میرعلینقی: آهنگسازی در ایران بیش از صد سال قدمت ندارد

نوشته شده توسط persianartmusic Posted in تازه ها بازدید: 1722

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

میرعلینقی: آهنگسازی در ایران بیش از صد سال قدمت ندارد

میرعلینقی: آهنگسازی در ایران بیش از صد سال قدمت ندارد
میرعلینقی: آهنگسازی در ایران بیش از صد سال قدمت ندارد

 

پنجاه و دومین نشست تخصصی «گذر موسیقی» با حضور علیرضا میرعلی نقی مورخ، پژوهشگر و منتقد موسیقی در شهر کتاب فرشته برگزار شد.

 

به گزارش خبرگزاری مهر، پنجاه و دومین نشست تخصصی «گذر موسیقی» با حضور علیرضا میرعلی نقی، مورخ، پژوهشگر و منتقد موسیقی با حضور تعدای از اهالی موسیقی و علاقه مندان در شهر کتاب فرشته برگزار شد.

 

این منتقد موسیقی در این جلسه گفت: بررسی مساله سبک در موسیقی بسیار دشوار است، خصوصا پیش از قرن بیست و یکم که سبک ها با توجه به اقلیم های مختلف و دوره های زمانی متفاوت می شوند. البته نمی شود به طور کلی در یک جلسه تمام سبک ها را بررسی کرد اما باید به این نکته توجه داشت که آهنگسازی در ایران بسیار تازه است و تاریخچه آن به کمتر از صد سال برمی گردد. البته بی ریشه هم نیست.

 

میرعلی نقی افزود: از زمان صفویه، به عنوان اولین حکومت ایرانی که مذهب شیعه را مذهب رسمی کشور اعلام کرد، موسیقی تحریم شد. بنابراین ما بسیاری از آنچه قبل از صفویه در زمینه موسیقی داشتیم در این فاصله از دست دادیم. در این دوران ما مساله فرم در موسیقی، تکنیک، تعدادی از سازها و بخش تالیف تئوریک موسیقی را از دست دادیم و موسیقی به سمت نوازندگی صرف رفت.

 

وی تاکید کرد: آهنگسازی مدون نیازمند آشنایی با غرب بود. اما ما با آهنگسازی در سطح ساده ای، به اندازه آهنگسازی نظامی آشنا شدیم و همین آشنایی موجب شد تا دو شاخه در آهنگسازی پدید بیاید. یکی شاخه ای براساس تحول درونی در مصالح درونی که هنرمندانی همچون وزیری، خالقی، دهلوی و فخرالدینی به این سمت رفتند. دیگری از تکنیک و ابزار غرب وام گرفتند و آن را به سمت هویت درونی بردند.

 

این هنرمند در ادامه توضیح داد: مکتب دیگری در موسیقی پدید آمد به عنوان بازگشت به سنت که هنرمندانی همچون لطفی یا مشکاتیان به آن سمت رفتند. اما در این جلسه مجال صحبت درباره این سبک وجود ندارد. البته جریان های دیگری هم بودند مثل جریان جدی که در تنظیم ها بین سال های ۴۸ تا ۵۸ به وجود آمد یا مکتب میرزا یا مکتب تجدد خواه که از مشروطه بیرون آمدند.

 

این مولف و نویسنده تاکید کرد: در هیچ کشوری همانند ایران به صورت همزمان و روی هم روی هم این همه مکتب اجرا نشده است ولی در ایران به علت این وقفه تاریخی در موسیقی این اتفاق افتاده است. از سوی دیگر گرایش قالب موسیقی ملی و سمفونیک در دوره ای به موسیقی جمهوری های شوروی گرایش پیدا کرد به طوری که گاهی این موسیقی با آثار آهنگسازان شوروی اشتباه گرفته می شد. برای همین آهنگسازانی همچون فرهت و خالقی همیشه با هم مجادله داشتند و هر کدام دیگری را به تقلید از موسیقی غربی متهم می کردند و کار خودشان را بدیع و تازه می دانستند.

 

میرعلی نقی  درباره چهارمین نسل آهنگسازان گفت: چهارمین نسل آهنگساز که بیشتر بعد از انقلاب مطرح می شوند، بیشتر آقای درویشی هست و مشایخی ها هستند. مشایخی بزرگ با تالیفاتی که دارد بیش از هر آهنگساز معاصر دیگری در این زمینه کار کرده است. او تنها آهنگساز معاصر است که به غیر از استاد اصلانیان، خودش تز فلسفی دارد که کتاب هایش هم در حال منتشر شدن هست. آموزه های آقای اصلانیان مکتوب نشد و بیشتر به شکل شفاهی باقی ماند.

 

وی در ادامه به نسل پنجم اشاره کرد و گفت: نسل پنجم آهنگسازان که دیگر به سن و سال من هستند، فردین خلعتبری، ایمان وزیری و بهزاد عبدی هستند. ایمان وزیری با تار و دستگاه موسیقی ایرانی الفت بسیاری دارد و شناختش از موسیقی ایرانی بسیار زیاد است، اما متاسفانه کم کار است. البته نسل ششمی هم در بین آهنگسازان وجود دارند که نسل بعدی آهنگسازان هستند و از متولدین ۵۰ و ۶۰ آغاز می شوند. این آهنگسازان مانند امیر مهیار تفرشی پور هستند که هر کدام از این ها دنیای خودشان را دارند که بعضی از عنصرهای این دنیای شخصی وام گرفته شده است. اما در بسیاری از اوقات ترکیباتشان بدیع و تازه است و به خودشان تعلق دارد که باید آثارشان پخش شود.

 

این پژوهشگر موسیقی در پایان درباره گرایش روبیک، آهنگساز مطرح موسیقی توضیح داد: روبیک، گرایش ناسیونالیست ارمنی مهاجر آمریکا را داشت به خاطر این که نزدیک به چهل سال در ارمنستان زندگی کرده بود. او به شدت متاثر از موسیقی بومی آنجا بود و به حق کلمه استاد برایش کم است. او در دو مقطع مختلف دو گرایش مهم داشته است، یکی در مقطع اولیه تا پیش از چهل سالگی اش بود که بیشتر به سمت نوازندگی سرگیو راخمانیوف و مکتب روس گرایش داشت. دیگری در بخش دوم زندگی اش که با موسیقی مدرن شونورگ و روبن آشنا شد که متاسفانه آثارش با این گرایش فقط در بین سال های ۵۲ تا ۵۴ یک بار فقط اجرا شد و یک ضبط نامناسب هم از آن به جا مانده است. همچنین از پارتیتورهای آن هم چیزی در دسترس نیست.