراکی مربوط نیست، صف دستشویی‌ها نیز طولانی است. البته کم بودن تعداد سرویس‌های بهداشتی همواره یکی از مشکلات بزرگ حوزه گردشگری در ایران بوده است.

با اعلام شروع اجرا، مردم روی صندلی‌ها مستقر می‌شوند. مخاطبانی که قدرت خریدن بلیت‌ ردیف‌های وسط و آخر را داشته‌اند، حرکت بازیگران را به وسیله نور و به اندازه یک نقطه می‌بینند. یکی از مخاطبان می‌گوید: «چرا برای چنین اجرایی این همه صندلی چیده‌اند که نتوان آن را به خوبی دید؟» سرش را کمی می‌چرخاند و ادامه این کنسرت - نمایش را از مانیتورهای نصب‌شده روی داربست‌ها دنبال می‌کند.

برو این حرف‌ها را به بزرگترت بزن

یک ربع از شروع برنامه گذشته است و برخی مخاطبان همچنان به‌دنبال پیدا کردن جا هستند. این رفت‌وآمدها آنقدر ادامه پیدا می‌کند که یکی از تماشاگران به صدا درمی‌آید و به کسی که مسوول هدایت مردم است، می‌گوید: «مگر کنسرت شروع نشده؟ پس چرا آن‌هایی را که دیر آمده‌اند می‌پذیرید؟» جوانی که در حال کمک به تماشاگران تازه‌وارد است، سعی می‌کند با سرعت بیشتری آن‌ها را تا صندلی‌ها هدایت کند و پاسخ می‌دهد: «به ما اجازه داده‌اند تا ساعت ۲۳ حق ورود بدهیم» (این در حالی است که ساعت شروع کنسرت در بلیت‌ها ۲۱:۳۰ اعلام شده است). تماشاگری که عصبانی شده است، ادامه می‌دهد: «اگر آن‌ها را به داخل راه ندهید، دفعه بعد یاد می‌گیرند که باید به حق خودشان و دیگران احترام بگذارند و در کنسرت‌ها سر ساعت حاضر شوند. گناه من که سر ساعت آمده‌ام و حالا با این رفت‌وآمدها نمی‌توانم اجرا را ببینم، چیست؟ برو و این حرف‌ها را به بزرگترت بزن».

در کنار رفت‌وآمد تماشاگرانی که دیر به اجرا رسیده‌اند، فیلمبرداری و عکس گرفتن برخی تماشاگران، به کور شدن دید آن‌هایی که پشت سر و دورتر نشسته‌اند، منجر می‌شود، وقتی دوربین‌ها بالا می‌آیند، مخاطبانی که دورتر نشسته‌اند، دیگر نمی‌توانند همان یک نقطه را ببینند. با آن‌که قبل از شروع اجرا اعلام شد، عکس گرفتن و فیلمبرداری هنگام اجرا ممنوع است، اما بسیاری فکر می‌کردند که منعی برای انجام این کار ندارند!    

داستان نمایش «سی» که با نوای همایون شجریان همراه است، برداشتی آزاد از شاهنامه فردوسی است و دلدادگی زال و رودابه را روایت می‌کند؛ اما بعد از زال و رودابه، شخصیت‌های آینده داستان شاهنامه فردوسی مثل رستم، سهراب و اسفندیار نیز در آن حضور دارند! در این بخش، شاید اگر فریبرز، پسر دیگر رستم به جای اسفندیار به مردم معرفی می‌شد، این خیال که رستم فقط یک پسر به نام سهراب داشته، از ذهن مخاطبی که داستان‌های جسته و گریخته‌ای از شاهنامه شنیده و فرصت نکرده، آن‌ها را بخواند، پاک می‌شد.

کنسرت «سی» با صدای شجریان به اوج می‌رسد و با ادامه یافتن داستان، فرود پیدا می‌کند و گاهی هم طولانی و از حوصله مخاطب خارج می‌شود. 

هرچه کنسرت به پایان نزدیک می‌شود، تعداد بیشتری برای آن‌که به ترافیک نخورند، صندلی‌های‌شان را ترک می‌کنند. بعد از پایان اجرا، ناخواسته یک راهپیمایی در خیابان‌هایی که به سعدآباد می‌رسند و ماشین‌ها در ترافیک آنجا گیر کرده‌اند، شکل می‌گیرد.

به گزارش ایسنا، «سی» کاری از همایون شجریان و سهراب پورناظری، نوشته نغمه ثمینی با کارگردانی علی‌اصغر دشتی براساس سه داستان از داستان‌های شاهنامه (زال و رودابه، رستم و اسفندیار و رستم و سهراب) است که از ۱۶ مردادماه در مجموعه فرهنگی - تاریخی سعدآباد روی صحنه رفته است. مدیریت این پروژه را تهمورس پورناظری برعهده دارد. آخرین اجرای این کنسرت - نمایش ۲۱ شهریورماه خواهد بود.

سرودن از معشوقی به نام ایران

شعر جدید «ایران» که همایون شجریان خواند از کجا آمد؟

در کنسرت - نمایشی که این روزها با اجرای همایون شجریان در مجموعه تاریخی فرهنگی سعدآباد اجرا می‌شود، شعر جدیدی درباره‌ی ایران اجرا می‌شود که تازه‌ترین اجرای این‌چنینی برای وطن است.

پوریا سوری - شاعر و مدیر روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری - درباره‌ی روند سرایش این شعر، در یادداشتی آورده است:

سرودن از ایران به‌عنوان مرزی که به آن عشق می ورزی، امری سهل و ممتنع است؛ مانند شعری که برای معشوقی نوشته می‌شود که هر کلمه‌اش اگرچه بر دل جاری است اما تا به زبان آید و کلمه شود، جان را می‌فشرد و قلب را به تپش وا می‌دارد.

روز نخستی هم که ایده سرودن از ایران، توسط هنرمند موفقی چون سهراب پورناظری به من داده شد، اگرچه خوشحال بودم از این همکاری و نوشتنی که قرار است صدای همایون ایران و ساز سهرابِ جان جانش دهد، اما خود را در امتحانی سخت یافتم که نمره بیست دست‌نیافتنی‌اش سرود «ای ایران ای مرز پرگهر» بود و دیگر قله‌هایش سروده‌های ملک‌الشعرای بهار و بیژن ترقی و...

نوشتن شعری که امروز در کنسرت نمایش «سی» به روی صحنه رفته است، شبیه ساخت یک ملودی یا نوشتن یک کتاب و سرودن یک منظومه بلند؛ پرحرارت و جانفرسا و شیرین بود. اغراق نمی‌کنم که بیش از ۱۰ شعر در همین وزن سروده شد و هر کدام با ایده‌ای جدیدتر و تصویری خواناتر از مادری که ایران است کنار گذاشته شد.

هرچه از ایران بیشتر سرودم، بیشتر و بیشتر از خودم می‌پرسیدم چرا درباره ایران از این بیشتر نمی‌دانی. نوشتن همین ابیات ساده آنچنان سخت پیش می‌رفت که تو گویی نامه عاشقانه من هیچگاه به دست معشوقم نخواهد رسید، کاغذها مچاله می‌شد و در سطل می‌افتاد... همان تصویر کلیشه‌ای از رنج نویسنده‌ای را که نمی‌تواند آنچه در دلش است بگوید.

نزدیک یک ماه کار مشترک با سهراب پورناظری هنرمند و سختگیر و دریچه‌هایی که او با سحر ساز و ذهن زیبایش به روی کار می‌گشود، ساحت‌های مختلفی از ایرانی را که می‌شناسیم کلمه کرد و در شعر نشاند. نوشتن از تکه‌های تنی که روزی ایران بوده است، از بلخ و سمرقند و کابل و خوارزم... نوشتن از سربازانی که جانشان را فدا کردند تا امروز این زمین برای ما نامش «وطن» بماند و بخوانیمش «ایران من»... نوشتن از ظلم‌هایی که بر این خاک رفته و می‌رود و نوشتن از غرور و سرفرازی‌اش، از سروی که سرافراز ایستاده و نفس می‌کشد، نفش می‌کشیم.

و نوشتن از مردی، چه مردی! چه مردی! که خسرو آواز ایران می‌خوانندش و جان من و جان ایرانی به او بسته است و آنچنانکه دوست شاعرم ایرج زبردست سال‌ها قبل وصفش کرده، انگار لبانش را خدا بوسیده و چه وصفی از این زیباتر و الهی‌تر برای مردی که محمدرضا شجریان است، و گریز زدن به «مرغ سحر»ی که ناله‌ی جانسوز ایرانیان است و ایران زیبا، ایران سربلند و ایران ماندنی تا هست از این شعر و اجرایش توسط استاد آواز ایران خاطره دارد...

زیاده گویی نکنم؛ نوشتن از ایران، شیرین‌ترین و سخت‌ترین کاری بود که در عرصه شعر تا امروز انجام داده‌ام... و نگاه دقیق همایون شجریان به جمع‌بندی این اثر که صلایش «امید» است، کمک بزرگی کرد، اینکه وطن مادر ماست و فرزند زخم‌خورده از همه هم نومید شود، دلش قرص است که «مادر»ش هست، «خدا» هست.

----

«ایران من»

آوازخوانی در شبم، سرچشمه‌ی خورشید تو

یار و دیار و عشق تو، سرچشمه‌ی امید تو

ای صبح فروردین من، ای تکیه‌گاه آخرین

ای کهنه سرباز زمین، جان جهان ایران‌زمین

ای در رگانم خون وطن

ای پرچمت ما را کفن

دور از تو بادا اهرمن

ایران من ایران من

ای داغدیده بازگو، بلخ و سمرقندت چه شد

صدها جفا ای مادرم دیدی و مهرت کم نشد

از خون سربازان تو، گلگون شده رویت وطن

ای سرو سبز بی‌خزان، ای مهر تو در جان و تن

ای مادرم ایران‌زمین

آغاز تو، پایان تویی

بر دشت من، باران تویی

در چشم من، تابان تویی

ایران من ایران من

آن مهر جاویدان تویی

ای در رگانم خون وطن

ای پرچمت ما را کفن

دور از تو بادا اهرمن

ایران من ایران من

در ظلمت جانکاه شب، مرغ سحر خوان منی

در حصر هم آزاده‌ای، تنها تو ایران منی

اینجا صدای روشنت در آسمان پیچیده است

گویی لبانت را خدا روز ازل بوسیده است*

ای مرغ حق در سینه‌ات

با شور خود بیداد کن

آوازخوان شب شکن

بار دگر فریاد کن

"ظلم ظالم جور صیاد

آشیانم داده بر باد

ای خدا ای فلک ای طبیعت

شام تاریک ما را سحر کن"

ای مادرم ایران زمین

آغاز تو، پایان تویی

بر دشت من، باران تویی

در چشم من، تابان تویی

ایران من ایران من

آن مهر جاویدان تویی

ای در رگانم خون وطن

ای پرچمت ما را کفن

دور از تو بادا اهرمن

ایران من ایران من

----

*این مصرع با الهام از سروده‌ای از ایرج زبردست، سروده شده است.

نگاهی به جدیدترین اجرای همایون شجریان

پروژه "سی" تجربه‌ای ناتمام از ترکیب کنسرت و نمایش+عکس

همایون شجریان و سهراب پورناظری در جدیدترین اجرای‌شان که با عنوان"کنسرت نمایش سی" روی صحنه بردند، نتوانست انتظارات را برآورده کنند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، "کنسرت نمایش سی" با آهنگسازی سهراب پورناظری و خوانندگی همایون شجریان شب گذشته ( 18 مرداد) از ساعت 22:30 در فضای باز کاخ سعدآباد تهران و با استقبال جالب توجه مخاطبان برگزار شد.

این اثر در حالی روی صحنه رفت که طراحی بخش‌های نمایشی آن به نویسندگی نغمه ثمینی، کارگردانی علی‌اصغر دشتی و حضور حمید نعمت‌الله به‌عنوان مشاور پروژه صورت گرفته بود.

برنامه با حضور همایون شجریان، سهراب پورناظری با ساز تنبور و آیین مشکاتیان با ضرب زورخانه روی پله‌های کاخ سعدآباد آغاز شد که در نوع خود ایده‌ای جالب و متفاوت از یک اجرای کنسرت برای مخاطبانی بود که همواره با نمایی تکراری از سن روبرو بوده‌اند. ضرب زورخانه و تنبور با صدای همایون شجریان که به رسم اجراهای زورخانه‌ای بخش کلامی کار را در فضایی نزدیک به دستگاه همایون اجرا می‌کرد، ترکیبی نسبتا منطقی را برای آغاز روایت یک داستان حماسی از شاهنامه فراهم آورده بود.

طراحی فضای‌ سازهای آوازی و دهانی همایون شجریان در همان بخش اول کار نشان می‌داد که او پس از تجربه آلبوم "چرا رفتی" که با استقبال بسیاری از سوی مردم مواجه شده بود، بازهم علاقمند است در همین فضا دست به تجربه‌های بیشتری بزند.

"ساز بی‌تاب است این قصه شنیدن دارد/ شرح این واقعه دیدن دارد/ گر تو همراه شوی/ راه هم شوق رسیدن دارد/ وقت، وقت سفری شیرین است/ نقل ایران و کهن آئین است/..." شعر ایمان اهورا هم انتخابی مناسب برای آغاز داستان بود و با تصاویری که به وسیله ویدئو مپینگ روی دیوارهای کاخ به نمایش درمی‌آمد، همساز می‌نمود.

بخش ابتدایی کار تنها به اجرای موسیقی گذشت اما به محض شروع بخش‌های نمایشی، پروسه‌ای آغاز ‌شد که تا پایان اجرا ادامه پیدا کرد و مخاطب را در بلاتکلیفی مکرری انداخت. با اینکه نغمه ثمینی در مقام نویسنده، هنرمند توانایی محسوب می‌شود اما متن نوشته توسط او به دور از جذابیت‌های دراماتیک بود تا آنجا که تلاش بازیگرانی چون صابر ابر، بهرام رادان، مهدی پاکدل، سحر دولتشاهی، دلینا آرام، بانیپال شومون و حسین صوفیان در بخش‌هایی از اجرا نتوانست از کسالت تدریجی مخاطب جلوگیری کند.

در ادامه؛ قطعات "ابر می‌بارد"، "آهای خبردار"، "دل به دل"، "با من صنما" و برخی آثار دیگر که با صدای همایون شجریان و آهنگسازی تهمورس و سهراب پورناظری مورد اقبال مردم قرار گرفته‌اند؛ دقیقا با همان فرم برگزاری کنسرت‌ها‌ به اجرا درآمد و مخاطبان که تحت تاثیر حال و هوای این قطعات قرار گرفته بودند، به یکباره با حضور دوباره بازیگران روی سن مواجه می‌شدند و داستانی که پیشتر به واسطه اجرای موسیقی کاملا قطع شده بود دوباره از سر گرفته می‌شد. پس از دقایقی یکبار دیگر بازیگران صحنه را ترک کردند تا بازهم ارتباط و تمرکز مخاطب با داستان قطع شود و شاهد حضور همایون شجریان و نوازنده‌ها روی صحنه باشد.

این دست به دست شدن تمرکز مخاطب در میان رفت و آمدهای گروه موسیقی و گروه نمایشی، مجموعه‌ای را به وجود آورده بود که درنهایت به خستگی و کلافگی مخاطب می‌انجامید؛ در واقع این تنها تصانیف همایون شجریان و محبوبیت شخص خود او بود که باعث شد مردم به شوق شنیدن یک اثر دیگر از او این پاساژ‌های خسته‌کننده را تحمل کنند.

باوجود تمامی زحماتی که دست‌اندرکاران پروژه سی برای طراحی آن کشیده‌اند اما این پروژه بیش از آنکه تجربه موفقی از "کنسرت نمایش" باشد مجموعه‌ای از قطعات موسیقی است که در فاصله بین اجرای تصنیف‌ها و قطعات‌اش، بخشی نمایشی نیز اجرا می‌شود؛ اما این ترکیب، نه توانست به نمایش کمکی کند و نه در اجرای موسیقی تاثیر مثبتی داشت.

پروژه سی می‌توانست به خاطر حضور بسیاری از افراد متخصص در این اجرا، اثری قابل تامل و پخته باشد اما نتیجه کار تاکنون این‌گونه نبوده است؛ مگر اینکه دست‌اندرکاران پروژه در بخش‌های مختلف آن تجدیدنظر کنند.

برای روزهای ۲۰ و ۲۲ مرداد، کنسرت- نمایش «سی» تمدید شد

کنسرت- نمایش «سی» با حضور «همایون شجریان» و «سهراب پورناظری» برای روزهای ۲۰ و ۲۲ مرداد ماه تمدید شد.

به گزارش ایلنا، کنسرت- نمایش «سی» از پانزدهم مرداد در مجموعه‌ فرهنگی و هنری سعدآباد روی صحنه می‌رود.

«سی» کاری از همایون شجریان و سهراب پورناظری است که براساس سه داستان از داستان‌های شاهنامه – زال و رودابه، رستم و اسفندیار و رستم و سهراب- با نویسندگی نغمه ثمینی، کارگردانی اصغر دشتی و دراماتورژی امیرحسین ماحوزی ساخته شده است.

این کنسرت- نمایش تلاشی است برای بازسازی هویت ملی که با تکیه بر موضوع فرهنگ، هنر و اندیشه ایرانی با حضور تعدادی از چهره‌های موسیقی، نمایش و همچنین انیمیشن روی صحنه می‌رود. «سی» با نگاه امروزی سه داستانِ نامهٔ باستان را روایت می‌کند.

این برنامه به تهیه‌کنندگی موسسه‌ دل‌آواز و بارانا و با همراهی شرکت سامسونگ برگزار می‌شود و مخاطبان می‌توانند بلیت‌های این کنسرت- نمایش را از ساعت ۱۶ امروز از سایت ایران کنسرت به آدرس www. iranconcert. com تهیه کنند.

"رگ خواب" همایون شجریان دیجیتالی شد

همزمان با اکران فیلم "رگ خواب" آلبوم موسیقی این فیلم نیز به خوانندگی همایون شجریان و آهنگسازی سهراب‌پور ناظری به صورت دیجیتالی بازنشر شد.

به گزارش ایلنا، آلبوم "رگ خواب" که حدود سه ماه قبل در قالب "سی دی" به بازار آمده بود به صورت دیجیتالی از طریق سامانه "ریتمو"، قابل خریداری و دانلود قانونی شد.

«رگ خواب» آلبوم فیلمی به همین نام است؛ آهنگسازی موسیقی متن این فیلم بعد از «آرایش غلیظ»، «بی‌پولی» و سریال «وضعیت سفید»، چهارمین تجربه‌ همکاری حمید نعمت‌الله با سهراب پورناظری به شمار می‌رود که با صدای همایون شجریان نیز همراه شده است. همایون شجریان نیز پیش‌تر در فیلم آرایش غلیظ با پورناظری و نعمت‌الله همکاری کرده بود.

نسخه‌فیزیکی آلبوم «رگ خواب» در اسفند ماه ۱۳۹۵ از سوی شرکت «هنر شهر» و نسخه‌ دیجیتالی آن نیز به صورت انحصاری برای دانلود قانونی روی سایت «ریتمو» قرار گرفت.

درامی عاشقانه و بازگوکننده‌، داستان زن جوانی به نام میناست که در برهه‌ای خاص از مسیر زندگی‌اش قرار گرفته است. او یک زندگی نافرجام مشترک را پشت سر گذاشته و از سوی پدرش نیز طرد شده است. مینا پس از تجربه‌ تلخ این طلاق و در حالی که تحصیلش را نیز نیمه‌کاره رها کرده و به دنبال کار و سرپناه می‌گردد، با مردی آشنا می‌شود که به تصورش می‌تواند خلا عاطفی بزرگ به وجود آمده در زندگی‌اش را پر کند. بین این دو رابطه‌ای عاطفی شکل می‌گیرد که «رگ خواب» آن را با رنگ و بویی متفاوت به تصویر کشیده است. اوج احساسی این رابطه اما در سایه‌ پیچ و تاب داستان رو به فرود می‌گذارد.

این فیلم پس از «آرایش غلیظ»، تازه‌ترین اثر «حمید نعمت‌الله» است که فیلم‌هایی نظیر «بوتیک» و «بی‌پولی» را در کارنامه‌ی خود دارد. این فیلم در سی‌و‌پنجمین جشنواره‌ فیلم فجر، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین جلوه‌های ویژه‌ میدانی و بهترین عکس را از آن خود کرد و در چهار بخش دیگر نیز نامزد جایزه شد.

لیلا حاتمی، کوروش تهامی، الهام کردا، لیلا موسوی، حسین عرفانیان، خسرو بامداد، بامداد نعمت‌الله و حمیدرضا آذرنگ در رگ خواب نقش آفرینی می‌کنند و معصومه بیات نویسندگی آن را برعهده داشته است.

اجرای دو داستان شاهنامه توسط همایون شجریان و سهراب پورناظری

پروژه‌ی مولتی مدیای «سى» براساس دو داستان از شاهنامه‌ با همکاری همایون شجریان و سهراب پورناظری روی صحنه می‌رود.

به گزارش ایلنا، پروژه‌ی مولتی مدیای «سى» بر اساس دو داستان «زال و رودابه» و «رستم و اسفندیار» از شاهنامه‌ی فردوسی کاری از «همایون شجریان» و «سهراب پورناظری» از پانزدهم مرداد ماه در مجموعه‌ی کاخ سعدآباد روی صحنه می‌رود.

این پروژه‌ چندرسانه‌ای با هدفِ هویت بخشی ملی با تکیه بر موضوع فرهنگ، هنر و اندیشه ایرانی با حضور تعدادی از برترین چهره‌های موسیقی، تئاتر و همچنین انیمیشن در حالی روی صحنه می‌رود که روایتی معاصر و متفاوت از دو داستان شاهکار فردوسی را بیان کرده و تلاش می‌کند تا مخاطبینی از نسل های متفاوت با استفاده از هنرهای نمایشی، موسیقی و انیمیشن به درکی امروزی از شاهنامه‌ی فردوسی برسند. خالقان این پروژه در نظر دارند گامی در جهت بازسازیِ هویت ملی بردارند.

همایون شجریان و سهراب پورناظری اواخر سال گذشته آلبوم موسیقی رگ خواب را منتشر کردند که با استقبال عمومی مواجه شد. آلبوم صوتی و تصویری خداوندان اسرار نیز از دیگر پروژه های است که این دو هنرمند به تازگی به انتشار درآورده‌اند. نشست خبری این پروژه ۲۸ خرداد در هتل اسپیناس با حضور عوامل این پروژه انجام می‌شود.

آیا میدانید

  • چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

    چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟

      چه سازی را برای یادگیری موسیقی انتخاب کنیم؟ (نکته: این نوشته، برای کسانی است که در انتخاب ساز مردد بوده و نیاز به راهنمایی دارند). شاید نخستین پرسش برای کسی که، ایده و آشنایی با موسیقی ندارد، و قصد یادگیری موسیقی داری این باشد: چه سازی را انتخاب کنم؟ انتخاب ساز، کاملا سلیقه ای است، و انتخاب ساز، در واقع انتخاب و دنبال کردن سلیقه فرد و برداشت شخص از موسیقی است. برای انتخاب ساز به منظور یادگیری موسیقی، چند عامل نقش مهمی دارند که به آنها اشاره میکنیم: سلیقه و علاقه فرد به صدای سازی که یا دیده، یا صدایش را شنیده، و آشنایی هرچند اندک نسبت آن ساز دارد. شکل ظاهری ساز نیز نقش به سزایی در انتخاب دارد. کسی که آشنایی چندانی با موسیقی ندارد، برای شروع نوازندگی و انتخاب، به شکل ظاهری ساز نیز نظر دارد. سبک و کاربرد ساز یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز است. در واقع کاربرد ساز در سبک های موسیقی پاپ، کلاسیک، سنتی و... میتواند یکی از مهمترین نکات در انتخاب ساز باشد. مشورت و راهنمایی صحیح، می تواند راه بسیار خوبی برای انتخاب ساز باشد. ولی در نهایت، خود شخص است که تصمیم گیرنده نهایی است. چند توصیه…

از ما بپرسید

  • چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه

    چگونگي برقراري ارتباط نوازنده با مخاطب روي صحنه برقراری ارتباط نوازنده در حین اجرای زنده، با شوندگان حاضر در سالن، مبحثی بسیار جدی و جالب است که برای تحلیل و چگونگی و راه های مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آن نیاز به نوشتاری مفصل دارد که به زودی در مورد آن، در این سایت بحث شده و نوشته هایی برای خواندن شما عزیزان آماده و عرضه خواهد شد. بیست و هفتم خرداد هشتاد و نه  

درباره ی موسیقی هنری ایران

logo persian004 موسیقی هنری ایران، نخستین روزنامه الکترونیکی روزانه موسیقی ایران

همکاری: پیام به این شماره تلگرام
09226521131